بایگانی مطالب برچسب: اکوتوریسم

چه نهادی ناجی «بوخو» جزیره قشم می‌شود؟

اظهارات شائبه‌برانگیز «احمد مرادی»، نماینده مردم مرکز استان هرمزگان در مجلس شورای اسلامی، در حاشیه سفر رئیس‌جمهور به بندرعباس (۱۰ مهر ۱۴۰۴) و در دفاع از یکی از بهره‌برداران طرح پرورش میگو که موجب تعرض و تخریب عرصه اثر ملی طبیعی «بوخو» جزیره قشم شده است، نمادی از قانون‌گریزی یک سیاستمدار در حوزه قانونگذاری نسبت به قوانین ملی است. این اقدام به‌دلیل تعارض با اصول توسعه پایدار و بی‌توجهی به جایگاه حقوقی و فرهنگی عرصه‌های میراثی، قابل‌نقد است.

زمین با دستان زنان نفس می‌کشد

در جهانی که هر روز، بحران‌های زیست‌محیطی عمیق‌تر می‌شوند، بسیاری از کنشگران محیط‌زیست می‌کوشند با ابزارهای علمی، آموزشی و قانونی جلوی تخریب منابع‌طبیعی را بگیرند. در این میان، اکوتوریسم به‌عنوان یکی از راهکارهای حفاظت از طبیعت، نقشی دوگانه دارد: از یک‌سو می‌تواند به پاسداری از محیط‌زیست کمک کند و از سوی دیگر -درصورت مدیریت نادرست- به تخریب آن بینجامد. کمبود نیروی حفاظتی، زیرساخت‌های ناکافی، نبود منابع مالی پایدار و همچنین، بی‌بهره ماندن جوامع بومی از منافع گردشگری، نیاز به مشارکت مردمی را در حفاظت از محیط‌زیست پررنگ‌تر کرده‌ است؛ مشارکتی که تنها با ارتقای آگاهی عمومی و جلب توجه به بهره‌برداری پایدار از منابع‌طبیعی امکان‌پذیر است. کمک به حفاظت از ارزش‌های بومی و توجه به میراث ناملموس، اهمیت ویژه‌ای در اکوتوریسم دارد. به همین دلیل، در گفت‌وگو با «افسانه احسانی»، مدرس اکوتوریسم و مدیر مؤسسه «آوای طبیعت پایدار» که راهی متفاوت را آزموده و از «هنر برای حفاظت» بهره برده، از تجربه‌اش در این زمینه پرسیدیم. از مفهومی که می‌خواهد میان زیبایی، خلاقیت و حس زندگی با حفاظت از طبیعت پیوند برقرار کند.

از گل‌کوچیک محله تا لیگ‌ برتر در حفاظت محیط‌زیست

«شرق مازندران»، گلوگاه مهاجرت شکاری‌ها

«سؤال بنیادی ما در شروع پروژه این بود که آیا گوشه جنوب‌شرق دریاچه کاسپین مسیر مهاجرت مناسبی برای پرندگان شکاری است یا خیر؟ و حالا پس از پنج سال شمارش پاییزه در قالب یک پروژه کاملاً داوطلبانه که تاکنون با حمایت‌های مردمی اجرا شده است، دانش تولیدشده نشان می‌دهد این منطقه نه‌تنها مسیر مهاجرت پرندگان شکاری است بلکه با توجه به تعداد عقاب‌های بزرگ عبوری از آن، به‌عنوان یکی از مهمترین و شاید مهمترین مسیر مهاجرت این پرندگان در اوراسیا و آفریقا محسوب می‌شود». این گفته «علی موسوی» از اعضای تیم اجرایی پروژه «شمارش شکاری‌ها در گلوگاه» است. رسیدن به این داده‌ها آسان نبوده، تیمی از داوطلبان در پنج سال گذشته برای روزها،‌ هفته‌ها و ماه‌ها از زمان طلوع تا غروب خورشید چشم به آسمان دوختند تا بفهمیم چه گونه‌هایی،‌ با چه جمعیتی از عرض‌های جغرافیایی بالا، خود را به ایران و گلوگاه می‌رسانند و از آنجا روانه جنوب می‌شوند. در گفت‌وگو با این اکولوژیست پرندگان، از او درباره روند تغییرات پروژه، بودجه و شاخص‌های انتخاب ایستگاه‌های جدید پرسیدیم.

پرندگان مهاجر همچنان قربانی!

از هفت‌خوان سفر تا فسنجانی بر سفره

پروانه‌ شکار برای حفاظت یا قلع‌وقمع؟

«من بشخصه مخالف شکارم. در عمرم هم شکار نکرده‌ام. اما به صرف مخالفت من، سه میلیون اسلحه شکاری در دست مردم ایران دود و شکار متوقف نمی‌شود؟ در مقوله مدیریت و حفاظت از حیات‌وحش ما با مسائل و پیچیدگی‌های زیادی روبه‌رو هستیم و با صرف مخالفت زبانی با یک فرایند نه‌تنها کار درست نمی‌شود، بلکه ممکن است نتیجه بیش از یک دهه تلاش‌، در عرض یک‌ هفته‌ از بین برود و نابود شود.» اینها صحبت‌های «طاهر قدیریان»، کارشناس حیات‌وحش، است. «افشین دانه‌کار»، استاد دانشگاه تهران، نیز قرق‌ها را ظرفیت بخش خصوصی در عرصه حفاظت می‌‌داند، همچنان که «حامد ابوالقاسمی»، حفاظتگر و دبیر انجمن حفاظتگاه‌های خصوصی حیات‌وحش، معتقد است نتیجه نادیده‌گرفتن ظرفیت مردمی و مخالفت با صدور پروانه شکار، قلع‌وقمع حیات‌وحش و افزایش تعارضات خواهد بود.

آزمون هم‌زیستی با خرس قهوه‌ای

|پیام ما| «جوان‌ترها، افراد باسواد کم‌تر و زن‌ها بیشتر از کشتن خرس‌ها حمایت می‌کردند، این در حالی است که کسانی با منبع درآمد جایگزین، کمتر با کشتن خرس‌ها موافق بودند.» «ریحانه راستگو»، «دانیال نیری»، «علیرضا محمدی»، «الیستر بث» و «محمدصادق فرهادی‌نیا» در شماره اخیر فصلنامه «People and Nature» مقاله‌ای با عنوان «چه کسانی حضور خرس را می‌پذیرند؟ بررسی شکاف میان دیدگاه مردم و میزان پذیرش کشتن خرس قهوه‌ای» منتشر کرده‌اند. در این مطالعه آنها با ۳۹۰ نفر از ساکنان ۲۶ روستا در استان گلستان مصاحبه کرده‌اند؛ منطقه‌ای که در آن زندگی مردم به کشاورزی و دامداری وابسته و تعارض با خرس‌های قهوه‌ای گره خورده است. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان پذیرش کشتن خرس‌ها در سناریوهای مختلف، از تعامل کم‌تنش تا تعامل پرتنش بوده است.

مسئولیت تاریخی برای نجات از فرونشست

|پیام ما| وزیر میراث‌فرهنگی و رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست در جلسه‌ای مشترک از تهدید فرونشست برای هویت ایران، پیوند ناگسستنی فرهنگ و محیط‌زیست و ضرورت حفاظت از سرزمین و تاریخ آن گفتند. آنها در هجدهمین نشست شورای راهبردی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از یک سو از برنامه گردشگری صحبت کردند و از سوی دیگر درباره گردشگری بی‌توجهی به محیط‌زیستی زنهار دادند. در این نشست، در حالی که «سیدرضا صالحی امیری»، وزیر میراث‌فرهنگی از برنامه‌هایی چون تغییر کاربری اراضی و بهره‌برداری از حریم رودخانه‌ها را از مشوق‌های اصلی دولت در حوزه گردشگری معرفی می‌کرد، «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست، درباره توسعه گردشگری بدون پیوست‌های محیط‌زیستی و آسیب جدی به اکوسیستم هشدار داد.

نجات قوچ‌‌های مارکوپولو با شکار قانونی

آیا برای حفاظت پایدار و مؤثر از یک گونه، زیستگاه یا اکوسیستم، باید منتظر عملکرد بی‌نقص تمام عناصر درگیر، از سیاستگذاری گرفته تا پایش و مشارکت جوامع، محلی بود؟ این پرسشی است که در دو سفر اخیرم به زیستگاه قوچ و میش مارکوپولو در کوه‌های پامیر شرقی در کشور تاجیکستان، بارها در ذهنم تکرار شد. سفرهایی که فراتر از یک مأموریت میدانی، به تلاشی برای درک پیچیدگی‌های واقعی حفاظت از طبیعت در بسترهای متنوع اجتماعی و اقتصادی تبدیل شدند.

رقص «گوران» روی موج‌های خلیج‌فارس

ریش‌سفیدها با آن دشداشه‌های پاکیزه که زیر آفتاب بهاری ساحل برق می‌زند، پا‌به‌پای جوانترها هر کدام یک گوشه کار را گرفته‌اند. انگار که یاد جوانی کنند و بخواهند خاطراتشان را از آیین به آب انداختن لنج زنده کنند. با رقص و موسیقی، نازکشان لنج را به‌سمت دریا می‌برند. ریش‌سفیدها به آخرین لنجی که ساخته شد و به دریا رفت فکر می‌کنند، چند سال پیش بود؟ کسی به خاطر دارد؟ جوان‌ها اما به اولین لنجی که به دریا می‌برند، به «گوران»، فکر می‌کنند، به آینده لنج‌سازی که شاید با همتشان امیدوارکننده باشد. ناخدای پیر خوشحال است و می‌رقصد، روی ساحل، روی لنج، در جمع هم‌سن و سالهایش، خود را به موسیقی سپرده، خوشحال است که عمرش قد داده تا دوباره ببیند به آب افتادن یک لنج دیگر را، آن دیگری سراغ بادبان رفته، یک نفر بر داریه می‌کوبد و یک نفر میان‌داری می‌کند. هر گوشه این اتفاق یک بخش از داستان بلند لنجی چوبی است که روانه دریا شده. لنج که شش هزار سال مرکب و امید معیشت و بخش مهمی از زندگی مردمان جنوب ایران بوده، حالا قرار است بار دیگر از «گوران» قشم، با نام «آرورا» و نمادی از «شاهین بحری» و «درختان حرا» بر پیشانی‌اش، با هزار امید مردم جنوب، خرامان بر تن خلیج‌فارس روان شود. آن تلاش عرق‌ریز بعدازظهر آخرین روز اردیبهشت در گوران، می‌گوید لنج ایرانی قرار است زنده بماند، تمام آدم‌هایی که آن را تا نقطه مد آب کشیدند این قرار را با خود گذاشته‌اند. حالا نخستین لنج گردشگری چوبی ایران راه‌اندازی شده هر چند بندری‌ها دردودل‌ها دارند آن‌ها از خرید ۵۰۰ لنج چوبی از شهرهای جنوبی ایران توسط قطر می‌گوید و اینکه آنها این ۵۰۰ لنج را بازسازی و در جام‌جهانی از آن بهره‌برداری کردند و ما نشستیم و تماشا کردیم.

جهنمِ تخیل در بهشتِ گیلان!

تغییر ریل مدیریت ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره

«ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره در کشور ما همچنان با همان شیوه‌ای مدیریت می‌شوند که سایر مناطق حفاظت‌شده اداره می‌شوند.» این گفته «حمید ظهرابی»، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست، در کارگاه «معیشت‌های جایگزین پایدار در ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره ایران» است. او علاوه‌بر شرح وضعیت فعلی، راه‌حلی را هم مطرح کرد: «پیشنهادم این است که ابتدا یک آیین‌نامه مشخص، مثلاً در سطح مصوبه دولت، برای مدیریت ذخیره‌گاه‌ها تهیه شود و یک کمیته ملی ساماندهی این مدیریت را به‌عهده بگیرد. پس‌از‌آن نیز می‌توان به‌سمت تدوین قوانین و مقررات اختصاصی در قالب یک لایحه برای تصویب در مجلس پیش رفت.»