بایگانی مطالب: حیات وحش
زوزههایی برای تغییراقلیم
قرنهاست که از شنیدهشدن صدای زوزه گرگ در ارتفاعات اسکاتلند میگذرد، اما گروهی از محققان فکر میکنند زمان آن فرا رسیده است که این شکارچیان -که بدخواهان زیادی دارند- را بازگردانند. موضوع فقط بازگرداندن گرگها بهعنوان یک گونه جانوری نیست بلکه این موضوع، ابعاد دیگری نیز دارد. مدلسازیهای گروه از محققان نشان داده است انجام این کار میتواند باعث بازگشت جنگلهای بومی به این کشور شود و موجب ترسیب کربن موجود در جو زمین شود؛ یعنی یک تیر و دونشان.
خروج هر زن از حفاظت، یک قدم به سمت نابودی حیاتوحش
«خروج هر زن از حفاظت ضرر بیشتری به جامعه زنان حفاظتگر خواهد زد». این گفته «عطیه تکتهرانی»، کارشناس حیاتوحش، را گرچه درباره جامعه محدود مردان حفاظتگر هم میتوان به کار برد، اما اگر پیکره نحیف زنان حفاظتگر را در نظر بگیریم، آنگاه میبینیم نگهداشتن هر کدام از این زنان برای حفاظت از تنوع زیستی ایران چقدر ضروری است. زنانی که با انواع و اقسام محدودیتها در کارشان مواجهند و باز بهگفته این کارشناس حیاتوحش شرایطشان با وضعیت ایدهآل فاصله دارد. عطیه تکتهرانی نامش با یوزپلنگ آسیایی گره خورده است. او از سال ۱۳۹۰ تا امروز که ۱۳ سال از آن تاریخ میگذرد، برای حفظ این گونه تلاش کرده؛ آنهم در شرایطی که تعداد کارشناسان زن در حوزه گوشتخواران بسیار محدود است و در زمینه یوزپلنگ هم حساسیتهای فراوانی وجود دارد. در ماههای اخیر البته تکتهرانی بههمراه پنج کارشناس دیگر حوزه حیاتوحش با مشکل جدیدی هم مواجه شده؛ در نامهای نام این حفاظتگر آمده و ورودش را به مناطق تحتمدیریت سازمان حفاظت محیطزیست ممنوع کردهاند. در گفتوگو با این کارشناس حیاتوحش از او پرسیدم چه زمانی وارد عرصه حفاظت شد، با چه مصائبی بهعنوان یک زن در عرصه کار میدانی مواجه بود و این نامه چه شرایطی را برایش رقم زده است.
بازار تاریک حیاتوحش
چهار ماه از کشف و ضبط سه تولهشیر سفید در ایست و بازرسی نایین میگذرد، در چندروز گذشته نیز این تولهشیرها به باغوحش دزفول واگذار شدند، اما همچنان هیچ پاسخ شفافی درباره مبدأ بارگیری و مقصد حمل این حیوانات ارائه نشده است. تولهشیرهای سفیدی که از یک خودروی عبوری بهسمت تهران کشف شدند، اکنون نمادی از ضعف نظارت و بیتوجهی به حلقههای اصلی قاچاق حیاتوحش شدهاند. اما چرا هیچکس بهدنبال خریدار و فروشنده این حیوانات نیست؟
ردیابها کلید فهم رفتار مرالها
«مرالهایی که طی نسلهای متوالی در اسارت تکثیر شدهاند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، در برابر شکار آسیبپذیرترند.» این گفته پوریا سپهوند، مدیر علمی پروژه «بازوحشیسازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس و منطقه حفاظتشده البرز مرکزی»، به این معناست که اگر پلنگ یا سایر گونههای گوشتخوار به گوزنی که تمام زندگیاش در اسارت بوده نزدیک شوند، احتمال آسیب دیدن و مرگش بیشتر است. هراس از این اتفاق اما سبب نشد که یک تیم ۲۸ نفره از دانشگاه تربیت مدرس، ادارهکل حفاظت محیطزیست مازندران و همه اهالی روستاهای «ملاکلا» و «صلاحالدینکلا» از رهاسازی چهار مرال صرفنظر کنند و زندگی دائم در اسارت را برایشان رقم زنند. سپهوند معتقد است مرالها (گوزنهای قرمز) باید به دو دلیل رها میشدند؛ نخست، به نتیجه رساندن سرمایهگذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشیسازی ناقص میماند و دوم، جلب توجه به جنگلهای هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجهاند. در گفتوگو با این حفاظتگر از او پرسیدم باتوجهبه بودجه محدود محیطزیست چه ضرورتی به انجام این پروژه بود؟ چه چالشهایی پیش روی آن وجود دارد؟ و گامهای بعدی پس از این رهاسازی چیست؟ و چرا ردیابها اهمیت دارند؟
صد روز نگهبانی از مرالها
«نازگل»، «کاووس»، «مژده»، و «باران» حوالی نیمهشب بیهوش به نوشهر رسیدند. وزن هر کدامشان ١۵٠ تا ٣٠٠ کیلوگرم بود و در حالت بیهوش سنگینتر هم حس میشدند. منتقل کردن آنها به بالادست سختتر شده بود. «مهران قزوینی»، «فردین اکبرزاده»، «کریم شیرمحمدی»، «سلمان زالکانی» و «غلامحسن زالکانی» بهتنهایی از پس این کار برنمیآمدند. باید دست به دامن اهالی روستا میشدند، وگرنه نقشه رهایی آنها به سرانجام نمیرسید. لحظه به لحظه اثر داروی بیهوشی کمتر میشد و این چهار نفر با خود میگفتند چگونه از پس این چهار سنگینوزن بربیایند؟ اگر اهالی و همیاران محلی دو روستای «ملاکلا» و «صلاحالدینکلا»، مهرداد قزوینی و شهروز احمدی به کمکشان نمیآمدند، هرچه رشته بودند پنبه میشد. ۱۷ نفر از مردان روستا بهسرعت خودشان را رساندند و با زحمت جعبهها را بالا بردند. کار که به سرانجام رسید، اثر داروی بیهوشی هم کم شده بود، وقتی چشم گشودند دیدند همهچیز دوروبرشان تغییر کرده است، چهار قرقبان برای صد روز ۲۴ساعته دور فنس نگهبانی میدادند؛ مبادا کسی به آنها نگاه چپ کند. روز صدم در میان چشمان اشکبار و امیدوار این چهار مأمور و جمعی از مسئولان و درحالیکه هرکدام گردنبند ردیاب به گردن داشتند، در میان جنگل رها شدند تا نخستین پروژه رهاسازی همراه با تحقیق درباره رفتارشناسی مرال در ایران رقم بخورد، در جنگل تحقیقاتی نوشهر!
چشم در چشم نهنگها و دلفینها
«بارها پیش آمد که هنگام حرکت بهسمت دریا، دریابانی ساعت ۵ صبح لب ساحل حاضر میشد و ورود زنان به دریا را ممنوع اعلام میکرد. آنها از ما مدارک ورود به دریا و مدارک هویتی میخواستند و کوچکترین آگاهی درباره کار ما نداشتند». این جمله یکی از توصیفهای «نازنین محسنیان» محقق پستانداران دریایی است. او که از مهر ۱۳۸۹ همکاری تحقیقاتیاش با مؤسسه «طرح سرزمین» را آغاز کرده، به بسیاری از جزیرههای خلیجفارس برای ثبت رفتارهای جانوران دریایی بهویژه دلفینها سفر کرده اما بهدلیل زن بودن تاکنون اجازه ورود به جزیره «فارور» را نیافته است! این متخصص ۳۸ساله که تحصیلات خود را در رشته «زیستشناسی دریا» در مقطع کارشناسی و «اکولوژی دریا» در مقطع کارشناسی ارشد سپری کرده است، توصیفهای دیگری هم از سختی کار یک اکولوژیست زن و کار در دریا دارد. از همه روزهایی که از صبح تا شب باید روی قایق مینشسته و به آب خیره میشده تا هر حرکت جنبندهای را ثبت و ضبط کند، اما حواسش همچنان باید جمع میبود که مبادا در چنین وضعیتی مشکلی برای پروژه ایجاد نشود. محسنیان میگوید: «پس از اتفاقاتی که برای کارشناسان محیطزیست افتاد، این سختگیریها بیشتر هم شد، تا جایی که حتی وقتی از دریا بازمیگشتیم، دریابانی در ساحل میایستاد و همواره سؤال داشت که چه میکنیم!» گفتوگو با این متخصص فقط به مشکلات حضور زنان در دریا برای پژوهشهای مرتبط با جانوران نیست، به نبود امکانات و عقب افتادن تجهیزات محیطزیست ایران از کشورهای عربی اشاره دارد وقتی میگوید: «واقعیت این است که ما در این حوزه از تجهیزات و امکانات بسیار محدودی در مقایسه با سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای عمان برخورداریم. همچنین، از کشورهای اطراف مانند هند، پاکستان، سریلانکا و کشورهای عربی از لحاظ امکانات پژوهشی بسیار عقبتر هستیم. آنها تحریم نیستند و میتوانند کارهای پیشرفتهتری در زمینه پژوهشهای مربوط به پستانداران دریایی انجام دهند. بهعلاوه گشتهای دریایی بهشدت پرهزینه هستند. قایق مناسب، سوخت موردنیاز و تجهیزات ضروری، همه این تجهیزات باید ضدآب باشند؛ همگی هزینهها را افزایش میدهد.» مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
حمایت قضایی از محیطبانان و حافظان محیط زیست
رئیس کل دادگستری استان سمنان بر حمایت قضایی از محیطبانان و حافظان محیط زیست تاکید کرد و گفت: تفاهمنامهای در همین ارتباط با محیط زیست استان منعقد خواهد شد.
ثبت حضور خرس سیاه آسیایی در جنوب استان فارس
مدیرکل حفاظت محیط زیست فارس از ثبت حضور خرس آسیایی در جنوب استان فارس خبر داد.
آفانیوس اصفهان در خطر انقراض است
رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیاتوحش حفاظت محیطزیست اصفهان گفت: آفانیوس گونه منحصر بفرد جهان در تالاب گاوخونی، به دلیل خشکی زایندهرود و کوچک شدن زیستگاه در خطر جدی انقراض است.
ردزنی یوزها با ردیابها
گرچه «یوزپلنگ» در یکی-دو دهه اخیر شاخصترین گونه حیاتوحش ایران بوده، اما از سال ۱۴۰۱ که هم نام پیروز به ترانهها راه یافت و هم تصاویر آن بارها و بارها بازنشر شد، حساسیت اجتماعی نسبت به این گونه افزایش قابلتوجهی پیدا کرد، بهطوریکه خبر مرگ او تیتر و عکس یک بسیاری از روزنامههای ایران شد. پیروز یکی از سه توله متولدشده در سایت «تکثیر در اسارت» واقعشده در پارک ملی توران بود، سایتی که در یک سال اخیر کمتر خبری از آن شنیدهایم؛ مگر مرگ «کوشکی»، یوز در اسارت! همین یکی-دو روز قبل خبر شرایط جسمی نامناسب «دلبر»، دیگر یوز ساکن این سایت، منتشر شد. از «سعید یوسفپور»، مدیرکل حفاظت محیطزیست سمنان، پرسیدیم دلیل این بیخبری از سایت تکثیر چیست؟ آیا این سایت همچنان با کمبود تجهیزات مواجه است؟ چرا خبری از جفتگیری مجدد یوزها منتشر نمیشود؟ شرایط جسمی دلبر چطور است؟ و این شایعه که ایران توان باروری خود را از دست داده، درست است؟
