بایگانی مطالب :
بمباران ایران شریف
تصحیح اوراق اولین کنکور سراسری ایران در تیر سال ۱۳۴۹ توسط مرکز محاسبات دانشگاه شریف (آریامهر) و با تلاش ایرانیها انجام شد. آن زمان نامهای از سوی شرکت IBM آمریکا به دانشگاه زده شد. در آن نامه آمده بود که کامپیوتر معجزه نمیکند، شما معجزه کردهاید. در اولین ساعات صبح دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۵ این مرکز توسط اسرائیل بمباران شد.
برای وطنمان که بار دیگر در میانِ درد خواهد شکفت سروِ سبزِ ایران
ما آموزگاران سالخورده تاریخ بشریم
در ضرورت یادآوری فرهنگ تابآوری و تحمل
حمله آمریکا و اسرائیل به یک ساختمان مسکونی در تهران+ آمار شهدا
سید جلال ملکی، سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران گفت: در پی حمله دشمن به یک منزل مسکونی در جنوب شرق تهران تاکنون سه نفر شهید شدند.
وعدههای فریبنده و توهین به تمدن کهن ایران
|پیام ما | رئیسجمهور آمریکا در سخنرانی تلویزیونی اخیر خود در ۱۳ فروردین، در چارچوب عملیات نظامی علیه ایران، تهدید کرد که «ایران را به عصر حجر بازمیگردانیم، جایی که به آن تعلق دارد». این اظهارنظر که ساعاتی پس از آن با بمباران زیرساختهای غیرنظامی ایران همراه شد، نهتنها تهدیدی نظامی، بلکه توهینی عمیق و سیستماتیک به ملت ایران است.
تضعیف اقتصاد شهر
انستیتو پاستور زیر آتش
نگاهی به دلایل محکومیت تخریب مراکز علمی و بهداشتی در حقوق بینالملل
اصفهان پیش از نوروز
اصفهان در واپسین روزهای اسفند، همیشه شهری بود که نفسش بوی نوروز میداد. درختان کهن چهارباغ در آستانه جوانهزدن، میدان نقشجهان در آستانه ازدحام مسافران و باغهای تاریخی در انتظار قدمهای تازهای که از گوشهوکنار ایران و جهان میرسیدند. اما امسال، هنگامی که قدم در این شهر میگذاری، نخستین چیزی که به استقبال میآید، نه هیاهوی نوروزی که سکوتی سنگین و غریب است؛ سکوتی که بر شانههای بناهای چندصدساله نشسته و گویی زمان را در میان دیوارهای زخمی شهر متوقف کرده است.
به نوروز بگوییم که امسال نیاید؟
از رنگ گل تا رنج خار
بحران، خواه جنگ، نسلکشی، مهاجرت اجباری، سرکوب سیاسی یا همهگیری، وضعیتی است که نظم نمادین، ثبات معنایی و انسجام روانی فرد و جامعه را مختل میکند. بحران نهتنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بلکه روایتهای بنیادینی را که انسانها از خود و جهان دارند، متزلزل میسازد. در چنین شرایطی، هنر و ادبیات صرفاً تولیدات فرهنگی نیستند؛ بلکه به عرصهای برای بازسازی معنا، ثبت تجربه، مقاومت و التیام روانی تبدیل میشوند. از سوی دیگر، بحران در شرایط سرکوب، فقط بهمعنی تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه حذف حافظه و روایت است و هنر میتواند حافظه را حفظ و در برابر انکار، مقاومت کند و آن را به نسلهای بعد انتقال دهد. بنابراین، در شرایط جنگ و سرکوب، هنر نمیتواند بیطرف بماند و سکوت هنرمند، بیمعنا به نظر میرسد. ازاینروست که «ساموئل بکت» پس از جنگ جهانی دوم نمایشنامه «در انتظار گودو» را مینویسد و ساختار روایی کلاسیک را فرو میریزد و بیمعنایی جهانِ پس از فاجعه را به بیساختاری در فرم تبدیل میکند. «پیام ما» در گفتوگو با «آزاده سهرابی»، دکترای روانشناسی، به بررسی جایگاه هنر در روزگار بحران و تأثیر آن بر روح و روان آدمها، چه خالقان هنر، چه مخاطبان آن پرداخته و اینکه در روزگار بحرانی، کارکرد هنر چیست؟ یک ضرورت است یا یک تجمل؟
