بایگانی مطالب برچسب: میراث طبیعی

امید یک زن جهان را دگرگون کرد

«بزرگ‌ترین میراث جین‌ گودال گسترش امیدواری در جامعه است». این گفته «عبدالحسین وهاب‌زاده»، اکولوژیست ۷۸ساله، است. وهاب‌زاده از برجسته‌ترین صاحب‌نظران ایرانی در حوزه محیط‌زیست است که با پایه‌گذاری مدارس طبیعت در ایران،‌ توجه به کودکان در امر حفاظت را برجسته کرد. با تلاش و پیگیری‌های او و شاگردانش این مدارس در شهرهای مختلف کشورمان شکل گرفتند؛ هرچند در ادامه، کارشان با مشکلات متعددی مواجه شد. او همچنین عضو کمیته آموزشی اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) است و کتاب‌های متعددی در حوزه محیط‌زیست،‌ بوم‌شناسی،‌ تکامل و… ترجمه کرده؛ «حق مادرزاد، انسان و طبیعت در دنیای امروز» نوشته «رابرت کلرت»، استاد بوم‌شناسی اجتماعی در دانشگاه ییل، یکی از این کتاب‌هاست. در این اثر،‌ ارتباط ما با طبیعت به عنوان بخشی از میراث زیست‌شناختی‌مان معرفی شده؛ نکته‌ای که وهاب‌زاده بارها آن را مطرح و در طول دهه‌ها پیگیری کرده است و جین گودال همواره بر آن تأکید داشت. وهاب‌زاده با سه واژه «شادمان»، «فعال» و «موفق» زندگی «جین گودال» را توصیف می‌کند و منشأ آن را چند عامل می‌داند؛ تجربه کودکی در طبیعت، مادر حمایتگر به‌جای کنترلگر، داشتن رؤیای کودکی و ارتباطش با «لوئیس لیکی»، دیرینه‌شناسی که به او و کارش اعتماد کرد. هرچند وهاب‌زاده ماهیت باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» را که گودال بنیانگذار آن بود، با «مدارس طبیعت» در ایران متفاوت می‌داند. در اولی برگزاری رویداد و برنامه در اولویت است و در مدارس طبیعت،‌ ارتباط کودکان با طبیعت بدون پرداختن به مقوله آموزش رسمی! «من هر روز از روز قبل امیدوارترم»؛ پاسخ محوری این اکولوژیست است به پرسش‌های چالشی همچون «آیا انجام فعالیت‌های کوچک می‌تواند در برابر سیل‌های ویرانگر اثرگذار باشد؟» و حتی این سؤال کلی که «در شرایط امروز جامعه ایران چقدر به آینده امیدوار است؟» در این گفت‌وگو او مفصل پاسخ این سؤال را می‌دهد: «آیا ایده مدارس طبیعت را از باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» گرفته و در آن تغییری داده؟»  

لاله‌زار زیر تیغ جویندگان طلا و مس

۲۰ روز پس از کوچ عشایر، بیل‌های مکانیکی و تجهیزات معدنی از دهنه راهبری وارد کوه‌های لاله‌زار شدند؛ بزرگ‌ترین چمن‌زار پیوسته جنوب‌شرق کشور که سال‌ها محلی‌ها و مسئولان منطقه‌ای از معرفی آن خودداری می‌کردند تا بکر باقی بماند. حالا آن چمن‌های سرسبز و بکر زیر ماشین‌آلات اکتشافی رفته‌اند و بخشی از منبع آب لاله‌زار، بردسیر و کرمان و زیباترین محدوده گردشگری استان، برای یافتن رگه‌های مس و طلا کاوش می‌شود. چرا در چنین محدوده بکر گردشگری پروانه اکتشاف صادر شده است؟ این گزارش برای پاسخ به این سؤال، مراتب را از محیط‌زیست، شرکت آب‌منطقه‌ای و سازمان صمت جویا شده است. سازمان صمت یک هفته است که پاسخگو نبوده، اما یک منبع آگاه فاش کرده که مجوز بدون استعلام منابع‌طبیعی و آب‌منطقه‌ای صادر شده است. مردم محلی و طبیعت‌گردان کارزاری علیه تخریب به راه انداخته‌اند تا شاید صدای اعتراض‌ها بتواند جلوی نابودی این میراث طبیعی و گردشگری استان کرمان را بگیرد.

تیر خلاص به گون‌های قیصری

برداشت غیرقانونی گزانگبین‌ها از منطقه حفاظت‌شده قیصری چهارمحال‌وبختیاری امسال یک مصدوم داشت. «احمد»، از عشایر منطقه که از مدت‌ها قبل برداشت‌کنندگان غیرمجاز را دیده بود، در چندمتری سیاه‌چادرشان با تهدید تعدادی از آنها که مسلح بودند، روبه‌رو شد: «تفنگ را روی شقیقه‌ام گذاشت و گفت چرا زاغ‌سیاه ما را چوب می‌زنی و خبر آمدن ما را به محیط‌زیست دادی؟» بعد هم او را کتک زدند و حالا پرونده شکایت او از این افراد از چهارمحال به ایذه منتقل شده است. برداشت گزانگبین در مناطق حفاظت‌شده قیصری چندسالی است که به معضلی برای منطقه بدل شده و نابودی اکوسیستم برای عشایر نگرانی بزرگ‌تری است. این درحالی‌است که براساس قراردادهای مخفیانه، رقم‌های بالایی برای برداشت گزانگبین پرداخت می‌شود و تعدادی از متخلفان در منطقه قیصری در حال حاضر مسلح هستند.

«تنگ دیل»، شاهد مرگ بلوط‌ها

«البرز زارعی» بعد از خاموش کردن آتش «خامی» در خردادماه سال ۹۹، به کوه دیل رفت. خودش تعریف کرده بود که «داخل دیواره‌ای گیر کردم. آتش از پایین زبانه کشید و آمد سمت من. هیچ راه فراری نداشتم. همانجا ماندم و سوختم.» او در دشت دیل سوخت، در میان بلوط‌ها و بادام‌ها. دو هفته جسم عفونت‌کرده‌اش در بیمارستان برای زنده ماندن تلاش کرد، اما نشد. او برای حفظ درختان تنگ دیل کهگیلویه‌وبویراحمد جانش را به آتش داد، همان جایی که حالا می‌خواهند با جاده‌سازی درختانش را نابود کنند و محلی‌هایش نام البرز از دهانشان نمی‌افتد: «البرز برای حفظ درختان اینجا جانش را داد، حیف!». این پوشش گیاهی متراکم بعد از تونلی است که برای روان شدن تردد بین گچساران تا روستای دیل و چرام کشیده شده، اما فعالان می‌گویند نیازی به عریض کردن جاده در خروجی تونل نیست؛ آن‌هم در منطقه حفاظت‌شده. بهانه فعلی اما ملی بودن این طرح است و حمایت نماینده مردم گچساران در مجلس بدون توجه به اثرات مخرب محیط‌زیستی و بی‌توجهی اداره‌کل محیط‌زیست استان به این تخریب، نگرانی‌ها را چندین برابر کرده است.

«سورت» رنگی اسرار کهن را فاش می‌کند

|پیام ما| چشمه‌های سورت در مازندران که با مناظر طبیعی منحصر‌به‌فرد و رنگ‌های چشم‌نواز و فرم پلکانی‌اش شناخته می‌شد، حالا قرار است صفحه جدیدی از تاریخ مازندران را ورق بزند و روایت استقرار بشر را در مجاورت این عارضه کم‌نظیر طبیعی نقل کند. به‌تازگی گروهی از باستان‌شناسان برای تعیین عرصه و حریم محوطه باستانی سورت در این منطقه مستقر شده‌اند و به شواهدی دست پیدا کرده‌اند. براساس گزارش پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری، بررسی‌های اولیه باستان‌شناسان نشان می‌دهد این محوطه در مسیر یکی از مهمترین گذرگاه‌های تاریخی در میان تمدن قوشه (شهر صددروازه، دامغان امروزی) و دشت گرگان قرار گرفته و شواهدی از توالی استقرارهای کهن را در خود جا داده است.

فرصت دیدن زندگی سبز ۲۵۰۰ساله

در قلب شهرستانک استان البرز، درخت ارس ۲۵۰۰ساله ایستاده است؛ شاهدی زنده بر تاریخ هزاران‌ساله طبیعت ایران که این روزها بیش از هر زمان دیگری توجه گردشگران و فعالان حوزه گردشگری را به خود جلب کرده است. بازدید راهنمایان گردشگری از این درخت کهن‌سال، بار دیگر اهمیت و ظرفیت‌های بکر کهن‌دار نگری، شاخه‌ای نوظهور از اکوتوریسم، را به چشم مسئولان و کارشناسان کشور آورد؛ حرکتی که می‌تواند ایران را به قطب جهانی طبیعت‌گردی و حفاظت از درختان چندهزارساله تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای‌که می‌توانیم شاهد توسعه گردشگری پایدار و مسئولانه توأم با حفاظت از این گنجینه‌های تاریخی زنده باشیم. «مصطفی خوشنویس»، کارشناس و پژوهشگر حوزه میراث طبیعی، به‌عنوان محقق کهن‌دار‌های ایران از اهمیت این درختان می‌گوید.

مادران حفاظتگر در منگنه انتظارات سنتی

«طفلک بچه‌ها که کنارت نیستند.» این جمله را «مهری بوجار» در بیش از ۱۰ سال فعالیت حفاظتی بسیار شنیده است. اوایل ناراحت می‌شد و سکوت می‌کرد، «حالا ترجیح می‌دهم سکوت نکنم و توضیح دهم که هیچ‌وقت تلاش نکردم بین «مادر بودن» و «فعال اجتماعی بودن» یکی را فدای دیگری کنم.» این پرنده‌نگر و حفاظتگر را در همان بدو ورودش به محیط‌زیست در همایش جنگل ابر در اوایل دهه ۹۰ دیدم،‌‌ او خیلی زود وارد حوزه کودکان و آموزش محیط‌زیست در مدارس شد و پس‌از‌آن سراغ تسهیلگری رفت. ساکنان روستاهای قلعه‌بالا، رضاآباد و احمد‌آباد که در حاشیه پارک ملی توران قرار گرفته‌اند، او را به‌خوبی می‌شناسند؛ همچنان‌که در کلاته‌خیج و مزج که در اطراف پناهگاه حیات‌وحش قرار دارند نیز نامی آشناست. او در این سال‌ها به حوزه پرنده‌نگری هم وارد شد و توانست مشاهده بیش از ۳۰۰ پرنده را در فهرست خود قرار دهد. علاوه‌بر اینها، او راهنمای گردشگری است و با جمعی از زنان قله‌های مختلفی را هم صعود کرده. در این سال‌ها برای آشنایی بیشتر «دنیا» و «رضا» دو فرزندش بارها آنها را به سفر برده‌اند؛ چه روستاهای حاشیه زیستگاه‌های حیات‌وحش و چه برنامه‌های پرنده‌نگری! در این گفت‌وگو از او پرسیدم چطور وارد این حوزه شد، تاکنون چه فعالیت‌هایی انجام داده و فعالیت مادران در حوزه محیط‌زیست و حیات‌وحش چقدر به رسمیت شناخته شده است.

هم‌سنگی میراث طبیعی با میراث فرهنگی