در پاسخ به یادداشت «نگاهی به چرایی خشکیدن کاج‌های چیتگر» که در روزنامه «پیام ما» منتشر شد

درختکاری‌های چیتگر و ارزیابی ناشیانه کنشگران اجتماعی





درختکاری‌های چیتگر و ارزیابی ناشیانه کنشگران اجتماعی

20 مهر 1405، 20:11

گویا جنگلبانان دهه چهل فراموش کرده بودند روح تنوع زیستی را به درختکاری‌های اراضی چیتگر بدمند! تا درختکاری چیتگر از نگاه تک‌بعدیِ درخت‌محور به نگاه اکولوژیک ارتقا یابد و نظر یک کارشناس خاک‌شناسی به خدماتی که آن‌ها از خود به یادگار گذاشتند جلب شود و او قدردان چنین خدماتی باشد.

با وصفی که کنشگر اجتماعیِ متخصص، دارایی زیستیِ تملکیِ سرمایه‌ای تولیدشده و به‌میراث‌مانده، حاصل از تلاش‌های پنج دهه قبل جنگلبانان را می‌بیند و تا این حد نسبت به این خدمات در مباحث اجتماعی بی‌مهری می‌کند، از شهردار پایتخت کشور چه انتظاری می‌توان داشت که برای بهبود سرانه سبز شهروندان، نسبت به گسترش فضای سبز شهری در دامنه جنوبی البرز متعهد و پایبند بماند؟

جنس فعالیت‌های شهرداری متفاوت از فعالیت‌های جنگلداری است؛ همچنان‌که جنس فعالیت‌های جنگلبانی متفاوت از جنس فعالیت‌های شهرداری است. متأسفانه هیچ کنشگری به کشمکش‌های تصرف و مالکیت اراضی در دهه چهل «مشمول ملی‌شدن ـ مشمول اصلاحات ارضی ـ مشمول اراضی موات شهری» توجه ندارد و در نتیجه چنین بی‌توجهی‌ای، هر سخنی را به‌عنوان یک نظر کارشناسی رسانه‌ای می‌کند.

بسیار تأسف‌بار است که هیچ کارشناسی از مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها درباره انتخاب گونه پینوس الداریکا، که مخصوصاً در منابع به کاج تهران موسوم شده است، دفاع نمی‌کند؛ درحالی‌که توسعه کشت آن در گسترش فضای سبز بر روی خاک‌های عمیق در ناحیه رویشی ایرانی‌ـ‌ترانی و نیمه‌مدیترانه‌ای، نتیجه تحقیقات حاصل از باغ‌های تحقیقاتی است.

درختکاری چیتگر! پارک جنگلی چیتگر! دریاچه چیتگر! هر یک اطلاعات سجلی دارند و درباره خشکیدگی درختان اراضی چیتگر نمی‌توان بدون توجه به اطلاعات سجلی نوشت که هر یک مراحل تولدی دارند.

درختکاری‌های چیتگر در قالب انجام تکالیف احیایی و گسترش فضای سبز در کشور ایجاد شد و جنگلبانان با اعمال مقررات قانون ملی‌شدن جنگل‌ها و مراتع، در حد ابزار و امکانات در دسترس و در نتیجه تلاش دو دهه «۴۰ و ۵۰»، درختکاری و مراقبت و نگهداری این خدمات را در شهری مانند تهران، در مساحت ۱۵۰۰ هکتار، از خود به یادگار به‌جا گذاشته‌اند.

اما تهیه طرح پارک جنگلی چیتگر در نتیجه گسترش محدوده شهری و فشار اجتماعی از دهه ۷۰ آغاز شد؛ درحالی‌که براساس قانون حفظ و گسترش فضای سبز شهری، یک تداخل وظیفه بود که قانون‌گذار، بدون توجه و تأمل به ملی‌بودن اراضی چیتگر، به مدیریت منابع ملی و ثروت‌های عمومی جامعه تحمیل کرد. نتیجه چنین تداخل وظیفه‌ای، که با اجرای قانون زمین شهری و اجرای قوانین برنامه پنج‌ساله ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد، این بود که پارک جنگلی چیتگر به شهرداری واگذار شد و در آن تأسیسات متفاوتی بدون پرداخت بهره مالکانه ایجاد شد.

به دریاچه چیتگر، که در ضلع شمالی این اراضی و بخشی از پارک چیتگر قرار دارد، نیم‌نگاهی بیندازید؛ احداث آن از سال ۱۳۹۰ شروع شد و با آبگیری متولد شد. درباره دریاچه چیتگر می‌گویند: «دریاچه چیتگر با مساحتی حدود ۱۳۰ هکتار، بزرگ‌ترین دریاچه مصنوعی ایران است. عمق دریاچه چیتگر در کناره‌ها بین ۱.۵ تا ۲ متر است، اما در قسمت‌های مرکزی به ۹.۵ متر می‌رسد.»

یک کارشناس خاک‌شناسی پرسیده است: «آیا «جنگل‌سازی»، آن‌هم در این سطح گسترده در تپه‌ماهورهای غرب تهران که امروز بوستان جنگلی چیتگر نامیده می‌شود، کار درست و آمایش‌شده‌ای بود؟» و در پاسخ می‌نویسد:

«یکی از چالش‌های وارده بر سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری وقت که اقدام به تأسیس این پارک جنگلی کرده، بی‌توجهی به مهم‌ترین رکن سازنده این بوم‌سازگان دست‌ساز، یعنی ویژگی‌های «خاک» است.

آیا پیش از اقدام به ایجاد این بوستان نزدیک به هزار هکتاری، مطالعات فنی خاک‌شناسی درباره آن انجام شده بود؟ پاسخ این است که نمی‌دانیم!»

ایشان وظیفه دارد بگوید با وصفی که اولین دوره کارشناسی ارشد خاک‌شناسی در سال ۱۳۴۵ در این کشور راه‌اندازی شد، چرا متخصصین این رشته تخصصی در کنترل فرسایش خاک تا این حد ناتوان هستند و در مورد کنترل آلودگی خاک، دستگاه‌های دیگری عهده‌دار مسئولیت هستند و هیچ عملکرد قابل دفاعی ندارند. آن‌ها کجا املا نوشته‌اند تا جنگلبانان بتوانند مشاهده و املای آن‌ها را تصحیح کنند!

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *