بایگانی مطالب :
کودکان شیرخوارگاهها دوباره آواره جنگی شدند
شیرخوارگاه آمنه روز نهم اسفند و بعد از حمله اسرائیل و آمریکا تخلیه شد. خبر را «حمیدرضا الوند»، مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور، اعلام کرد. وضعیت در سایر مراکز نگهداری از کودکان هم آشفته است. بچههای «مهرطه» ابتدا به دماوند رفته و حالا ۲۵ دختر ساکن این مؤسسه بین مربیان تقسیم شده و با آنها راهی شهرهایی غیر از تهران شدهاند. «سیدحسن موسوی چلک»، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور به «پیام ما» میگوید: «اجازه جابهجایی به ۳۴ شیرخوارگاه و ۷۰۰ مرکز نگهداری کودکان در سراسر کشور داده شده تا اگر در نزدیکی مراکز حساس قرار دارند، جابهجا شوند و به نقاط امن بروند.»
بیمار و بیپناه زیر موج انفجار
بیمارستانها و مراکز درمان و همچنین پایگاههای امدادی در تمامی جنگها بهعنوان مناطق بیطرف و امن شناخته میشوند، در طول سه روز از جنگ رژیم اسرائیل و آمریکا علیه ایران، پنج بیمارستان، دو پایگاه اورژانس تخریب و یک مرکز توانبخشی هلالاحمر آسیب دیدهاند.
در روزهای جنگ ضرورت همدلی برای عبور از بحران
جنگ آغاز شده است؛ رخدادی که تنها به خطوط درگیری محدود نمیماند و آثار آن به سرعت در لایههای مختلف جامعه گسترش مییابد. صدای انفجار شاید در نقطهای مشخص شنیده شود، اما بازتاب آن در ذهن و روان میلیونها نفر طنین میاندازد. تجربههای تاریخی نشان میدهد که جنگ، پیش از آنکه یک رویارویی صرفاً نظامی باشد، یک وضعیت اجتماعی پیچیده است؛ وضعیتی که در آن میزان انسجام و همبستگی ملی، نقشی تعیینکننده در کاهش آسیبها ایفا میکند.
پرپر شدن شکوفههای میناب
من مادرم، مادری که هر روز صبح لقمه صبحانه دخترکش را با عشق در کوله پشتیاش میگذاشت و دخترک شاد و شیطانش را راهی مدرسه میکرد؛ من مادرم، مادری که با عشق مادرانهاش او را میبوسید و میبویید اما غافل از آنکه این آخرین دیدار مادرانه من است. این آخرین بوسههای مادرانه من بر گونه و پیشانی دخترکم است؛ آه از این غم و از آن صبحی که به جای زنگ تفریح، آخرین نفسهایت با صدای بمب فرو نشست.
جنگ شد
|پیام ما| «بچهام مدرسه است...حالا چه خاکی به سر کنم؟» زنی از خانهاش در محدوده «هفتتیر» جیغ میزد و از مردم کمک میخواست. صدای انفجار از هر طرف پایتخت به گوش میرسید. حدود ساعت ۹:۳۰ صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴، هنوز بچهها مدرسه بودند که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند و بسیاری دیگر از شهرها با موجی از حملات روبهرو شدند. شورایعالی امنیت ملی هم از پاسخ کوبنده ایران خبر داد. این آغاز تحولاتی تکاندهنده در منطقه است: آغاز جنگ.
ایران در آتش دلها کنارهم
جامعه تنهایان
وقتی گروه، نجاتدهنده است
زیست اجتماعی، حس تعلق به قبیله و حمایت از گروه، مفاهیم مشترکی در ناخودآگاه و حافظه جمعی بشر هستند. اگرچه توسعه زندگی شهرنشینی و افزایش سرعت آن در سایه اینترنت بیشازپیش فردیت را گسترش میدهد، اما کماکان نیاز به حضور در گروه یک نیاز غیرقابلانکار است. در شرایط بحرانی که بقا تهدید شده و موجودیت افراد در معرض خطر است، عضویت در گروه و شنیدهشدن است که به آدمی اطمینان میبخشد. با توجه به وضعیت تعلیق و یأس فزایندهای که بهدنبال وقایع دیماه در جامعه ایران وجود دارد، گروههای متعددی بهصورت مستقل و عامالمنفعه اقدام به برگزاری گروهدرمانی حمایتی کردهاند. «رانه»، یکی از مراکز خصوصی در تهران است که با برگزاری جلسات گروهدرمانی حمایتی در راستای ایفای مسئولیت اجتماعی و همراهی با مردم دردمند عمل میکنند.
زنان مدیران پنهان اضطرابهای جمعی
جامعه ایران همزمان با بحران اقتصادی و زیستن در زیر سایه جنگ، بهتعبیر جامعهشناختی، بدل به «جامعه ریسک» شده است. در چنین شرایطی که اضطراب به بخشی از زندگی روزمره تبدیل میشود، زنان از حاشیه به متن میآیند و با کار عاطفی تبدیل به مدیران خانواده میشوند و بار اصلی این اضطراب و حفظ انسجام خانواده را بر عهده میگیرند. بهگفته «فاطمه موسوی»، جامعهشناس، در این شرایط زنان از بدن خود هزینه میکنند و دچار مشکلات عدیده جسمی و روحی میشوند.
خاموش کردن اعتراض تا فهم تعارض
توسعه وقتی از فهم اجتماعی تهی باشد، دیر یا زود با تعارض روبهرو میشود. تجربه بسیاری از پروژههای صنعتی و عمرانی نشان داده است تعارض اجتماعی را نه میتوان با پول خاموش کرد و نه با فشار، حل. راه پایدار، بازتعریف مسئولیت اجتماعی بهعنوان بخشی از منطق بقا و حکمرانی بنگاه است؛ جایی که جامعه نه مانع توسعه، بلکه شریک آن است.
