بایگانی مطالب: آب

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

روایت تازه‌ای از آب؛ بازاندیشی ارتباط با مردم

بحران آب در ایران بیش از آنکه مسئله‌ای مهندسی باشد، مسئله‌ای اجتماعی و فرهنگی است. جامعه‌شناسی تأکید دارد بدون تغییر در معنا و ارزش اجتماعی آب، هیچ اصلاح فنی و مدیریتی به نتیجه پایدار نمی‌رسد. بنابراین، ساخت «روایت جدید آب» ضرورتی حیاتی است؛ روایتی که با زبان مردم سخن بگوید و به‌جای نصیحت، از گفت‌وگو بهره برد.

قانون، ترمز تعیین حریم رودخانه‌ها

|پیام‌ما| تعداد قابل‌توجهی از رودخانه‌های کشور هنوز تعیین حد حریم و بستر نشده‌اند؛ موضوعی که نه‌تنها مشکلات حقوقی زیادی میان ذی‌نفعان و حاشیه‌نشینان رودخانه‌ها ایجاد کرده است، بلکه بنا به اعلام وزارت نیرو، دست‌درازی و تجاوز به حریم رودخانه‌ها را تشدید کرده است. بااین‌حال، مشکلات متعدد فنی و حقوقی، مانند خط ترمز در مورد تعیین حریم و بستر رودخانه‌ها عمل کرده‌ است. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی به این چالش‌ها پرداخته و اعلام کرده است برای رفع این چالش‌ها، باید قانون توزیع عادلانه آب اصلاح شود و همچنین، در برخی موارد باید احکام جدید وضع شود. تعیین‌تکلیف موارد مبهم از جمله مالکیت برمبنای تاریخ تصویب قوانین، لزوم به‌روزرسانی حدود بستر و حریم در بازه‌های زمانی معین و همچنین، لزوم تفکیک بین آثار طبیعی و انسان‌ساخت در اثرگذاری بر حد بستر و حریم، از مهم‌ترین موارد قانونی است که باید در متن قوانین موضوعه اعمال شود. همچنین، اصلاح آیین‌نامه مربوط به بستر و حریم رودخانه‌ها نیز باید در دستورکار دولت قرار گیرد.

گفت‌وگو با «عیسی بزرگ‌زاده»، سخنگوی صنعت آب کشور

لاله‌زار زیر تیغ جویندگان طلا و مس

۲۰ روز پس از کوچ عشایر، بیل‌های مکانیکی و تجهیزات معدنی از دهنه راهبری وارد کوه‌های لاله‌زار شدند؛ بزرگ‌ترین چمن‌زار پیوسته جنوب‌شرق کشور که سال‌ها محلی‌ها و مسئولان منطقه‌ای از معرفی آن خودداری می‌کردند تا بکر باقی بماند. حالا آن چمن‌های سرسبز و بکر زیر ماشین‌آلات اکتشافی رفته‌اند و بخشی از منبع آب لاله‌زار، بردسیر و کرمان و زیباترین محدوده گردشگری استان، برای یافتن رگه‌های مس و طلا کاوش می‌شود. چرا در چنین محدوده بکر گردشگری پروانه اکتشاف صادر شده است؟ این گزارش برای پاسخ به این سؤال، مراتب را از محیط‌زیست، شرکت آب‌منطقه‌ای و سازمان صمت جویا شده است. سازمان صمت یک هفته است که پاسخگو نبوده، اما یک منبع آگاه فاش کرده که مجوز بدون استعلام منابع‌طبیعی و آب‌منطقه‌ای صادر شده است. مردم محلی و طبیعت‌گردان کارزاری علیه تخریب به راه انداخته‌اند تا شاید صدای اعتراض‌ها بتواند جلوی نابودی این میراث طبیعی و گردشگری استان کرمان را بگیرد.

دولت ابرها را بارور می‌کند؟

سخنگوی صنعت آب کشور اعلام کرده است «بارورسازی ابرها‌» به‌عنوان یکی از برنامه‌های قدیمی وزارت نیرو و با هدف کاهش اثرات خشکسالی دنبال می‌شود؛ موضوعی که در میان بسیاری از کارشناسان به «شبه‌علم» شهرت دارد. همین یک هفته پیش بود که رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی نیز از آن با شک و شبهه صحبت کرده بود. «احد وظیفه» در این مورد گفته بود: «شرکت‌های فعال در این حوزه ادعا می‌کنند بارش را ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش می‌دهند، اما تحقیقات آکادمیک معتبر معمولاً چنین ادعایی را تأیید نمی‌کنند و با روش‌های مختلف ثابت شده که نتایج تا حد اعلام شده تغییر بارش صحیح نیست.» پیش‌ازآن نیز انجمن هواشناسی کشور طی بیانیه‌ای امکان انجام آن را به‌تمامی رد کرده بود. باوجوداین، «عیسی بزرگ‌زاده»‌ اعلام کرده است برای دنبال کردن این طرح حتی برنامه‌ای مفصل و پنج‌ساله نیز تدوین شده. گویا حالا بعد از حضور مافیای آب در کشور و اجرای طرح‌های مدیریت آبی که کارشناسان آن را زیر سؤال می‌برند، مانند سدسازی‌ها و خطوط انتقال آب بین‌حوضه‌ای، باید منتظر ایجاد مافیای ابرها نیز باشیم.

حقابه‌های کاغذی، تالاب‌های خشکیده

بحران تالاب‌ها و دریاچه‌های ایران سال‌هاست که به یکی از جدی‌ترین چالش‌های محیط‌زیستی کشور بدل شده است. همگان می‌دانیم که ریشه‌های اصلی این بحران را باید در توسعه ناپایدار، بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب و خاک و مدیریت بخشی و منفصل منابع‌طبیعی جست‌وجو کرد؛ الگویی که در تضاد با اصول توسعه پایدار و حفاظت از اکوسیستم‌های حساس آبی عمل کرده است. بااین‌حال، در کنار این عوامل بیرونی، یک بُعد کمتردیده‌شده نیز وجود دارد: چالش‌های نهادی و موانع درون‌سازمانی نهاد متولی محیط‌زیست، یعنی سازمان حفاظت محیط‌زیست. نهادی که اگرچه وظیفه سیاستگذاری، نظارت و پیگیری وضعیت محیط‌زیست کشور را برعهده دارد، اما ساختار درونی آن با وظایف و مسئولیت‌های رو به گسترش هم‌راستا نیست و نیازمند بازنگری اساسی است. این مطلب، نگاهی دارد به برخی از مهم‌ترین موانع ساختاری درون این سازمان که بر توان آن در ایفای نقش مؤثر در بازسازی اکوسیستم‌های تالابی کشور سایه افکنده‌ است؛ با این هدف که اصلاح ساختار، هم‌پای اصلاح سیاست‌های توسعه، در اولویت قرار گیرد.

قتل بر سر آب

«حالا رعیت سر آب خون می‌کنه، واسه چار چیکه آب، چِل تا رو بی‌جون می‌کنه.» خبر درگیری خونین بر سر حقابه کشاورزی در روستایی به‌نام «دیزج دول» در شهرستان ارومیه، این شعر احمد شاملو را تداعی می‌کند. یک کشته و ۱۳ زخمی حاصل نزاعی بود که برای معیشت و آب در حاشیه دریاچه خشکیده ارومیه و نزدیک «نقده» اتفاق افتاد. این اتفاق فقط چند روز پس از برگزاری آخرین جلسه شورای‌عالی آب کشور رخ داد؛ جلسه‌ای که سخنگوی دولت می‌گوید بخشی از آن به ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از درگیری و مناقشات مردم با یکدیگر بر سر آب اختصاص داشت.

بحران آب را فریاد بزنیم

در حوزه مدیریت بحران و مخاطرات، تفکیک روشن میان علل ریشه‌ای (مخاطره الف) و پیامدهای ثانویه یا ظاهری آن (مخاطره ب) از اهمیت حیاتی برخوردار است. یکی از خطاهای رایج در مدیریت مخاطرات، تمرکز بیش‌ازحد بر اثرات قابل‌مشاهده و فوری بحران‌هاست، درحالی‌که علت اصلی که عامل ایجاد این اثرات است، در حاشیه قرار می‌گیرد و یا کمرنگ می‌شود.

تشنه در خانه، پر تنش در مرزها

باید به فکر همکاری افتاد. تقابل و انفعال، رفتار عمومی دیپلماسی آب ایران بوده است. نتیجه این شد که سیاست‌های همسایگان ما، جز تنش آبی، دستاوردی برای ما نداشته است. درواقع، مسئله دیپلماسی آب فعال بودن یا نبودن نیست، موضوع اصلی تغییر پارادایم و زبان مذاکره است. امروز سرنوشت جمعی و بحران‌های محیط‌زیستی ارزش‌های جهانی است. توسعه پایدار یک موضوع صرفاً ملی نیست، باید در قالب سرنوشت مشترک جمعی به آن فکر کرد. این زبان را ایران باید تقویت کند.