بایگانی مطالب : میراث
میراث عصر یخبندان
جنگلهای هیرکانی، نوار سبز و کهنسالی که سواحل جنوبی دریای خزر تا دامنههای شمالی البرز را در بر میگیرد، نهتنها بخشی از چشمانداز طبیعی ایران، بلکه صفحهای زنده از تاریخ تکامل کره زمین است. این جنگلها با قدمتی بیش از ۳۰ میلیون سال، از بازماندههای دوره ترشیاری و از معدود مناطقیاند که دوران یخبندان را پشت سر گذاشته و در برابر تحولات اقلیمی و زمینشناختی مقاومت کردهاند. هیرکانیها تنها جنگلهایی نیستند که در طول هزاران سال دوام آوردهاند؛ آنها یکی از «فسیلهای زنده» سیاره زمیناند؛ آزمایشگاهی طبیعی برای مطالعه تکامل گیاهان، تنوع ژنتیکی و فرایندهای زیستی و میراثی که در سال ۲۰۱۹ بهعنوان یک ارزش جهانی استثنایی در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
ابهامات قانونی، مانع بزرگ استرداد اموال تاریخی
|پیام ما| وزیر میراثفرهنگی اخیراً اعلام کرده است: «در حال حاضر، حداقل ۱۰ پرونده فعال با کشورهای مختلف برای بازگرداندن آثار تاریخی ایران در جریان است. بخشی از این آثار شناسایی شدهاند و به کشور بازگردانده میشوند.» استرداد اموال فرهنگی و تاریخی برای ایران که در طول سالها بسیاری از آثارش تاراج و به اشکال مختلف از کشور خارج شده، یکی از مهمترین اقدامات در حوزه میراثفرهنگی است. اما این امر همواره با مشکلات متعددی روبهرو بوده است. مرکز پژوهشهای مجلس در مطالعهای به بررسی این مشکلات پرداخته و درنهایت اعلام کرده است ابهامات قانونی و همچنین مسئله اثبات مالکیت مشکلساز است؛ چراکه وزارت میراثفرهنگی هنوز یک پایگاه اطلاعاتی جامع درباره محوطههای باستانشناسی و اشیای مکشوفه و مفقوده ندارد.
تکرار فاجعه
|پیام ما| «خرسان۳»، سدی است با تبعاتی بیشمار بر محیطزیست، جامعه محلی و میراثفرهنگی! اما آنچه درباره این سد تاکنون مغفول مانده، همین سه گزینه است. در گفتمان مسئولان اغلب بر ضرورت تأمین آب به سایر مناطق تأکید میشود. نگاهی به پژوهشها، مقالات و پایاننامههای نوشتهشده با کلیدواژه «سد خرسان۳» هم نشان میدهد کل مسئله در حد یک بحث فنی زمینشناسی، ژئومکانیک و... تقلیل یافته است. کارشناسان هشدار میدهند با این دستفرمان، آینده «دنا» همچون امروز «دریاچه ارومیه» خواهد بود.
سد خرسان ۳ تهدیدی برای میراث فرهنگی و طبیعی
سدسازی روی استخوانهای تاریخ
|پیام ما| رویکرد نامتوازن در توسعه علاوهبر اینکه پیامدهای اجتماعی و محیطزیستی فراوانی دارد، آسیبهای جبرانناپذیری به آثار تاریخی وارد میکند. همان اتفاقی که در جریان ساخت سد خرسان۳ در حال وقوع است. بهگفته «نوروز رجبی»، باستانشناس، ۲۶ محوطه تاریخی و یکی از بزرگترین گورستانهای شناختهشده عیلامی با اجرای این پروژه نابود خواهند شد. وزارت میراثفرهنگی تا امروز در مقابل این پروژه منفعل بوده و بهجای انجام وظایف و تکالیف قانونی بیشتر نقش نظارهگر تخریب میراثفرهنگی داشته است. با اینکه کارشناسان معتقدند مطالعات نجاتبخشی همچنان باید در محوطههای باستانی این محدوده ادامه داشته باشد، وزارت نیرو که مکلف به تأمین مالی پروژههای مطالعاتی است، از تأمین هزینهها با ترفندهای مختلف سر باز میزند و با اتلاف وقت، همچون پروژههای مشابه، قصد دارد مخالفان و منتقدان را در برابر کار انجامشده قرار دهد.
«ریسباف»؛ موزهای میان رویا و اجرا
اصفهان، شهری که بهعنوان نگین هنر و معماری ایران شناخته میشود، این روزها میزبان یکی از چالشبرانگیزترین پروژههای میراثفرهنگی کشور است؛ پروژهای که میتواند چشمانداز گردشگری، اقتصاد فرهنگی و هویت تاریخی استان را متحول کند، اما همزمان محل ابهام، نقد و حاشیههای متعدد بوده است. کارخانه قدیمی «ریسباف»، با سابقهای نزدیک به یک قرن در صنعت نساجی، قرار است به بزرگترین موزه منطقهای ایران تبدیل شود؛ طرحی ملی که با وعده مشارکت وزارت میراثفرهنگی، شهرداری و استانداری اصفهان تعریف شده است.
بازگشت لودرها به سرزمین «عیلامی»ها
|پیام ما| «جوبجی» از جمله محوطههای باستانی مهم ایران است که بیش از آنکه باستانشناسان در آن تردد داشته باشند، ماشینآلات راهسازی و کامیونها در آن رفتوآمد داشتهاند و بیش از آنکه فرصت مطالعه برای کارشناسان در مورد آثار ارزشمند موجود در آن وجود داشته باشد، ماشینآلات سنگین در آن جولان میدهند. اواخر دهه ۹۰ وقتی اعتراض به تعرضات معدنکاران به حریم جوبجی، به درگیری و پر کردن ترانشههای باستانشناسی توسط ماشینآلات راهسازی منتهی شد، با ورود دادستانی به موضوع پروژه متوقف شد. اما دوباره همان افراد پروژه تخریب و تعرض به این محوطه را کلید زدهاند تا کار نیمهکاره را تمام کنند.
تخریب دوباره محوطه باستانی «جوبجی»
میراث تاجر مروارید رها در باد
«عبدالمحسن نور» معروف به بشاری از تجار بزرگ مروارید بود که ۱۲۴ سال پیش تصمیم گرفت مسجدی در روستای «ماشه» در جزیره کیش بسازد، فضایی ساده برای عبادت و نیایش در کنار سواحل خلیجفارس که پس از چندینبار مرمت، هربار به حال خود رها شده است.
صبوری کردیم، جهانی شدیم
«سهمآبداران شفیعآباد گفتند اگر میخواهی با ما حرف بزنی، اول قنات را از نزدیک ببین.» «نینا امینزاده» هم ۳۵ متر از چاه پایین رفت تا به آب و قنات رسید. آن تجربه باعث شد سهمآبداران به او اعتماد کنند و نینا بداند وقتی از قنات حرف میزنند، منظور چیست! با ریختن دیوار بیاعتمادی، زنان شفیعآبادی عضو گروه گوجینو وارد فرایند احیای قناتهایشان شدند، در کنارش پتههایشان را دوختند، فیلم گرفتند و هزار کار دیگر! آنها بودند که شفیعآباد را جهانی کردند، هر چند اسمشان را هیچ مقام و مسئولی نیاورد. امینزاده، تسهیلگر پروژههای توانافزایی زنان که سابقه فعالیت در مناطق مختلف کشور را دارد، از ۱۰ سال تلاش شفیعآبادیها از یک روستای ناشناخته تا جهانی شدنشان میگوید. او در این گفتوگو چرایی انتخاب زنان برای پروژههای توانافزایی، مشکلات پیش روی این پروژهها و زنان و درنهایت چشماندازش از آینده محیطزیست را شرح میدهد.
