بایگانی مطالب برچسب: مدارس طبیعت
ما بخشی از طبیعتایم، نه فاتح آن
وقتی نام جین گودال به میان میآید، چیزی فراتر از یک دانشمند یا پژوهشگر در ذهن نقش میبندد. او نهفقط زیستشناسی برجسته و رفتارشناسی بینظیر، بلکه صدای زمین بود؛ صدای آرام اما استواری که در تمام عمرش از انسان خواست جهان را با چشمانی مهربانتر و مسئولانهتر بنگرد. زنی که با یک دفترچه، یک دوربین ساده و قلبی پر از شگفتی، به دل جنگلهای تانزانیا رفت تا ناشناختههای بشر را لمس کند؛ روح حیوانات. او با مشاهده دقیق و سالها همزیستی با شامپانزهها نشان داد فاصله میان انسان و طبیعت آنقدرها که گمان میکردیم، عمیق نیست. در روزگاری که علم رفتارشناسی حیوانات در قید تعاریف خشک و عددهای بیاحساس گرفتار بود، گودال جرئت کرد به آنها نام بدهد، احساسشان را درک کند و حتی تاریخچهای انسانی برایشان قائل شود؛ کاری که در آن زمان نوعی شورش علمی محسوب میشد. اما همان نگاه متفاوت، دروازه درک تازهای از طبیعت را گشود؛ نگاهی که در آن علم و عشق به یک زبان سخن میگفتند. او در طول بیش از شش دهه فعالیتش نهتنها شناخت ما از حیوانات را تغییر داد، بلکه مفهوم انسان بودن را نیز بازتعریف کرد. جین گودال به ما آموخت که احترام به حیات، از مرز گونهها فراتر میرود. او در تمام سخنرانیها و سفرهایش، از زمین چون خانهای مشترک یاد میکرد؛ خانهای که اگر به صدای درختان، پرندگان و حتی خاک گوش ندهیم، دیر یا زود سکوش ما را در خود خواهد بلعید. این گفتوگویی است با زنی که عمرش را وقف روشن کردن گوشههای تاریک جهان کرد. در صدای او، میشد هم خستگی سالها سفر را شنید و هم شوق کودکی را که هنوز از دیدن یک برگ تازه شگفتزده میشود. گودال، تا واپسین روزهای زندگیاش، امید را از یاد نبرد. او باور داشت حتی در تیرهترین زمانهها، جرقهای از مهربانی در وجود انسان زنده است؛ کافی است آن را بیدار کنیم. قرار بود این مصاحبه با توجه به شرایط کاری گودال و برنامه فشردهاش در دو مرحله انجام شود و درنهایت با یک فیلم کوتاه از او خاتمه یابد؛ اما او دو هفته پیش، چشمهایش را برای همیشه بر جهان بست. جالب آنکه گودال در طی مصاحبه پیگیر «عبدالحسین وهابزاده» و پروژه «مدرسه طبیعت» بود. اکنون که او در میان ما نیست، صدایش از میان برگهای جنگل و چشمان شامپانزههایی که روزی با آنها زندگی کرد، شنیده میشود. این مقدمه، ادای دینی است به انسانی که بیش از هر کس دیگر به ما یاد داد چگونه انسان باشیم.
تصمیم بگیرید چه نوع تغییری میخواهید ایجاد کنید
در سایه جین گودال
امید یک زن جهان را دگرگون کرد
«بزرگترین میراث جین گودال گسترش امیدواری در جامعه است». این گفته «عبدالحسین وهابزاده»، اکولوژیست ۷۸ساله، است. وهابزاده از برجستهترین صاحبنظران ایرانی در حوزه محیطزیست است که با پایهگذاری مدارس طبیعت در ایران، توجه به کودکان در امر حفاظت را برجسته کرد. با تلاش و پیگیریهای او و شاگردانش این مدارس در شهرهای مختلف کشورمان شکل گرفتند؛ هرچند در ادامه، کارشان با مشکلات متعددی مواجه شد. او همچنین عضو کمیته آموزشی اتحادیه بینالمللی حفاظت از طبیعت (IUCN) است و کتابهای متعددی در حوزه محیطزیست، بومشناسی، تکامل و… ترجمه کرده؛ «حق مادرزاد، انسان و طبیعت در دنیای امروز» نوشته «رابرت کلرت»، استاد بومشناسی اجتماعی در دانشگاه ییل، یکی از این کتابهاست. در این اثر، ارتباط ما با طبیعت به عنوان بخشی از میراث زیستشناختیمان معرفی شده؛ نکتهای که وهابزاده بارها آن را مطرح و در طول دههها پیگیری کرده است و جین گودال همواره بر آن تأکید داشت. وهابزاده با سه واژه «شادمان»، «فعال» و «موفق» زندگی «جین گودال» را توصیف میکند و منشأ آن را چند عامل میداند؛ تجربه کودکی در طبیعت، مادر حمایتگر بهجای کنترلگر، داشتن رؤیای کودکی و ارتباطش با «لوئیس لیکی»، دیرینهشناسی که به او و کارش اعتماد کرد. هرچند وهابزاده ماهیت باشگاههای «ریشهها و جوانهها» را که گودال بنیانگذار آن بود، با «مدارس طبیعت» در ایران متفاوت میداند. در اولی برگزاری رویداد و برنامه در اولویت است و در مدارس طبیعت، ارتباط کودکان با طبیعت بدون پرداختن به مقوله آموزش رسمی! «من هر روز از روز قبل امیدوارترم»؛ پاسخ محوری این اکولوژیست است به پرسشهای چالشی همچون «آیا انجام فعالیتهای کوچک میتواند در برابر سیلهای ویرانگر اثرگذار باشد؟» و حتی این سؤال کلی که «در شرایط امروز جامعه ایران چقدر به آینده امیدوار است؟» در این گفتوگو او مفصل پاسخ این سؤال را میدهد: «آیا ایده مدارس طبیعت را از باشگاههای «ریشهها و جوانهها» گرفته و در آن تغییری داده؟»
استادی نشسته بر سکوی آینده
عصر یکشنبه چهاردهم مردادماه سال ۱۴۰۳، هفتصدوشصتمین شب از مجموعه شبهای مجلۀ «بخارا» با همراهی خانۀ اندیشمندان علوم انسانی و مجلۀ «صنوبر»، به شب «عبدالحسین وهابزاده» اختصاص داشت. در این شب که با استقبال بسیاری از دوستداران محیطزیست، اساتید این حوزه و هنرمندان در سالن «فردوسی» خانۀ اندیشمندان برگزار شد، از جایگاه «عبدالحسین وهابزاده» در حوزۀ محیطزیست قدردانی شد. در پایان این مجلس، «یلدا ابتهاج» کتاب «حافظ به سعی سایه» از استاد «سایه» و «حمید جلالیان»، «انجمن دوستداران دماوندکوه»، هدیهای بهرسم یادبود به «عبدالحسین وهابزاده» تقدیم کردند.
طبیعت را به کودکان پس دهید
وقتی از نمای نزدیک به کارها و آثار و فعالیتهای «عبدالحسین وهابزاده» نگاه کنیم، سه چهره از او نمایان میشود. وهابزادهای که معلم دانشگاه است و سالها به تدریس بومشناسی و تکامل مشغول بوده است؛ چهرهای که شاید دیگر از ذهن بسیاری افراد مگر دانشآموختگان خوشحافظهٔ سالهای دور دانشگاه فردوسی مشهد، محو شده است و جایش را به وهابزادهٔ مترجم داده است. او ۲۶ عنوان کتاب را در بیش از چهار دهه به فارسی ترجمه کرده که حجم آنها از هشت هزار صفحه گذشته است. در کسوت مترجم، وهابزاده پیگیر پروژهای بلندمدت برای آشنایی دانشجویان و پژوهشگران علومزیستی با کتابهای مهم در موضوعات اساسی حوزهٔ بومشناسی، محیطزیست، تکامل و رفتارشناسی بوده است. او آثار مهمی مانند «بهار خاموش»، «اژدهای بهشتی»، «مبانی محیطزیست»، «مقدمهای بر اکولوژی رفتار»، «تنوع حیات»، «شناخت محیطزیست»، «سوسیوبیولوژی»، «طراحی با طبیعت»، «بومشناسی: مطالعهٔ تجربی توزیع و فراوانی»، «تکامل»، «کودکوطبیعت»، «در سایهٔ انسان» و «حقِ مادرزاد» را به زبان فارسی برای خوانندگان مهیا ساخته است. گرچه او امروز متفکر و مترجم نامداری در حوزهٔ محیطزیست ایران بهشمار میآید، اما ماندن در محیطهای آکادمیک و پیوند غیرمستقیم با مخاطبان بهواسطهٔ کتابهایش هرگز غوغای درونی و ذهن خلاق و تیزبینش را تسلی نبخشید. امروز جامعهٔ ایران او را در قامت کنشگری اجتماعی برای خلق ایده و تأسیس مدرسهٔ طبیعت ایرانی میشناسد. او میگوید همیشه دوست داشته با کودکان کار کند و ذهش بهتازگی معطوف به موضوع کودک و طبیعت نشده است و تقریباً از زمانیکه در دانشگاه بومشناسی میخوانده است، تحتتأثیر کتاب «بومشناسی تخیلات کودکی» از «ادیت کاب»، به اهمیت تجربهٔ طبیعت در کودکی فکر میکرده است. با او دربارهٔ ایدهاش که اکنون فراگیر شده است و توانسته عدهٔ زیادی از خانوادههای ایرانی را دربارهٔ موضوع کودکی و تجربهٔ طبیعت و اهمیت فعالیتهای ساختارنیافته و بازی آزاد بر بستر طبیعت حساس کند و لشکری مشتاق از کنشگران را برای تحقق ایدهٔ مدرسهٔ طبیعت بسیج کند تا طبیعت را برای کودکان پس بگیرند، به گفتوگو نشستیم.
