بایگانی مطالب : جامعه
جشنوارهای برای مردم یا دورهمی مسئولان؟
|پیام ما| در روزهایی که کشور زیر فشار همزمان بحرانهای اقتصادی، نارضایتیهای اجتماعی و اعتراضات گسترده و سایه جنگ قرار دارد، برگزارکنندگان جشنواره چندرسانهای میراثفرهنگی -که حتی در شرایط مطلوب و آرام منتقدان بسیار داشت- نهتنها راضی به لغو این برنامه نشدهاند که اصرار به برگزاری جشنوارهای دارند که تنها نام میراثفرهنگی را یدک میکشد. جشنوارهای که قرار است در چنین شرایط ملتهبی برگزار شود، چه پیامی برای جامعه و چه تأثیری بر حوزه میراثفرهنگی کشور که این روزها در معرض بحران قرار دارد، خواهد داشت؟
راز پنهان پناهگاههای جنوب
«شوادانها»، شهر پنهان زیر خانههای دزفول و شوشتر، سالهاست که از حافظه جمعی این شهرها کنار رفتهاند. فضاهایی دستکند که زمانی هم پناه مردم از گرمای سوزان جنوب بودند و هم در روزهای جنگ، جان هزاران نفر را نجات دادند. بسیاری از این سازهها امروز پر از خاک و متروکهاند، اما حالا میراثفرهنگی دوباره به آنها توجهی نشان داده است. بهگفته سرپرست میراثفرهنگی دزفول، برنامههایی برای تعریف کاربریهای فرهنگی و گردشگری در شوادانهای قابلبازدید در دست اجراست. این کار تلاشی است برای حفظ بخشی از معماری منحصربهفرد و فراموششده این شهرها.
محدودیت اینترنت، مردم را فقیرتر میکند
قطع سراسری اینترنت به روز هفدهم رسیده است. کاربران از ساعت ۸ غروب هجدهم دی در «شبکه ملی اطلاعات» یا آنچه «اینترنت ملی» خوانده میشود، گیر افتادهاند و فضای ارتباطی همچنان بسته است. مسئولان دیگر خودشان پیش افتاده و عدد خسارت ادامه این روند را اعلام میکنند؛ روزانه دو تا سه هزار میلیارد تومان. کاربران چند روزی است که شاهد نوساناتی در اتصال هستند و وعدههایی درباره بازگشت اینترنت به «وضعیت عادی» داده میشود؛ اما هنوز نشانهای از گشایش دیده نمیشود. در سومین هفته قطع اینترنت بینالمللی و ضربههای سهمگین آن به کسبوکارهای کوچک و بزرگ، سهمخواهی برای «اینترنت طبقاتی» شکل دیگری به خود گرفته است. «وحید فرید»، فعال و کارشناس حوزه فناوری اطلاعات در این گفتوگو به سؤالات «پیام ما» درباره وضعیت کنونی پاسخ میدهد.
فرصتِ سوزاندهشده
اینترنت داخلی؛ عبارتی که از نظر فنی وجود خارجی ندارد
فقط ارتباط را نبریدهاید؛ نظم را خاموش کردهاید
انزوای خاموش موزهها
|پیام ما | سالهاست که موزهها و میراثفرهنگی ایران زیر فشار سیاستگذاریهای اشتباه و نگاه مقطعی، کمجان و کماثر شدهاند؛ آنقدر که تعطیلیهای پیاپی و طولانی و حتی حذف تدریجیشان از عرصه عمومی، دیگر به چشم کسی نمیآید. قطعی اینترنت در این میان نه یک بحران تازه برای موزهها که حلقهای دیگر از زنجیره تصمیمهایی است که موزهها را به حاشیه رانده، انفعال و انزوا را در آنها تبدیل به امری عادی میکند؛ وضعیتی که اگرچه امروز چندان ملموس نیست، اما در بلندمدت میتواند به محو نقش موزهها در حیات فرهنگی کشور بینجامد.
روان آدمها تکهتکه میشود
|پیام ما| روایتهای بیشماری از شهرهای مختلف به «پیام ما» درباره احساساتی که بسیاری از مردم در این روزها تجربه کردند، رسیده است. بر آن شدیم که گفتوگویی با «سپیده دهقانی»، روانشناس بالینی در این زمینه داشته باشیم.
ایستاده میان بیم و امید
این روزها در گوشهگوشه ایران، مردم در حال تجربه حسهای مختلفی همچون خشم، غم، درماندگی و ناامیدی هستند. با قطع اینترنت هر فردی به جزیرهای جداافتاده تبدیل شده است. بسیاری از مردم روزهای تلخی و دردناکی را تجربه میکنند. آمار کشتهشدگان تکاندهنده است. ما به سراغ «قشر خاکستری» جامعه رفتهایم تا از حال آنها بپرسیم؛ حالی که به گفته بسیاری از آنها اینگونه است: «انگار در زندان هستم، حتی پنجره کوچک آنجا را هم ندارم.» روانشناسی که با او گفتوگو کردیم هم میگوید: «اینقدر روان مردم زخم خورده که دیگر توانی برایشان باقی نمانده است.» از دیدگاه او: «ما مقصر این وضعیت نیستیم. خشم نباید نسبت به خودمان در نظر گرفته شود.»
فجر و سینمای چندپاره
|پیام ما| چهلوچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر در شرایطی برگزار میشود که بیش از هر زمان دیگری با دوگانه حضور و غیبت فیلمها و فیلمسازان تعریف میشود؛ دوگانهای که نهفقط به انتخابهای هنری، بلکه به ملاحظات سیاسی، اجتماعی و بینالمللی سینمای ایران گره خورده است.
زنان، آوازهخوانان سوگواری
سوگینه، غمونه، چمری، مویه و شروه نامهای مختلفی از سوگآواها هستند. موسیقی که بر اساس سنت روایی سینهبهسینه منتقل شده و در دیماه ۱۴۰۴ در ایلام، دزفول، یاسوج، لردگان، ملایر، آبدانان، الیگودرز و گیلان از زبان زنان داغدار شنیده میشود. نوا و آواهایی که برگرفته از کهنالگوها و اسطورهها گاهی در مرز توران و ایران سوگ سیاوش را میسراید و بعضاً در بزنگاهی از تاریخ برای جوانان و نوجوانان الیگودرز گاگریو میخواند. ششم بهمنماه روز نوا و آواهای ایرانی است و «پیام ما» در گفتوگویی با «پیمان بزرگنیا»، پژوهشگر موسیقی نواحی، به سوگآواها میپردازد. گونهای از موسیقی نواحی که در آن متناسب با شخصیت متوفی، روایت هارمونیکی را بر بستر موسیقی از زبان زنان میشنویم.
