بایگانی مطالب : جامعه

حمله جنگنده‌ها به سازمان منابع طبیعی کشور

ظهر روز شنبه ۸ فروردین ۱۴۰۵ حمله هوایی به مناطقی از شمال تهران همراه با حمله به ساختمان‌های سازمان منابع طبیعی در بلوار ارتش بود.
حمله جنگنده‌ها به سازمان منابع طبیعی کشور

اصفهان پیش از نوروز

اصفهان در واپسین روزهای اسفند، همیشه شهری بود که نفسش بوی نوروز می‌داد. درختان کهن چهارباغ در آستانه جوانه‌زدن، میدان نقش‌جهان در آستانه ازدحام مسافران و باغ‌های تاریخی در انتظار قدم‌های تازه‌ای که از گوشه‌وکنار ایران و جهان می‌رسیدند. اما امسال، هنگامی که قدم در این شهر می‌گذاری، نخستین چیزی که به استقبال می‌آید، نه هیاهوی نوروزی که سکوتی سنگین و غریب است؛ سکوتی که بر شانه‌های بناهای چندصدساله نشسته و گویی زمان را در میان دیوارهای زخمی شهر متوقف کرده است.
اصفهان پیش از نوروز

به نوروز بگوییم که امسال نیاید؟

به نوروز بگوییم که امسال نیاید؟

امسال با چهره‌ای جدید از نوروز مواجه‌ایم

امسال با چهره‌ای جدید از نوروز مواجه‌ایم

امسال بیش از هر سال دیگری به نوروز نیاز داریم

امسال بیش از هر سال دیگری به نوروز نیاز داریم

نوروز معجزه تاریخی

|پیام ما| بهار در چند قدمی است. امسال اما انتظار بهار شکل دیگری دارد. ما دیگر آن آدم‌هایی که یک سال قبل چشم به راه بهار بودیم، نیستیم. ما سالی را پشت سر گذاشتیم پر از داغ و درد، پر از تلخی و رنج، پر از آتش و گلوله. حالا اما چیزی به نورزو نمانده است. همان آیین باشکوهی که یاریگر ایرانیان در تمام تاریخ پرفرازونشیب این سرزمین بوده، ما امروز در حالی به استقبال نوروز می‌رویم که بیش از همیشه به عناصر زندگی بخش این آیین نیاز داریم. در روزهایی که عزیزان بسیاری دیگر در کنار ما نیستند. در روزهایی که بسیاری از همشهریان ما خانه‌ای ندارند در پس بمباران‌های بی‌امان. روزهایی که بسیاری زخمی‌اند؛ زخمی بمب و گلوله. سالی که گذشت، برای بسیاری از ما تکرار دردناک همین زخم‌ها بود. زخم‌هایی که بمب و گلوله بر جانمان به جا گذاشتند. حالا اما نوروز مرهم است. مرهم تمام زخم‌های تاریخ ما. نوروز قرار است تسکین ما باشد و یاری‌مان کند برای گذر از این رنج‌های بی‌امان. گذری که ما را پخته‌تر آبدیده‌تر و بزرگتر و همراه‌تر می‌کند. نوروز مبارک.
نوروز معجزه تاریخی

از رنگ گل تا رنج خار

بحران، خواه جنگ، نسل‌کشی، مهاجرت اجباری، سرکوب سیاسی یا همه‌گیری، وضعیتی است که نظم نمادین، ثبات معنایی و انسجام روانی فرد و جامعه را مختل می‌کند. بحران نه‌تنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بلکه روایت‌های بنیادینی را که انسان‌ها از خود و جهان دارند، متزلزل می‌سازد. در چنین شرایطی، هنر و ادبیات صرفاً تولیدات فرهنگی نیستند؛ بلکه به عرصه‌ای برای بازسازی معنا، ثبت تجربه، مقاومت و التیام روانی تبدیل می‌شوند. از سوی دیگر، بحران در شرایط سرکوب، فقط به‌معنی تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه حذف حافظه و روایت است و هنر می‌تواند حافظه را حفظ و در برابر انکار، مقاومت کند و آن را به نسل‌های بعد انتقال دهد. بنابراین، در شرایط جنگ و سرکوب، هنر نمی‌تواند بی‌طرف بما‌ند و سکوت هنرمند، بی‌معنا به نظر می‌رسد. ازاین‌روست که «ساموئل بکت» پس از جنگ جهانی دوم نمایشنامه‌‌ «در انتظار گودو» را می‌نویسد و ساختار روایی کلاسیک را فرو می‌ریزد و بی‌معنایی جهانِ پس از فاجعه را به بی‌ساختاری در فرم تبدیل می‌کند. «پیام ما» در گفت‌وگو با «آزاده سهرابی»، دکترای روان‌شناسی، به بررسی جایگاه هنر در روزگار بحران و تأثیر آن بر روح و روان آدم‌ها، چه خالقان هنر، چه مخاطبان آن پرداخته و اینکه در روزگار بحرانی، کارکرد هنر چیست؟ یک ضرورت است یا یک تجمل؟
از رنگ گل تا رنج خار

اگر جنگ تمام شود

گفتن و نوشتن از نوروز در سالی‌ که لباس عزای جنگ دوازده‌روزه و وقایع تلخ دی‌ماه را از تن درنیاورده‌ایم و ناگهان عزای جنگی جدید را بر تنمان کرده‌اند، سخن به گزاف گفتن است. نوروزی که اگرچه زمین و آسمان برایش نو می‌شوند و درختان در زیر بمباران، شکوفه می‌دهند از آن‌طرف مصیبتی که بر ما می‌رود هم نو می‌شود. اما آدمی است و امید. آدمی است و میل به زیستن. حالا در آستانه نوروزی تاریخی از جمعی از مردم این سؤال را پرسیدیم که اگر جنگ تمام شود، نخستین کاری که انجام می‌دهید، چیست؟ چراکه امید به پساجنگ، خود نوید زیستن و آینده را می‌دهد.
اگر جنگ تمام شود

خسارت سازه‌ای به سه بنای تاریخی سعدآباد در پی بمباران آمریکایی-صهیونی + عکس

خسارت سازه‌ای به سه بنای تاریخی سعدآباد در پی بمباران آمریکایی-صهیونی + عکس

رواداری حیاتی‌ترین نیاز جامعه

رواداری حیاتی‌ترین نیاز جامعه