بایگانی مطالب برچسب: اکوسیستم

انقراض ششم و خالی شدن حیات

در قرن‌های اخیر شاهد افزایش شدید جمعیت انسانی و تشدید تأثیرات با منشأ انسانی بر اکوسیستم‌ها و جوامع طبیعی هستیم. همین موضوع سبب شده است نرخ انقراض گونه‌ها تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از نرخ طبیعی انقراض پس‌زمینه باشد. طبق پیش‌بینی‌ها ممکن است این رقم ۱۰ یا ۲۰ برابر دیگر نیز افزایش یابد. اگر این پیش‌بینی‌ها تحقق یابند، نرخ‌های انقراض پیش‌بینی‌شده قطعاً قابل‌مقایسه با نرخ‌های انقراض در دوران‌های انقراض جمعی گذشته خواهند بود.

مهاجرت،‌ایستگاه آخر

«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، می‌گوید: «مهاجرت آخرین مسیری‌ست که دلم می‌خواهد بروم. تصور جمع‌ کردن چمدانی که در آن نتوانم خانواده‌ام، جنگل‌های هیرکانی، خلیج‌فارس، دریای‌ کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسه‌ای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیات‌وحش «چمروش» را برای آموزش محیط‌زیست به کودکان راه‌اندازی کرده است، تأکید می‌کند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیت‌های حفاظتی‌ام وجود ندارد،‌ می‌روم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیط‌زیست و سایر نهادها هستند‌؛ کسانی که می‌توانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفت‌وگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوه‌بر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیط‌زیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

زنان، رهبران مقابله با آلودگی پلاستیکی در جهان

بانک جهانی در گزارشی از وضعیت مبارزه زنان با آلودگی‌های پلاستیکی در جنوب آسیا، نمونه‌هایی را بیان می‌کند که در آن زنانی یک‌تنه برای مهار این آلودگی‌ها با وجود سختی‌ها و تبعیض‌ها گام برداشته‌اند. «سیسیل فرمن» و «دینا اُمالی» در این گزارش به نمونه‌هایی می‌پردازند که با کمک بانک جهانی توانسته‌اند در راه مهار آلودگی پلاستیکی گام بگذارند. اما این یکی از گزارش‌ها درباره فعالیت زنان برای مقابله با آلودگی پلاستیکی است. نمونه‌های این فعالیت‌ها در کشورهای مختلف متفاوت است، نمونه‌اش زیمباوه و مالاوی در آفریقاست که آنجا هم برای مدیریت پسماند جامد زنان با جدیت در این عرصه حضور دارند.

۹ ظرفیت قانونی گردشگری در مناطق تحت مدیریت سازمان محیط‌زیست

در سال‌های اخیر توجه به ظرفیت‌های طبیعی مناطق چهارگانه ‌و تالاب‌های تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست افزایش یافته است. در این راستا واژه‌های متعددی نظیر «تفرج»، «گردشگری»، «گردشگری پایدار»، «طبیعت‌گردی پایدار»، «طبیعت‌گردی مسئولانه»، «اکوتوریسم» و ... درباره بهره‌برداری از ظرفیت‌های طبیعی مناطق چهارگانه و تالاب‌های تحت مدیریت استفاده می‌شود. همچنین، در مواردی این واژه‌ها با یکدیگر تعویض و جایگزین و منجر به سیاستگذاری‌های نادرست می‌شوند، به‌عنوان مثال در نشریه شماره ۲۵۷ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تحت عنوان دستورالعمل تهیه طرح مدیریت مناطق تحت حفاظت، بر تفرج متمرکز و گسترده در مناطق چهارگانه تحت مدیریت تأکید شده است و یا در آیین‌نامه طبیعت‌گردی، اجرای طرح‌های طبیعت‌گردی در مناطق چهارگانه مدنظر است. در این نوشتار سعی شده است به‌شکل دقیق‌تر به تفاوت‌های این مفاهیم پرداخته و درنهایت مشخص شود چارچوب درست در مناطق چهارگانه و تالاب‌ها کدام است.

دریا و جنگل تسلیم زباله‌

رودخانه‌هایی که زمانی زلال و پرجنب‌وجوش بودند، حالا زباله‌ها را به دوش می‌کشند. جنگل‌هایی که باید پناهگاه حیات‌وحش باشند، با کوه‌هایی از زباله محاصره شده‌اند. سواحل زیبا و آرامش‌بخش شمال، دیگر چهره‌ای دل‌انگیز ندارند؛ کیسه‌های پلاستیکی، بطری‌های رهاشده و زباله‌های انباشته‌شده، چهره طبیعت را مخدوش کرده‌اند. گیلان، مازندران و گلستان، سه نگین سرسبز ایران، حالا درگیر بحرانی هستند که هر روز وخیم‌تر می‌شود. زباله‌ها نه‌تنها زمین و آب را آلوده می‌کنند، بلکه سلامت انسان‌ها، حیوانات و حتی اقتصاد منطقه را تهدید می‌کنند. گردشگری، که یکی از مهمترین منابع درآمدی این مناطق است، زیر سایه سنگین پسماندها رنگ می‌بازد. درحالی‌که کشورهای دیگر از زباله به‌عنوان یک منبع ارزشمند برای تولید انرژی و درآمد استفاده می‌کنند، در شمال ایران، مدیریت ناکارآمد، نبود تأسیسات بازیافت مناسب و تصمیمات ناهماهنگ، این سرمایه را به یک معضل جدی تبدیل کرده است. کوه‌های زباله‌ای که در سراوان، انزلی، رشت و دیگر مناطق شمالی قد برافراشته‌اند، تنها یک مشکل زیست‌محیطی نیستند، بلکه زنگ خطری برای آینده این خطه به‌شمار می‌روند. اعتراضات مردمی، هشدارهای کارشناسان و وعده‌های مسئولان، سال‌هاست که شنیده می‌شود، اما تغییری محسوس در این وضعیت رخ نداده است. برخی معتقدند مافیای زباله و منافع اقتصادی پنهان، مانعی جدی بر سر راه‌حل این بحران هستند. حالا اما سؤال اینجاست: آیا برای نجات شمال، راهی باقی مانده است؟ در این گزارش، گفت‌وگوهای اختصاصی با نمایندگان مجلس و مسئولان را خواهید خواند؛ نظرات و راهکارهایی که می‌توانند مسیر آینده را روشن کنند. اما آیا این راهکارها از مرحله حرف فراتر خواهند رفت؟

جنگجویان کوچک طبیعت

خرچنگ‌ها، قهرمانان کوچک ساحلی که با آلودگی‌های سواحل می‌جنگند

ردیاب‌ها کلید فهم رفتار مرال‌ها

«مرال‌هایی که طی نسل‌های متوالی در اسارت تکثیر شده‌اند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، در برابر شکار آسیب‌پذیرترند.» این گفته پوریا سپهوند،‌ مدیر علمی پروژه «بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس و منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی»، به این معناست که اگر پلنگ یا سایر گونه‌های گوشتخوار به گوزنی که تمام زندگی‌اش در اسارت بوده نزدیک شوند،‌ احتمال آسیب دیدن و مرگش بیشتر است. هراس از این اتفاق اما سبب نشد که یک تیم ۲۸ نفره از دانشگاه تربیت مدرس، اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران و همه اهالی روستاهای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» از رهاسازی چهار مرال صرف‌نظر کنند و زندگی دائم در اسارت را برایشان رقم زنند. سپهوند معتقد است مرال‌ها (گوزن‌های قرمز) باید به دو دلیل رها می‌‌شدند؛ نخست، به نتیجه رساندن سرمایه‌گذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشی‌سازی ناقص می‌ماند و دوم، جلب توجه به جنگل‌های هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجه‌اند. در گفت‌وگو با این حفاظتگر از او پرسیدم باتوجه‌به بودجه محدود محیط‌زیست چه ضرورتی به انجام این پروژه بود؟ چه چالش‌هایی پیش روی آن وجود دارد؟ و گام‌های بعدی پس از این رهاسازی چیست؟ و چرا ردیاب‌ها اهمیت دارند؟

جنگلداری، کلید احیای منابع طبیعی

هدف از دخالت‌های جنگل‌شناسی در جنگل‌ها محدود به تولید چوب نیست. این اقدام استواری جنگل و مساعد کردن هرچه بیشتر زمینه‌های استمرار تولید را فراهم می‌کند. دخالت‌های جنگل‌شناسی باعث افزایش کارآیی‌های بیشتر را در جنگل‌ها می‌شوند، رشد کمی آنها را افزایش می‌دهند و این رشد کمی را به رشد کیفی مبدل می‌کنند. درعین‌حال، تجارب مختلف نشان داده‌اند دستیابی به اهداف اکولوژیکی تنها از طریق صندوق دولت عملاً در بلندمدت نتایج مناسبی به‌همراه ندارد و وصل کردن استواری اکوسیستم‌های جنگلی به منابع خارجی درنهایت به رها شدن جنگل به حال خود و ناپایداری تدریجی آن منجر می‌شود. امری که سالیان زیاد است در جنگل‌های خارج از شمال کشور نیز رخ داده است.