بایگانی مطالب برچسب: سبک زندگی

سرامیک آن‌سوی ویترین

در میانه‌ بافت پرتراکم و پررفت‌وآمدِ شمال تهران، جایی هست که با گشودن یک درِ سبز، ناگهان وارد فضایی آرام و اصیل می‌شوی. نیاوران با کوچه‌باغ‌های قدیمی، دیوارهای پوشیده از پیچک و نسیمی که از کوه می‌وزد، بستر تولد فضایی شده که پل می‌زند میان سنت و نوآوری. موزه سرامیک «فرزانه»، نه‌فقط یک موزه، بلکه ترکیبی‌ست از کافه، فروشگاه آثار دست‌ساز و فضایی برای تجربه‌ زیستن با هنر؛ جایی برای لمس، تماشا، توقف و ارتباط دوباره با زیبایی‌هایی که گاه در زندگی شهری فراموش می‌شوند. دیوارهای موزه مزین به کاشی‌هایی با نقش‌ونگارهای ایرانی و طیفی از رنگ‌های زنده و طبیعی‌اند؛ از آبی لاجوردی گرفته تا فیروزه‎ای، سبز زیتونی و خاکی. رنگ‌هایی که فضا را به بومی زنده تبدیل کرده‌اند و پنجره‌ها، راهروها و حیاط را به روایتگر هنر ایرانی در زندگی امروز بدل می‌کنند. جایی که هر قطعه سرامیک، نه‌فقط تزئینی، بلکه بخشی از یک زیست معنادار است. اینجا نگاهی نو به سرامیک و سفال ارائه می‌شود و تأملی دوباره در رابطه‌ دیرینه‌ انسان با خاک، رنگ، فرم و عملکرد. «خاک، دست و اندیشه» در این فضا به‌هم پیوند می‌خورند تا دوباره به زندگی روزمره بازگردند و جای خود را در معماری، اشیای کاربردی و حس‌وحال خانه‌های امروزی پیدا کنند. موزه‌ای که به همت «لیلا فرزانه» و «حسین معمارپوری» و با مجوز وزارت میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در سال ۱۳۹۸ تأسیس شد، امروز به یکی از مقصدهای قابل‌توجه فرهنگی‌-هنری تهران تبدیل شده است؛ فضایی که به‌جای نمایش صرف آثار در پشت ویترین‌ها، آنها را در جریان زندگی به نمایش می‌گذارد، در فضا، در کاربرد و در ارتباط.

زلزله پنهان طبقه متوسط فقیر

نمی‌دانم تابه‌حال در میدان انقلاب دیده‌اید کسی با کت‌وشلوار مرتب و عینک فریم‌نازک، بساط دست‌فروشی کتاب یا ساز پهن کرده باشد و هم‌زمان تحلیل رمزارزها را چک کند؟ یا در کافه‌ای در مرکز شهر به فردی برخورده‌اید که ساعت‌ها درباره هنر مدرن حرف می‌زند، اما شب به آپارتمانی کوچک در حاشیه شهر بازمی‌گردد؟ این تصویرهای پراکنده، نشانه ظهور لایه‌ای اجتماعی‌اند که نه کاملاً «فقیر» به‌معنای سنتی آن است و نه «طبقه متوسط» به سبک کلاسیک؛ بلکه گروهی برزخی و سیال را شکل داده‌اند که جامعه‌شناسان از آن با عنوان «طبقه متوسط فقیر» یا شما بخوانیدش «طبقه متوسط تهی‌شده» یاد می‌کنند. این طبقه در دهه‌های اخیر به بازیگر خاموش اما مؤثر تحولات اجتماعی ایران بدل شده است؛ نیرویی که همچون زلزله‌ای زیرپوستی، فشارهای پنهان را در دل جامعه انباشته می‌کند و گاه در بزنگاه‌های تاریخی، خیابان‌ها را به لحظه اسپینوزایی (خیزش نهایی) درمی‌آورد.

شکاف میان سیاست و واقعیت

در سال‌های اخیر و در پاسخ به تنش‌های فزاینده منابع آبی، مسئولان تلاش کرده‌اند با تدوین الگوهای بهینه و اعمال سیاست‌های مدیریت تقاضا، مصرف آب را کنترل کنند. این تلاش‌ها به‌ویژه در کلانشهری مانند تهران که هم‌زمان با رشد جمعیت، توسعه شهری و محدودیت منابع روبه‌روست، اهمیت مضاعف یافته است. در همین راستا، براساس اعلام مسئولان آب‌وفاضلاب، سرانه مصرف مطلوب برای هر شهروند تهرانی حدود ۱۳۰ لیتر در روز در نظر گرفته شده و اقداماتی نظیر کاهش فشار، توزیع تجهیزات کاهنده مصرف و ارائه هشدارهای عمومی در دستورکار قرار گرفته است. بااین‌حال، فاصله‌ معناداری میان اهداف تعیین‌شده و واقعیت‌های روزمره مصرف در تهران وجود دارد؛ فاصله‌ای که درصورت بی‌توجهی، می‌تواند منجر به تضعیف اثربخشی سیاست‌ها و بی‌اعتمادی عمومی شود.

جنگیدن حتی در زمان صلح

«آنقدر برای به‌دست‌آوردن هر چیز ساده‌ای جنگیده بودم که حتی در میانه صلح هم عادت کرده بودم بجنگم و آدابِ ساده دیدن از یادم رفته بود.» اینها گفته «شیما مفید»، کنشگر محیط‌زیست و مدیر مجموعه ابرسین، است. نام ابرسین با حوزه تنوع‌زیستی و حیات‌وحش گره خورده است‌، هرچند در حوزه میراث‌فرهنگی هم کارنامه قابل‌قبولی دارد. در روزهایی که برگزاری نشست‌‌ها و جمع‌های محیط‌‌زیستی کمرنگ است و فضایی برای دورهمی‌های کارشناسان حیات‌وحش و حفاظتگران مهیا نیست، این مجموعه بناچار بار همه خلأها را به دوش می‌کشد. در گفت‌وگویی که با «شیما مفید» داشتم، پرسیدم چطور وارد وادی محیط‌زیست شد‌ و ابرسین را شکل داد و زن بودن چه محدودیت‌هایی پیش پایش گذاشت؟

دریاچه ارومیه؛ آینه اقلیمی ایران

یک فیلم، یک تایم‌لپس ماهواره‌ای و یا یک عکس نوستالژیک از سال‌های دور از ارومیه پرآب با کپشن «مرگ و نابودی»؛ روزی نیست که این تصاویر تن و روان ما را نلرزاند و آهی به افسوس نکشیم! نگین فیروزه‌ای شمال‌غرب این روزها به کما رفته و این‌بار فقط چند لکه آب کم‌عمق و قرمزرنگ در خود دارد و عملاً خشک شده است. هامون و گاوخونی و بختگان و جازموریان کم بود، دریاچه بزرگ و پهناور ارومیه که تا همین سی سال پیش با ۳۲ میلیارد مترمکعب اندوخته، پرآبی و پیشروی آب آن باعث زحمت و دردسر اهالی حاشیه آن می‌شد، الان به یک شوره‌زار بی‌انتها و وهمناک تبدیل شده است. مردمان حاشیه این دریاچه اکنون به سوگ این پهنه آبی که نمادی هویت‌مند برای آنها بود، نشسته‌‌اند و یک اضطراب جمعی از این سؤال بی‌پاسخ که سرنوشت این دریاچه چه خواهد شد، تمام شهرها و مردم حاشیه آن را در خود گرفته است.

«از خریدتراپی» تا پسماند صفر

«آیه حمداوی» زنی است که آگاهانه سبک زندگی پسماند صفر را انتخاب کرده و مسیر او هم از یک روند مصرف‌گرایی گذشته است. حمداوی معتقد است اگر ما بدانیم زباله‌ای که تولید می‌شود، هیچ دوری برای ریختن آن وجود ندارد و همه این دورها می‌تواند حاشیه زیست دیگری باشد؛ شاید طور دیگری مصرف می‌کردیم. انتخاب این شیوه از زندگی می‌تواند از عشق به زندگی و محیط‌زیست بیایید تا زمین جای بهتری برای فرزندان آینده باشد.

کاهش بیش از ۶۰ درصدی ارتباط انسان با طبیعت

در دو قرن گذشته اتفاق افتاد

نیروی پنهان برای نجات طبیعت