بایگانی مطالب برچسب: شهرداری تهران
آزادی برای برج آزادی
یکی از مهمترین بحثها درباره برج آزادی، انتخاب آن بهعنوان نماد تهران قدیم بوده، نمادی که بهدلیل قرارگیریاش در یکی از شاهراههای پایتخت، آن را متمایز از دیگر آثار تاریخی تهران کرده است. اما چندین سال پیاپی است که چند روز مانده به اربعین حسینی، نهفقط میدان آزادی و حریم درجه سه برج، بلکه عرصه و حریم درجه یک این اثر تاریخی، میزبان سازههای موقتی میشود و حریم بصری برج مخدوش میشود. اما مشکل اساسی این است که برگزاری مراسم دورتادور برج، آنهم با صدای بالای بلندگوها بهمرور به سازه اصلی اثر آسیب وارد میکند. بهگفته کارشناسان برنامههای برگزارشده در این نقطه از میدان، آسیبهای جدی به برج آزادی وارد کرده است.
تخلف در بحبوحه جنگ؟
صورتجلسهای دوصفحهای با سربرگ «معاونت هماهنگی و امور مناطق» و عنوان «صورتجلسه شورای شهرداران» بدون پیوست و تاریخ و امضا در روزهای اخیر جنجالی شده است؛ صورتجلسهای که هدف آن «ارتقای کیفیت خدمترسانی»، «اتخاذ تدابیر مؤثر جهت تسهیل و تسریع در انجام امور مردم»، عنوان شده و تأکیدش روی «شرایط خاص کشور» است. معاون وزیر راهوشهرسازی اما معتقد است این صورتجلسه که اول تیرماه و در بحبوحه جنگ میان ایران و اسرائیل منتشر شده، مصداق تغییر در طرح تفصیلی است و سبب افزایش غیرمجاز و خارج از برنامه جمعیت میشود. «علی اعطا»، معمار و عضو سابق شورای شهر تهران، در گفتوگو با «پیامما» ایراد دیگری به این صورتجلسه وارد میکند: «برخی از این دستورالعملها، فارغ از اینکه تخلف از طرح تفصیلی و غیرقانونی است، مغایر با ملاحظات پدافند غیرعامل است. این تغییرات در موارد مربوط به پاکت حجم بنا، اعم از افزایش تراکم و سطح اشغال و تعداد طبقات، با ملاحظات پدافند غیرعامل سازگار نیست و حتی مغایر با آن است.»
روایتسازی و انسانزدایی
درباره موج افغانستانیستیزی
قهرمان ملی با جنگ آمد
تیر آرش اگر رها میشد، میخورد به «لیلا» که داشت پرتقالها را یکییکی از داخل پلاستیک بیرون میآورد. اسم آرش را که میشنود، با چشمهای آبیاش به روبهرو و مجسمه نگاه میکند و خرمآباد را به یاد میآورد: «اگر میخواهی درباره آرش بدانی، یک مجسمه از آن در میدانی در خرمآباد است. من اصالتاً خرمآبادیام. پدربزرگ و مادربزرگم درواقع اهل آنجا بودند که حالا همهشان را از دست دادم.» پرتقالها را با دقت روی هم میچیند: «روزی که این مجسمه را در میدان ونک نصب کردند، من اینجا بودم. بعدش جنگ شد. من جنگ را با چشم خودم اینجا دیدم.» لیلا سه روز نخوابیده بود و جنگ در سرش تکرار میشد. صدای انفجار صداوسیما را شنیده بود: «آن روز از شهرداری اینجا بودند و داشتند کارهای نصب مجسمه را انجام میدادند. آن لحظه به مجسمه نگاه کردم. فکر کردم با تمام مشکلاتی که مردم دارند، اگر دولت از آنها حمایت کند، ایران آدمهای خوبی دارد.» او مثل خیلیهای دیگر آرش کمانگیر را نشانه قدرت میداند. همانطورکه «دهقان محمدی»، مجسمهساز، به «پیام ما» میگوید ساخت مجسمه آرش بسیاری را به وجد آورد و تصاویرش بهعنوان یک نماد ملی در روزهای جنگ دستبهدست شد.
چه نهادی و چگونه باید پناهگاه بسازد؟
«حدود ۲۰۰-۳۰۰ نفری آمدند، اینجا روفرشی انداختند، دراز کشیدند، تنها حسنش این است که اینجا سروصدا نبود. بیشتر دختران جوان بودند و پیرزنان و پیرمردان.» برای دستشویی کجا میرفتند؟ «دستشویی که برای مسافران نداریم، ما یک دستشویی برای کارکنان داریم، هرکسی آمده بود، از همان استفاده میکرد.» متصدی فروش بلیت در ایستگاه مترو خواجه عبدالله، میگوید از ساعت ۱۱ شب تا ساعت ۵ صبح و هنگام بازگشایی مترو و حرکت قطارها، آنهایی که از صدای غرش موشک و پدافند واهمه داشتند، به این ایستگاه آمدند. ایستگاه مترو بعد از مصاحبههای «مهدی چمران»، رئیس شورای شهر تهران، و «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، کارکردی بهمثابه پناهگاه پیدا کرد. اما آیا مترو، پناهگاهی مناسب است؟ شش روز بعد از آتشبس میان ایران و اسرائیل، رئیس سازمان پیشگیری از مدیریت بحران و سخنگوی شهرداری تهران به این پرسش پاسخ دادند که آیا مترو، پناهگاه مناسبی برای شهروندان تهرانی بوده است؟
چرخه خشونت بر کودکان در شهر
مدیریت شکستخورده زبالهها
مدیریت پسماندهای شهری از مرحله جمعآوری، انتقال تا دفع نهایی، فرایندی کاملاً فنی است و بهرهگیری از تجهیزات، فناوریها و ماشینآلات مختلف همیشه بهعنوان مبنایی برای مقایسه سطح پیشرفت کشورها در این حوزه شناخته میشود. آنچه در این میان از نظر مدیران اجرایی پسماندها مغفول مانده، نقش کلیدی شهروندان و روستاییان و میزان مشارکتشان در مدیریت بهینه پسماند است. تا پیش از دهه ۱۳۸۰ شهروندان در بسیاری از شهرهای کشور باید پسماندهای خود را براساس زمانبندی جلوی در خانه یا در انتهای کوچه در محلی مشخص قرار میدادند و سطلهای فلزی و پلاستیکی تخلیهشده را مجدداً به داخل منازلشان باز میگرداندند و میشستند. با آغاز دهه ۸۰ در اقدامی جدید در شهر تهران حدود ۵۰ هزار مخزن ۱۱۰۰ لیتری پلاستیکی در نقاط مختلف شهر جایگزین دو میلیون و ۵۰۰ هزار نقطه جمعآوری سنتی پسماندها شد. هرچند در نگاه اول این تغییر بهعنوان یک دستاورد بزرگ برای مدیران شهرداری پایتخت محسوب میشد، ولی با گذشت زمان پیامدهای منفی این تصمیم به اشکال مختلف نمایان شد. پسازآن نیز شاهد تقلید بدون برنامهریزی سایر شهرداریهای کشور از شهرداری تهران در زمینه استقرار مخازن در خیابانها بودیم. «سعید مرادیکیا»، کارشناس مدیریت پسماندهای شهری، در این گفتوگو تبعات چنین رویهای را شرح میدهد.
برزخ اندیشمندان در ورشو
خانه اندیشمندان علومانسانی دیروز، هفدهم خردادماه، سه ساعت پرتنش را سپری کرد. هرچند که سابقه شروع این تنشها به دو سال پیش برمیگردد که معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری و مدیرکل مطالعات فرهنگی و اجتماعی بههمراه تعداد زیادی از عوامل اجرایی شهرداری تهران به این مرکز فرهنگی آمده بودند تا ملک را تخلیه کنند و وقتی مدیران این مجموعه پاسخ دقیقی به سؤالات خود دریافت نکردند، ناچار شدند شب را در این ساختمان به صبح برساندند تا مبادا ساختمان پلمب شود. اما اینبار مدیران شهرداری از مرجع قضائی درخواست کردند با حضور عوامل انتظامی، نسبت به اجرایِ حکم و تخلیه ساختمان اقدام کنند. حضوری که چندساعتی پشت درهای بسته طول کشید و نتیجه این بود که حکم اجرا میشود اما خانه اندیشمندان میتواند با شرط استفاده عمومی از فضا به فعالیت خود ادامه دهد؛ «استفاده عمومی» که تعریف آن هنوز مشخص نیست.
