بایگانی مطالب: گردشگری
دو جایزه «آقاخان» برای ایران
|پیام ما| ایران در شانزدهمین دوره جایزه معماری «آقاخان» با دو اثر درخشید: اقامتگاه گنبدی و رنگبهرنگ «ماجرا» در جزیره هرمز و «میدانگاه متروی جهاد» در تهران که توانست فضایی زنده برای عابران پیاده خلق کند. این دو اثر در مرحله اول از میان ۳۶۰ اثر و در مرحله بعدی همراه ۱۸ نامزد دیگر به فهرست نهایی راه یافتند و اکنون جزو هفت برنده این جایزه بزرگ معماریاند. یکیشان با ایجاد اقتصادی پایدار برای گردشگری در جزیره هرمز و دیگری با خلق فضایی عمومی در نقطهای رهاشده و شلوغ در شهر تهران.
ورود گردشگر ممنوع
گردشگری محصول مستقیم دموکراسی است. صنعتی که چرخ اقتصاد را نه بر محور فروش سوخت فسیلی که براساس فروش جاذبه و سفر میچرخاند. گردشگری در خاورمیانه با حضور پررنگ قطر، عمان، عربستان سعودی، دبی و ترکیه پرچم سفید خود را برافراشته و با گردش مالی قابلتوجه، آینده امیدوارکنندهای پیش رو دارد. در ایران از میانه دهه ۹۰ خورشیدی، رویکرد اغلب دولتها این بخش را در موقعیتی شکننده و آسیبپذیر قرار داده و جنگ دوزادهروزه ضربه آخر را بر پیکره کمتوان گردشگری وارد کرده است. در ایام پساجنگ هم موقعیت تعلیق حاکم بر کشور، مجال تنفس به صاحبان کسبوکارهای حوزه گردشگری نمیدهد؛ هرچند وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از پرواز مستقیم تهران-مینسک و گسترش ارتباطات گردشگری با این کشور اروپای شرقی خبر میدهد و آن را آغازگر جهش گردشگری میان ایران و بلاروس معرفی میکند و در گفتوگویی مردم بلاروس را علاقهمند به میراثفرهنگی ایران میداند. او این اقدام را «گام بلندی در مسیر توسعه دیپلماسی گردشگری و تسهیل ارتباطات مردمی میان دو کشور» دانست، اما تدوین آییننامه جدید درمورد صدور ویزا و ضابطهمند کردن گردشگری ورودی و اعمال قوانین جدید برای سفر به ایران نقطه مقابل تسهیل در گردشگری است.
اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری
محوطههای باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارند. فعالان میراثفرهنگی و مردم فرهنگدوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بیپناهی میراثفرهنگی در برابر بیلهای مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرضهای مکرر شهرداری به تپهها، محوطهها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیشازپیش دور از دسترس بهنظر میرسد.
توسعه در دل غذا صنایعدستی و قصههای محلی
چهارده سال از عمرش را پشت میزهایی گذراند که پر بودند از نقشههای توسعه. اما در میان اینهمه خطکشی و محاسبه، چیزی کم بود: «همه این خطها و نقشهها اگر به درد زندگی واقعی آدمها نخورد، چه ارزشی دارد؟» عضویت در موسسهای که برای حفاظت از محیطزیست و توسعه معیشت پایدار در مناطق روستایی فعال بود، باعث شد تا دوازده سال پیش، جادهای خاکی او را به روستاهای حاشیه پارک ملی توران (رضاآباد و احمدآباد) و پناهگاه حیاتوحش خوش ییلاق (کلاته خیج و جیلان) برساند؛ جایی که زندگی با صنایعدستی، معماری بومی و نبرد برای تأمین معاش گره خورده بود. زن جوان که اقتصاد نظری و شهرسازی خوانده و روزگاری پشت میزها نقشه توسعه میکشید، حالا با زنان و مردانی کار میکرد که باید محصولاتشان را استاندارد و بهروز میکردند تا کاربران امروز، قصههایشان را بشنوند. رفتوآمد به روستا، او را با تورهای گردشگری و دنیای تازهای از ارتباط میان مردم شهر و جوامع محلی پیوند داد؛ از چشیدن طعم غذاهای محلی، دیدن صنایعدستی تا شنیدن داستانهای بومی. این مسیر تنها ماجرای سفر و دیدن نبود؛ تلاشی شد برای راهنمای تور بودن در حوزه جامعه محلی و ساختن اقتصادی مکمل از راه گردشگری که هم سفره روستاییان را پر کند و هم باری از دوش طبیعت و مناطق حفاظتشده بردارد. تجربهای که امروز، در آستانه ۴۶سالگی، برای «مریم لاوی» معنایی فراتر از شغل یافته است؛ مأموریتی برای تغییر و امید.
سکوت جنگل را ندزدید
تراژدی کوهنوردان ایرانی در قله بیرحم
«پایان عملیات جستوجو» بیتردید این تلخترین عبارتی است که میتوان برای کوهنوردان مفقودشده در قله پوبدا در قرقیزستان استفاده کرد. جملهای که از سوی رئیس فدراسیون کوهنوردی در مورد آخرین وضعیت «مریم پیلهوری» و «حسن آقالو» عنوان شده و عملاً آخرین امیدها برای یافتن آنها را از بین برده است.
مهمانی موریانهها در قلعه قجری
|پیام ما| موریانهها از درون پوکش کردهاند. چوبهای سقف و درهای چوبی خوراک موریانهها و سوسکهای چوبخوار شده است. هر از گاهی سقف یکی از اتاقها تسلیم شده و فرو میریزد و کف یکی از اتاقها بهدست حفاران غیرمجاز سوراخ میشود. دیوارها را رطوبت سست کرده و احوال قلعه خوش نیست. سخن از قلعهای باشکوه است در ساحل خلیجفارس، جایی که روزگاری بزرگترین معاملات تجاری را به خود دیده است و میزبان افراد مهمی بوده. «قلعه خاندان مرزوقی» یا «قلعه مغویه» از آنهمه شکوه و رونق، حالا نشان چندانی ندارد. سیمانهایی که به ازاره و گچهایی که بر تن دیوارها کشیدهاند، نفسش را بریده و باعث شده رطوبت تا عمق جانش نفوذ کند. برخی میگویند این اشتباهات به زمانی برمیگردد که قرار بود لوکیشن فیلم «کشتی آنجلیکا» شود. برخی هم مرمتهای غیراصولی در سالهای اخیر را عامل اینهمه آسیب و نفوذ رطوبت به جان بنا میدانند. مسئولان محلی میگویند میخواهند عمارت را نجات دهند، اما اعتبارات یک در میان میرسد و آنچه میرسد، کفاف کار اساسی برای مرمت را نمیدهد. همین گاهبهگاهی اعتبارات بیشتر به بنا آسیب زده و باعث شده بیش از آنکه نجات پیدا کند، از مرمت مقطعی آسیب ببیند و بهتدریج تخریب شود. از طرفی بنا قابل واگذاری به سرمایهگذار نیست، چون مالک شخصی دارد و ورثه هنوز رضایت ندادهاند که ملک اجدادیشان احیا شود. همین است که عمارت باشکوه مرزوقیها از درون در حال فرو ریختن است.
آزمون همزیستی با خرس قهوهای
|پیام ما| «جوانترها، افراد باسواد کمتر و زنها بیشتر از کشتن خرسها حمایت میکردند، این در حالی است که کسانی با منبع درآمد جایگزین، کمتر با کشتن خرسها موافق بودند.» «ریحانه راستگو»، «دانیال نیری»، «علیرضا محمدی»، «الیستر بث» و «محمدصادق فرهادینیا» در شماره اخیر فصلنامه «People and Nature» مقالهای با عنوان «چه کسانی حضور خرس را میپذیرند؟ بررسی شکاف میان دیدگاه مردم و میزان پذیرش کشتن خرس قهوهای» منتشر کردهاند. در این مطالعه آنها با ۳۹۰ نفر از ساکنان ۲۶ روستا در استان گلستان مصاحبه کردهاند؛ منطقهای که در آن زندگی مردم به کشاورزی و دامداری وابسته و تعارض با خرسهای قهوهای گره خورده است. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان پذیرش کشتن خرسها در سناریوهای مختلف، از تعامل کمتنش تا تعامل پرتنش بوده است.
«سورت» رنگی اسرار کهن را فاش میکند
|پیام ما| چشمههای سورت در مازندران که با مناظر طبیعی منحصربهفرد و رنگهای چشمنواز و فرم پلکانیاش شناخته میشد، حالا قرار است صفحه جدیدی از تاریخ مازندران را ورق بزند و روایت استقرار بشر را در مجاورت این عارضه کمنظیر طبیعی نقل کند. بهتازگی گروهی از باستانشناسان برای تعیین عرصه و حریم محوطه باستانی سورت در این منطقه مستقر شدهاند و به شواهدی دست پیدا کردهاند. براساس گزارش پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، بررسیهای اولیه باستانشناسان نشان میدهد این محوطه در مسیر یکی از مهمترین گذرگاههای تاریخی در میان تمدن قوشه (شهر صددروازه، دامغان امروزی) و دشت گرگان قرار گرفته و شواهدی از توالی استقرارهای کهن را در خود جا داده است.
زنان پیشتاز حفاظت میان موج و جنگل
فهیمه گودرزی بارها در آب افتاده، تلفن همراهش را از دست داده، گرمازده شده و روزها از همسر و فرزندش دور بوده، اما همه اینها را جزئی از فرایند کار یک کارشناس حیاتوحش میداند. او متولد سال ۱۳۶۰ است، در مقطع کارشناسی در رشته مهندسی کشاورزی گرایش گیاهپزشکی دانشگاه تبریز و در مقطع کارشناسی ارشد در رشته زیستشناسی دریا گرایش جانوران دریا دانشگاه هرمزگان تحصیل کرد و بعد در یک مؤسسه خصوصی در حوزه آموزش نرمافزار مشغول به کار شد. چند ماهی در آنجا ماند. اما خیلی زود از آن کار دست کشید. گودرزی در آزمونهای استخدامی سازمان جهادکشاورزی و محیطزیست همزمان پذیرفته شد. «ترجیحم استخدام در مرکز استان بود، برای همین محیطزیست را انتخاب کردم. براساس فراخوان استخدامی ادارهکل حفاظت محیطزیست هرمزگان، برای پست کارشناس محیط طبیعی با شرط قبولی در آزمون ادواری در مصاحبه شرکت و از همان ابتدا در همین پست در بخش حیاتوحش کارم را شروع کردم و حدود ۲۰ سال است که صرفاً در این حوزه فعالیت دارم.» در این دو دهه او در انواع و اقسام مأموریتها در محیط خشکی و دریایی شرکت کرده و شاهد تغییر فرهنگی که زنان را در این حوزه پس میزند، بوده است. «نگرش جامعه از غیرممکن بودن بهسمت ممکن و حتی ارزشمند بودن حضور زنان در عرصههای طبیعی تغییر کرده است؛ هرچند این تغییر، کامل و یکدست در همهجا اتفاق نیفتاده است.»
