بایگانی مطالب : جامعه
کوچ پاییزه، دام تشنه
با رسیدن آخرین ماه تابستان، کوچ پاییزه عشایر آغاز شده و حالا ایلبهایل و طایفهبهطایفه براساس زمانبندی اعلامی از سوی دولت روانه قشلاق خواهند شد. با اینهمه تابستان خشک ۱۴۰۴ مشکل بزرگی پیش روی عشایر گذاشته است: کمبود علوفه. اهالی ایل میگویند دولت باید در تخصیص علوفه یارانهای حمایت بیشتری داشته باشد، وگرنه عشایر ناگزیر از فروش دامهای خود هستند. مسئلهای که درصورت فراگیری، تولید و توزیع گوشت قرمز در کشور را با مشکل روبهرو میکند. مسئولان امور عشایری در استانها کمبود علوفه و آب برای احشام ایلات را تأیید میکنند، اما دولت هنوز برنامهای برای تأمین این اقلام اعلام نکرده است.
تجلیل از مفاخر میراثفرهنگی با حضور اهالی سینما و سیاست
اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری
محوطههای باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارند. فعالان میراثفرهنگی و مردم فرهنگدوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بیپناهی میراثفرهنگی در برابر بیلهای مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرضهای مکرر شهرداری به تپهها، محوطهها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیشازپیش دور از دسترس بهنظر میرسد.
۳۴ خانواده، ۴ سال آوارگی
اهالی روستای «خِرِشت پایین» در رودبار بعد از گذشت چهار سال هنوز صدای رانش کوه را به یاد دارند. هنوز در گوشهایشان غرش سنگهایی که بهدلیل برداشت بیرویه معدن شن و ماسه راهی پایین دست شده، تلخترین صدایی است که شنیدهاند و آن روز خردادماه سال ۱۴۰۰ را که باعث شد ۳۴ خانوار مجبور به ترک خانههایشان شوند، فراموش نکردهاند. هرچند فعالیت معدن بعد از این رانش متوقف شد، اما از یک سال قبل تلاشهایی برای راهاندازی دوباره به راه افتاده، آنهم در شرایطی که نه خسارتی به ۳۴ خانواده آواره پرداخت شده و نه زمینی که قرار بود بنیاد مسکن روبهروی روستای خالیشده برای ساختوساز مجدد اختصاص دهد، به آنها داده شده است. آنها هنوز بعد از چهار سال با همان خشم و استیصال روزهای نخست به معدن و کوه مینگرند، به روستای آبا و اجدادیشان که حالا خالی از سکنه شده است.
آلودگی پنهان کلینیکهای کوچک
مراکز درمانی پایتخت در پنج ماه گذشته ۴۰ اخطار محیطزیستی درباره نحوه مدیریت پسماندهای پزشکی دریافت کردهاند. این خبر را «زهره عبادتی»، رئیس اداره حفاظت محیطزیست شهر تهران، به «پیام ما» اعلام کرد. این درحالیاست که بهگفته او و «خادم ثامنی»، مدیرکل مرکز پسماند سازمان حفاظت محیطزیست کشور، بیشترین نگرانیها در رابطه با پسماندهای باقیمانده از مراکز درمانی کوچک است. «محسن فرهادی»، مدیرکل سلامت محیط و کار وزارت بهداشت، نیز در گفتوگو با «پیام ما» با اشاره به تعداد بالای مراکز درمانی کوچک، امکان بروز خطا در مدیریت پسماند این مراکز را تأیید کرد.
جبران خسارت یا کسری بودجه دولت؟
«مسئولیت اجتماعی شرکتهای تحت مدیریت دولت» تصویب شد، اما چشم امید بسیاری را ناامید کرد. این آییننامه بهمنظور ساماندهی و هدایت منابع مالی شرکتهای دولتی در راستای مسئولیت اجتماعی تدوین شده است؛ اما هدایت به کدام سو؟ درحالیکه مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتی برپایه جبران خسارات وارده به محیط فعالیت شرکتها ایجاد شده است، آنچه در مصوبه هیئت دولت جالب توجه است، تأکید بر مدرسهسازی است؛ مهمترین دغدغه اجتماعی ریاستجمهوری که از وظایف ذاتی دولت است و شرکتها وظیفهای در قبال آن ندارند.
استراتژی بقا در دنیای اقتصاد
مسئولیت اجتماعی شرکتی از تجربه جهانی تا بنبست ایرانی
«در ایران، مسئولیت اجتماعی شرکتی به یک نمایش صوری بدل شده است: بنگاهها بهجای جبران واقعی خسارتهای محیطزیستی و اجتماعی، پول خرج میکنند و قوانینی که برای الزام CSR وضع شدهاند، تنها ظاهری قانونی به فعالیتها میدهند.» اینها بخشی از صحبتهای سعید معیدفر، جامعهشناس و دانشیار بازنشسته گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است. او در گفتوگو با «پیام ما» ادامه روند فعلی در حوزه مسئولیت اجتماعی شرکتی را موجب فرسودگی جامعه و محیطزیست میداند و معتقد است این سیستم، نسلهای آینده را با «سرزمینی سوخته» روبهرو میسازد.
چرخه معیوب مصرف گرایی در ایران
هر بار که بحران اقتصادی شدت میگیرد، توصیه به «کمتر مصرفکردن» دوباره بر سر زبانها میافتد. اما چرا جامعهای که از سادهزیستی سخن میگوید، در عمل بهعنوان جامعهای «مصرفگرا» شناخته میشود؟ تناقضی که نهتنها به سفرههای مردم ضربه میزند، بلکه تابآوری اقتصادی کشور را هم تضعیف میکند. ناصر فکوهی، انسانشناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران، نقدی جدی بر سیاستهای فرهنگی و اقتصادی کشور دارد و معتقد است: «ریشه مصرفگرایی در جامعه ایران نه در تمایلات افراد، بلکه در ناهماهنگی گفتار و کردار نهادهای رسمی است.» او در گفتوگو با «پیام ما» به ریشههای تاریخی و فرهنگی این پدیده میپردازد و توضیح میدهد چرا سیاستهای ناکارآمد و دخالتهای نادرست دولت، جامعه را در چرخهای معیوب از مصرف و نارضایتی گرفتار کرده است.
توسعه در دل غذا صنایعدستی و قصههای محلی
چهارده سال از عمرش را پشت میزهایی گذراند که پر بودند از نقشههای توسعه. اما در میان اینهمه خطکشی و محاسبه، چیزی کم بود: «همه این خطها و نقشهها اگر به درد زندگی واقعی آدمها نخورد، چه ارزشی دارد؟» عضویت در موسسهای که برای حفاظت از محیطزیست و توسعه معیشت پایدار در مناطق روستایی فعال بود، باعث شد تا دوازده سال پیش، جادهای خاکی او را به روستاهای حاشیه پارک ملی توران (رضاآباد و احمدآباد) و پناهگاه حیاتوحش خوش ییلاق (کلاته خیج و جیلان) برساند؛ جایی که زندگی با صنایعدستی، معماری بومی و نبرد برای تأمین معاش گره خورده بود. زن جوان که اقتصاد نظری و شهرسازی خوانده و روزگاری پشت میزها نقشه توسعه میکشید، حالا با زنان و مردانی کار میکرد که باید محصولاتشان را استاندارد و بهروز میکردند تا کاربران امروز، قصههایشان را بشنوند. رفتوآمد به روستا، او را با تورهای گردشگری و دنیای تازهای از ارتباط میان مردم شهر و جوامع محلی پیوند داد؛ از چشیدن طعم غذاهای محلی، دیدن صنایعدستی تا شنیدن داستانهای بومی. این مسیر تنها ماجرای سفر و دیدن نبود؛ تلاشی شد برای راهنمای تور بودن در حوزه جامعه محلی و ساختن اقتصادی مکمل از راه گردشگری که هم سفره روستاییان را پر کند و هم باری از دوش طبیعت و مناطق حفاظتشده بردارد. تجربهای که امروز، در آستانه ۴۶سالگی، برای «مریم لاوی» معنایی فراتر از شغل یافته است؛ مأموریتی برای تغییر و امید.
