بایگانی مطالب برچسب: جامعه
دانشآموزان کردستان زیر سقفهای لرزان
وجود مدارس فرسوده در حاشیه مناطق شهری بهویژه روستاهای کردستان، امروزه به معضل جدی در استان تبدیل شده است. این درحالیاست که خود مدیرکل آموزشوپرورش نیز به این مقوله مهم معترف است و رسماً در رسانهها اعلام کرده است که از حدود سه هزار مدرسه موجود در استان، ۳۰درصد از مدارس نیاز به مقاومسازی، تخریب و بازسازی دارند، یعنی هم اکنون دانشآموزان کردستان در ۹۰۰ مدرسه نیاز به تخریب و بازسازی تحصیل میکنند، اگر خدایناکرده رخدادی تلخ و سوگنامه مثل شین آباد پیرانشهر اتفاق بیفتد؛ چه کسی مسئول است؟ را نمیدانیم؛ اما میدانیم مثل همه رخدادهای حوزه نظام آموزشی در مناطق محروم کشور - ماستمالی - میشود، روزنامه پیام ما در این شماره در میزگرد تحلیلی با پنج نفر از معلمهای شهرستانهای استان از جمله «ناصر رحمانی» کارشناس ارشد ریاضی، «صدیق محمد جانی» کارشناس ارشد زبان انگلیسی، «رامان عبدی» دکتری تربیتبدنی، «امجد امام» کارشناس ارشد الهیات و «حسین رمضانی» کارشناس ارشد جامعهشناسی افزون بر هشدار جدی خطر مرگ تحصیل دانشآموزان در ۳۰ درصد از مدارس فرسوده، موضوع کمبود سه هزار و ۴۶ معلم و سرانه فضای آموزشی، بیعدالتی در فرایند اجرای طرح بومی گزینی قبولی دانشآموزان در کنکور، تأثیر معدل در قبولی کنکور و نحوه تعامل نظام آموزشی با دو «نسل آلفا و نیتها» را آسیبشناسی و نقشه راهبردی برای برونرفت از وضعیت چالشبرانگیز طرح کرده است که از دید شما مخاطبان میگذرد.
کجاآباد شهری با امکانهای تجربهٔ کودکی
با نگاه به هنر سدههای میانه و قرون وسطایی و نقاشیهای پرجلوهٔ آن دوران درمییابیم که کودکی یا تصویر کودک، همان بزرگسالِ کوچکشده است؛ انسان قدیس و معصوم و کامل، اما فقط در اندازههای کوچکشده. این مورد نه از سر غفلت و بیتوجهی به عنصر مفهومی کودک، بلکه ازآنرو که سوژهٔ کودکی هیچ جایگاهی در تحلیل ذهنی انسان آن دوره نداشته است. این نگاه کودک را نه یک پدیدهٔ اجتماعی بلکه یک ابژه در نظر میگیرد، با دوره یا دورههای تقویمی گذرمند برای رسیدن به کمال آنچه در تربیت قرون وسطایی برای او مفهومسازی میشده است.
نسخه معلق توسعه روستاها
۱۵ مهر بهنام «روز ملی روستاها و عشایر» نامگذاری شده است و بهانهای است تا هر سال دولت برنامههایی را در مورد توسعهٔ متوازن و پایدار در این بخش ارائه کند. باوجود این، برنامهها و اینکه در اسناد بالادستی کشور معمولاً بخش توسعهٔ روستایی و عشایر بهشکل مجزا لحاظ میشود، اما معمولاً مسیر توسعه مطابق با آنچه اسناد پیشبینی میکنند، پیش نمیرود. در برنامهٔ ششم توسعهٔ کشور کمتر از ۳۰ درصد احکام برنامه در بخش توسعهٔ روستایی و عشایر محقق شد و برنامهٔ هفتم نیز آن را ذیل سایر بخشها تعریف کرد. بهنظر میرسد اعتبارات این بخش در قانون بودجهٔ سال ۱۴۰۳ نیز با کاهش قابلتوجهی روبهرو شده است. بررسی بخش دوم لایحهٔ بودجهٔ سال ۱۴۰۳ نشان میدهد میزان اعتبارات قابل احصای حوزهٔ مدیریت و توسعهٔ روستایی و عشایری از طرحهای مربوطه در پیوستهای جداول کلان، طرحهای تملک دارایی سرمایهای و بودجهٔ شرکتهای دولتی و...، ۱۶.۲۶۷ میلیارد تومان است که نسبت به طرحهای متناظر در قانون بودجهٔ سال ۱۴۰۲، حدود ۲۴ درصد کاهش را نشان میدهد. از این میزان، ۳۲/۷۵ درصد اعتبارات از نوع هزینهای و ۶۷/۲۵ درصد از نوع اعتبارات تملک دارایی سرمایهای است. در مجموع سهم قابلاحصا و شفاف مناطق روستایی و عشایری از کل بودجهٔ عمومی دولت در سال ۱۴۰۳، معادل شش درصد است که در مقایسه با قانون بودجهٔ سال ۱۴۰۲ با کاهش ۴.۳۹ درصدی مواجه شده است. ضمن اینکه حدود ۱۱ درصد اعتبارات قابل احصا به مبلغ ۱.۸۵۰ میلیارد تومان از نوع اعتبارات متفرقه بوده که ۳۵۰ میلیارد آن هزینهای و ۱۵۰۰ میلیارد آن از نوع تملک دارایی سرمایهای است. بهطورکلی، میزان اعتبارات احصاشده و عناوین طرحها و اهداف کمّی نشان میدهد بخش دوم لایحهٔ بودجهٔ سال ۱۴۰۳ کل کشور تناسب بهشدت ضعیفی با چالشهای اساسی حوزهٔ مدیریت و توسعهٔ روستایی و عشایری بهویژه اشتغال و تولید دارد و نمیتواند تأثیر قابلتوجهی در شکوفایی اقتصاد روستاها و مناطق عشایری و رفع نابرابریها بهویژه در امور آموزشی و بهداشتی و درنتیجه، کاهش روند مهاجرت روستا-شهری داشته باشد. حالا دولت و مجلس در صدد هستند تا ذیل طرحی با عنوان «طرح جامع توسعهٔ روستایی کشور» و تشکیل یک سازمان جدید، مشکلات توسعهنیافتگی روستاها و عشایر کشور را که بخش قابلتوجهی از آن ذیل روستاهای عشایری سکونت دارند، حل کنند. اما کارشناسان توسعه بهویژه آنان که بر جامعهٔ محلی تمرکز دارند، با آن مخالفند و مشکلات روستاها را بنیادیتر از آن میدانند که با ایجاد سازمان جدید حل شود. چه اینکه از سال ۹۲ و ارتقای جایگاه مدیریت این بخش به سطح معاون رئیسجمهوری ذیل عنوان «معاون رئیسجمهوری در امور روستاها، عشایر و مناطق محروم» نیز دردی از روستاهای کشور و جامعهٔ عشایری بر نداشت.
جوانمرگی محلههای قدیمی کردستان
نقش محلهها در انسجام اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به درازای تاریخ بر همگان محرز و آشکار است و اینکه امروزه تغییر ساختار و محتوای ساختمانسازی و تغییر شکل خانواده از شکل گسترده به هستهای موجب نابودی نقش محلهها در زندگی انسانها شده است، انکارناپذیر است. برای معنابخشی دوباره به نقش و کارکردهای محله (با ساخت اجتماعی و فرهنگی) ابتدا باید چالشهای اجتماعی، فرهنگی و حتی فراتر از آن، شرایط اقتصادی و منطقهای جامعه را بهدرستی شناخت و برپایهٔ نظرات متخصصان و کارشناسان مرتبط با آنها نسبت به تأثیرپذیری معماری و شهرسازی از این عوامل، در جهت ایجاد محلات جدید با هویت متناسب با ارزشهای بنیادین جامعه اقدام کرد. امروزه اگر محلات قدیمی شهر سنندج نظیر قطارچیان یا قلعهٔ چوارلان دیگر آن مرکزیت محلهٔ ارزشمند خود را ندارند و در این رابطه میتوان به روابط علی و معلولی بیشماری در نابسامانی این مرکز محلات اشاره کرد. دکتر «کیومرث حبیبی»، چهرهٔ فاخر علمی که نخستین فوق دکتری مهندسی شهرسازی کشور بعد از دفاع پایاننامهٔ خود با عنوان «ارتقای کیفی و افزایش ایمنی فضاهای عمومی در بافتهای تاریخی شهر با رویکرد انسانمحوری از طریق برنامهریزی و طراحی پیادهراهها» لقب گرفته است، بهصراحت از جوانمرگی محلههای شهرهای مناطق کردنشین بهویژه شهر سنندج مرکز استان کردستان سخن میگوید و نسبت به پدیدهٔ نامبارک سوداگری زمین که باعث جوانمرگ شدن ساختمانهای ویلایی، یک-دو خانواری و راستههای تاریخی میشود، هشدار میدهد. امید میرود این گفت وگوی تخصصی «پیامما» پیرامون اهمیت محلههای شهرهای مناطق کردنشین تزی برای آنتیتز و سنتز شهرداران و مسئولان سازمان نظام مهندسی استان کردستان باشد تا بیش از این تیشه به ریشهٔ هویت شهری نزنیم. آنچه در این مصاحبه میخوانید نظرات تخصصی و آکادمیکی کیومرث حبیبی متولد سنندج ، فوق دکتری شهرسازی از دانشگاه علم و صنعت ایران، دکتری برنامهریزی شهری دانشگاه تهران، دانشیار و مدیرگروه شهرسازی دانشگاه کردستان، پژوهشگر برتر ایران در سال ۱۳۸۹ به انتخاب وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و پژوهشگر برتر فرهنگی ایران در سال ۱۳۸۱ به انتخاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این استاد مؤلف ۱۲ کتاب تخصصی دانشگاهی و بیش از صد مقالهٔ علمی-پژوهشی و IsI و مدرس دانشگاههای خواجه نصیر طوسی، علم و صنعت ایران، تهران، علامه طباطبایی، مازندران و هنر اسلامی تبریز است.
سراغ موضوع محیطزیستی نیامدم در این محیط زندگی میکنم
«ریرا پیوسته خود را بخشی از طبیعت میداند و باور دارد که باید همچون نیاکانمان به آب احترام بگذاریم.» اینها بخشی از بیانیهٔ «ریرا شریعتی»، هنرمند آملی، است. او در شهریورماه امسال در گالری «شیرین» نمایشگاه حجمی را با موضوع رودخانهٔ هراز و شیرابههایی که به آن میریزد، برگزار کرد. تمرکز نمایشگاه شریعتی روی منطقهٔ «عمارت» بود، همان منطقهای که در این سالها یک کلمه دیگر از آن جدا نمیشود؛ «زباله». شیرابههایی که از این منطقه بهسمت هراز راه خود را پیدا کرده، حیات تمام جانداران این رودخانه را به خطر انداخته است. او دربارهٔ موضوع نمایشگاهش به «پیام ما» میگوید: «من سراغ موضوع محیطزیستی نیامدم، من در این محیط زندگی میکنم.»
معجزهٔ امیدواری
سه دهه فرسودگی
خرابی آسانسورها و پلهبرقیهای یکی از خطوط مترو، داستان هرروزۀ این خطوط حملونقل شهری است. این روزها تعداد مسافران مترو به دلایل اقتصادی بیشتر شده است و ساعاتی از روز که به آن پیک حرکت گفته میشود، حجم تردد مسافران به اوج خود میرسد، اما وضعیت تردد برای سالمندان و بیماران و افراد دارای معلولیت برای استفاده از خطوط مترو، هر روز سختتر از قبل میشود. آسانسورها و پلهبرقیهای خراب، توان یک تردد آسان و بدون دردسر را از شهروندان گرفته است. بیش از ۱۶۰ ایستگاه فعال مترو در تهران وجود دارد که همزمان با آغاز فصل بازگشایی مدارس، ضروری است که مدیران شرکت مترو و شهرداری، اقدامات جدی و سریعتری را برای رفع نقایص انجام دهند.
پوشاندن امرِ غلط
با نزدیکشدن به آغاز ماه مهر، شهرداری تهران طرحی را تحت عنوان «ساماندهی آسیبهای اجتماعی» آغاز کرده است که در قالب آن، اقدام به جمعآوری معتادان متجاهر در شهر میکند. آنگونه که سرپرست سازمان خدمات و مشارکتهای اجتماعی شهرداری تهران، به «ایلنا» بیان کرده است، «هدف از اجرای مرحلۀ چهارم طرح ساماندهی آسیبهای اجتماعی، این است که فضای شهر بهعنوان فضایی که قرار است دانشآموزان در آن رفتوآمد کنند، پاکیزه باشد.» بر این اساس، قرار است در بوستانها و فضایی که نزدیک مدارس است و دانشآموزان از آنها استفاده میکنند، اقدام به جمعآوری معتادان کنند. «محمد نقیب» همچنین از شهروندان تهرانی خواسته است، مکانهایی که افراد آسیبدیده اعم از معتاد متجاهر و... حضور دارند را از طریق سامانۀ ۱۳۷ به شهرداری تهران اطلاع دهند تا آن نقطه را «پاک» کنیم! پاکسازی یا پاکانگاری شهر از معتادان که واژۀ نامناسبی برای یک پدیده و آسیب شهری است، همواره در سالهای اخیر از سوی متولیان امر بیان میشود. اعتیاد، کودک کار، تکدیگری، زنان بیخانمان و ...، از آسیبهای شهرهاست و بیتردید راهکار کاهش بسیاری از این آسیبها، نه جمعآوری که اتخاذ رویکردهای پیشگیرانه و بلندمدت است. بااینحال باید دید این جمعآوری معتادان متجاهر، چه کمکی به شهروندان و نوجوانان دانشآموز و زیست شهری آنان خواهد کرد؟ در دیگر کشورها برای بهبود وضعیت و پیشگیری از افزایش این پدیدۀ شهری، چه اقداماتی انجام میدهند و چقدر چنین اقدامات نمادین، مؤثر و کمککننده خواهد بود؟
