بایگانی مطالب : گزارش روز

تحول دیجیتال و هوشمندسازی در صنعت تجدیدپذیرها آغاز شد

با همکاری سازمان اداری و استخدامی و سازمان انرژی‌های تجدیدپذیر و بهره‌وری برق ایران (ساتبا)، روند هوشمندسازی، تحول دیجیتال و استفاده از ابزارهای نوین فناورانه در بخش تجدیدپذیرهای کشور رسما آغاز شد؛ اقدامی که در پی افزایش بی‌سابقه تقاضای سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های خورشیدی و بادی ضرورت یافته است.
تحول دیجیتال و هوشمندسازی در صنعت تجدیدپذیرها آغاز شد

ماراتن‌هایی که پرحاشیه شدند

شادی برای ۲۵ هزار گردشگر، حاشیه برای عده‌ای
ماراتن‌هایی که پرحاشیه شدند

فوتبال دیگر معنای جمعی نمی‌سازد

فوتبال ایران با وضعیت رهاشدگی و نادیده‌انگاری از سوی جامعه مواجهه شده است. زمانی برای تماشای فوتبال خیابان‌ها و استادیوم‌ها پر می‌‌شد و شور، هیجان و همبستگی جمعی خلق می‌کرد، اکنون حتی مسابقات مهم، مانند دربی یا قرعه‌کشی جام‌جهانی از سوی مردم بی‌اهمیت شمرده می‌شوند. «محمدمهدی فرزبد»، جامعه‌شناس، معتقد است این رهاشدگی اجتماعی نه صرفاً کاهش علاقه، بلکه نشانه گسست در حافظه‌جمعی و بازسازی معناهای مشترک اجتماعی است.
فوتبال دیگر معنای جمعی نمی‌سازد

رؤیای دستیابی به ویلچر

هم‌زمان با روز جهانی افراد دارای معلولیت، صف دریافت تجهیزات توانبخشی، به‌ویژه ویلچر، همچنان طولانی است و حدود ۱۵ هزار نفر در صف انتظار هستند. مدیر کمپین معلولان به «پیام ما» می‌گوید: «این وضعیت، فشار مالی و اجتماعی زیادی بر خانواده‌ها تحمیل می‌کند و نیازمند برنامه‌ریزی فوری و شفاف دولت است. در غیر این‌صورت دسترسی به ویلچر برای بسیاری محدود می‌شود.» در همین حال، یکی از مدیران سازمان بهزیستی نیز در گفت‌وگو با «پیام ما» ریشه این مشکل را کمبود اعتبارات، کیفیت پایین تجهیزات و نوسانات نرخ ارز می‌داند. درست در همین روز، «مسعود پزشکیان» رئیس‌جمهور، در جمع گروهی از افراد دارای معلولیت گفت: «برای بهبود وضعیت برای افراد دارای معلولیت هرچه در توان داریم، به کار گرفته‌ایم.»
رؤیای دستیابی به ویلچر

وعده ۱۰ هزار مگاوات به ۱۰ مگاوات «آب رفت»!

در هفته‌های اخیر، رئیس‌جمهور در نشستی با فعالان اقتصادی در قزوین، با خنده‌ای که بیشتر از جنس درماندگی بود تا شوخی، رو به مدیرعامل بانک پاسارگاد گفت: «آقای قاسمی قرار بود ۱۰ هزار مگاوات پنل خورشیدی نصب کند، اما دبه کرد؛ ما هم نمی‌دانیم چرا دبه کرد». پزشکیان این عبارت را طوری ادا کرد که انگار می‌خواهد از تیزی آن کم کند، اما همان خنده عصبی کافی بود تا نشان دهد حتی اگر رئیس‌جمهور هم باشی، در برابر شبکه‌های تنومند رانت و فساد، قدرت چندانی برای نشاندن حرفت بر کرسی نداری.
وعده ۱۰ هزار مگاوات به ۱۰ مگاوات «آب رفت»!

شیادی با نسخه‌های گیاهی

در سال‌های اخیر اقبال مردم به طب سنتی و درمان‌های گیاهی و طبیعی روند رو به افزایشی را به‌دلایل مختلف از جمله کم‌هزینه بودن نسبت به طب رایج و برخی اعتقادات تجربه کرده است. هم‌زمان با این موضوع، بازار گسترده‌ای از درمانگران بی‌صلاحیت شکل گرفته که با خلأ نظارتی رشد کرده‌اند و سلامت مردم را تهدید کرده؛ جریانی که آینده طب سنتی علمی را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است.
شیادی با نسخه‌های گیاهی

ایران بر مدار اضطرار

|پیام ما| آلودگی شدید هوای تهران به دهمین روز رسید و حتی باران به بهبود کیفیت هوا کمکی نکرد. صبح دوشنبه در فهرست آلوده‌ترین شهرهای جهان، تهران روی پله ششم بود و عصر روی پله نهم. استان البرز هم گرفتار آلودگی شدید هواست و در اصفهان شاخص آلودگی هوا در محدوده قرمز قرار گرفته است. در خوزستان هم به سیاق روزهای گذشته، اغلب شهرها در وضعیت ناسالم گرفتار شدند و شمار استان‌هایی که هوایشان برای همه مردم ناسالم بود، به ۱۱ مورد رسید.
ایران بر مدار اضطرار

افتتاح ۴۴۵ مگاوات نیروگاه خورشیدی در کشور

معاون وزیر و رئیس سازمان ساتبا در مراسم افتتاح امروز اعلام کرد ۴۴۵ مگاوات نیروگاه خورشیدی جدید وارد مدار شده و عملیات اجرایی ۱۷۷ مگاوات دیگر نیز آغاز شده است.
افتتاح ۴۴۵ مگاوات نیروگاه خورشیدی در کشور

گوگرد در هوای پایتخت

|پیام ما| هوای تهران در روزهای اول تا ششم آذر چنان آلوده شد که تنفس را به تجربه‌ای خطرناک بدل کرد. ترکیبی از دیزل فرسوده، سوزاندن ضایعات، فعالیت‌های صنعتی پراکنده و نیروگاه‌هایی که سوخت پرگوگرد دارند، در کنار وارونگی دما و سکون جوی باعث شد غلظت ذرات معلق کوچک‌تر از ۲.۵ میکرون به حدود ۱۰ برابر حد مجاز جهانی برسد. برپایه گزارش تازه سازمان حفاظت محیط‌زیست آنالیز ترکیب شیمیایی نشان می‌دهد سهم کربن سیاه، نیترات و دی‌اکسید گوگرد بر شدت آلودگی تأثیر گذاشته است. این میان مناطقی چون شهرری، باقرشهر و آزادگان بیشترین آسیب را دیدند و باد غالب آلودگی را به مرکز و جنوب تهران گسترش داد.
گوگرد در هوای پایتخت

روایت جان‌های سوخته جنوب

صبح روز پنجشنبه، ۲۲ آبان، «مهیم» و «فاطمه»، دو دختر جوانشان «راحله» و «مریم»، «عبدالله» پسرشان و «زینب» همسر باردارش، «یسرا» و «آتنا» دو نوه‌‌شان، تصمیم گرفتند برای خرید از روستای «صولان» به شهر «رمشک» بروند. یک روز معمولی در «قلعه‌گنج» بود و آنها احتمالاً خوشحال بودند، حال‌وهوایشان با رفتن به شهر عوض می‌شود. آنها خبر نداشتند قرار نیست دوباره به خانه‌هایشان برگردند و خانواده و دوستانشان را ‌بینند. آنها نمی‌دانستند به‌زودی جان‌هایشان آتش می‌گیرد و قربانی کابوس جاده‌های جنوب می‌شوند؛ برخورد با سایپاهای آبی مشک‌‌دار. شبانگاه مردم قلعه‌گنج همه عزادار بودند. یکی از خویشان آنها درد می‌کشید و می‌گفت: «ما از مرکز دوریم. جان‌های عزیزانمان می‌سوزد. هیچ‌کس صدایمان را نمی‌شنود، با ما همدلی نمی‌کند. جان ما از درختان جنگل‌های شمال کم‌ارزش‌تراست.»
روایت جان‌های سوخته جنوب