بایگانی مطالب : محیط زیست
پرندهها نادیده گم میشوند
فروردینماه امسال که بعد از چند سال بسته بودن درهای برج پرندهنگری سِلکه در جنوب تالاب انزلی بهبهانه ساختوساز، فعالان با هماهنگی یکی از اساتید دانشگاه به این منطقه رفتند، با واقعیت عجیبی روبهرو شدند؛ نه ساختوسازی در جریان بود و نه تغییری در آنجا داده شده بود. درهای این برج که یکی از استانداردترین برجهای فعلی است، بیدلیل، از سال ۱۴۰۱ بسته بود و بعد از آنهم کسی پاسخی برای این اتفاق نداشت. از سال ۱۳۸۶ که نخستین برج پرندهنگری بهصورت رسمی در تالاب کانیبرازان آذربایجانغربی به راه افتاد، تا کنون نقدها به عملکرد این مجموعهها کم نبوده است. برجهایی که قرار بود محلی برای اتصال آموزش و گردشگری باشند، با نقدهایی چون جانمایی اشتباه، استفاده نکردن از مواد مناسب هر منطقه، بسته بودن درهایشان و البته نداشتن ضابطه برای رسیدگی بر عملکردشان روبهرو هستند. برجهایی با سازههایی عمرانی و عموماً غیر همسو با اصول و استانداردهای محیطزیستی.
تغییر ریل مدیریت ذخیرهگاههای زیستکره
«ذخیرهگاههای زیستکره در کشور ما همچنان با همان شیوهای مدیریت میشوند که سایر مناطق حفاظتشده اداره میشوند.» این گفته «حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، در کارگاه «معیشتهای جایگزین پایدار در ذخیرهگاههای زیستکره ایران» است. او علاوهبر شرح وضعیت فعلی، راهحلی را هم مطرح کرد: «پیشنهادم این است که ابتدا یک آییننامه مشخص، مثلاً در سطح مصوبه دولت، برای مدیریت ذخیرهگاهها تهیه شود و یک کمیته ملی ساماندهی این مدیریت را بهعهده بگیرد. پسازآن نیز میتوان بهسمت تدوین قوانین و مقررات اختصاصی در قالب یک لایحه برای تصویب در مجلس پیش رفت.»
مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی
«طفلک بچهها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت میشد و سکوت میکرد، «حالا ترجیح میدهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچوقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرندهنگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیطزیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم، او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیطزیست در مدارس شد و پسازآن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعهبالا، رضاآباد و احمدآباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفتهاند، او را بهخوبی میشناسند؛ همچنانکه در کلاتهخیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیاتوحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سالها به حوزه پرندهنگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوهبر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قلههای مختلفی را هم صعود کرده. در این سالها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر بردهاند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاههای حیاتوحش و چه برنامههای پرندهنگری! در این گفتوگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیتهایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیطزیست و حیاتوحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.
۳ طرح برگزیده حمایت مالی «هما» مشخص شدند
آوارگی در وطن
دهمین نسخه «گزارش جهانی از آوارگان داخلی» یا GRID، بار دیگر آمار بیسابقهای اعلام کرده است؛ تا پایان سال ۲۰۲۴، ۸۳ میلیون و ۴۰۰هزار نفر در کشور خود آواره شدهاند.شمار آوارگان داخلی ۲۰۲۵ که تعداد بیخانمانشدههای داخل کشورها را تا پایان سال ۲۰۲۴ محاسبه کرده، بیش از دو برابر آمار اولین گزارش این سازمان است که یک دهه پیش منتشر شد.
فرصت کوتاه برای نجات پایتخت از فرونشست
«فرونشست» در تهران شبیه هیولایی در حال پوستاندازی است که چهره عوض میکند. اینبار رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی میگوید هندسه جدیدی از فرونشست زمین در منطقه ۱۸ تهران به وسعت ۵۵ هکتار در تصاویر ماهوارهای دیده شده است که خطر ریزش و تخریب مستحدثات و ساختمانها را افزایش میدهد. شکلی از فرونشست موسوم به «هالهای» که تا دو سال گذشته در تهران دیده نشده بود. بهنظر میرسد اصلیترین دلیل این رخداد که میتواند پیامدهای جدی بههمراه داشته باشد، برداشت بیشازحد آب از چاههای موجود و یا حفر چاههای جدید است. متهم توسعه چاهها در شهر تهران همیشه دو بخش بوده است: یکی تأمین آب شرب و دیگری فضای سبز تهران. محدودیتهای اجتماعی قابلملاحظهای در بخش شرب وجود دارد، اما صرفهجویی در بخش آبیاری فضای سبز به فراموشی سپرده شده است. شهرداری تهران طی سه سال سه تفاهمنامه با وزارت نیرو امضا کرد، اما مفاد هیچیک بهتمامی اجرا نشده است. رئیس بخش خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی میگوید هنوز برای مقابله با فرونشست دیر نیست و میتوان یک بازه زمانی ۵ تا ۱۰ ساله اقدامهای مؤثری برای مقابله با آن انجام داد.
سوختن زاگرس زیر سایه سیاست و اقتصاد
در شرایطی که آتشسوزیهای گسترده به جان جنگلهای زاگرس افتاده و بخشهای از آن را نابود کرده، نبود تجهیزات کافی اطفای حریق در این مناطق به یک بحران ساختاری تبدیل شده است. این کمبود شامل ابزارهایی مانند دمنده و خودروهای مناسب اطفای حریق جنگل، بالگردهای مستقر و آمادهبهکار است؛ مسئلهای که در مناطق کوهستانی و صعبالعبور زاگرس اهمیت مضاعفی دارد و بارها هشدار آن از سوی کارشناسان و نمایندگان محلی داده شده است. شرایط طبیعی منطقه، بهویژه رشد سریع پوشش گیاهی در فصل بهار و خشکشدن آن در تابستان، اکنون به عاملی برای گسترش سریع آتش تبدیل شده است. در کنار این شرایط، عوامل انسانی مانند نبود مدیریت یکپارچه، بیتوجهی گردشگران و نبود سیستم نظارتی پایدار نیز زاگرس را در برابر آتش بیدفاع کرده است. بهگفته یک نماینده مجلس، تمام این اتفاقات به یک دلیل رخ میدهد، در نظر مسئولین اقتصاد و سیاست بر محیطزیست برتری دارد.
از زبالهها به شاهکارها
|پیامما| در دل کپنهاگ، در مرکز معماری دانمارک، نمایشگاهی با نام «بازآفرینی» گشایش یافته که در آن، بازیافت و استفاده مجدد از مصالح، راهی برای مقابله با بحرانهای اقلیمی است. این نمایشگاه با تکیه بر قدرت تغییرات فرهنگی، از مفاهیم سنتی زیبایی فاصله میگیرد؛ جایی که هر قطعه از مواد دورریختهشده، داستانی تازه از فرصتهای بیپایان برای ساخت آیندهای پایدارتر را روایت میکند.
زنگ خطر تابستان داغ از اروپا تا ایران
|پیامما| باد گرم هشدارها را با خود میآورد. در روزهایی که هنوز بوی بهاری دارد، مؤسسه «ماکس پلانک» در آلمان با پیشبینی تابستانی بیسابقه در گرما برای اروپا، بار دیگر زنگ خطر تغییراقلیم را به صدا درآورد. این بار، آنچه در پیش است، نهفقط برای اروپا بلکه برای ایران و بسیاری نقاط جهان پیامدهایی جدی دارد. درحالیکه جهان همچنان با بحران اقلیمی دستوپنجه نرم میکند، گزارش تازهای از مؤسسه ماکس پلانک برای مطالعات هواشناسی در هامبورگ منتشر شد که توجه بسیاری را جلب کرده است. بهگفته این مؤسسه، اروپا احتمالاً با یکی از گرمترین تابستانهای چند دهه اخیر روبهرو خواهد بود؛ پیشبینیای که برپایه دادههای دقیق اقیانوسی شکل گرفته است. تجمع غیرعادی گرما در اقیانوس اطلس شمالی عاملی کلیدی در این پیشبینی محسوب میشود.
بودن یا نبودن سطلهای زباله؟
سه سال از آن بهاری که اهالی سراوان مقابل ماشینهای حمل زباله برای چند هفته ایستادند تا زباله به جنگل نرسد، میگذرد. سه سال بعد از آن برخوردهای سخت با مردمی که دههها از بو و کوه چندصدمتری زباله خسته بودند، «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، در هفته گذشته به گیلان سفر کرد و گفت «موضوع زباله در گیلان قابلحل است؛ چون زباله در شمال کشور هنوز به مرحله بحران نرسیده است.» از نظر سخنگو، کوههای زباله در جنگل و ساحل، نبود سایتهای استاندارد، مشکل گسترده کارخانه کود آلی و زبالهسوزها، بیتوجهی به تفکیک از مبدأ و زبالههای سرگردان در روستاها و اعتراضات و بستن راه بر ماشینهای حمل زباله هنوز به مرحله بحرانی نرسیده! این صحبتها در حالی از سوی نماینده دولت مطرح شده است که از اسفند گذشته صدای دهیاران روستاهای گیلان بلند بود. آنها سردرگم میان عملکرد استانداری برای مدیریت پسماند قرار گرفته بودند؛ زمانی بهاجبار سطلهای زباله از روستاها جمع شد و به آنها گفتند خودشان باید زبالههای روستاهایشان را مدیریت کنند و حالا به آنها گفته شده بهاجبار باید سطل زباله بگذارند. آنها میپرسند چه چیزی در این چند سال تغییر کرده؟ آیا محل دپوی جدیدی برای زبالهها تعیین شده؟ آیا فکری به حال ساماندهی سراوان و دیگر محلهای دپو کردهاید و آیا قرار است حالا برخلاف سالهای قبل زبالههای روستایی را جمع کنید؟ دهیاران بسیاری از روستاها بدون پاسخ از سوی استانداری، سرگردان در این شرایط هستند و بسیاری از آنها میگویند بازگشت سطلهای زباله یعنی برگشت به عقب.
