بایگانی مطالب برچسب: اسرائیل
نگاه کودکان از قاب پنجره به جنگ
در شبهایی که آسمان ایران با صدای انفجار و پدافند لرزید، خانهها تنها پناهگاه بزرگترها نبودند بلکه قلبهای کوچک کودکان نیز در میان ترسهای پنهان و این شبهای پرتنش در این خانهها به لرزه افتاده بود. کودک سهسالهای پشت پای مادرش پناه میجست و کودک نهسالهای که با دیدن دود و انفجار میگفت: «کاش برج میلاد رو نزنن… من میخوام از نزدیک ببینمش.» برای بسیاری از کودکان، جنگ تا پیشازاین مفهومی انتزاعی بود، اما حالا با چشم و گوششان آن را لمس میکنند. در این روزهای سخت، شنیدن صدای کودکان و فهمیدن ترسها و سؤالاتشان، مهمترین گام در ساختن دنیایی امنتر است؛ حتی اگر پاسخهای دقیقی نداشته باشیم. این گزارش تلاشیست برای درک و ثبت واکنشهای کودکان در برابر صداهای انفجار، مفهوم جنگ، احساس امنیت و اضطرابهای ناشی از جنگ.
سقوط آزاد اقتصاد صهیون
رژیم صهیونیستی از کجا پول میآورد؟ اگر جنگ ادامه پیدا کند، اقتصاد اسرائیل چه وضعیتی پیدا میکند؟ برخلاف ایران که بخش مهمی از درآمدهایش از محل صادرات نفت و سایر کالاها به دست میآید، اسرائیلیها روی یک اقتصاد شکننده ایستادهاند.
از کرمانشاه تا سووکا: دو روایت، دو راهبرد رسانهای
بیهیچ تردیدی تجاوز به ایران محکوم است
قلبهایی که برای ایران میتپد
۱۰ روز میشود که ایران زیر آتش رژیم صهیونیستی بوده و تهران بیوقفه صدای انفجار تجربه کرده است. 10 روز پس از آن صبح ۲۳ خرداد، حالا اغلب شهرهای کشور در تلاطمند. از ظهر چهارشنبه، ۲۸ خرداد اینترنتها قطع شدند و تا شب پنجشنبه این قطعی ادامه داشت. آنها که در تهران ماندهاند، از لحظههای سکوت و زمانی که جنگندههای اسرائیل بر فراز آسمان نیست، فیلم برمیدارند تا خاطره شهری که دوستش دارند در یادشان امن بماند. قطعی اینترنت اما کار را هم برای آنها که خارج از کشورند و هم آنها که در شهرهایی دور از تهراناند، سخت کرده؛ بیخبری رنج بزرگ دیگری است. عدهای در این شرایط اعلام کردهاند به آنها که در تهران ماندهاند سر میزنند؛ اگر کسی میخواهد از پدر و مادر پیرش خبری بگیرد، آنها حاضرند و اگر کسی نیاز به کمکی دارد، پیشقدماند؛ مانند سحر، محسن، شاهد، علیرضا، مریم و بسیاری دیگر.
یک چمدان اضطراب و نگرانی
ورودی شهر رشت و در نزدیکی ترمینال مسافربری «گیل»، پر از آدمهایی است که زندگیشان را در یک چمدان جا کردهاند و آمدهاند. چند کیلومتر آنطرفتر، ماشینها از شدت ترافیک بهندرت تکان میخورند. چشم که بچرخانی، از هر ۱۰ پلاک ماشین، حداقل سه پلاک برای تهران یا شهرهای دیگر است. برخی جایی برای ماندن دارند؛ قرار است در ویلا و خانه خودشان، یا در خانه دوست و آشنا یا اقوامشان بمانند. برخی دیگر اما بلاتکلیفترند. پناهگاهشان یک چادر مسافرتی یا همان ماشین کوچکشان است. بااینحال، هر دو گروه در یک موضوع مشترکند؛ ماندنشان در گیلان نامعلوم است و نمیدانند قرار است چه بلایی بر سر خانه و زندگی و آیندهشان بیاید.
چراغهای رابطه تاریکاند
این روزها چه بر ما میگذرد؟
دیپلماسی در میدان
|پیام ما| بیش از یک هفته از تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک کشورمان عزیزمان میگذرد و این درحالیاست که بهگفته «عباس عراقچی»، «ایران قرار بود ۱۵ ژوئن با آمریکاییها ملاقات کند، تا به یک توافق بسیار امیدوارکننده در مورد برنامه هستهای خود دست یابد، اما مورد حمله رژیم صهیونیستی قرار گرفت.» همچنین، سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس که در روزهای گذشته بارها مواضع حمایتی از رژیم صهیونستی گرفته بودند، حالا به فکر مذاکره با ایران افتادهاند و میگویند برای تهران پیشنهادی جامع دارند.
