بایگانی مطالب: فرهنگ

رقص ملودی‌ها در آغوش دریا

صدای نی‌انبان از ساحل بندرعباس بلند می‌شود و ریتم یزله در کوچه‌های بوشهر جان می‌گیرد. در جزیره قشم، آواهای آیین زار، حکایت مراودات تاریخی این سرزمین را بازگو می‌کنند. اینجا در ساحل خلیج‌فارس، جایی که موج‌ها با آفتاب داغ هم‌‌صدا می‌شود، موسیقی جریان دارد که روایتگر زندگی‌ست؛ حکایت‌هایی از سفرهای ملوانان، آوازهایی برای شفا و آرامش و ردپایی از فرهنگ‌های دوردست که به دل این خاک راه یافته‌اند. این موسیقی فقط نغمه نیست؛ حافظهٔ یک سرزمین است. گذشته را به آینده پیوند می‌زند و در دل هر ضرب‌آهنگش، ردپای هویت و استقامت مردمانی دیده می‌شود که حتی در طوفانِ زمان، صدایشان خاموش نشده است. سید فواد توحیدی، پژوهشگر و نوازنده موسیقی نواحی در گفت‌وگو با «پیام ما» از چگونگی شکل‌گیری این نغمه‌ها گفته است؛ اینکه چطور اقلیم و فرهنگ بر شکل‌گیری موسیقی نواحی جنوب ایران تاثیر گذاشته. به اعتقاد او، در روزگار تسلط موسیقی پاپ و نفوذ فضای مجازی باید مراقب بود که این گنجینه بومی در خطر فراموشی قرار نگیرد.

سفره‌های رنگارنگ اهالی جنوب

شیرینی خرما، تندی فلفل و بوی ماهی، روح فرهنگ غذایی جنوب ایران را شکل می‌دهند. اینجا قهوه را با آیینی خاص دم می‌کنند و خرما همدم همیشگی سفره‌‌ها است. خلیج‌فارس با هوای شرجی و هرم گرمایش چنان تأثیری در سبک غذایی مردم این منطقه داشته که هر لقمه، قصه‌ای از نخلستان و دریا را روایت می‌کند. به بهانه روز ملی خلیج‌فارس و برای کشف رازهای فرهنگ غذایی این منطقه، با سهراب دریابندری، مترجم، مستندساز و دستیار نجف دریابندری و فهیمه راستکار در کتاب مستطاب آشپزی گفت‌وگو کرده‌ایم. او در این گفت‌وگو از تجربه سفر به سفره‌های مردم جنوب ایران گفته است.

بندری‌ها در مرز سوگ و سرور

|پیام ما| با همه ما آشناترند، آن‌ها که در ساحل جنوب، ساده، صمیمی و آرام زندگی می‌کنند. آن‌ها که شادی‌شان ناب و خالص است و نهایتِ شادی، و غمشان از عمق سوزی که در صدا و سازشان موج می‌زند، چنگ به دل می‌زند. انگار خوب می‌دانند چطور نهایت یک حس را نشان دهند؛ از شادی تا غم، از تنهایی تا همبستگی. بندری‌ها در عین سادگی، پیچیده و عمیق‌اند. شاید کم‌حرف باشند، اما چشم‌هایشان سخن‌ها دارد و وای از روزی که با زبان ساز، بخواهند حرف دلشان را بزنند. این مردم نازنین، تاریخی از خوشی‌ها و ناخوشی‌ها، ظلم‌ها و ایستادگی‌ها، شجاعت‌ها و همدلی‌ها را پشت سر گذاشته‌اند و حالا می‌شود همین مفاهیم را در زندگی روزمره‌شان، موسیقی‌شان و فرهنگشان هم دنبال کرد. بندری‌ها این روزها داغ سنگینی به دل دارند؛ داغی که ایران و جهان در آن شریک است. اما ما چقدر آن‌ها را می‌شناسیم؟ تاریخشان و فرهنگشان و دغدغه‌هایشان را چقدر خوانده‌ایم؟ ما که چراغ نام بندر در ذهنمان با یک موسیقی شاد و پرشور روشن می‌شود، از گذشته و تاریخش چه می‌دانیم؟ حسین حسین‌زاده شهابی، کارشناس ارشد باستان‌شناسی است و به‌عنوان معاون مرکز اسناد تاریخی شهرداری بندرعباس، پژوهش‌های گسترده‌ای در تاریخ و فرهنگ مردم این منطقه انجام داده است. از زبان او بیشتر با بندری‌ها آشنا می‌شویم.

گم‌شدن صداهای بومی در داغی موسیقی تجاری

«تا کار دارند تحویلت می‌گیرند. وقتی کاری ندارند، خالو قنبر بی خالو قنبر». خالو قنبر گله نمی‌کند. فقط می‌گوید کسی خریدار موسیقی نواحی نیست: «مردم گوش نمی‌کنند. در همین بندرعباس هم کسی به موسیقی نواحی اهمیت نمی‌دهد». راضی‌ست که قرار است در جشنواره موسیقی نواحی، نی جفتی بزند: «اگر این هنر موسیقی را نداشته باشیم، دیگر هیچ‌چیز نداریم. مثل ماهی است که از دریا بگیری، بندازی در آب شیرین.» شاید «قنبر راستگو» که صدای ساز جفتی‌اش را همه اهل جنوب و غیرجنوب می‌شناسند، خوب می‌داند که همین جشنواره‌ها، هرچند کوتاه‌عمر و گه‌گاه، فرصتی‌اند برای ماندن در حافظه‌ جمعی. در روزهایی که بازار موسیقی تجاری داغ‌تر از همیشه است و صداهای بومی گم می‌شوند، همین فستیوال‌ها مانند «کوچه» و «جشنواره موسیقی نواحی ایران» می‌توانند صحنه‌ای باشند برای بازگشت به ریشه‌ها و یادآوری اینکه موسیقی نواحی روایتی است از زیست یک قوم، جغرافیا و فرهنگ.

ظرفیت‌های بلاغی و زبانی در آثار سعدی

این کوچه بن‌بست نیست

| پیام ما | کوچه به‌اندازه نامش و تمام آدم‌‌هایی که برگزارش می‌کنند، ساده و صمیمی است و گویی متعلق به همه ماست. حتی اگر تا به حال پای‌مان به کافه حاج رئیس و کوچه‌های باصفا و ساده بوشهر باز نشده باشد، خودمان را اهل «کوچه» می‌دانیم. کسی نمی‌تواند کوچه را تعطیل کند. این را حتی آنها که تمام تلاششان را کردند هم می‌دانند. دیروز که خبر لغو فستیوال به‌صورت رسمی و از سوی معاون امور هنری وزارت ارشاد اعلام شد، موضوع در سطح وزرای چند وزارتخانه دنبال شد و در نهایت سخنگو و اعضای دولت پزشکیان هم نسبت به خبر واکنش نشان دادند. اما موضوع کوچه جایی به اوج رسید که مسافرانی که قرار داشتند در بوشهر دور هم جمع شوند و موسیقی بشنوند و با شادی‌هایشان غم و تلخی روزگار را بی‌اعتبار کنند، گفتند: «فستیوال باشد یا نباشد، ما به بوشهر می‌رویم» و همین همدلی یعنی کوچه باید برقرار بماند.

شاعر طبیعت و تصویر

نگاهی به زبان تصویری و استعاری اشعار سهراب سپهری

معادله نابرابر حفاظت از تاریخ

هجدهم آوریل، روز جهانی حفاظت از بناها و محوطه‌های تاریخی، فرصتی‌ است برای بازنگری در رفتارهای حفاظتی ما با گذشته‌ای که آینده را شکل می‌دهد. شعاری که هرساله توسط ایکوموس و نهادهای بین‌المللی مطرح می‌شود، هشداری است به جوامع بشری که آنچه از تمدن و هویت باقی مانده، تنها با نگاه علمی، مسئولانه و مردمی می‌تواند از گزند فراموشی، تخریب و سوداگری در امان بماند. در ایران، کشوری با هزاران سال تاریخ و تمدن، این روز بیش از هر جای دیگری باید تلنگری باشد برای نهادهای دولتی، شهرداری‌ها، قانونگذاران، مردم و فعالان این حوزه و همچنین، طرح این سؤال که آیا آن‌گونه که باید از این گنجینه بی‌همتا صیانت کرده‌ایم؟ یا میراث، هنوز قربانی توسعه‌ای بی‌هویت، مرمتی سطحی، کاوشی ناتمام و قانونی بی‌ضمانت است؟

پایان فصل یک اسطوره

«او زندگی طولانی، پرماجرا و ثمربخشی داشت و آثارش همچنان زنده خواهند ماند». زندگی «ماریو بارگاس یوسا» شاید در همین چند کلمه خلاصه شود که فرزندانش در بیانیه‌ای اعلام کردند. بارگاس یوسا زندگی‌اش همچون یک رمان بود؛ پیچیده و پرنوسان. او با آثارش تاریخ و سیاست را به چالش کشید و تصویری عمیق از قدرت و شکست انسان‌ها ترسیم کرد. حالا ۸۹سالگی‌اش با مرگی به پایان رسیده که پیشتر درباره آن گفته بود: «دوست دارم مرگ در حالی مرا بیابد که در حال نوشتنم، مثل یک حادثه.»

کربن در سرزمین افسانه‌ها

در سرزمین‌های افسانه‌ای دیزنی، داستان جدیدی در حال شکل‌گیری است. اخیراً آلودگی‌های محیط‌زیستی برای ساخت فیلم‌های این کمپانی بحث برانگیز شده‌اند. گفته می‌شود فیلم‌های «سفیدبرفی» و «پری دریایی کوچک» بیش از هر زمان دیگری کربن و گازهای گلخانه‌ای تولید کرده‌اند. آیا این تولیدات سینمایی می‌توانند با طبیعت هماهنگ باشند یا اینکه خود به بخشی از مشکلات محیط‌زیستی تبدیل می‌شوند؟