بایگانی مطالب : منابع طبیعی
هر شهروند، یک پژوهشگر طبیعت
چالش طبیعت آسیا (ANC) یک رویداد بزرگ و قارهای در حوزه علم شهروندی است که با هدف مستندسازی تنوعزیستی غنی آسیا برگزار میشود. این رویداد با استفاده از پلتفرم جهانی آینچرالیست (iNaturalist)، از عموم مردم دعوت میکند به مشاهده و ثبت دقیق گیاهان، جانوران، حشرات و قارچهای وحشی در محیط زندگی خود بپردازند. انگیزه اصلی این چالش، پر کردن شکاف دادهای در مورد حیاتوحش آسیا است؛ چراکه با وجود داشتن بالاترین تنوعزیستی، این قاره سهم کمی در دادههای علمی ثبتشده جهانی، یعنی در حدود ۹ درصد از کل مشاهدات را دارد. مشارکتکنندگان در دو مرحله اصلی (مشاهده در طبیعت و سپس کمک به شناسایی گونهها) به تولید دادههای معتبری کمک میکنند که مستقیماً توسط محققان و سازمانهای حفاظتی برای رصد گونههای در معرض خطر و برنامهریزیهای محیطزیستی مورد استفاده قرار میگیرد. در این چالش افراد میتوانند با گوشی هوشمند خود، در عرض چند روز، مشاهدات خود را در طبیعت از گونههای وحشی ثبت کنند و اطلاعات حیاتی را در اختیار جامعه علمی قرار دهند. هدف نهایی این چالش، شناسایی ناشناختهها و ایجاد یک شبکه فعال از حامیان محیطزیست در سراسر آسیا برای افزایش آگاهی است.
نفس شمال از دل «سُماموس» برمیخیزد
توده کوهستانی «سُماموس» مرتفعترین کوه استان گیلان و یکی از قلل شاخص البرز غربی است. موقعیت خاص این کوه و قرارگیریاش در جوار دریای کاسپین و آزاد بودن سه جبهه آن از بدنه البرز، منظری شگفتانگیز برای آن ایجاد کرده و نزدیکترین قله بالای سه هزار متر به دریای کاسپین بهشمار میرود. نفوذ هرروزه رطوبت بهشکل مه و ابر، حجم قابلتوجه بارش، گستره جنگلهای هیرکانی بر بخش بزرگی از دامنهها، اینجا را به یکی از کانونهای تنوعزیستی تبدیل کرده است. یکی از جنبههای زمینشناسی پرارزش این توده کوهستانی، رخنمون سازند کنگلومرای جواهرده (ژوراسیک) است. فقط در محدوده گیلانی این مجموعه کوهستانی ۶۹۳ چشمه شناسایی و در میانه تمامی شگفتیهای این کوه، تاکنون دو گونه گیاهی اندمیک در آن «هزار خار سُماموسی یا هزار خار رامسری» و «گوشخری سُماموسی» شناسایی شده است. ارزشهای زیستی و جغرافیایی این منطقه سبب شده است یک اثر طبیعی ملی، یک منطقه حفاظتشده و یک منطقه شکارممنوع در دامنههای این کوه ثبت شود. علاوهبراین، این مجموعه کوهستانی در سال ۱۳۹۸ به شماره ۶۸۴ در فهرست میراث طبیعی کشور ثبت شد.
قانونی که راه تخریب کوهها و مراتع را هموار میکند
کاش میتوانستم برای ایران کار کنم
«من یک بچه دهاتی بودم. در «بردسیر» بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را به «پیام ما» میگوید. او که در نودویکمین نشست «دوشنبههای ایکوم» با عنوان «موزهها و معضل گردشگری» شرکت کرده بود، سالها برای زمینشناسی ایران تلاش کرده و با فعالیت در دانشگاه تهران و آخن آلمان، سهمی مهم در توسعه این حوزه دارد و هنوز نگران آینده زمینشناسی و فعالیت موزهها در ایران است. مهمترین میراث او، «موزه شهابسنگ نراق» است. اما چرا او به «نراق» رفت و این موزه را ایجاد کرد؟ در چهره این مرد ۸۶ساله وطندوستیاش بهخوبی پیداست. صحبتهایش نشان از آن داشت که ای کاش میتوانستم همه این فعالیتها را برای ایران انجام دهم؛ اما افسوس که طی این سالها گردشگری در این حوزه، از جمله توسعه ژئوپارکها، موزهها و بهخصوص موزه شهابسنگ نراق بهخوبی انجام نشده است. او باز هم با کولهباری از بغض و افسوس، ایران را به مقصد آلمان ترک میکند.
سرنوشت عشایر روی میز دولت
قرار است ۱۶ مهر شورایعالی اداری کشور در مورد طرحی برای انحلال سازمان امور عشایری ایران تصمیمگیری کند؛ دولت یا با انحلال آن موافقت خواهد کرد یا این سازمان را در سازمانهای دیگری ادغام خواهد کرد. اتفاقی که در خود دولت نیز مخالفانی دارد، اما بهاتفاق آرا، اعتراض جامعه عشایری کشور را بههمراه داشته است. روز گذشته بیانیهای از سوی فعالان و اعضای جامعه ایلاتی و عشایری کشور نگارش شده که در آن این تصمیم را همسو با سیاستهای «تختهقاپو و اسکان اجباری عشایر» رژیم گذشته توصیف کردهاند و این طرح را سیاستی با هدف نابودی و ریشهکنی عشایر دانستهاند. خبر احتمال انحلال سازمان عشایری در آستانه جشن روز ملی روستا و عشایر منتشر شده است و حالا عشایر ایران میگویند: «ما جامعه عشایری ایران، ضمن اعلام نارضایتی و نگرانی شدید از این تصمیم تبعیضآمیز، اعتراض خود را نسبت به انحلال یا ادغام سازمان امور عشایر کشور اعلام میکنیم و روز ملی روستا و عشایر را در اعتراض به حذف جامعه دیرپای عشایری از قشربندی اجتماعی کشور، روز عزای عشایر مینامیم.» معترضان به این اقدام دولت میگویند کشور بیش از هر زمان به انسجام ملی و همبستگی اقوام نیازمند است، اما این تصمیم امنیت روانی و آرامش اقوام را بر هم خواهد زد.
فروپاشی حفاظت به اسم چابکسازی
بهنظر میرسد سازمان امور اداری و استخدامی از روی اضطرار و شرایط درآمدی و بودجهای کشور به اسم چابکسازی و درواقع بمبگذاری، دست به اقدام انتحاری و شاید هم نمایشی مصوبه تغییر ساختار وزارت جهادکشاورزی زده است. حتی از این منظر نیز ضررهای اقتصادی بیتالمال در تخریب انفال در درازمدت بیشتر از صرفهجویی مدنظر است. باید گفت آنچه امروز به اسم چابکسازی در پی آن هستند، تمام دار و ندار حفاظت در منابعطبیعی کشور را به فنا میدهد و چند سال دیگر نه خبری از تصمیمگیران و اجراکنندگان فعلی مصوبه است و نه معلوم است چه کسی باید پاسخگو باشد. این اصلاحات بهظاهر منطقی انبوهی از چالشهای نهادی و تعارض وظایف را بهدنبال دارد.
برداشت گونها آنسوی مرزهای حفاظتشده است
|پیام ما| برداشت گون از مناطقی در استان چهارمحالوبختیاری به مناقشهای جدی در این منطقه بدل شده است. این برداشتها که با قراردادهای کلان انجام میگیرد، آسیب جبرانناپذیری به این مناطق وارد کرده است. «پیام ما» در گزارشی به این موضوع پرداخت و حالا «محسن کریمی»، مدیرکل حفاظت محیطزیست چهارمحالوبختیاری، به «پیام ما» میگوید این برداشتها از منطقه حفاظتشده قیصری انجام نمیگیرد و در مناطق زیرمجموعه حفاظتی سازمان منابعطبیعی است. بهگفته او، فرایند بهرهبرداری از گون و محصولات اصلی (کتیرا و...) و جانبی (گزانگبین و...) نیازمند داشتن مجوز طرح مرتعداری است که متقاضیان باید از سازمان منابعطبیعی دریافت کنند و درصورتیکه بهرهبرداران بدون اخذ مجوز اقدام به برداشت محصولات اصلی و فرعی از گونههای گیاهی کنند، بهعنوان متخلف به مراجع قضائی معرفی میشوند.
تیر خلاص به گونهای قیصری
برداشت غیرقانونی گزانگبینها از منطقه حفاظتشده قیصری چهارمحالوبختیاری امسال یک مصدوم داشت. «احمد»، از عشایر منطقه که از مدتها قبل برداشتکنندگان غیرمجاز را دیده بود، در چندمتری سیاهچادرشان با تهدید تعدادی از آنها که مسلح بودند، روبهرو شد: «تفنگ را روی شقیقهام گذاشت و گفت چرا زاغسیاه ما را چوب میزنی و خبر آمدن ما را به محیطزیست دادی؟» بعد هم او را کتک زدند و حالا پرونده شکایت او از این افراد از چهارمحال به ایذه منتقل شده است. برداشت گزانگبین در مناطق حفاظتشده قیصری چندسالی است که به معضلی برای منطقه بدل شده و نابودی اکوسیستم برای عشایر نگرانی بزرگتری است. این درحالیاست که براساس قراردادهای مخفیانه، رقمهای بالایی برای برداشت گزانگبین پرداخت میشود و تعدادی از متخلفان در منطقه قیصری در حال حاضر مسلح هستند.
چابکسازی وزارت جهادکشاورزی با تضعیف حکمرانی منابعطبیعی؟
پایان دوران «مختاری»
مدیرعامل ۸۰ساله سازمان بوستانهای تهران بعد حدود ۳۸ سال از صندلی مدیریت برخاست. از ۵۳ سال پیش که «علیمحمد مختاری» با مدرک کارشناسی مهندسی کشاورزی به شهرداری تهران آمد، شهرداران مختلفی را به چشم دید؛ با حساب سرانگشتی از سال ۱۳۵۱ تاکنون ۲۵ شهردار. از پاییز ۶۶ که تاریخ ثبتشده حضور مختاری در سازمان بوستانها و فضای سبز شهر تهران است، تهران ۱۶ شهردار مختلف داشت و در تمام این سالها مختاری در سمت خود باقی ماند. او هیچوقت بازنشست نشد، حتی دیروز (چهارشنبه، ۲۶ شهریور) که ناگهان از سمتش برکنار شد و قرار است سازمان بوستانهای تهران بعد از چند دهه مدیر جدیدی به خود ببیند، مختاری در جایگاه مشاور شهردار در امور بوستانها منصوب شده است.
