افزایش دما و تغییر الگوی بارش، شرایط زیست گونه‌های ایران را تغییر می‌دهد

زیستگاه‌ها زیر فشار تغییراقلیم





زیستگاه‌ها زیر فشار تغییراقلیم

13 مهر 1405، 22:48

تغییر اقلیم با جابه‌جایی مرز زیستگاه‌ها و تغییر شرایط زیست گونه‌ها، حفاظت از تنوع زیستی ایران را با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو کرده است. درحالی‌که ایران متعهد شده تا سال ۲۰۳۰ دست‌کم ۳۰ درصد از خشکی‌ها و پهنه‌های آبی خود را به‌طور مؤثر حفاظت کند، مناطق تحت مدیریت فعلی حدود ۱۲ درصد از مساحت کشور را پوشش می‌دهند. در چنین شرایطی، حفاظت از زیستگاه‌ها به راهبردهایی فراتر از الگوی سنتی مناطق حفاظت‌شده و هماهنگی بیشتر میان نهادهای مسئول نیاز دارد.

بررسی اخبار حوزه محیط‌زیست ایران و جمع‌بندی داده‌های دریافتی، یک جمله را به ذهن متبادر می‌کند: «ایران سرزمینی است که زیستگاه‌هایش یکی‌یکی خالی می‌شوند.» زیستگاه به مجموعه شرایط محیط‌زیستی اطلاق می‌شود که بقا و تولیدمثل یک گونه یا تراکم جمعیت گونه‌ها به آن بستگی دارد.

در ایران، به‌دلیل موقعیت زیست‌جغرافیایی و تنوع زیستی، زیستگاه تلفیقی از ویژگی‌های اقلیمی، توپوگرافی (عارضه‌نگاری)، منابع آبی و پوشش‌های گیاهی است که طی سده‌های متوالی شکل گرفته‌اند. این سرزمین به‌لطف تلاقی سه ناحیه زیست‌جغرافیایی جهان، زیستگاه‌های وسیعی دارد که به‌ندرت در سایر نقاط کره زمین یافت می‌شوند.

بر مبنای معیارهای مختلف و مبتنی بر ویژگی‌های متکی بر زیست‌بوم، که بیشتر برای تحلیل مسائل مرتبط با تغییراقلیم و سیاست‌گذاری‌های حفاظتی مدنظر هستند، زیستگاه‌های ایران شامل زیستگاه‌های جنگلی و بیشه‌ای (مانند جنگل‌های هیرکانی و جنگل‌های بلوط زاگرس)، زیستگاه‌های کوهستانی و مرتفع (مانند ارتفاعات البرز و زاگرس)، زیستگاه‌های بیابانی و نیمه‌بیابانی (مانند فلات مرکزی و حاشیه کویرها)، زیستگاه‌های تالابی و آبی و زیستگاه‌های ساحلی و دریایی هستند.

 

تغییراقلیم با زیستگاه‌های ایران چه می‌کند؟

 

تغییراقلیم، به‌عنوان پدیده‌ای غیرقابل‌انکار و اجتناب‌ناپذیر، همه انواع فضاهای زیستگاهی ایران را به انحای مختلف تحت‌تأثیر قرار داده و به‌عبارتی بازآرایی می‌کند.

به‌طور کلی، تغییراقلیم الگوهای باد و بارش را تغییر می‌دهد و مرز زیستگاه‌ها را جابه‌جا می‌کند؛ به‌نحوی‌که در موارد قابل‌توجهی، در صورت نبود اقدامات حفاظتی فوری، انقراض‌های محلی پیش‌بینی می‌شود.

به‌طور خلاصه، زیستگاه‌های جنگلی و بیشه‌ای با تنوع گونه‌ای بالا و وابستگی زیاد به رطوبت، در معرض تهدیدهای ناشی از تغییرات بارش و افزایش دما قرار می‌گیرند. زیستگاه‌های کوهستانی که به‌دلیل شیب دمایی به تغییراقلیم به‌شدت حساس هستند، با تهدید انقراض گونه‌های گیاهی در بلندمدت، به‌سبب افزایش تبخیر و تنش خشکی مواجه‌اند. از سوی دیگر، آستانه تحمل گونه‌های زیستگاه‌های فلات مرکزی که وسعت قابل‌توجهی دارند و با شرایط خشک سازگار شده‌اند، با افزایش دما و کاهش بارش جابه‌جا می‌شود.

همچنین، زیستگاه‌های تالابی ایران با تنوع کم‌نظیر و وابسته به رژیم آبی، در صورت مدیریت ناپایدار آب، قربانیان اصلی تغییراقلیم خواهند بود و زیستگاه‌های ساحلی و دریایی نیز با چالش‌های خاصی مانند شوری بالا مواجه خواهند شد.

 

زیستگاه‌ها نیازمند پیوند دوباره

 

درباره هرکدام از آثار و پیامدهای تغییراقلیم بر زیستگاه‌های مختلف ایران، می‌توان به‌صورت موردی جزئیاتی را مطرح کرد و با نظر متخصصان، راهکارهایی را ارائه داد. راهبردهای مدنظر را می‌توان به راهبردهای زیستگاهی و مبتنی بر زیست‌بوم، راهبردهای گونه‌ای و همین‌طور راهبردهای سیاستی و نهادی تقسیم کرد.

بر اساس تجربه‌های موفق، در راهبردهای زیستگاهی باید رویکرد حفاظتی از حفظ وضع موجود به‌سمت مدیریت پویا و سازگار با توسعه پایدار تغییر کند. برای مثال، در برخی موارد میدانی و در سناریوهای بدبینانه، توصیه می‌شود به‌صورت تخصصی بین زیستگاه‌ها اتصالی ایجاد شود تا گونه‌ها امکان جابه‌جایی داشته باشند. در زمینه مدیریت سازگار با اقلیم در تالاب‌ها، نمونه ایرانی پروژه حفاظت از تالاب‌ها نشان می‌دهد که کاهش ۳۰ درصدی مصرف آب کشاورزی و بازتخصیص آب صرفه‌جویی‌شده به حقابه تالاب، در مناطق پایلوت به احیای بخشی از تالاب‌ها منجر شده است.

 

مناقشه انتقال گونه‌ها به زیستگاه جدید

 

در راهبردهای گونه‌ای، مسائلی مانند جابه‌جایی‌های یاری‌شده و ایجاد بانک ژن‌ها و، به‌عبارتی، حفاظت خارج از زیستگاه‌ها، تضمین نهایی بقای گونه‌های در معرض انقراض است.

جابه‌جایی یاری‌شده، راهبرد حفاظتی بحث‌برانگیزی است که در آن انسان‌ها به‌طور عامدانه گونه‌ها را به مناطقی خارج از محدوده تاریخی خود انتقال می‌دهند تا از انقراض ناشی از تغییراقلیم جلوگیری کنند یا دست‌کم روند انقراض را به تعویق بیندازند و برخی گونه‌ها را نجات دهند. این اقدام برای حفاظت از چرخه حیات انجام می‌شود. بعضی کارشناسان این روش را برای حفاظت از گونه‌هایی ضروری می‌دانند که خودشان نمی‌توانند برای بقای خود به‌طور طبیعی جابه‌جا شوند یا با شرایط جدید سازگار شوند. این ناتوانی در سازگاری ممکن است ناشی از وجود موانع جغرافیایی مانند کوه، شهر و جاده و… یا سرعت بالای پیشروی تغییراقلیم در یک منطقه باشد.

برای مثال، در پی جابه‌جایی محدوده زیستگاهی گونه‌ها بر اثر تغییراقلیم، گونه‌های کوهستانی باید به ارتفاعات بالاتر بروند و گونه‌های شمالی به عرض‌های جغرافیایی بالاتر مهاجرت کنند. اما موانع فیزیکی مانند زمین‌های کشاورزی و جاده‌ها می‌توانند مسیر جابه‌جایی آن‌ها را مسدود کنند و امکان حرکت را از گونه‌ها بگیرند. از سوی دیگر، گاهی سرعت تغییر از توان پراکندگی طبیعی گونه‌ها بیشتر است؛ برای مثال، درختان بلوط سرعت پراکندگی بسیار کندی دارند و نمی‌توانند به همان سرعتی که شرایط اقلیمی تغییر می‌کند، محدوده زیستگاهی خود را جابه‌جا کنند.

با این حال، جابه‌جایی یاری‌شده با اصل بنیادین عدم مداخله در حفاظت تعارض دارد و به همین دلیل مخالفانش بسیارند. مخالفان این رویکرد معمولاً بر دلایلی چون تهاجمی‌شدن گونه‌ها، انتقال بیماری و آفت، هیبریداسیون یا آمیزش با گونه‌های خویشاوند در زیستگاه مقصد و در نتیجه تهدید هویت ژنتیکی گونه و همچنین شکست در استقرار تأکید می‌کنند. از همین رو، جابه‌جایی یاری‌شده معمولاً آخرین گزینه در نظر گرفته می‌شود.

اما به‌طور کلی، راه‌حل‌های فنی بدون چارچوب سیاستی پایدار نمی‌مانند و اینجاست که راهبردهای سیاستی و نهادی اهمیت پیدا می‌کنند. در طراحی و اجرای این راهبردها، مسائلی مانند برنامه‌ریزی اقلیمی هوشمند، پیوند با کنوانسیون‌های بین‌المللی و مدیریت سازگار موردتوجه قرار می‌گیرند.

 

فاصله ایران با تعهد ۳۰ درصدی

 

راهبردهای سیاستی و نهادی، زمینه را برای شکل‌گیری تعهدات بین‌المللی و در پی آن، دسترسی به منابع مالی و تقویت جایگاه کشور در همکاری‌های بین‌المللی فراهم می‌کنند.

ایران عضو کنوانسیون تنوع زیستی است و متعهد شده تا سال ۲۰۳۰ حداقل ۳۰ درصد از خشکی‌ها، آب‌های داخلی، پهنه‌های ساحلی و دریایی خود را به‌شکل مؤثر حفاظت و مدیریت کند. اما بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، مناطق تحت مدیریت فعلی تنها حدود ۱۲ درصد از مساحت کشور را پوشش می‌دهند و هدف ۱۷ درصدی قبلی نیز هنوز محقق نشده است. این در حالی است که ایران دستاوردهای دیپلماتیکی مانند میزبانی دبیرخانه رامسر و ثبت هفت تالاب در فهرست مونترو را داشته است و در پروژه‌هایی مانند حفاظت از میش‌مرغ از هر سه راهبرد یادشده استفاده کرده است.

با این اوصاف، شاید بتوان ناتوانی ایران در پایبندی به این تعهد را در تعارضات قانونی و بین‌دستگاهی و شکاف ظرفیت سازگاری جست‌وجو کرد؛ انتقال مرجعیت کنوانسیون تنوع زیستی از سازمان حفاظت محیط‌زیست به وزارت جهاد کشاورزی در سال ۱۳۹۷ و البته بازگشت آن به سازمان حفاظت محیط‌زیست در دولت چهاردهم، نمونه‌ای از این تعارضات است. شکاف ظرفیت سازگاری نیز به فاصله میان توانایی‌های بالفعل نهادها و توانایی‌های موردنیاز برای اجرای مؤثر سیاست‌ها اشاره دارد.

 

رویکرد سنتی حفاظت دیگر کارساز نیست

 

زیستگاه‌های ایران، در تلاقی سه ناحیه زیست‌جغرافیایی و تحت فشار تغییراقلیم و دیگر معضلات محیط‌زیستی، در وضعیتی قرار دارند که دیگر نمی‌توان آن‌ها را با رویکرد سنتی حفاظت مدیریت کرد. تجربه‌های موفق جهانی نشان می‌دهند که حرکت به‌سمت سازگاری تحول‌آفرین می‌تواند پاسخی مؤثر به این شرایط باشد. پذیرفتن این واقعیت که برخی زیستگاه‌ها دیگر به وضعیت گذشته بازنمی‌گردند و طراحی راهبردهای نوین بر پایه پایش پیوسته، ادغام داده‌های اقلیمی در تصمیم‌گیری و تخصیص پایدار منابع، منطقی‌تر به نظر می‌رسد. تحقق اهداف محیط‌زیستی درج‌شده در کنوانسیون‌هایی که ایران در آن‌ها عضویت دارد نیز صرفاً از طریق مناطق حفاظت‌شده رسمی امکان‌پذیر نیست.

ایران می‌تواند با اتکا بر سایر اقدامات حفاظتی مؤثر مبتنی بر منطقه، اراضی عشایری، قرق‌های اختصاصی و مناطق حفاظت‌شده مشارکتی را بدون نیاز به گسترش بروکراتیک مناطق چهارگانه به رسمیت بشناسد.

ایران از این مسیر می‌تواند تا حدی شکاف ظرفیت نهادی را جبران کند و حفاظت را با معیشت جوامع محلی پیوند بزند. تنوع زیستگاهی کم‌نظیر و تجربه‌های موفق مشارکتی، مانند پروژه حفاظت از تالاب‌ها و پروژه میش‌مرغ، این ظرفیت را برای ایران ایجاد کرده است که با اراده سیاسی و تأمین منابع پایدار، به الگویی قابل‌توجه در حفاظت تبدیل شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *