بایگانی مطالب برچسب: جنگ جهانی
دیپلماسی صلح در سایه دماوند
۳۲ روز پس از آتشبس جنگ ایران و اسرائیل، دماوند شاهد صعودی متفاوت بود. کوهنوردانی از پنج کشور عضو شورای بینالمللی ورزشهای نظامی (سیزم) به میزبانی ایران راهی قله شدند و چهارمین دوره «صعود برای صلح» را رقم زدند؛ رویدادی که حتی در سایه تردید سفر به ایران، تصویری تازه و متفاوت از این سرزمین ساخت. این صعود نهتنها یک برنامه ورزشی، که پیامی روشن از امکان گفتوگو، همقدمی و دوستی در میانه بحرانها بود؛ نمونهای شاخص از دیپلماسی ورزشی که میتواند راهی تازه برای شنیدهشدن صدای صلح، امید و همزیستی در جهان امروز باشد.
اشتباه میکردم که بریتانیا دارای تحمل نژادی است
میراثفرهنگی قلمروی بیدفاع
|پیام ما| روزهای ابتدای حمله اسرائیل به ایران بود که خبر حمله به منطقهای در نزدیکی تاقبستان کرمانشاه منتشر شد. این خبر وقتی کنار این پیشزمینه ذهنی که پایگاههای نظامی متعدد در نزدیکی این اثر ارزشمند قرار دارند، قرار میگرفت، نگرانی را تشدید میکرد. تاقبستان از خطر جنگ در امان ماند، بسیاری از محوطههای باستانی دیگر هم، اما این نگرانی که این آثار در معرض تهدید قرار دارند همچنان به قوت خود باقی است. شیوه حفاظت از محوطهها و آثار تاریخی و باستانی که در فضای باز و وسیع قرار دارند، با توجه به گستردگی آثار در ایران، همواره محل بحث بوده است. در هشتاد و دومین نشست ایکوم هم این موضوع محور بحث کارشناسان بود. کارشناسانی که معتقد بودند آموزش و ثبت و مستندسازی ضروریترین اقداماتی است که باید برای حفاظت از این آثار صورت گیرد. آنها بر مسئله صلح تأکید کردند؛ بهترین راه حفاظت از میراثفرهنگی پیش از تمام پروتکلها و دستورالعملها، این است که جنگی شکل نگیرد و کشورها از جنگهای ویرانگر تاریخ عبرت بگیرند و آتشافروزان جنگ نباشند. در کنار این دیدگاه، مواردی نیز درباره حفاظت از محوطههای تاریخی و باستانی در این نشست مطرح شد.
نجیبزاده اشکانی در پناه سنگر شنی
همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمهشبی که تهران با انفجارهای پیدرپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمیدانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزهها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش میرسد، آنها اما در سالنهای موزه مشغولاند. موزهداران و کارکنان میراثفرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایتهایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان میداد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه بهکار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسههای شن پنهان شدهاند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفتهاند. جنگ است و این آثار قرار است قرنها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟
حقطلبی با یادمان صلح
میراث مربوط به جنگ و تجاوز دول متخاصم و آسیبها و صدمات ایجادشده در مناطق تحت ستم، مكان-رخدادهای مهم از تاریخ و سرنوشت بشری است. ثبت و مستندسازی این رخدادها بهویژه از زمان جنگهای جهانی به اینسو توسط مجامع بینالمللی نظیر یونسكو مورد توجه جدی بوده است، هرچند متجاوزان عموماً به دیدگاه مجامع جهانی توجه چندانی ندارند؛ بااینحال، یكی از مهمترین ظرفیتهایی است كه میتوان از طریق آنها برای جلب افكار عمومی و بیان حقطلبی بهره برد.
قلبهایی که برای ایران میتپد
۱۰ روز میشود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بیوقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنتها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران ماندهاند، از لحظههای سکوت و زمانی که جنگندههای اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمیدارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهراناند، سخت کرده؛ بیخبری رنج بزرگ دیگری است. عدهای در این شرایط اعلام کردهاند به آنها که در تهران ماندهاند سر میزنند؛ اگر کسی میخواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدماند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.
پارچههای قلمکار، روایتگر تاریخ
در دل تاریخ فرهنگ ایران، اصفهان همواره جایگاه ویژهای را به خود اختصاص داده است؛ شهری که با هنرهای دستیاش شناخته میشود و در میان این هنرها، «قلمکار» همیشه درخشیده است. این هنر اصیل، بهعنوان نمادی از ذوق و دقت ایرانی، نهتنها تاریخ کهن اصفهان بلکه جانمایه فرهنگ و سنتهای آن شهر را به دوش میکشد. خانواده عطریان، با چند صد سال سابقه در هنر قلمکار، نهتنها میراثدار این هنر سنتی هستند بلکه بهنوعی حافظ اصالت و کیفیت قلمکار اصفهان بهشمار میروند. در گفتوگوی «پیام ما» با استاد «محمد عطریان» وارث این میراث گرانبها و فرزند هنرمند نامآور قلمکار اصفهان، مرحوم استاد «حاج نصرالله عطریان»، به بازخوانی تاریخچه این هنر و فرازونشیبهایی که این خاندان در طول سالها تجربه کرده است، پرداختهایم. آنچه در این مصاحبه میخوانید، نهتنها از سرگذشت هنری یک خانواده بلکه از عشق و تعهد به حفظ هنر ایرانی سخن میگوید.
