بایگانی مطالب برچسب: مدیریت آب

بهشت ایرانی جهنم می‌شود

در تاریخ ایران، باغ تنها فضایی برای آسایش یا تفریح نبوده؛ تصویری از نظم، عقلانیت و هماهنگی میان انسان و جهان است. باغ ایرانی تلاشی است برای بازآفرینی بهشت گمشده بر زمین؛ نظمی هندسی که در آن آب، گیاه، نور و بنا، استعاره‌ای از چهار عنصر خلقت‌اند. اما در روزگار ما، این میراث جهانی آرام‌آرام رنگ می‌بازد. شهرهای مدرن، با توسعه مهارنشدنی، ریشه باغ‌ها را می‌خشکانند و آنها را به تکه‌هایی از خاطره بدل می‌کنند. در اصفهان، که روزگاری به «شهر باغ‌ها» شهره بود، دیگر جز نامی از بسیاری از باغ‌های قاجاری و صفوی باقی نمانده است. در شیراز، باغ‌های تاریخی در سایه برج‌ها فرو رفته‌اند. در تهران، آخرین نفس‌های باغ‌های قاجاری شمیران میان ویلاهای لوکس و خیابان‌های آسفالته گم شده است. در این میان، پرسش اصلی آن است که چگونه میراثی که در سال ۲۰۱۱ با عنوان «باغ ایرانی» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، امروز تا این اندازه آسیب‌پذیر و بی‌دفاع مانده است؟

چالش آبی که می‌خوریم و آبی که می‌نوشیم

«چالش آبی که می‌خوریم و آبی که می‌نوشیم». اگرچه که آب را می‌نوشیم، ولی چگونه و طی چه فرایندی آب را می‌خوریم؟ پاسخ به این پرسش، مجموعه‌ای از تعاملات، رفتار و کنش‌های بی‌پایان انسان با مایع بی‌بدیل آب را نمایان می‌سازد. فارغ از اینکه بخواهیم در این مقال به همه عوامل خرد و کلان تولید چالش‌های آبی و محیط‌زیستی در ایران و یا جهان بپردازیم، شاید تعجب کنید که ریشه عمومی بسیاری از چالش‌های آبی ایران و تبعات خسارت‌بار آن شامل ضعف کمی و کیفی آب و کاهش ظرفیت ذخیره منابع آبی و نابودی مراتع ارزشمند، حذف فیزیکی عرصه‌های آبی، فرونشست، ریزگرد، مهاجرت‌های آبی و تنش‌های اجتماعی و امنیتی آب بر سر همین آبی است که می‌خوریم.

بحران بی‌بازگشت زیر پای ایران

روایت تازه‌ای از آب؛ بازاندیشی ارتباط با مردم

بحران آب در ایران بیش از آنکه مسئله‌ای مهندسی باشد، مسئله‌ای اجتماعی و فرهنگی است. جامعه‌شناسی تأکید دارد بدون تغییر در معنا و ارزش اجتماعی آب، هیچ اصلاح فنی و مدیریتی به نتیجه پایدار نمی‌رسد. بنابراین، ساخت «روایت جدید آب» ضرورتی حیاتی است؛ روایتی که با زبان مردم سخن بگوید و به‌جای نصیحت، از گفت‌وگو بهره برد.

مدیران «درگه‌سنگی» را خشک کردند

بحران آب، آینه‌ای برای سنجش واقع‌گرایانه مدیریت

آخرین فرصت نجات

بعد از پنج سال خشکسالی فراگیر در کشور حالا دیگر همه می‌دانند و باور دارند که آب یکی از مهم‌ترین مسائل کشور بود که با مجموعه‌ای بی‌توجهی‌های مدیریتی، خلأهای قانونی و به‌ویژه مصرف بی‌رویه به اصلی‌ترین بحران کشور تبدیل شد؛ بحرانی که حتی پایتخت را در وضعیت قرمز قرار داده است. انتقادها به عملکرد همه دستگاه‌های دخیل در مدیریت منابع کشور یک‌به‌یک از سوی کارشناسان ارائه می‌شود و هر یک در ساحتی تلاش در ارائه راه‌حل برای رفع یا کاهش این چالش دارند. چالشی که «عیسی بزرگ‌زاده»، سخنگوی صنعت آب کشور به «پیام‌ما» می‌گوید بخش قابل‌توجهی از آن از طرف دولت پذیرفته می‌شود، اما آنچه باید بیشتر از همه مورد توجه قرار گیرد، خلأهای قانونی و اعتباری است که دست کارگزاران آب را برای اقدامات مطلوب بسته است. او همچنین تأکید می‌کند برنامه هفتم پیشرفت با همه کاستی‌ها، آخرین فرصت برای بهبود شرایط آبی و زیست‌بوم ایران است. فرصتی که اگر از دست برود، قابل‌ جبران نیست. او بخش کشاورزی را نیازمند اصلاحات گسترده می‌داند تا بتواند پایداری را به اکوسیستم آبی ایران برگرداند. بزرگ‌زاده می‌گوید نه مردم و نه دولت، نه مجلس و نه کارشناسان نباید از فرصت برنامه هفتم برای اصلاح امور کوتاه بیایند.

خوزستان؛ سرزمین مهندسی آب

تالاب ما روزگاری ماهی داشت

چند روز قبل از آنکه صدای جنگنده‌ها در آسمان ایران شنیده و راه پهپادها به استان‌های مختلف باز شود، دختران و پسران دبستانی در کنار تالاب لاگون پارک ملی بوجاق به صف شدند و رو به تالابی که می‌خواهند روزهای پرآبی‌‌اش را ببینند، گفتند: «تالاب شهر ما زمانی آب داشت، روزی ماهی داشت، روزی پرنده‌ها می‌اومدن، روزی می‌شد قایق‌سواری کرد،روزی آدم‌ها شاد بودند، روزی تالاب زنده بود…». تالاب لاگون پارک ملی بوجاق بندر کیاشهر زیر پاهایشان قرار داشت، زیر پل چوبی بندری که تا سال‌های قبل به داشتن تالاب می‌بالید و بعدها تبدیل به فاضلاب شهری و نی‌ها شد. آنها روی زمینی خشک که نی‌ها جای آب را در آن گرفته‌اند، خواستار احیای تالاب شدند؛ تالابی که در دهه اخیر ساکنان کیاشهر هر روز شاهد کم‌جان‌ شدنش بودند. آنها با تشکیل زنجیره‌ای انسانی و امضای طوماری خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، در روزهایی که خبری از جنگ نبود، خواستند راهی برای زنده‌شدن تالاب پیدا کنند، راهی برای زندگی.

دیپلماسی ناکارآمد «عارفانه»

موضوع حضور در کرسی‌های تخصصی اجلاس‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، یکی از موارد مورد تأکید در دولت چهاردهم است. این‌بار نیز برای حضور در کنفرانس بین‌المللی حفاظت از یخچال‌های طبیعی به میزبانی تاجیکستان معاون اول رئیس‌جمهوری، «محمدرضا عارف»، رهسپار شد. حضوری که کارشناسان می‌گویند بیشتر یک فرصت‌سوزی برای ایران بود تا حضوری قاطع و پردستاورد. محمدرضا عارف در این اجلاس بدون هیچ پیشنهاد مشخصی از سوی ایران به‌نفع حفاظت از منابع آبی و یخچال‌های منطقه ظاهر شد و در متن سخنرانی تنها بر اهمیت حفظ یخچال‌ها و همکاری جهانی تأکید کرد. بیان مشکلات کشور در سال‌های تغییراقلیم و آخرین وضعیت یخچال‌ها به‌تبع افزایش دما، برای جلب کمک‌های فنی، علمی و مالی بین‌المللی از نکات مغفول‌مانده صحبت‌ها و دیدارهای عارف است که کارشناسان بر آن تأکید می‌کنند.

تیغ دولبه «بازچرخانی» آب

موضوع بازچرخانی آب طی چند سال اخیر به یکی از مهمترین عناوین سیاستگذاری در مدیریت منابع آب کشور تبدیل شده است. موضوعی که دولت برای گسترش آن حتی مجلس را نیز همراه کرد و این مبحث را به برنامه هفتم توسعه کشور نیز وارد کرد؛ به‌ویژه بخش صنعت و پس‌ازآن، کشاورزی در اولویت برنامه‌های وزارت نیرو برای استحصال آب از این منبع نامتعارف قرار گرفته است. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز به‌تازگی در گزارشی کارشناسی اجرای بی‌چون‌وچرای آن را زیر سؤال برده و مزایای بازچرخانی را مشروط به ملاحظات بی‌شماری اعلام کرده است. کارشناسان و صنایع اما با دولت تفاهم بیشتری دارند. به‌عقیده این گروه در مورد تأمین آب مورد نیاز صنایع، بازچرخانی نه یک پیشنهاد بلکه یک ضرورت است.

حبس «حبله‌رود»‌

کشاورزان دشت گرمسار و آرادان در استان سمنان به تأمین نشدن حقابه قانونی خود از «رودخانه حبله‌رود» و «سد نمرود» اعتراض کردند. اعتراضی که طی دو روز گذشته در قالب تجمع‌هایی آرام اتفاق افتاد. اقدامی که اگرچه برای چندین‌بار متوالی در سال‌های اخیر اتفاق می‌افتد، اما به نتیجه‌ای نمی‌رسد. کشاورزان این منطقه در گفت‌وگو با «پیام‌ما» مطالبه خود را بیان می‌کنند: «نظارت بر حبله‌رود و جلوگیری از برداشت‌های غیرمجاز توسط تانکر، پمپاژ، تصرف‌های غیرقانونی، به‌همراه آزادسازی حداقل ۴.۵ مترمکعب آب از سد نمرود برای آبیاری کافی مزارع گندم در دو نوبت.» غلات‌کاران این منطقه می‌گویند اردیبهشت حیاتی‌ترین فصل آبیاری محصولشان است که از قضای روزگار حبله‌رود هم در پرآب‌ترین شرایط قرار می‌گیرد، اما چیزی از حقابه نصیبشان نمی‌شود.