ایران را نمی‌توان با چند روایت تاریخی شناخت





ایران را نمی‌توان با چند روایت تاریخی شناخت

20 مهر 1405، 21:05

 

اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن درباره حمله خشایارشا به آکروپولیس، بار دیگر بحث روایت تاریخ و استفاده سیاسی از گذشته را مطرح کرده است. روبیو با اشاره به آتش‌سوزی معابد و ویرانی آکروپولیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، از حمله سپاه هخامنشی به آتن سخن گفته است؛ روایتی که بدون پرداختن به زمینه‌های تاریخی منازعه ایران و یونان، تصویری یک‌سویه از گذشته ارائه می‌دهد.

مسئله تنها بازگویی یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه به چگونگی شناخت تمدن‌ها بازمی‌گردد. برخی کشورها را نمی‌توان صرفاً با مرزهای سیاسی امروز یا تاریخ شکل‌گیری دولت مدرن شناخت. ایران، چین و هند از جمله سرزمین‌هایی هستند که برای درک جایگاهشان باید به پیشینه تاریخی و تداوم فرهنگی آن‌ها توجه کرد. نام ایران در متون کهن، از جمله اوستا، نیز آمده است و نشان می‌دهد که هویت این سرزمین ریشه‌هایی فراتر از تحولات سیاسی معاصر دارد.

تکرار اظهاراتی از این دست از سوی مقام‌های آمریکایی، این پرسش را مطرح می‌کند که تاریخ تمدن‌های جهان تا چه اندازه در شکل‌گیری نگاه تصمیم‌گیران این کشور نقش دارد. البته نمی‌توان درباره دانش تاریخی همه مقام‌های آمریکایی حکمی یکسان صادر کرد، اما انتظار می‌رود کسانی که در جایگاه تصمیم‌گیری قرار دارند، پیش از اظهارنظر درباره تمدن‌های دیگر، زمینه‌های تاریخی رویدادها را به‌درستی بشناسند.

تفاوت تجربه تاریخی کشورها نیز در این میان اهمیت دارد. برخی دولت‌های معاصر در نتیجه تحولات سیاسی چند قرن اخیر و تصمیم‌های قدرت‌های خارجی شکل گرفته‌اند؛ اما شناخت کشورهایی مانند ایران را نمی‌توان به مرزهای کنونی یا ساختار سیاسی آن‌ها محدود کرد. ایران در طول تاریخ با تغییر حکومت‌ها، دگرگونی مرزها و فرازونشیب‌های فراوان روبه‌رو بوده، اما تداوم جغرافیایی، فرهنگی و هویتی آن همچنان در حافظه تاریخی مردم حضور دارد.

این تداوم به معنای ثابت ماندن مرزهای ایران در طول قرن‌ها نیست. ایران بخش‌هایی از قلمرو تاریخی خود را از دست داده و بارها تحت فشار قدرت‌های خارجی قرار گرفته است. روسیه و بریتانیا در دوره‌های مختلف برای گسترش نفوذ خود در ایران مداخله کردند، اما این سرزمین به‌عنوان یک واحد تاریخی و فرهنگی به حیات خود ادامه داد. بنابراین، تحلیل ایران بدون توجه به موقعیت جغرافیایی و پیوندهای هویتی آن، تصویری ناقص به دست می‌دهد.

همین مسئله در ارزیابی تهدیدهای امروز نیز اهمیت دارد. فشارهای خارجی می‌توانند خسارت‌های جدی به کشور وارد کنند، اما نمی‌توان ایران را با معیارهایی سنجید که برای سرزمین‌هایی با تجربه تاریخی متفاوت به کار می‌روند. شناخت ظرفیت‌ها و محدودیت‌های ایران مستلزم توجه هم‌زمان به جغرافیا، تاریخ، فرهنگ و شرایط سیاسی و اجتماعی آن است.

با این حال، تاریخ نباید به ابزاری برای کینه‌ورزی میان ملت‌ها تبدیل شود. اگر قرار باشد مناسبات امروز کشورها بر اساس تمام منازعات گذشته تعریف شود، هیچ کشوری از پاسخ‌گویی درباره تاریخ خود مصون نخواهد ماند. ملت‌های آفریقایی و مردم ویتنام، برای نمونه، تجربه‌های تلخی از استعمار و مداخلات نظامی قدرت‌های خارجی، از جمله آمریکا، داشته‌اند. اما یادآوری این فجایع نباید به معنای ضرورت تسویه‌حساب دائمی میان ملت‌ها باشد. شناخت گذشته و مطالبه پاسخ‌گویی تاریخی با بازتولید دشمنی تفاوت دارد.

از همین منظر، روایت روبیو از حمله خشایارشا به آتن نیز باید در بستر تاریخی آن بررسی شود. حدود دو دهه پیش از این لشکرکشی، یونانیان در جریان شورش ایونی به سارد، یکی از مراکز مهم امپراتوری هخامنشی، حمله کردند و بخش‌هایی از آن را به آتش کشیدند. این واقعه یکی از زمینه‌های منازعه بعدی میان ایران و یونان بود. البته اشاره به این رویداد به معنای توجیه تخریب آکروپولیس نیست؛ همان‌طور که نمی‌توان اقدامات ایرانیان را جدا از زمینه تاریخی بررسی کرد، نباید رویدادهای پیشین را نیز از روایت حذف کرد. تاریخ‌نگاری دقیق، به‌جای تبرئه یک طرف و محکوم کردن طرف دیگر، مجموعه رویدادها و زمینه‌های آن‌ها را بررسی می‌کند.

جایگاه ایران در جهان نیز تنها با جنگ‌ها و منازعات نظامی تعریف نمی‌شود. فرهنگ ایرانی در عرصه‌هایی مانند ادبیات، هنر، معماری و صنایع‌دستی از مرزهای سیاسی فراتر رفته است. گسترش زبان و ادبیات فارسی و حضور هنرهایی مانند فرش ایرانی در کشورهای مختلف، نمونه‌هایی از این تأثیرگذاری‌اند. حتی در شرایط تنش سیاسی میان ایران و آمریکا، آثار و محصولات فرهنگی ایرانی همچنان می‌توانند زمینه ارتباط میان دو جامعه را فراهم کنند.

این میراث فرهنگی به معنای آن نیست که تاریخ ایران عاری از جنگ و خشونت بوده است؛ بلکه نشان می‌دهد که شناخت یک تمدن باید ابعاد گوناگون آن را دربرگیرد. همان‌گونه که نمی‌توان تاریخ ایران را به لشکرکشی‌های هخامنشیان محدود کرد، نمی‌توان تاریخ آمریکا و دیگر قدرت‌های غربی را نیز بدون توجه به استعمار و مداخلات نظامی آن‌ها بررسی کرد.

مقام‌های سیاسی برای اظهارنظر درباره تمدن‌های کهن باید به پژوهش‌های تاریخی و نظر متخصصان این حوزه رجوع کنند. تاریخ با روایت چند واقعه یا انتخاب بخش‌هایی از گذشته که با اهداف سیاسی امروز سازگارند، فهمیده نمی‌شود. ایران را باید با در نظر گرفتن تداوم تاریخی، جغرافیا و فرهنگ آن شناخت؛ نه با روایتی گزینشی از جنگ‌های گذشته. تاریخ زمانی به شناخت متقابل ملت‌ها کمک می‌کند که به‌جای توجیه دشمنی‌های امروز، زمینه فهم دقیق‌تر گذشته را فراهم آورد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *