بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
نگاهی به کتاب «آخرین شب دیکتاتور» که به چاپ چهارم رسید
خانههای تاریخی قربانی تعلل یا تعارض منافع؟
در چند قدمی مسجدجامع عتیق اصفهان، جایی که تاریخ ایران لایهلایه بر آجر و گچ و کاشی نشسته است. مجموعهای از خانههای تاریخی نفسهای آخر را میکشند. خانههایی که با نام «مجموعه خانههای ابواسحاقیه» ثبت ملی شدهاند، اما ثبتشدنشان نهتنها سپر حفاظتی مؤثری برایشان نساخته، بلکه بهگفته فعالان میراثفرهنگی، در عمل تغییری در وضعیت بحرانی آنها ایجاد نکرده است.
به نام صیانت، به کام محدودگران
در روزهایی که مردم ایران با تعلیق درباره آینده کشور و تورمی افسارگسیخته مواجهاند و امسال برای دومینبار محدودیت دسترسی به اینترنت بینالملل را تجربه کردهاند، نمایندگان مجلس شورای اسلامی بهدنبال تقنین طرحی برای اعمال محدودیتهای جدید در فضای مجازی هستند. طرح «قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی» در آبانماه امسال و بیسروصدا اعلام وصول شد و اگرچه از آن با عنوان ساماندهی فعالیتهای صوتی و تصویری در فضای مجازی یاد میشود، اما نگاهی به جزئیات طرح نشان میدهد هرگونه تولید محتوای صوتی و تصویری نیاز به مجوز از «صداوسیما» دارد و قرار است تمام اختیارات به این نهاد واگذار شود تا نقش ناظر و رقیب را همزمان بازی کند. طرحی که از همان ابتدای کلیدخوردنش گفته شد بهنوعی نسخه بهروزرسانیشده طرح «صیانت» مجلس یازدهم است و حالا بسیاری از آن با عنوان «صیانت ۲» یاد میکنند. «افشین عزیزی»، کارشناس حقوق رسانه و وکیل دادگستری، در گفتوگو با «پیام ما» جزئیات این طرح را واکاوی میکند و از مخدوششدن مرز میان ناظر و رقیب بهدنبال اجراییشدن آن میگوید.
اصالت بازار رشت در خطر تصمیمات عجولانه
ابراز نگرانی ایکوم ایران درباره سرنوشت بازار تاریخی رشت پس از آتشسوزی دیماه
روایت یک زوال پنهان
شناخت نسبت میان خلاقیت و نوآوری یکی از مباحث بنیادین در فهم جایگاه این دو مفهوم در فرهنگ، تمدن و تاریخ زیست فرهنگی ایران است. این نسبت، نه یک بحث انتزاعی یا تزئینی، بلکه یکی از ستونهای اصلی دوام اجتماعی و توان بقا در سرزمینی بوده که در طول تاریخ با دهها تهدید طبیعی، محیطی و انسانی روبهرو شده است.
میراث ملی بدون سپر قانونی
|پیام ما| نزدیک به یک قرن از تصویب نخستین قانون حفاظت از آثار ملی در ایران و ثبت نخستین اثر تاریخی در فهرست میراث ملی میگذرد، اما تنها ۱۰ درصد از بناها، تپهها و محوطههای تاریخی ثبتشده در فهرست میراث ملی، حریم مصوب دارند. این خلأ، آثار ملی را در برابر توسعه شهری، پروژههای عمرانی و تغییر کاربریهای بیضابطه آسیبپذیر کرده است. رویکرد مخرب وزرا و مدیران دو دولت سیزدهم و چهاردهم هم به کمک آمده تا نگرانیها درباره شرایط و سرنوشت این آثار دوچندان شود. «طرح ساماندهی و نظارت بر تعیین حریم بناها، تپهها و محوطههای تاریخی و فرهنگی» که با هدف اصلاح این وضعیت ارائه شده، از یکسو میتواند باعث نظاممند شدن فرایند تعیین حریم شود و از سوی دیگر، با ابهامها و کمبودهایی که دارد، میتواند در حوزه اجرا به سرنوشت بسیاری از قوانین و دستورالعملهای کماثر حوزه میراثفرهنگی دچار شود. مرکز پژوهشهای مجلس هفته گذشته با بررسی جزئیات این طرح اظهارنظری کارشناسی در این زمینه منتشر و پیشنهاداتی برای اصلاح آن ارائه کرده است.
زیستن با مرگ
سوگ این روزها تمام نمیشود. اندوه و رنج در هوا معلق است و ما فقط برای یک نام سوگواری نمیکنیم؛ برای تداوم فقدانها سوگواریم. در چنین روزهایی، سوگواری از یک آیین خانوادگی به تجربهای جمعی تبدیل شده و مرز میان عزای ما و عزای دیگران فرو ریخته است. اندوه معنای دیگری پیدا کرده و عزاداری به آیینی تمامنشدنی بدل شده که در آن جامعه میکوشد رنج خود را بلند و عمومی بیان کند. بسیاری از آیینهای سوگواری که امروز میبینیم، تاریخی طولانی دارند. «ژیلا مشیری»، پژوهشگر پژوهشکده مردمشناسی، از لایهمند بودن الگوی سوگواری در ایران و آداب و آیینهای آن در طول تاریخ میگوید.
هشدار از قلب ترکخورده حافظیه
|پیام ما| هر سال در لحظه تحویل سال، مجموعه تاریخی و فرهنگی حافظیه با حضور هزاران بازدیدکننده رکورد بازدید را میشکند، اما وضعیت حفاظت و نگهداری از این مجموعه همچنان نامطلوب به نظر میرسد. مهرماه امسال، بخشی از مقرنسهای بنای تاریخی «قوامی» فرو ریخت؛ تخریبی که نشاندهنده فرسایش گستردهای در این بنا بود. فرسایشی که بهزعم کارشناسان میراثفرهنگی نتیجه این است که بنا بهموقع پایش نشده و فرسایش تدریجی منجر به تخریبی در این سطح شده است. با گذشت شش ماه از حادثه، مرمت این بخش هنوز به اتمام نرسیده است. معاون میراثفرهنگی فارس از تلاش برای پایان پروژه مرمت تا پیش از نوروز خبر میدهد، اما کارشناسان معتقدند برای اجرای دقیق و اصولی ضوابط مرمت، زمان بیشتری نیاز است.
مردن تو در جوانی پر و بالم را سوزاند
«ای جوون، ای نوجوون، ای نونهالُم/ به جوونی مردنت، سُهد پروبالم» (ای جوان، ای نوجوان، ای نونهال من/ مردن تو در جوانی پر و بالم را سوزاند)؛ صدای شیون و آوازهای حزین از گوشهگوشه ایران در عزای از دست دادن جانهای شیرین به گوش میرسد. این صدای آوای غمناک زنانی است که هر بار با ازدسترفتن یک زندگی در گلویشان مینشیند و چون چکاوکی اندوه را فریاد میزند. اکنون هزاران جوان جان دادهاند و هزاران چکاوک آوازی غمناک میخوانند. این آواها و نواها از دورترین ادوار تاریخ از زبان مادران و زنان چون میراثی به دست ما رسیده است. مرثیهسرایی فرهنگی کهن است که در ایران پیشازاسلام رواج داشته؛ مثل رسای «مرزکو» (از پیشوایان دینی) که به زبان پهلوی اشکانی پرتوی سروده شده است.
سوگ سرو
چهلم آخرین روز خداحافظی با عزیز ازدسترفته است. روزی که میپذیری معجزهای برای بازگشت آنکه زیر خاک خفته وجود ندارد و «فقدان»، واژهای میشود که بر تن زندگی نشسته است. چهلم، پایان رؤیای بازگشت است. اما سوگ برای آنان که سروهای فروافتاده شدند، معنای دیگری دارد. این سوگ امتداد پیدا میکند و راهی برای جاری شدن در زمان میجوید. تاریخ ما پر است از سوگواریهای جمعی. سوگواریهایی که در بزنگاههای تاریخی معناهای متفاوتی پیدا میکند. «مریم سامعی»، معاون علمی دانشنامه فرهنگ مردم ایران، از سیر تاریخی برگزاری آیین «چهلم» و ریشههای آن در ایران میگوید.
