بایگانی مطالب برچسب: آتش‌سوزی

هزاران نخل سوخته آبادان بیمه نداشتند

آتش‌سوزی‌های سریالی در نخلستان‌های آبادان تنها در دو هفته گذشته بیش از ۲۴ هزار نفر نخل را خاکستر کرده است. بعد از این آتش‌سوزی گسترده در دهستان «منیوحی»، نخلستان‌های روستای «رمیله» برای ششمین بار گر گرفته است. هزاران نفر نخل در حالی طعمه آتش شده که پیگیری‌های «پیام ما» نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از نخلستان‌ها بیمه نبوده‌اند. سوختن نخل‌ها ادامه فاجعه‌ای است که با شور شدن آب و خشکیدگی کارون سرعت گرفت و حالا نخل‌داران هم سرمایه‌شان را از دست داده‌اند و هم در نبود بیمه، به قول مسئولان برای حل مشکلاتشان امیدی ندارند؛ چرا که آتش‌سوزی در سال‌های گذشته بارها نخل‌های آنها را سوزانده و کسی خسارت آنها را نپرداخته است. در این شرایط، در میان کوتاهی سازمان آب و برق و جهاد کشاورزی خوزستان در تأمین حقابه نخلستان‌ها و بی‌توجهی استانداری در استقرار آتش‌نشانی، وعده‌های مسئولان نیز برای جبران خسارت نخلداران در ابهام مانده است.

زاگرس در محاصره شعله و شعار

«مسئولان منابع‌طبیعی می‌دانستند؛ در مراسم‌های خاکسپاری و... هم شرکت کرده بودند. ترجیحشان این بود که خبری منتشر نشود و به گوش فعالان محیط‌زیست نرسد.» این گفته «بهمن ایزدی»، فعال محیط‌زیست استان فارس، درباره شهادت «کاووس مرادی»، عضو طایفه فارسیمدان است که در روزهای اول تیرماه در آتش‌سوزی منطقه «خان زنیان» جانش را از دست داد. به‌گفته ایزدی، متأسفانه ریشه‌های حریق‌های عمدی در زاگرس شناسایی نشده و در مقابل، مسئولان سازمان و ادارات کل منابع‌طبیعی خود را به کاشت یک میلیارد نهال سرگرم کرده‌اند. ایزدی این طرح را نابخردانه و ازبین‌برنده بخش دیگری از عرصه‌های زاگرس می‌داند: «اگر همین‌طور پیش برویم، زاگرس نابود می‌شود و در پاییز شاهد حریق‌های گسترده در هیرکانی نیز خواهیم بود.»

تا کی جوانانمان در آتش بسوزند؟

در کردستان عزای عمومی است. عزاداران سیاه‌پوش در روزهای گذشته سه شهید محیط‌زیست را بر دوش کشیده‌اند. آنها صبح دوشنبه «چیاکو یوسفی‌نژاد» را در روستایی در حسن‌آباد و عصر «خبات امینی» را در آرامستان بهشت محمدی سنندج به خاک سپردند، در کنار یار دیگر «حمید مرادی» که روز جمعه آرام گرفت. عزاداران آرام نبودند، غم‌زده و خشمگین بودند، گل‌هایی سرخ در دست داشتند و فریادی بر لب: «شه‌هید نامره» (شهید نمی‌میرد). آنها می‌پرسیدند چرا نیروهای مردمی باید در آتش بسوزند؟ چرا هر روز نقطه‌ای از جنگل‌های کردستان آتش می‌گیرد؟

داغ تازه ۳ جوان بر تن زاگرس

ما فقط با مشارکت مردم می‌توانیم از طبیعت حفاظت کنیم

سه جان عزیز برای خاموش کردن مراتع و جنگل‌های آبیدر از دست رفته‌اند. «حمید مرادی»، «چیاکو یوسف‌نژاد» و «خبات امینی»، هر سه داوطلبانی بودند که به دره‌های پارک جنگلی منطقه زدند و در شیب تند گرفتار دود و آتش شدند. در این شرایط که هر ماه نام عزیزی در فهرست کشته‌شدگان مقابله با آتش جنگل‌ها قرار می‌گیرد، سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری به‌عنوان یکی از ارکان حفاظتی، از عملکرد خود دفاع می‌کند و «ابراهیم پیرزادیان»، معاون سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری، در گفت‌و گو با «پیام ما» عنوان می‌کند که تمام نیروهای لشکری و کشوری برای مهار آتش باید پای کار بیایند. او در جواب نقدها به عملکرد سازمان می‌گوید: «قبل از اینکه آتش اتفاق بیفتد و در فصول امن‌تر، چندین رزمایش اطفای حریق برگزار کردیم و خواستیم همه دستگاه‌ها و مردم را پای کار بیاوریم. ما تلاش خودمان را کردیم.»

بازیگر هالیوود نبود، «عاشق» زاگرس بود

«می‌خواهم امروز چند کلمه از این صحبت کنیم که ما چرا می‌آییم تا آتش را خاموش کنیم؟ ما نه بازیگر‌ هالیوود و نه از بازیگران فیلم‌های هندی هستیم و نه بیکاریم. ما هم دوست داریم در کنار خانواده‌مان، سر کارمان، جلوی کولر بنشینیم.» وقتی «حمید مرادی» مدیر ۳۶ساله انجمن «شنه‌ی نه‌وژین» این جملات را می‌نوشت، آیا فکرش را می‌کرد روزی در حریق زاگرس کشته خواهد شد؟ فکرش را می‌کرد که پدرش بعد ازدست‌دادن یک‌دانه پسرش در بیمارستان کوثر سنندج تا مرز سکته قلبی می‌رود؟ می‌دانست مریم‌، نامزد جوانش به‌جای لباس عروسی،‌ سیاه می‌پوشد و صورتش را در مراسم خاکسپاری چنان خراش می‌دهد که خون از آن بیرون می‌زند. به‌نظر حمید مرادی آن پنجشنبه ظهر وقتی میان تف گرما و آتش به «آبیدر» می‌رفت، فکر می‌کرد «این خاک برای آینده‌مان باقی بماند، گندم و نخود در آن سبز شود، حتی خشخاش در آن سبز شود.»

فرزندان ایران در آتش بی‌تدبیری می‌سوزند

نخل‌ها فریاد می‌زدند

صلات ظهر، «شیخ» پشت بلندگوی حسینیه فریاد زد: «مردم! بیرون بیایید که نخل‌ها سوخت.» باد داغ در آتش دمید و شعله‌های وحشی، نخل‌به‌نخل و ده‌به‌ده پیش رفتند. زن‌ها دست بچه‌ها را گرفتند و از خانه‌ها بیرون دویدند و صدای شیون در سه روستای «منیوحی» پیچید. مردها با سطل و دیگ به نهر زدند، اما ظرف‌هایشان از گِل پر شد. عرق‌‌ریزان، گل را با اندک آب باقیمانده در نهر رقیق کردند و به ردیف نخل‌های سوخته رساندند. زور آتش بیشتر بود. ماشین‌های آتش‌نشانی دیر رسیدند. تا شب بیست هزار نفر نخل و چهار خانه مسکونی در «کوت‌شنوف»، «ابوشکر» و «ابوعقاب» سوخت و خرماهای شیرین، بر شاخ نخل، سیاه و تلخ شدند.