بایگانی مطالب : محیط زیست
دریاچه ارومیه نگینی که دیگر فیروزهای نیست!
مشاهده یوزها در سایه کمبودها
«پذیرش فرضیه جمعیت دوم یوز در پناهگاه حیاتوحش نایبندان بدون پایش دقیق، ممکن نیست. احتمال دارد این دو یوز از جنوبشرق پارک ملی توران وارد این پناهگاه حیاتوحش شده باشند. جمعیت یوزهای ما بهاندازهای کم است که باید تکتک آنها را دنبال کنیم. اینجاست که حفاظتگران اهمیت پیدا میکنند، آنها کسانی هستند که میتوانند با مردم محلی ارتباط بگیرند و با انواع شیوههای پایش، سرنوشت تکتک افراد را تعقیب کنند؛ اما متأسفانه هیچکدام از این کارها انجام نمیشود. تنها خبرهایی درباره یوز میشنویم، یوزهایی که نمیتوانیم از سرنوشتشان مطمئن شویم.» اینها گفتههای «علی رنجبران»، حفاظتگر، درباره خبر خوب ثبت مشاهده دو یوز در پناهگاه حیاتوحش نایبندان است. این حفاظتگر، «علی خانی» مدیرکل حفاظت محیطزیست استان خراسانجنوبی و «حامد ابوالقاسمی» کارشناس حیاتوحش تأکید دارند: امکانات و تجهیزات در نایبندان باید افزایش یابد، هم برای پایش و هم برای حفاظت از این پناهگاه یک و نیم میلیون هکتاری که کمترین نیروی محیطبان را در اختیار دارد.
«وفاق» دولت، علیه «محیطزیست»
نخستین بار که نام معاون اول رئیسجمهوری در تکمیل و مداخله برای تعجیل در اجرای سد ماندگان، سدی بر سرشاخه رودخانه «ماربر» اصفهان به گوش رسید، سخنگوی دولت اعلام کرد قصد مداخلهای در کار نبوده و موضوع فقط تأکید بر تسریع بررسی طرح است. حالا اما پای رئیسجمهوری هم به میان آمده است. رئیس سازمان حفاظت محیطزیست هفته گذشته اعلام کرد طرحی که از ابتدا نیز مجوزهای محیطزیستی و مطالعه نداشته، با وجود مخالفت کارشناسی سازمان تکمیل شده است و امکان شکایت از وزارت نیرو را هم ندارد؛ چون رئیسجمهوری دستور داده دستگاهها از هم شکایت نکنند. بنابراین، موضوع به معاونت غیرتخصصیِ حقوقی در دولت ارجاع داده شده است. همزمان بیش از یک سال است که سازمان حفاظت محیطزیست هیچ اطلاعاتی در مورد تصمیمات پیرامون این سد ارائه نمیدهد و در تازهترین پاسخ دولت در سامانه شفافیت به کنشگران اعلام شده است: «در اين مورد نيز تشخيص امر در صلاحيت معاونتهای محترم تخصصی و با تأیيد ادارهكل محترم حراست میباشد.» ماربر یکی از سرشاخههای اصلی کارون است و سد ماندگان در دل منطقه حفاظتشده قرار گرفته، نه مجوز دارد و نه مطالعاتی برای آن ارائه شده است. فعلان محیطزیست از پنهانکاریهای سازمان حفاظت محیطزیست ابزار نگرانی میکنند و میگویند حیات «ماربر» و «دنا» هر روز بیشازپیش در خطر است.
دریاچه ارومیه؛ آینه اقلیمی ایران
یک فیلم، یک تایملپس ماهوارهای و یا یک عکس نوستالژیک از سالهای دور از ارومیه پرآب با کپشن «مرگ و نابودی»؛ روزی نیست که این تصاویر تن و روان ما را نلرزاند و آهی به افسوس نکشیم! نگین فیروزهای شمالغرب این روزها به کما رفته و اینبار فقط چند لکه آب کمعمق و قرمزرنگ در خود دارد و عملاً خشک شده است. هامون و گاوخونی و بختگان و جازموریان کم بود، دریاچه بزرگ و پهناور ارومیه که تا همین سی سال پیش با ۳۲ میلیارد مترمکعب اندوخته، پرآبی و پیشروی آب آن باعث زحمت و دردسر اهالی حاشیه آن میشد، الان به یک شورهزار بیانتها و وهمناک تبدیل شده است. مردمان حاشیه این دریاچه اکنون به سوگ این پهنه آبی که نمادی هویتمند برای آنها بود، نشستهاند و یک اضطراب جمعی از این سؤال بیپاسخ که سرنوشت این دریاچه چه خواهد شد، تمام شهرها و مردم حاشیه آن را در خود گرفته است.
گامهای لرزان حفاظت ژنتیکی گونهها
|پیام ما| در سالهایی که انقراض گونههای جانوری و گیاهی در ایران سرعت گرفته است، درست در زمانی که وضعیت یوزپلنگها مصداق مسیر انقراض است و فرصت برای حفظ میراث ژنتیکی گونهها روزبهروز کمتر میشود، حفاظت از ذخایر ژنتیکی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در جهان، بانکهای ژن و مراکز پیشرفته توالییابی DNA برای مطالعه و شناخت گونهها و همینطور حفظ آنها شناختهشدهاند. بانک ژن بیمهای برای آینده و حتی راهی برای بازگرداندن گونههای ازدسترفته است؛ از باغوحش منجمد سندیگو گرفته تا بانکهای ژن منطقهای در آسیا و اروپا، انبوهی از دادههای ژنتیکی گردآوری و ذخیره شده که پشتوانهای مطمئن برای حفاظت و مدیریت تنوعزیستی بهشمار میرود. در ایران اما، با وجود تلاشهایی که در دو دهه اخیر برای راهاندازی بانک ژن و جمعآوری نمونهها انجام شده، گامهای حفاظت ژنتیکی لرزان است.
افول مشارکت مردم، مرگ یوز
لذت حفاظت، کمرنگ و کمرنگتر شد
بازگشت به ابتدای راه
نجات یوز میتواند رؤیا نباشد
میاندشت؛ الگوی موفق حفاظت
