بایگانی مطالب : جامعه
از جان انسانها و میراثفرهنگی دفاع کنیم
ایران، در کمتر از نیمقرن، برای دومینبار خود را درگیر جنگی تمامعیار میبیند. جنگها تنها جان انسانها، امنیت، آینده و زیرساختهای حیاتی را هدف نمیگیرند، بلکه زیرساختهای فرهنگی و میراثفرهنگی نیز در معرض خطر در آتش جنگ قرار دارند. همین است که کنوانسیونهای متعدد برای حفظ زیرساختهای فرهنگی در جنگها شکل گرفته است؛ گنجینهای که هویت، تاریخ و حافظه جمعی این سرزمین را در دل خود نگه داشته. در جنگ ایران و عراق، زمانی که آتش جنگ شهرها و موزهها را به یک اندازه درگیر کرده بود، تجربهای ارزشمند در حفاظت از میراثفرهنگی ایران رقم خورد. هر چند در همان روزها هم آثار بسیاری قربانی توحش دشمن و پایبند نبودنش به تعهدات بینالمللی شد، اما درعینحال اقدامات دلسوزانه مانع از آن شد که آثار ارزشمند ایران بیش از آن آسیب ببینند. امروز که دوباره آتش جنگ زبانه کشیده، میتوان از آن تجربهها آموخت و از هر آنچه ریشههای ما را تعریف میکنند، دفاع و حفاظت کرد.
جنگ، زن، جهان بیپاسخ
در بامداد پنجشنبه، ۲۳ خرداد، موشکهایی بر فراز کرمانشاه فرود آمدند. هدف، بیمارستان فارابی بود؛ مرکزی درمانی که بخشی از خدمات آن به زنان باردار، مادران و نوزادان اختصاص داشت. تنها چند ساعت بعد، آمبولانسهای هلالاحمر در آذربایجانغربی و تهران هدف قرار گرفتند. در پنج روز گذشته، ازهمدان تا نارمک، از ایلام تا سعادتآباد، خانهها، مدرسهها و خیابانها زیر باران موشک و ترکش سوختند. اما جهان، بار دیگر سکوت کرد. سکوتی که دردناکتر از صدای آژیر بود.
از برلین تا نیویورک؛ فریاد مردم جهان برای صلح
| پیام ما | در پی حمله اخیر رژیم صهیونیستی به خاک ایران، موجی از اعتراضات و مخالفتهای مردمی در سراسر جهان به راه افتاده است. از اروپا تا آمریکا و حتی در خود اسرائیل، شهروندان و فعالان صلحطلب با برگزاری تجمعهای اعتراضی، سیاستهای جنگطلبانه تلآویو را محکوم کرده و خواستار توقف درگیریها شدهاند. بررسیها نشان میدهد اکثریت مردم جهان، از جمله شهروندان آمریکایی و اسرائیلی، با مداخله نظامی در این بحران مخالفند و از راهحلهای دیپلماتیک حمایت میکنند.
بیانیه جمعی از موزهداران ایران پیرامون نقض آشکار حقوق بینالملل وآسیب به میراث فرهنگی و انسانی
بیانیهی جمعی از موزهداران ایران پیرامون نقض آشکار حقوق بینالملل وآسیب به میراث فرهنگی و انسانی
امن یا ناامن تهران خانه ماست
تهران دیگر شب ندارد. پنج روز است که آسمان پایتخت و چندین استان دیگر ایران، تاریک نمیشود؛ روشنایی مهیب انفجارها جای مهتاب را گرفته است. بام تا شام، صدای آژیر، دود، آوار و اضطراب در هم تنیده شدهاند. حملات موشکی اسرائیل، که از بامداد جمعه آغاز شده، حالا به بخشی از ریتم روزانه مردم بدل شده؛ ریتمی خشن و بیرحم.
حمله به معماری مدرن ایران
گفتوگو با مهرداد زواره محمدی معمار و پژوهشگر حوزه معماری در مورد اهمیت ساختمان شیشهای صدا و سیما در معماری مدرن ایران و نگرانی برای بازسازی و برگشت به کاربری این ساختمان مهم.
دست وپاهای کوچک بدون صاحب
میپرسد: «بچهها هم مردن؟» این سؤال خواهرزاده کوچک ششساله من است. دوست ندارم فکر کنم مادرش و مادران دیگر جواب کودکانشان را چطور میدهند. من به صحبتهایی فکر میکنم که ساعاتی قبل در بیمارستانها شنیدهام: «کودکی ۱۴ساله در بیمارستان شهید شد»، «پرنیان عباسی و برادر کوچک و خانوادهاش در همین بیمارستان شهید شدند»، «سردخانهها دستوپاهایی کوچک و بدون صاحب دارند»، «هنوز پیکر ۱۰ کودک-شهید زیر آوار مانده است»، «هر دو کودکش را از دست داده است. فرزند بزرگتر فقط هشت سال داشت.» اینها گواه جنایت متجاوز صهیونیست در این کشور است. گواهی از جنایتی که دیگر نمیشود ندید. جنایتی که تمام نمیشود و ادامه دارد. اسنادی که زیر آوارها و اتاقهای سفید بیمارستانهای تهران مانده است.
نوری برای درون
«کسینیا میشینا» حتی به یاد نمیآورد آخرینباری که با آرامش غذا خورده یا خوابیده، کی بوده است. او مسئول چهار روستا در منطقهای در اوکراین بود؛ روستاهایی که بهشدت از جنگ آسیب دیدند. وظایف او شامل هماهنگی برای تخلیه امن ساکنان، تهیه اقلام ضروری مانند کپسول آتشنشانی و ژنراتور و نظارت بر حفظ شبکههای برق و گاز بود. «هانا دمیدنکو» هم یکی دیگر از افرادی بود که مسیر شغلیاش با جنگ روسیه و اوکراین تغییر کرد. او میخواست یک بازاریاب آنلاین شود، اما جنگ باعث شد بهعنوان امدادگر داوطلب نظامی به جبهه بپیوندد. زنان دیگری هم هستند که قصه مشابهی دارند؛ ترس، بازیابی امید و بازسازی جوامع جنگزده که البته مراقبت از خودشان در طول دوران جنگ نیز نقشی اساسی داشته است.
زخم جنگ بر پیکر تاریخ مدرن ایران
ساختمان شیشهای در آتش
هدف قرار گرفتن یکی از مهمترین بناهای معماری معاصر ایران
