بایگانی مطالب : جامعه

سکوت کودکان گمشده در صدای موشک‌ها

«پیام ما» سیاسگذاری کشورهای جهان برای سلامت روان کودکان در بحران‌ها را بررسی می‌کند
سکوت کودکان گمشده در صدای موشک‌ها

انفجار حوالی تاق‌بستان

این‌بار یکی از موشک‌های رژیم صهیونیستی، در نزدیکی یکی از مهمترین محوطه‌های تاریخی کشور زمین را شکافت. در ادامه حملات رژیم صهیونیستی به ایران، صبح یکشنبه (۲۵ خرداد)، در سومین روز درگیری، موشکی در سه کیلومتری تاق‌بستان فرود آمد؛ حمله‌ای که نه‌فقط جان انسان‌ها که میراث بشری را نیز در معرض تهدید قرار داد. این نخستین‌بار نیست که موشک‌ها به محوطه‌های تاریخی نزدیک می‌شوند؛ اما شاید از معدود دفعاتی است که تاق‌بستان این‌چنین آشکار در تیررس دشمن قرار می‌گیرد.
انفجار حوالی تاق‌بستان

زیستن میانه جنگ

ماشین‌ها نیش‌ترمز می‌زنند و عکسی از برج دودی که به آسمان می‌رود، می‌گیرند. مردها در پیاده‌راه درباره اینکه این دود تا چند روز قرار است بلند باشد تا ذخیره مخزن تمام شود، می‌گویند. یک نفر می‌گوید بنزین است. دیگری می‌گوید چیزی شبیه قیر در مخزن است و کسی با یک «نه بابا» می‌گوید مخزن پر از نفت بوده. «جلال ملکی»، سخنگوی آتش‌نشانی، اما ساعتی پس از حادثه محتویات مخزن نفت شهران را «مشتقات نفتی به‌جز بنزین» اعلام کرده است. به‌گفته او: «دود سیاه اطراف انبار نفت به‌علت سوختن مشتقات نفتی است که تا زمان اتمام سوخت در مخزن ادامه خواهد داشت و جای نگرانی برای شهروندان نیست.» معلوم نیست سوخت مخزن کی تمام شود. شعله‌ها هنوز در مخزن گاهی زبانه می‌کشند و دود غلیظ می‌شود و گاهی آرام می‌گیرند و کمی از غلظت دود کم می‌شود. اینجا تقاطع بزرگراه باکری با سیمون بولیوار است. جایی که شنبه‌شب در صدر خبرها بود: «انبار نفت شهران».
زیستن میانه جنگ

چگونه پناهگاه بسازیم؟

|پیام‌ما| وقت مراقبت شدید از خودمان و نزدیکانمان رسیده است. کشور در شرایط ناآرامی است و همه ما شهروندان روزها و شب‌های سختی را تجربه می‌کنیم. فشار اخبار بد از یک‌سو، کشته شدن و زخمی شدن هموطنان از سوی دیگر همراه با اضطراب ناشی از حملات هوایی، لحظه‌های سنگین و سختی به بار آورده است. لحظه‌هایی که باید از پس گذران آن بر آییم و دست آخر به‌سلامت آنها را طی کنیم. این‌روزها توجه به نکات ایمنی سلامت جسم و روان بسیار اهمیت دارد. مراقبت از خود به‌معنای برداشتن بار از روی دوش نیروهای امدادی و کم‌کردن فشار روانی جامعه است؛ اگرچه گاهی ممکن است شرایط اصلاً در اختیار ما نبوده باشد. سازمان امدادونجات و جمعیت هلال‌احمر کشور، همچنین کمیته مداخله در بحران انجمن روان‌شناسی برای ایمنی جسم و روان در شرایط جنگ دستورالعمل‌های ساده‌ای ارائه داده‌اند. همچنین، صبح دیروز سخنگوی دولت اعلام کرد زین‌پس ورودی‌ها و خروجی‌های مترو در پایتخت به‌صورت ۲۴ساعته باز است تا ایستگاه‌های قطار شهری به‌عنوان مکان امن از سوی شهروندان مورد استفاده قرار گیرد.
چگونه پناهگاه بسازیم؟

حفظ سنگر روان

بامداد بیست‌وسوم خرداد که صدای انفجارهای شدیدی در بسیاری از شهرهای ایران شنیده شد، اضطراب و نگرانی را در دل بسیاری از شهروندان زنده کرد. در این شرایط افراد فقط با خطرات بیرونی مواجه نیستند بلکه هم‌زمان درگیر مبارزه‌ای درونی برای حفظ آرامش و تعادل روانی خود هستند. در شرایطی که غیرقابل پیش‌بینی است، بقا تنها به منابع مادی محدود نمی‌شود. بخش مهمی از این بقا، به توانایی مدیریت استرس، اضطراب و تاب‌آوری روانی در مواجهه با بحران‌های پیاپی بستگی دارد. «علی نوروزی»، روانشناس، در گفت‌وگو با «پیام ما» نکاتی را برای مدیریت اضطراب در شرایط جنگ و حفظ سلامت روان فردی و جمعی مطرح می‌کند.
حفظ سنگر روان

۲۴ساعت پرتنش در ایران

|پیام ما| سحرگاه جمعه، تهران در آتش بیدار شد. تا پیش‌ازاین اگر قتل دختران و افزایش خشونت مهمترین خبرهای کشور بود، از صبح جمعه دیگر مهمترین خبر ایران این بود؛ ایران و حمله‌ ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی. این رژیم در بامداد جمعه، ۲۳ خرداد، مجموعه‌ای از حملات را علیه کشور ما آغاز کرد و هم‌زمان از اعلام وضعیت فوق‌العاده در سراسر سرزمین‌های اشغالی خبر داد. این گزارش، روایت لحظه‌به‌لحظه پرتنش‌ترین ساعات سال‌های اخیر است؛ روایتی از آنچه از بامداد جمعه تا ظهر روز شنبه در سراسر ایران رخ داد.
۲۴ساعت پرتنش در ایران

دفاع از کیان ایران

|پیام ما| در پی حمله تروریستی و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان در بامداد روز جمعه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، که منجر به شهادت جمعی از فرماندهان نظامی، دانشمندان هسته‌ای و شهروندان غیرنظامی از جمله زنان و کودکان شد، جمهوری اسلامی ایران با عملیات بی‌سابقه و حساب‌شده «وعده صادق ۳»، قدرت بازدارنده و توانمندی نظامی خود را به جهان اثبات کرد. این عملیات که در شب پربرکت عید غدیر و با رمز مقدس «یا علی بن ابی‌طالب(ع)» انجام شد، نه‌تنها یک پاسخ نظامی، بلکه پیامی روشن درباره تغییر معادلات امنیتی منطقه و خط‌قرمزهای جمهوری اسلامی ایران بود.
دفاع از کیان ایران

نگهبانی از میراث در زمان جنگ

ایران چند روز است که چشم روی هم نگذاشته، صداهای مکرر آسمانش را فتح کرده‌ و خواب را از چشم این سرزمین گرفته است. نگرانی، دیگر پنهان‌کردنی نیست. نگرانی از فردای این سرزمین؛ سرزمینی که قرار است بماند و این روزها را روایت کند برای فرزندانش. ایران ما ملتهب است و در میان این التهاب بخشی از جامعه در کنار تمام دلنگرانی‌هایشان وظیفه دیگری هم دارند و آن حفظ میراث و فرهنگ ایران‌زمین است. میراثی که از دل حوادث عبور کرده و مانده تا به امروز ما برسد و وظیفه ماست تا آن را برای آیندگان حفظ کنیم. اما در میان این هیاهو چطور باید حافظ این میراث بود؟ پیش‌از‌این، پاسخ این سؤال در دنیا داده شده است. دنیایی که جنگ بخشی جدانشدنی از آن است، به حفظ مواریث سرزمین‌ها فکر کرده و برایش راه‌کارهایی پیدا کرده است. از جنگ جهانی دوم تا جنگ اخیر اوکراین، بودند و هستند کسانی که زیر آتش و خون وظیفه والاتری برای خود تعریف کردند و آن حفظ نشانه‌های تمدنی برای نسل‌های بعدی است. در کنوانسیون‌های متعدد بین‌المللی بارها به موضوع مصون ماندن مراکز فرهنگی و تاریخی از آتش جنگ اشاره شده است. هرچند برای جنگ‌افروزانی که مرزی برای جنون نمی‌شناسند و بیمارستان و مدرسه را زیر آتش می‌گیرند، حمله نکردن به مراکز فرهنگی و تخریب میراث تاریخی محلی از اعراب ندارد. بااین‌حال، پروتکل‌هایی برای مواجهه با آثار تاریخی و فرهنگی در رویارویی‌های نظامی تدوین شده است و کشورهای بسیاری آن را پذیرفته‌اند.
نگهبانی از میراث در زمان جنگ

مذاکرات در سایه جنگ بی‌معناست

|پیام ما| حمله نظامی رژیم صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران، صحنه‌ای از نقض فاحش حقوق بین‌الملل و واکنش‌های گسترده جهانی را رقم زد. در مرکز این تحولات، «سید عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، با تأکیدی قاطع بر حقانیت مواضع کشورش و غیرقانونی بودن این تجاوز، اعلام کرد: ادامه مذاکرات هسته‌ای با آمریکا در شرایط ادامه «وحشی‌گری» رژیم صهیونیستی، غیرقابل توجیه است.
مذاکرات در سایه جنگ بی‌معناست

قصه‌های نیمه‌کاره در خاک و خون

اردیبهشت امسال، یک ماه قبل از اینکه به‌جای پرنده، در آسمان پهپاد و موشک پرواز کند، «فاطمه نیازمند» با کلاس ششم خداحافظی کرد. با مانتویی سبز و مقنعه سفید پشت بادکنک‌های سفید و صورتی ایستاد و جلوی دوربین لبخند زد. برای آینده خیالات زیادی داشت، مثل باقی کودکان یک روز خواب دکتر شدن می‌دید و یک روز دوست داشت معلم باشد. آخرین تصویر او در جشن فارغ‌التحصیلی‌اش حالا در گروه‌های تلگرامی دست‌به‌دست می‌شود. نه دکتر شد و نه معلم. او یکی از ۲۰ کودکی است که در شهرک شهید چمران در خیابان نوبنیاد تهران کشته شد.
قصه‌های نیمه‌کاره در خاک و خون