بایگانی مطالب: میراث

بیکاری ۲۰۰ هزار بافنده فرش

|پیام ما| رئیس مجمع نمایندگان آذربایجان‌شرقی با بیان اینکه کاهش صادرات فرش دستباف، بیکاری ۲۰۰ هزار بافنده استان و تعطیلی ۴۰۰ کارگاه و یک‌هزار و ۲۰۰ مغازه فروش فرش را در پی داشته است، گفت: «این موضوع باید در بالاترین سطح مطرح و برای رفع موانع و احیای جایگاه گذشته فرش تبریز برنامه‌ریزی شود.»

باید از حریم تاریخی تاق‌بستان مراقبت کرد

در‌حالی‌که پروژه تله‌کابین تاق‌بستان پس از دو دهه بلاتکلیفی دوباره توسط شهرداری به جریان افتاده است، «فضل‌الله رنجبر»، نماینده مردم کرمانشاه، از تلاش برای ایجاد تفاهم میان شهرداری، میراث فرهنگی و فعالان محیط‌زیست خبر داد. به‌گفته این نماینده مجلس، اجرای بخش‌هایی از پروژه در گذشته و اختلاف‌نظر بر سر احداث آن، سبب توقف پروژه شده و اکنون توافق اولیه برای ارجاع موضوع به یک گروه پژوهشی شکل گرفته است. رنجبر با تأکید بر اینکه حفظ حریم تاریخی تاق‌بستان اولویت اصلی است، خواستار گفت‌وگو و اطلاع‌رسانی شفاف شد و تأکید کرد اگر پروژه بدون رعایت ملاحظات میراثی اجرا شود، ممکن است به روند ثبت جهانی تاق‌بستان لطمه وارد شود. او درعین‌حال تأکید کرد با نگاه وحدت‌آفرین و گفت‌وگو میان ذی‌نفعان، می‌توان به راه‌حلی رسید که هم منافع فرهنگی حفظ شود و هم امکان اجرای پروژه فراهم شود.

جهان علیه گنج‌یابی

|پیام ما| مسئله حفاظت آثار تاریخی تنها به یک جغرافیا و کشور خاص محدود نمی‌شود. یکی از مهمترین دغدغه‌ها بین تصمیم‌گیران و سیاستگزاران کشورهایی که دارای نشانه‌ای تمدنی و آثار شاخص تاریخی هستند، حفاظت از این آثار و تحویل آنها به نسل‌های بعدی است. مسئله حفاری‌های غیرمجاز به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین تهدیدات در این حوزه، سال‌ها است که در قوانین و سیاست‌های کشورها دیده شده است و راه‌هایی برای مقابله با آن وجود دارد. آمارهای یونسکو از ثبت ۳ هزار سایت میراث جهانی تا سال ۲۰۲۳ حکایت دارند، اما زنگ خطر آن‌جاست که نزدیک به یک‌چهارم این گنجینه‌های فرهنگی در سراسر جهان در معرض تخریب و نابودی قرار دارند. ایران نیز که وارث تمدنی هزاران‌ساله است، در سال‌های اخیر با رشد نگران‌کننده جرائم مرتبط با حفاری غیرمجاز مواجه بوده و همین مسئله ضرورت بازنگری در قوانین، سازوکارهای نظارتی و بهره‌گیری از تجربه کشورهای موفق را دوچندان کرده است. استفاده از تجربیات جهانی می‌تواند تا حدودی امکانات و راهکارهای موجود را برای مدیران و تصمیم‌گیران و قانونگذاران کشور تبیین کند. با همین رویکرد مرکز پژوهش‌های مجلس هفته گذشته گزارشی منتشر کرد با عنوان: «رویکردهای مواجهه با حفاری غیرمجاز برای کاوش آثار تاریخی فرهنگی» و در آن با بررسی تطبیقی کشورهای منتخب قوانین و راهکارهای مواجهه با این معضل جهانی را بررسی کرد. این گزارش همچنین برای مدیریت این بحران که هر روز عمیق‌تر می‌شود هم پیشنهاداتی ارائه کرده است.

معاون مجموعه سعدآباد سرپرست موزه آب می‌شود

قائم‌مقام وزیر میراث‌فرهنگی اعلام کرد:

امان‌نامه‌ای برای خانه پدر طالقانی

|پیام ما| شخصیت‌های تاریخی، در کتاب‌ها چهره‌های ثابتی دارند، با خصوصیاتی مشخص که نقش‌هایی را در مسیر تاریخ به‌عهده گرفته‌اند. عکس‌ها هم گاهی یک روایت را تکرار می‌کنند و گاهی سعی می‌کنند از زاویه متفاوتی آدم‌ها را ببینند. اما اگر اسامی را در شهر و بین مردم دنبال کنی، می‌توانی از کتاب‌های تاریخ و تمام داستان‌هایشان عبور کنی و روایت‌های جدیدی بشنوی، روایت‌هایی شنیدنی از آدم‌هایی که در تاریخ یک شهر نقش ایفا کرده‌اند. دنبال کردن قصه آدم‌ها در شهر ماجرای دلچسبی است. حال اگر این آدم‌ها مردان و زنان تاریخ باشند، روایتشان شنیدنی‌تر می‌شود و قصه‌شان پرماجراتر و دامنه اثرگذاری‌شان بر اتفاقات گسترده‌تر. «محمود طالقانی» یکی از همان آدم‌هاست؛ از آنها که می‌شود در تهران سرنخ روایتش را گرفت و به داستان‌های شنیدنی رسید. حال اگر این مسیر را با فرزندان او طی کنی و آنها از خاطرات شخصی‌شان بگویند، روایت‌هایی را می‌شنوی که کمتر می‌توان در کتاب‌های تاریخ ردشان را گرفت. این گزارش نقل غیرخطی همین روایت است، در جمعه‌روزی در بهاری که می‌گذرد و در همین تهران شلوغ و پر از داستان و ماجرا.

پیوند ناگسستنی «خلیج‌فارس» با کنوانسیون‌های محیط‌زیستی

| پیام ما| «جزیره‌ای کوچک با سواحل شنی و صخره‌ای در دریا، واقع در بخش شمال مرکزی خلیج‌فارس، که با صخره‌های مرجانی بسیار ارزشمندی احاطه شده است.» این تعریفی است که در کنوانسیون رامسر درباره «شیدور» آمده است. تنها در این سند نیست که «فارس» کنار «خلیج» جا خوش کرده. در بسیاری از اسناد بین‌المللی محیط‌زیست، درباره این منطقه از اسم «خلیج‌فارس» استفاده شده است، البته از آن‌سو تلاش برای کمرنگ کردن این اسم هم کم نبوده و تلاش بسیاری شده تا عبارت‌های دیگری جایگزین شود. تلاش‌هایی که تاکنون موفقیت‌آمیز نبوده‌اند.

رؤیای یک تحریف

«من پارسی‌ام و از پارس، مصر را فتح و امر کردم این کانال را بکنند و از «پی رو» (رود نیل) که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس می‌آید (خلیج فارس) این کانال حفر شد؛ چنان‌که فرمان داده بودم و کشتی‌ها به‌وسیله این راه آبی از مصر به‌سوی سرزمین پارس روان شدند، چنانکه اراده من بود.» همان زمان که داریوش‌شاه هخامنشی دستور ساخت آبراه سوئز را صادر کرد، این متن بر تن سنگ نقش بست تا قدمت نام «دریای پارس» تا امروز بماند و روشن باشد. حالا اما این تاریخ چند دهه‌ای که است که در حال تحریف است.

سنگ‌قبرها هم می‌میرند!

در سرزمینی که سنگ‌ها به زبان می‌آیند، سکوتِ گورستان‌ها گاه رساتر از تمام فریادهای تاریخ است. سنگ‌ مزارها، این طومارهای فراموش‌شده، نه‌فقط نشانه‌ای از مرگ، بلکه سندی از زیستن‌اند؛ تکه‌هایی از حافظه یک ملت که بر جان صخره‌ها حک شده‌اند. اما چه تلخ که امروز این حافظه به فراموشی سپرده‌شده، زیر خروارها غفلت، خاکستر بی‌توجهی و آوار توسعه‌گرایی بی‌ریشه مدفون می‌شود. در حاشیه شهرها، زیر آسفالت خیابان‌هایی که هر روز از کنارشان عبور می‌کنیم، نه‌تنها استخوان‌ها، که ردپای تاریخ، زبان، هنر و خرده‌فرهنگ‌هایی آرام گرفته‌اند که هیچ‌گاه به‌درستی خوانده نشدند. قاچاق بی‌وقفه سنگ‌ مزارها، حذف بی‌سروصدای نمادهای هنری و جایگزینی خطوط هویتی با نشانه‌های بی‌معنا، همه و همه نشانه‌های یک فاجعه‌اند؛ فاجعه‌ای که در آن، سندها می‌میرند و حافظه تاریخی ایران، بی‌آنکه کسی خبر شود، دفن می‌شود. در این میان، روایت عکاس و مستندنگاری چون «مهدی تمیزی» گویی تلنگری است بر این غفلت بزرگ؛ او که سال‌هاست میان سنگ‌های فراموش‌شده قدم می‌زند، واژه‌ها را از دل سنگ‌ها بیرون می‌کشد، جنایت خاموش تاریخ را ثبت می‌کند و از مرثیه‌ای سخن می‌گوید که با چشم، نه، با دل باید خواند. سخنان او در نشست «مزار به‌مثابه سند» به مناسبت هفته اسناد ملی و میراث مکتوب، روایتی است از اسناد بی‌صدا، گنجینه‌هایی در معرض فراموشی و تاریخی که اگر نجنبیم، بی‌برگ و بی‌نام خواهد ماند. در ادامه، متن کامل سخنان او را بخوانید؛ روایتی بی‌پرده از واقعیت‌هایی که شاید فردا دیگر برای شنیدنشان خیلی دیر باشد.

موزه‌ آب ناگهان موزه قرآن می‌شود

| پیام ما | خبر شوک‌آور بود و ناگهانی، موزه ملی قرآن از چهارراه س‍په به سعدآباد منتقل می‌شود. این‌‌درحالی است که انتقال یک موزه‌ به صورت ضرب‌العجل در هیچ‌ دستورالعمل جهانی وجود ندارد اما گویا در وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی همه‌چیز امکان‌پذیر است. پیگیری‌های «پیام ما» نشان می‌دهد که بعد از تعطیلات نوروز امسال، موضوع انتقال موزه قرآن به سعدآباد پشت درهای بسته مطرح و به‌رغم مخالفت و مقاومت مسئولان موزه آب، تصویب و به آنها ابلاغ شده است. بر اساس این ابلاغیه باید ساختمان موزه آب تخلیه و تحویل مدیران جدید شود. ارائه توجیه منطقی برای تعطیلی موزه‌ای پژوهشی که بیش از سی سال از عمر آن می‌گذرد، به دلیل جابجایی یک موزه از همسایگی پردیس حکومتی به همسایگی تشریفات ریاست‌جمهوری، کار آسانی نیست. نه مساحت و فضای موزه آب تناسبی با محل فعلی موزه قرآن دارد و نه مجموعه سعدآباد تجانسی با فعالیت این موزه دارد. اما تصمیم ابلاغ شده است. «پیام ما» از ساعات اولیه این موضوع آن را پیگیری کرد و خبرنگار آن راهی موزه سعدآباد شد اما دیگر خبری از فروش بلیت موزه آب نبود. درهای موزه بسته بود و اصرار او برای وارد شدن به موزه در نهایت منجر به این شد که دقایقی در موزه‌ را باز کنند تا با چشم‌های خود ببیند که افرادی تابلوهای موزه آب را جمع‌ می‌کنند. کارکنان موزه از این برخورد دستوری و ضربتی متعجب بودند و می‌گفتند: «شاید وزارتخانه اصلا خبر نداشته باشد! یعنی این تصمیم چه کسی است؟» هیچ‌ مسئولی در وزارت میراث فرهنگی و مجموعه سعدآباد پاسخگو نیست. از مدیرکل‌ موزه‌ها بگیر تا معاون میراث‌فرهنگی و رییس مجموعه. برخی می‌گویند از این دست تصمیمات ناگهانی در زمان وزارت «رضا صالحی‌امیری» تازگی ندارد. دوستداران میراث‌فرهنگی باورشان نمی‌شود که امیدهایشان اینطور به‌یکباره رنگ ببازد. تنها نکته شفاف در این ماجرا نامه‌ای است که به امضا مسعود پزشکیان رسیده؛ اما هیچ‌کس نمی‌داند که چه کسی و چرا خواهان چنین تصمیم و صدور چنین دستوری شده است؟ چطور ممکن است نخستین موزه قرآنی که در سطح بین‌المللی شناخته شده، ساخت بنای آن از پیش از انقلاب آغاز و بعدها در زمان ریاست‌جمهوری هاشمی‌ پیگیری و در نهایت در دوران ریاست‌جمهوری خاتمی با پیگیری «حسن حبیبی» افتتاح شده و در مقطعی در برابر ایده‌های عجیب جابه‌جایی که مدیران احمدی‌نژاد مطرح می‌کردند، مقاومت کرده، حالا در دولت پزشکیان دستور انتقال گرفته باشد؟ حالا دو گروه از این دستور ناگهانی حیرت‌زده‌اند، مدیران موزه آب که نمی‌دانند باید با اموالشان چه کنند و عامل و دلیل برخوردهای ضربتی با آنها در یک محیط فرهنگی چه بوده است؟ گروه دوم بدنه‌ کارشناسی موزه قرآن هستند که باور نمی‌کنند این موزه‌ باید جابه‌جا شود. موزه‌ای که از ابتدا با ایده پست‌مدرن و کاربری موزه قرآن تجهیز و طراحی شده است. تا پیش از تاسیس این موزه، قرآن به‌عنوان کتاب مقدس مسلمانان موزه مستقل و تخصصی نداشت در حالی که کتب مقدس همه ادیان صاحب موزه بودند. علاوه بر این موزه ملی قرآن در شیوه اداره نیز وجه تمایزی با دیگر موزه‌ها دارد، این موزه از نخستین موزه‌های هیات‌امنایی و مستقل ایران است که با امضای «سید محمد خاتمی» آغاز به کار کرد و ریاست‌ هیئت امنای آن به عهده «احمد مسجدجامعی» بود.

شیراز ویترینی شکسته

اصفهان اگر ویترین هنر و معماری ایران است، فارس و شیراز ویترین تاریخ و گنجینه تمدنی ایران است. اصفهان برخلاف مشکلات متعددی که در حوزه فرونشست زمین و تهدید شكوه معماری دوره اسلامی و صفوی دارد، اما آنچنان شبیه به فارس و شیراز در ماه‌های گذشته در سرخط خبرها قرار نگرفته است. حساسیت‌ها در ماه‌های گذشته به‌دلیل قدمت تمدنی آثار تاریخی استان فارس و اتفاقات مرتبط با شهر شیراز بر این نقطه از كشور بالا بود. دلیل آن‌هم وجود آثار تاریخی بسیار ارزشمند در استان فارس و شهر شیراز است. آثاری مثل تخت‌جمشید، پاسارگاد، نقش‌رستم و بافت تاریخی شیراز با تهدیداتی مواجه هستند. از جمله بتن‌ریزی برای احداث سازه‌های تجاری در حریم درجه یک تخت‌جمشید به‌بهانه احداث سرویس‌های بهداشتی در مهرماه سال ۱۴۰۳، تخریب گسترده بخشی از كوه رحمت برای برداشت سنگ‌های این كوه با هدف آسفالت‌ریزی در خیابان‌های مرودشت در شهریورماه سال ۱۴۰۳، و موارد دیگر تنها بخشی از اتفاقاتی بود که آثار استان فارس در یک سال اخیر از سر گذراندند. اما آنچه در ماه‌های اخیر سروصدای بیشتری به راه انداخت، حفر تونل مترو خط دو شیراز در حریم آرامگاه حافظ بود؛ حریمی که به‌گفته كارشناسان روی گورستانی یک‌هزارساله با آثار معماری تاریخی قرار دارد و این گورستان، به‌گفته برخی ناظران میراث فرهنگی، چنان گسترده بوده است كه مزار حافظ بخشی از آن بود.