بایگانی مطالب: حیات وحش
«شرق مازندران»، گلوگاه مهاجرت شکاریها
«سؤال بنیادی ما در شروع پروژه این بود که آیا گوشه جنوبشرق دریاچه کاسپین مسیر مهاجرت مناسبی برای پرندگان شکاری است یا خیر؟ و حالا پس از پنج سال شمارش پاییزه در قالب یک پروژه کاملاً داوطلبانه که تاکنون با حمایتهای مردمی اجرا شده است، دانش تولیدشده نشان میدهد این منطقه نهتنها مسیر مهاجرت پرندگان شکاری است بلکه با توجه به تعداد عقابهای بزرگ عبوری از آن، بهعنوان یکی از مهمترین و شاید مهمترین مسیر مهاجرت این پرندگان در اوراسیا و آفریقا محسوب میشود». این گفته «علی موسوی» از اعضای تیم اجرایی پروژه «شمارش شکاریها در گلوگاه» است. رسیدن به این دادهها آسان نبوده، تیمی از داوطلبان در پنج سال گذشته برای روزها، هفتهها و ماهها از زمان طلوع تا غروب خورشید چشم به آسمان دوختند تا بفهمیم چه گونههایی، با چه جمعیتی از عرضهای جغرافیایی بالا، خود را به ایران و گلوگاه میرسانند و از آنجا روانه جنوب میشوند. در گفتوگو با این اکولوژیست پرندگان، از او درباره روند تغییرات پروژه، بودجه و شاخصهای انتخاب ایستگاههای جدید پرسیدیم.
قرقهای بلاتکلیف
|پیام ما| ساخت دو پاسگاه، ۱۴ آبانبار و تانکر آب، خرید سه خودرو، هفت دوربین دوچشمی، سه دوربین عکاسی، یک تلسکوپ، یک دوربین عکاسی، ۱۰ دوربین تلهای و ۱۱ موتورسیکلت، اولین هزینهای بود که مدیران قرق علیآباد چهلگزی انجام دادند. آنها هفت سال هزینه تعمیر، نگهداری، سوخت و روغن وسایل نقلیه، پذیرایی و آبدارخانه، حمل، برق مصرفی، آب، تعمیر و نگهداری اثاثیه و منصوبات، تعمیر و نگهداری ساختمان، بیمه تکمیلی کارکنان، هدایا، بیمه شخص ثالث، حقوق و عیدی کارکنان و پرسنل را از جیب خود پرداختند تا بالاخره در بهمنماه سال ۱۳۹۵ با حضور معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست و رئیس وقت فراکسیون محیطزیست مجلس شورای اسلامی و با حضور جمعی از مدیران کارشناسان محیطزیست، پروانه فعالیت قرقهای اختصاصی به آنها داده شد. از آن سال تا امروز سازمان حفاظت محیطزیست تصمیمات مختلفی برای قرقها گرفته که هزینهای برایش ندارد. در مقابل قرقها که حیاتشان به این تصمیمات وابسته است، دچار تلاطمهای مختلف شدهاند. تنها یک چیز برایشان ثابت بوده؛ «هزینه»، مبالغی که هر سال باید برای حقوق پرسنل، تعمیر و نگهداری و... بپردازند. این روزها خبر میرسد که سازمان حفاظت محیطزیست علاقهای به واگذاری پروانه برای قرقهای اختصاصی ندارد، هزینه این عدم علاقه اما به دوش سازمان نیست، قرقداران باید آن را بپردازند. در قرق علیآباد چهلگزی این عدد برای سال قبل «چهار میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان» بود.
ثبت نخستین مورد شکار دوزیست توسط مار پلنگی خال سکهای در ایران
در پژوهشی تازه که نتایج آن در مجله بینالمللی Reptiles and amphibians منتشر شده است، نخستین مورد از رفتار شکار دوزیست توسط مار پلنگی خال سکهای (Hemorrhois nummifer) در ایران گزارش شد.
الگوی حفاظتگران ایران
تلاش و امید
امید یک زن جهان را دگرگون کرد
«بزرگترین میراث جین گودال گسترش امیدواری در جامعه است». این گفته «عبدالحسین وهابزاده»، اکولوژیست ۷۸ساله، است. وهابزاده از برجستهترین صاحبنظران ایرانی در حوزه محیطزیست است که با پایهگذاری مدارس طبیعت در ایران، توجه به کودکان در امر حفاظت را برجسته کرد. با تلاش و پیگیریهای او و شاگردانش این مدارس در شهرهای مختلف کشورمان شکل گرفتند؛ هرچند در ادامه، کارشان با مشکلات متعددی مواجه شد. او همچنین عضو کمیته آموزشی اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) است و کتابهای متعددی در حوزه محیطزیست، بومشناسی، تکامل و… ترجمه کرده؛ «حق مادرزاد، انسان و طبیعت در دنیای امروز» نوشته «رابرت کلرت»، استاد بومشناسی اجتماعی در دانشگاه ییل، یکی از این کتابهاست. در این اثر، ارتباط ما با طبیعت به عنوان بخشی از میراث زیستشناختیمان معرفی شده؛ نکتهای که وهابزاده بارها آن را مطرح و در طول دههها پیگیری کرده است و جین گودال همواره بر آن تأکید داشت. وهابزاده با سه واژه «شادمان»، «فعال» و «موفق» زندگی «جین گودال» را توصیف میکند و منشأ آن را چند عامل میداند؛ تجربه کودکی در طبیعت، مادر حمایتگر بهجای کنترلگر، داشتن رؤیای کودکی و ارتباطش با «لوئیس لیکی»، دیرینهشناسی که به او و کارش اعتماد کرد. هرچند وهابزاده ماهیت باشگاههای «ریشهها و جوانهها» را که گودال بنیانگذار آن بود، با «مدارس طبیعت» در ایران متفاوت میداند. در اولی برگزاری رویداد و برنامه در اولویت است و در مدارس طبیعت، ارتباط کودکان با طبیعت بدون پرداختن به مقوله آموزش رسمی! «من هر روز از روز قبل امیدوارترم»؛ پاسخ محوری این اکولوژیست است به پرسشهای چالشی همچون «آیا انجام فعالیتهای کوچک میتواند در برابر سیلهای ویرانگر اثرگذار باشد؟» و حتی این سؤال کلی که «در شرایط امروز جامعه ایران چقدر به آینده امیدوار است؟» در این گفتوگو او مفصل پاسخ این سؤال را میدهد: «آیا ایده مدارس طبیعت را از باشگاههای «ریشهها و جوانهها» گرفته و در آن تغییری داده؟»
پرندگان مهاجر همچنان قربانی!
از هفتخوان سفر تا فسنجانی بر سفره
کمبود نیرو و تجهیزات در زیستگاه یوز
پارک ملی توران گرچه سالهاست نامش با «یوزپلنگ آسیایی» گره خورده، اما در سالهای اخیر عنوان دیگری هم دارد؛ تنها زیستگاه زادآور یوز در ایران! همین موضوع باعث شده است هر فعالیتی در توران حساسیت بیشتری داشته باشد و رؤسای آن زیر فشار مضاعف قرار گیرند. از «مجید عجمی»، رئیس این پارک ملی، پرسیدیم مهمترین چالشهایی که در انجام مأموریت خود یعنی زیستگاه یوز با آن مواجه است، چیست؟ جبیرها با چه هدفی به توران منتقل شدند؟ آموزش مردم محلی در این شرایط اورژانسی یوز آیا فایدهای دارد؟ و آیا تجهیزات و نیروهای تحت اختیارش برای حفاظت از اصلیترین زیستگاه زادآور یوز کافی است؟
پرندگان؛ همکاران بیمزد کشاورزان
جغدها، پرندگان شکاری، دارکوبها و برخی گنجشکسانان با کنترل جمعیت حشرات و جوندگان خسارتزا در اکوسیستمهای کشاورزی کمیت و کیفیت محصول را افزایش میدهند و عامل کنترل بیولوژیک آفات در کشاورزی هستند. کنترل آفات یکی از بزرگترین چالشها در کشاورزی مدرن (فشرده) به حساب میآید و پرندگان نقش عمدهای در خدمات کنترل آفات در اکوسیستمهای کشاورزی ایفا میکنند. افزایش حضور پرندگان در مزارع میتواند به کنترل بیوژیک آفات در اکوسیستمهای کشاورزی کمک کند و بهطور قابلتوجهی جمعیت بیمهرگان گیاهخوار، بهویژه حشرات را کاهش دهد. در این مطلب میخوانیم که پرندگان چه نقشی در کمک به کشاورزان ایفا میکنند.
زنی که با دوربینش به دل طبیعت زد
«عاشقانهای برای کرم ابریشم» نخستین ساخته «لیلا فولادوند»، مستندساز ایرانی و مدیرعامل انجمن مستندسازان حیاتوحش، تنوعزیستی و محیطزیست ایران است. این فیلم چرخه شگفتانگیز زندگی کرم ابریشم را از لحظه تخمگذاری تا تبدیل شدن به بید بالغ روایت میکند. فولادوند پس از این تجربه، مسیر کاری خود را بهسوی دیگر گونهها و چالشهای محیطزیستی گسترش داد و سالهاست این موضوعات را در قاب تصویر ثبت میکند. لیلا فولادوند دانشآموخته کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و تنها مستندساز ایرانی است که موفق شده در بخش مقدماتی جشنواره معتبر Jackson Wild -یکی از مهمترین رویدادهای جهانی در زمینه فیلمسازی طبیعت، علم، محیطزیست و بحران اقلیمی- بهعنوان داور حضور داشته باشد. او در طول ۱۸ سال فعالیت حرفهای، موفقیتهای متعددی بهدست آورده است. در هشتمین جشنواره بینالمللی فیلم شهر، فیلم «شهر زنده» ساخته مشترک او و محمدحسین نظری، بهدلیل ثبت تصاویر خلاقانه از محیطزیست شهری تهران، دیپلم افتخار، نشان زرین جشنواره و جایزه نقدی بخش «بهترین دستاورد فنی و هنری» را دریافت کرد. همچنین، در جشنواره تلویزیونی مستند، فیلم «شهر زنده» جایزه بهترین فیلم را بههمراه «محمدحسین نظری» از آن خود کرد و فولادوند برای فیلمبرداری این اثر، تندیس بهترین فیلمبرداری را نیز بهدست آورد. لیلا فولادوند در کنار این افتخارات، تنها تصویربردار زن سینمای مستند ایران است که به عضویت انجمن جهانی زنان تصویربردار حیاتوحش (Wildlife Camera Woman) درآمده؛ جایگاهی که او را در میان چهرههای شاخص و اثرگذار این عرصه در جهان قرار میدهد. در این گفتوگو از او پرسیدیم چرا سراغ فیلمسازی درباره محیطزیست و حیاتوحش رفت؟ آیا بهعنوان زن با چالشی مواجه شده است و چشمانداز مستدسازی زنان را چطور میبیند؟
