بایگانی مطالب : جامعه
دانشآموزان با تهدید سوار ارابه مرگ شدند
|پیام ما| کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در گزارش تازهای به بررسی دو فاجعه واژگونی اتوبوس حامل دانشآموزان در شهداد کرمان و زوار مشهد در محور راور پرداخت. این گزارش که در صحن علنی مجلس قرائت شد، از ناوگان فرسوده اتوبوسرانی، قصور گسترده نهادهای نظارتی و فقدان اراده سیاسی برای حل بحران ایمنی حملونقل جادهای پرده برداشت.
آمار تکاندهنده مرگ و زندگی
۸۰ سال دیگر جمعیتمان نصف میشود. وزیر کشور مدتی پیش هشدار داد اگر روند کنونی کاهش جمعیت ادامه داشته باشد، تا سال ۱۴۸۰ جمعیت کشور نصف میشود، یعنی زیر ۵۰ میلیون نفر. زنگ خطر کاهش رشد جمعیت در کشور مدتهاست که به صدا درآمده. سال ۱۳۹۵ روند کاهش تولد در کشور آغاز شد. در سال ۱۳۹۵، یک میلیون و ۵۷۲ هزار و ۹۳۳ نفر در ایران متولد شدند، درحالیکه در سال ۱۳۹۴ تعداد ولادتها در کشور براساس آمار سازمان ثبت احوال ایران، یک میلیون و ۵۷۰ هزار و ۹۶ مورد بود. هرچند که نرخ رشد جمعیت در کشور فقط متأثر از نرخ تولد نیست و میتواند ناشی از مرگومیر و مهاجرت هم باشد، اما بهنظر میرسد تمایل به فرزندآوری در ایران به یک روند کاهشی تبدیل شده است. در این گزارش اعداد و ارقام کلیدی درباره جمعیت در ایران و جهان را مرور کردیم. در روزهای آینده قرار است ابعاد دیگری از کاهش جمعیت و دلایل آن را بررسی کنیم.
نغمههایی برای ایستادگی «فلکالافلاک»
ارکستر سمفونیک تهران در حالی «فلکالافلاک» را در تالار وحدت نواخت که سالهاست پرونده ثبت جهانی این بنای تاریخی به تعویق افتاده است، آیا گرهخوردن نغمههای موسیقی و میراثفرهنگی میتواند نویدی برای شنیدن صدای آثار خاموش ایران به جهانیان باشد؟
مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟
|پیامما| ایران از جمله کشورهایی است که سوانح طبیعی بسیاری در آن رخ میدهد. ضعف در نظام مدیریتی بسیاری بخشها نیز سالانه بر تعداد حوداث و بحرانهای کشور اضافه میکند. با این حال، بهنظر میرسد مدیریت بحران در ایران، هم در بخش اجرای پس از وقوع و هم پیشگیری، چندان موفق عمل نمیکند. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی عنوان کرده است که یکی از آسیبهای نظام مدیریت بحران کشور وجود اسناد بالادستی متعدد است که اتفاقاً در جریان تدوین این اسناد، ردپای نظری بسیار کمرنگ و درعوض، تعجیل عملی بسیار پررنگ است. این گزارش همچنین میگوید در مقام اجرا، سیاستهای وضعشده و متجلی در اسناد، بهدلایل مختلف بهخوبی اجرا نمیشوند. مرکز پژوهشهای مجلس برخی از اسناد تدوینشده در نظام مدیریت بحران کشور مانند «سند راهبرد ملی مدیریت بحران»، «برنامه ملی کاهش خطر حوادث و بحران»، «برنامه ملی آمادگی و پاسخ»، «برنامه ملی بازسازی و بازتوانی» را چندان کارا نمیداند؛ زیرا این اسناد بیشتر ماهیت برنامهای دارند و از جایگاه بالایی بهلحاظ تقنینی برخوردار نیستند. یکی دیگر از هشدارهای این مرکز در حوزه مقررات و قوانین مربوطه، اجتناب از قوانین غیرضروری است که با کلیت نظام مدیریت بحران در تعارض هستند. همچنین، طبق این گزارش اگر جدایی دو بخش «پیشگیری و آمادگی» از «پاسخ و بازتوانی » انجام شود، توان پیگیری و پیشبینی حوادث و همچنین، توان اجرایی و عملیاتی نظام مدیریت بحران کشور را بالا میبرد و این امکان را فراهم میکند که سازمانها بهصورت تخصصی در حوزه کاری خود فعالیت کنند.
حذف تاریخ از نقشه شهرری بدون مجازات
|پیام ما| «یک تپه باستانی در شهرری غیب شد.» این خبر دیماه ۱۴۰۲ تیتر رسانهها شد. تپه قمیآباد که کاوشهای باستانشناسی در آن انجام شده و آثار تاریخی در آن به دست آمده بود، تسطیح شده و برای همیشه از بین رفته بود. مسئولان شهرستان و وزارت میراثفرهنگی زیر بار این اتفاق نرفتند و موضوع را از اساس تکذیب کردند و گفتند تپهای که تسطیح شده ارزش تاریخی نداشت. بعدها مشخص شد پروژه امضای معاون میراثفرهنگی تهران را داشته است. تپه قمیآباد ثبت ملی نشده بود و این درحالیاست که آثاری از دوره پیش از تاریخ تا دوره اسلامی در آن یافت شده بود. دو سال از این موضوع گذشته است. بدون اینکه پرونده قضائی برای این تخلف تشکیل شود، مقصران و عاملان این تخریب شناسایی یا معرفی شوند، مسئولانی که مجوز این تخریب را صادر کردهاند، پاسخگو باشند و ابعاد موضوع بهصورت دقیق بررسی شود.
تهران با نخل دبی نمیشود
دور میدان دودزده ولیعصر، دوازده نخل ایستادهاند. با وجود دیوارنگاره بزرگ یکسوی میدان و پیامهای تند سیاسیاش، نگاه کمتر کسی به این نخلهای تزئینی است. بهجز اینجا، نخلهای دیگری در میدان هفتتیر کاشته شده است و البته نخلهایی در میدان امامحسین و باز هم نخلهای دیگری در میدانها و بلوارهای دیگر. تهران که به چنارهای سربهفلککشیدهاش معروف بود، با ازبینرفتن شمار زیادی از درختانش، امروز از نام «چنارستان» دورِ دور است. درعوض، شهرداری تهران تصمیم دارد نقاط خالی فضای سبز را در گوشهگوشه شهر با نخلهای تزئینی پر کند. نخل درخت زیبایی است، اما فقط زیبایی یا سبز بودن کافی نیست. کارشناسان فضای سبز میگویند این گونه نوسانات دمایی تهران را تاب نمیآورد و از طرف دیگر، مشکل را در تغییر سیمای شهر و هویت بصری تهران میبینند. بااینحال، بهنظر میرسد این مخالفخوانیها پیش مدیریت شهری خریدار ندارد.
خواب شاهان هخامنشی ناآرام شد
|پیام ما| «کشاورزی و دامپروری گسترده و تداوم کشت برنج و ذرت، برداشت آب از منابع زیرزمینی به میزان بسیار زیاد موجب فرونشستهایی در فاصله ۱۰ متری نقشرستم و ۳۰۰ تا ۵۰۰ متری تختجمشید شده است که بهصورت شکافهای عظیم قابلمشاهده هستند.» این سخنان «مهدی زارع» که در نشست تخصصی «بررسی تأثیر تغییراقلیم بر میراث فرهنگی» مطرح شده است، خبر تازهای نیست. بیتوجهی مسئولان نسبت به این سخنان نیز تازگی ندارد. وضعیت فرونشست در دشت مرودشت سالهاست مرز بحران را گذرانده، اما هنوز چاههای غیرمجاز و کشاورزی بیضابطه در این دشت، جان مرودشت را میمکد و آن را از درون تهی میکند. این روند نهتنها منجر به مرگ این دشت حاصلخیز میشود و بهگفته زارع: «بر تحریک گسلهای فعال تأثیرگذار است»، بلکه تمام نشانههای تمدنی بینظیر آن را برای همیشه از بین خواهد برد.
ترس از طالبان، خلبان را سوزاند
روی برگه خروج نوشتند متولد ۱۷ مرداد سال ۱۳۵۴ است. همان روزی که کنسولگری ایران در مزارشریف فتح شد. طالبان حاضران در کنسولگری را کنار دیوار قرار دادند و هرکدام را ۵۰ بار گلولهباران کردند. اگر تاریخ تولدش واقعی باشد، او ۲۳ سال قبل از آن روز شوم، در یک ظهر تفتیده نیمه تابستان، متولد شده بود. ۱۷ مرداد امسال که میآمد، ۵۰ساله میشد. او ۵۰سالگی را ندید. دو هفته وقت داشت تا خودش را از خراسانرضوی به مرز برساند و از آنجا راهی افغانستان شود، افغانستانی که طالبان بیشتر از سه سال است در آن به قدرت رسیده است. او در سومین روز از این مهلت دوهفتهای خودش را در خانهاش در مشهد آتش زد. ۲۸ اردیبهشت، خبر جان باختن او به رسانهها رسید و بعدتر هویتش آشکار شد. برخی میگویند ترس از طالبان فکر مرگ را در او پررنگ کرده است. ترس به جان بسیاری دیگر از مهاجران افغانستانی هم افتاده است. «مسئله دیگر از حق تحصیل و آزادی گذشته، مسئله مرگ و زندگی است.» از او در فضای مجازی یک برگه خروج مانده است و یک عکس، برگهای با تاریخ تولدی که شاید واقعی نباشد، با نام پدر و اسم و فامیل خودش؛ «محمدامیر توسلی».
آشفتگی مسئولیت اجتماعی
مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران ملغمهای است بی سر و ته. این شرایط بیش از همهجا در همایش ملی «تجارب مسئولیت اجتماعی در ایران» مشهود بود؛ بهخصوص در پنل «صنعت نفت و مسئولیت اجتماعی». بهنظر میرسد در این صنعت که پیشینهدارترین صنعت کشور در حوزه مسئولیت اجتماعی است، نقصها و کمکاریها بیش از هر جای دیگر در معرض دید قرار دارد. مشاور اجتماعی وزیر نفت از بازنگری در نظامنامه مسئولیتهای اجتماعی شرکتی (CSR) خبر داد، درحالیکه گفتوگوهای مطرحشده در همان نشست نشان میداد شرکتهای زیرمجموعه توجهی به نظامنامه موجود ندارند و حتی کارشناسان CSR شرکتهای تابعه وزارت نفت خبری از محتویات آن ندارند. سؤال این است که آیا آنها اصلاً میدانستند که نظامنامهای وجود دارد؟ مدیر مسئولیت اجتماعی شرکت صنایع پتروشیمی خلیجفارس که از انحرافات این مفهوم گلایهمند بود و به صرف هزینهها، بدون اثربخشی و کارآمدی اشاره میکرد، از هزار میلیارد تومان بودجه مسئولیت اجتماعی در سال گذشته گفت که در منطقه پیرامونی عسلویه و ماهشهر هزینه شده است، اما هیچ اشارهای به تأثیر این هزینهکردها در رفع آسیبهای شرکتهای متبوعشان نکرد. مدیر مسئولیت اجتماعی شرکت انرژی دانا از طرحهای CSR این هلدینگ پرده برداشت؛ طرحهایی که تنها در پروژه توسعه میدان نفتی سهراب که در محدوده تالاب حفاظتشده هورالعظیم قرار دارد، پیگیری میشود و بیشتر جنبه اجتماعی دارد. گفتههای او این سؤال را برای بسیاری از حاضران این پنل ایجاد کرده بود که آیا مسئولیت اجتماعی این شرکت نوعی باجدهی و حقالسکوت دادن به مردم محلی و مسئولین است؟ یا ناآگاهی از چیستی مسئولیت اجتماعی شرکتی؟ استاد دانشگاه شهید بهشتی، مخالف ایده منحرف شدن مسئولیت اجتماعی شرکتی در ایران بود، اما از دخالت نمایندگان و ناکارآمدی و ارزیابی نداشتن پروژههای آن میگفت!
کلاهفرنگی ۳۰۰ سال بعد از پیروزی نادرشاه
|پیامما| نادرشاه افشار که بر لشکر افغانها پیروز شد، از همین بنا توپ شادی شلیک شد. بنایی در حاشیه خلیجفارس و همسایگی اسکله شهید حقانی بندرعباس، شاهد رویدادهای مختلف تاریخ بوده است. از رفتوآمد هلندیها و انگلیسیها و عمانیها تا امروز که متروک و فراموششده پشت دیوارهای بلند، شمارش معکوس تخریبش آغاز شده است و متولیان آن را به حال خود رها کردهاند. اینجا عمارت کلاهفرنگی بندرعباس است. تنها بنای باقیمانده از عصر صفوی در شهری که نامش را از صفویان وام گرفته، اما اثری از آن دوران در این شهر باقی نمانده است. همزمان با هفته میراثفرهنگی نمایشگاهی از اسناد و تصاویر مربوط به این بنا براساس پژوهشهای «نیما صفا» در کاخ گلستان تهران برپا شده است؛ اسنادی که بهخوبی گویای اهمیت این بنا در طول تاریخ است و صاحبنظران در دورههای مختلف بر اهمیت آن تأکید داشتهاند. بنایی که حالا با آجر نما و کاشی پوشیده شده و دروازه ورودی و تاریخی آن زیر کامپوزیت پنهان شده است. این بنای ثبتملیشده از ابتدای دهه ۶۰ در اختیار حوزه علمیه بندرعباس قرار دارد و در حال حاضر تردد و ورود به آن، حتی برای مسئولان میراثفرهنگی شهر، بهراحتی امکانپذیر نیست.
