بایگانی مطالب: منابع طبیعی

معاون رئیس‌جمهور و پرسش‌های بی‌‌پاسخ

معادن، صحنه درگیری‌های خونین

ضرورت‌های اقتصادی و نیاز کشور به توسعه و ایجاد اشتغال، همواره از جمله مفاهیمی بوده است که مدافعان و منتفعین بخش معدن برای توجیه گسترش فعالیت‌های خود در طبیعت نیمه‌جان ایران به آن استناد می‌کنند. ترجمه‌ دقیق‌تر این ادعا چنین است: گرچه محیط طبیعی و بنیان‌های حیاتی سرزمین در هم شکست و از کوه‌ها، رودها و جنگل‌های زیبا جز توده‌ای آلوده و سمی باقی نماند، اما درعوض، کشور ثروتمند شد، مردم به رفاه رسیدند و بخشی مهم از جامعه به شغلی مطمئن و با درآمد مکفی دست یافتند. ناترازی میان سرمایه‌های ازدست‌رفته‌ غیرقابل‌تکرار و دستاوردهای اقتصادی حاصل از این فرایند را کنار بگذاریم و ببینیم تا چه اندازه بخش «مثبت» این روایت، یعنی ایجاد ثروت و اشتغال، در عمل قابل تصدیق است. آنچه در میدان واقعیت دیده می‌شود، چندان هم‌راستا با این روایت پرطمطراق آن نیست. گزارش‌های رسمی، از جمله مطالعات مرکز پژوهش‌های مجلس، نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از معادن کشور نه‌‌تنها اشتغال پایدار و مولد ایجاد نکرده‌اند، بلکه در بسیاری از مناطق، موجب فروپاشی نظام‌های معیشتی بومی، تعمیق فقر و گسترش نابرابری‌های منطقه‌ای شده‌اند.

انحراف در فرایند اجرای کاداستر اراضی ملی و دولتی

صدور اسناد پرابهام برای اراضی ملی

هر شهروند، یک پژوهشگر طبیعت

چالش طبیعت آسیا (ANC) یک رویداد بزرگ و قاره‌ای در حوزه علم شهروندی است که با هدف مستندسازی تنوع‌زیستی غنی آسیا برگزار می‌شود. این رویداد با استفاده از پلتفرم جهانی آی‌نچرالیست (iNaturalist)، از عموم مردم دعوت می‌کند به مشاهده و ثبت دقیق گیاهان، جانوران، حشرات و قارچ‌های وحشی در محیط زندگی خود بپردازند. انگیزه اصلی این چالش، پر کردن شکاف داده‌ای در مورد حیات‌وحش آسیا است؛ چراکه با وجود داشتن بالاترین تنوع‌زیستی، این قاره سهم کمی در داده‌های علمی ثبت‌شده جهانی، یعنی در حدود ۹ درصد از کل مشاهدات را دارد. مشارکت‌کنندگان در دو مرحله اصلی (مشاهده در طبیعت و سپس کمک به شناسایی گونه‌ها) به تولید داده‌های معتبری کمک می‌کنند که مستقیماً توسط محققان و سازمان‌های حفاظتی برای رصد گونه‌های در معرض خطر و برنامه‌ریزی‌های محیط‌زیستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این چالش افراد می‌توانند با گوشی هوشمند خود، در عرض چند روز، مشاهدات خود را در طبیعت از گونه‌های وحشی ثبت کنند و اطلاعات حیاتی را در اختیار جامعه علمی قرار دهند. هدف نهایی این چالش، شناسایی ناشناخته‌ها و ایجاد یک شبکه فعال از حامیان محیط‌زیست در سراسر آسیا برای افزایش آگاهی است.

نفس شمال از دل «سُماموس» برمی‌خیزد

توده کوهستانی «سُماموس» مرتفع‌ترین کوه استان گیلان و یکی از قلل شاخص البرز غربی است. موقعیت خاص این کوه و قرارگیری‌اش در جوار دریای کاسپین و آزاد بودن سه جبهه آن از بدنه البرز، منظری شگفت‌انگیز برای آن ایجاد کرده‌ و نزدیک‌ترین قله بالای سه هزار متر به دریای کاسپین به‌شمار می‌رود. نفوذ هرروزه رطوبت به‌شکل مه و ابر، حجم قابل‌توجه بارش، گستره جنگل‌های هیرکانی بر بخش بزرگی از دامنه‌ها، اینجا را به یکی‌ از کانون‌های تنوع‌زیستی تبدیل کرده‌ است. یکی از جنبه‌های زمین‌شناسی پرارزش این توده کوهستانی، رخنمون سازند کنگلومرای جواهرده (ژوراسیک) است. فقط در محدوده گیلانی این مجموعه کوهستانی ۶۹۳ چشمه شناسایی و در میانه تمامی شگفتی‌های این کوه، تاکنون دو گونه گیاهی اندمیک در آن «هزار خار سُماموسی یا هزار خار رامسری» و «گوش‌خری سُماموسی» شناسایی شده ‌است. ارزش‌های زیستی و جغرافیایی این منطقه سبب شده است یک اثر طبیعی ملی، یک منطقه حفاظت‌شده و یک منطقه شکارممنوع در دامنه‌های این کوه ثبت شود. علاوه‌براین، این مجموعه کوهستانی در سال ۱۳۹۸ به شماره ۶۸۴ در فهرست میراث طبیعی کشور ثبت شد.

قانونی که راه تخریب کوه‌ها و مراتع را هموار می‌کند

کاش می‌توانستم برای ایران کار کنم

«من یک بچه دهاتی بودم. در «بردسیر» بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را به «پیام ما» می‌گوید. او که در نودویکمین نشست «دوشنبه‌های ایکوم» با عنوان «موزه‌ها و معضل گردشگری» شرکت کرده بود، سال‌ها برای زمین‌شناسی ایران تلاش کرده و با فعالیت در دانشگاه‌ تهران و آخن آلمان، سهمی مهم در توسعه این حوزه دارد و هنوز نگران آینده زمین‌شناسی و فعالیت موزه‌ها در ایران است. مهم‌ترین میراث او، «موزه شهاب‌سنگ نراق» است. اما چرا او به «نراق» رفت و این موزه را ایجاد کرد؟ در چهره این مرد ۸۶ساله وطن‌دوستی‌اش به‌خوبی پیداست. صحبت‌هایش نشان از آن داشت که ای کاش می‌توانستم همه‌ این فعالیت‌ها را برای ایران انجام دهم؛ اما افسوس که طی این سال‌ها گردشگری در این حوزه، از جمله توسعه ژئوپارک‌ها، موزه‌ها و به‌خصوص موزه شهاب‌سنگ نراق به‌خوبی انجام نشده است. او باز هم با کوله‌باری از بغض و افسوس، ایران را به مقصد آلمان ترک می‌کند.

سرنوشت عشایر روی میز دولت

قرار است ۱۶ مهر شورای‌عالی اداری کشور در مورد طرحی برای انحلال سازمان امور عشایری ایران تصمیم‌گیری کند؛ دولت یا با انحلال آن موافقت خواهد کرد یا این سازمان را در سازمان‌های دیگری ادغام خواهد کرد. اتفاقی که در خود دولت نیز مخالفانی دارد، اما به‌اتفاق آرا، اعتراض جامعه عشایری کشور را به‌همراه داشته است. روز گذشته بیانیه‌ای از سوی فعالان و اعضای جامعه ایلاتی و عشایری کشور نگارش شده که در آن این تصمیم را هم‌سو با سیاست‌های «تخته‌قاپو و اسکان اجباری عشایر» رژیم گذشته توصیف کرده‌اند و این طرح را سیاستی با هدف نابودی و ریشه‌کنی عشایر دانسته‌اند. خبر احتمال انحلال سازمان عشایری در آستانه جشن روز ملی روستا و عشایر منتشر شده است و حالا عشایر ایران می‌گویند: «ما جامعه عشایری ایران، ضمن اعلام نارضایتی و نگرانی شدید از این تصمیم تبعیض‌آمیز، اعتراض خود را نسبت به انحلال یا ادغام سازمان امور عشایر کشور اعلام می‌کنیم و روز ملی روستا و عشایر را در اعتراض به حذف جامعه دیرپای عشایری از قشربندی اجتماعی کشور، روز عزای عشایر می‌نامیم.» معترضان به این اقدام دولت می‌گویند کشور بیش از هر زمان به انسجام ملی و همبستگی اقوام نیازمند است، اما این تصمیم امنیت روانی و آرامش اقوام را بر هم خواهد زد.

فروپاشی حفاظت به اسم چابک‌سازی

به‌نظر می‌رسد سازمان امور اداری و استخدامی‌ از روی اضطرار و شرایط درآمدی و بودجه‌ای کشور به اسم چابک‌سازی و درواقع بمب‌گذاری، دست به اقدام انتحاری و شاید هم نمایشی مصوبه تغییر ساختار وزارت جهادکشاورزی زده است. حتی از این منظر نیز ضررهای اقتصادی بیت‌المال در تخریب انفال در درازمدت بیشتر از صرفه‌جویی مدنظر است. باید گفت آنچه امروز به اسم چابک‌سازی در پی آن هستند، تمام دار و ندار حفاظت در منابع‌طبیعی کشور را به فنا می‌دهد و چند سال دیگر نه خبری از تصمیم‌گیران و اجراکنندگان فعلی مصوبه است و نه معلوم است چه کسی باید پاسخگو باشد. این اصلاحات به‌ظاهر منطقی انبوهی از چالش‌های نهادی و تعارض وظایف را به‌دنبال دارد.

امید یک زن جهان را دگرگون کرد

«بزرگ‌ترین میراث جین‌ گودال گسترش امیدواری در جامعه است». این گفته «عبدالحسین وهاب‌زاده»، اکولوژیست ۷۸ساله، است. وهاب‌زاده از برجسته‌ترین صاحب‌نظران ایرانی در حوزه محیط‌زیست است که با پایه‌گذاری مدارس طبیعت در ایران،‌ توجه به کودکان در امر حفاظت را برجسته کرد. با تلاش و پیگیری‌های او و شاگردانش این مدارس در شهرهای مختلف کشورمان شکل گرفتند؛ هرچند در ادامه، کارشان با مشکلات متعددی مواجه شد. او همچنین عضو کمیته آموزشی اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) است و کتاب‌های متعددی در حوزه محیط‌زیست،‌ بوم‌شناسی،‌ تکامل و… ترجمه کرده؛ «حق مادرزاد، انسان و طبیعت در دنیای امروز» نوشته «رابرت کلرت»، استاد بوم‌شناسی اجتماعی در دانشگاه ییل، یکی از این کتاب‌هاست. در این اثر،‌ ارتباط ما با طبیعت به عنوان بخشی از میراث زیست‌شناختی‌مان معرفی شده؛ نکته‌ای که وهاب‌زاده بارها آن را مطرح و در طول دهه‌ها پیگیری کرده است و جین گودال همواره بر آن تأکید داشت. وهاب‌زاده با سه واژه «شادمان»، «فعال» و «موفق» زندگی «جین گودال» را توصیف می‌کند و منشأ آن را چند عامل می‌داند؛ تجربه کودکی در طبیعت، مادر حمایتگر به‌جای کنترلگر، داشتن رؤیای کودکی و ارتباطش با «لوئیس لیکی»، دیرینه‌شناسی که به او و کارش اعتماد کرد. هرچند وهاب‌زاده ماهیت باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» را که گودال بنیانگذار آن بود، با «مدارس طبیعت» در ایران متفاوت می‌داند. در اولی برگزاری رویداد و برنامه در اولویت است و در مدارس طبیعت،‌ ارتباط کودکان با طبیعت بدون پرداختن به مقوله آموزش رسمی! «من هر روز از روز قبل امیدوارترم»؛ پاسخ محوری این اکولوژیست است به پرسش‌های چالشی همچون «آیا انجام فعالیت‌های کوچک می‌تواند در برابر سیل‌های ویرانگر اثرگذار باشد؟» و حتی این سؤال کلی که «در شرایط امروز جامعه ایران چقدر به آینده امیدوار است؟» در این گفت‌وگو او مفصل پاسخ این سؤال را می‌دهد: «آیا ایده مدارس طبیعت را از باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» گرفته و در آن تغییری داده؟»