تازه‌ترین برآورد فائو از تخریب بیش از ۴۶۰ میلیون هکتار جنگل در جهان

وقت احیای جنگل‌هاست

سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد: حفاظت از جنگل‌ها باید با احیای سرزمین‌های تخریب‌شده همراه شود





وقت احیای جنگل‌هاست

7 مهر 1405، 23:01

گزارش تازه «وضعیت جنگل‌های جهان ۲۰۲۶» (SOFO 2026) سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (FAO) با عنوان «بازسازی جنگل‌ها و سرزمین‌ها؛ راه پیش‌رو برای آینده‌ای پایدار» در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۶ برابر با ۶ مهر ۱۴۰۵ منتشر شد. این گزارش، بازسازی جنگل‌ها و سرزمین‌های تخریب‌شده را یکی از راهکارهای مهم برای مقابله هم‌زمان با تغییر اقلیم، کاهش تنوع زیستی، تخریب سرزمین و ناامنی غذایی می‌داند. فائو از سوی دیگر، نگاهی گسترده‌تر و نظام‌مند به سرزمین، کشاورزی، معیشت مردم، امنیت غذایی، تنوع زیستی، آب‌وخاک و آینده توسعه پایدار دارد. حفاظت از جنگل‌های باقی‌مانده را ضروری می‌داند، اما تأکید می‌کند که در بسیاری از مناطق جهان، دیگر حفاظت به‌تنهایی پاسخ‌گو نیست و باید برای بازگرداندن کارکردهای اکولوژیک سرزمین‌های تخریب‌شده اقدام کرد.

بر اساس گزارش فائو، بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵ حدود ۴۸۹ میلیون هکتار از جنگل‌های جهان در نتیجه جنگل‌زدایی از دست رفته است. در همین حال، بیش از ۴۶۰ میلیون هکتار از جنگل‌های جهان تخریب‌شده برآورد می‌شود. مجموع زمین‌های تخریب‌شده نیز حدود ۱.۵۶ میلیارد هکتار اعلام شده است؛ رقمی که نشان می‌دهد مسئله تخریب سرزمین ابعادی بسیار فراتر از جنگل‌زدایی دارد.

این ارقام زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که بدانیم جنگل‌ها فقط منبع چوب و زغال نیستند. جنگل‌ها در تنظیم چرخه آب، حفاظت از خاک، ذخیره کربن، حفظ تنوع زیستی، کاهش فرسایش، تعدیل اقلیم و تأمین بخشی از معیشت جوامع انسانی نقش دارند.

فائو در گزارش خود یادآوری می‌کند که نزدیک به یک‌سوم جمعیت جهان برای امنیت غذایی و معیشت به جنگل‌ها و درختان وابسته‌اند. بنابراین، تخریب جنگل‌ها در نهایت می‌تواند به مسئله‌ای برای امنیت غذایی و اقتصادی جوامع تبدیل شود.

آتش‌سوزی؛ تهدیدی رو به گسترش

 

یکی دیگر از یافته‌های مهم گزارش، گستردگی آتش‌سوزی در سرزمین‌ها و جنگل‌هاست. برآورد فائو نشان می‌دهد که هر سال حدود ۱۲۷ میلیون هکتار از جنگل‌ها تحت تأثیر آتش‌سوزی قرار می‌گیرند. علاوه بر آتش، حشرات، بیماری‌ها و رخدادهای شدید آب‌وهوایی نیز فشار مضاعفی بر جنگل‌ها وارد می‌کنند.

این مسئله برای کشورهایی مانند ایران که در سال‌های اخیر با افزایش خشکی، گرمای شدید، فرونشست زمین، کاهش آب تجدیدپذیر، کاهش رطوبت خاک و خطر آتش‌سوزی در برخی عرصه‌های طبیعی روبه‌رو هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

هزینه بی‌عملی بیشتر از هزینه بازسازی است

 

یکی از نکات قابل توجه گزارش جدید فائو، توجه به اقتصاد بازسازی سرزمین است. برآورد این سازمان نشان می‌دهد که پیامدهای اقتصادی ادامه تخریب و بازسازی‌نکردن اکوسیستم‌های آسیب‌دیده در جهان، سالانه حدود ۸۷۸ میلیارد تا ۶.۳ تریلیون دلار است. این رقم، بسته به دامنه و روش ارزیابی، معادل حدود ۲ تا ۸.۳ درصد تولید ناخالص داخلی سالانه جهان است.

به بیان ساده، تخریب طبیعت و جنگل فقط یک مسئله محیط‌زیستی نیست، بلکه هزینه اقتصادی نیز دارد. کاهش حاصلخیزی خاک، افزایش فرسایش، کاهش ظرفیت نگهداری آب، ازدست‌رفتن تنوع زیستی، کاهش تولید کشاورزی و افزایش آسیب‌پذیری جوامع در برابر خشکسالی و سیلاب، همه بخشی از هزینه‌هایی هستند که ممکن است در حساب‌های معمول اقتصادی دیده نشوند.

بر اساس این گزارش، در حال حاضر حدود ۲۰۶.۵ میلیون هکتار از جنگل‌ها تحت بازسازی قرار دارند؛ اما این میزان در مقایسه با وسعت تخریب همچنان محدود است. بنابراین، چالش اصلی گسترش بازسازی در مقیاس چشم‌انداز و با مشارکت جوامع محلی است.

پیشنهادهایی برای احیا

 

فائو چهار مسیر به‌هم‌پیوسته را برای افزایش مقیاس بازسازی پیشنهاد می‌کند. نخست اینکه مردم باید در مرکز بازسازی قرار گیرند. در این مرحله، حقوق، دانش بومی، تجربه و اولویت‌های جوامع محلی باید در طراحی و اجرای پروژه‌ها مورد توجه قرار گیرد. دوم، بازسازی باید در مقیاس چشم‌انداز انجام شود. در واقع، نباید تنها یک قطعه جنگل یا یک تکه زمین را جدا از محیط پیرامون آن دید. جنگل، مرتع، رودخانه، زمین کشاورزی، روستا و مناطق طبیعی با یکدیگر ارتباط دارند و برنامه‌ریزی باید این پیوستگی را در نظر بگیرد. سوم، باید تأمین مالی پایدار ایجاد شود؛ چراکه بازسازی سرزمین پروژه‌ای کوتاه‌مدت نیست و به سرمایه‌گذاری بلندمدت، منابع عمومی و خصوصی و سازوکارهای مالی متناسب با شرایط مناطق نیاز دارد. چهارم، سیاست‌ها و نهادها باید هماهنگ شوند. قوانین و سیاست‌های کشاورزی، منابع طبیعی، آب، توسعه روستایی و حفاظت از محیط‌زیست نباید با یکدیگر در تضاد باشند.

بازسازی فقط کاشت درخت نیست

 

یکی از نکاتی که می‌تواند برای ایران اهمیت زیادی داشته باشد، تفاوت میان درختکاری نمایشی و بازسازی اکولوژیک است. هدف اصلی، بازگرداندن کارکردهای طبیعی و تولیدی سرزمین است؛ از جمله بهبود خاک، افزایش نفوذ آب، کاهش فرسایش، بازگشت پوشش گیاهی مناسب، احیای تنوع زیستی و ایجاد شرایطی که اکوسیستم بتواند بخشی از فرایندهای طبیعی خود را دوباره انجام دهد. از این منظر، ممکن است منطقه‌ای با کاشت هزاران نهال همچنان بازسازی‌شده تعریف نشود، اگر خاک آن فرسایش‌یافته باشد، آب در آن نفوذ نکند، پوشش گیاهی پایدار نباشد و تنوع زیستی آن از بین رفته باشد.

پیوند جنگل و کشاورزی

 

یکی از مهم‌ترین پیام‌های این گزارش برای کشورهایی مانند ایران، ضرورت نگاه یکپارچه به جنگل، مرتع، کشاورزی و منابع آب و خاک است. کشاورزی حفاظتی می‌تواند در این چارچوب نقش مهمی داشته باشد. حفظ بقایای گیاهی در سطح خاک، کاهش دستکاری مکانیکی خاک، تنوع کشت و رعایت اصول تناوب زراعی، جلوگیری از سوزاندن بقایا، افزایش ماده آلی و کاهش فرسایش، بخشی از رویکرد گسترده‌تر حفاظت و بازسازی منابع طبیعی محسوب می‌شوند. وقتی خاک مزرعه سالم‌تر باشد، آب باران بهتر نفوذ می‌کند، رواناب و فرسایش کاهش می‌یابد و ظرفیت ذخیره آب در خاک افزایش پیدا می‌کند. در مقیاس بزرگ‌تر، این فرایندها به کاهش فشار بر منابع آب و سرزمین کمک می‌کنند. به همین دلیل، مرز میان حفاظت از جنگل و حفاظت از خاک کشاورزی آن‌قدر که در برنامه‌ریزی‌های سنتی تصور می‌شود، پررنگ نیست.

هیرکانی؛ نمونه‌ای برای تعمیم رویکرد فائو

 

اگر این رویکرد فائو را به شرایط ایران تعمیم دهیم، جنگل‌های هیرکانی نمونه‌ای مهم برای چنین نگاهی هستند. جنگل هیرکانی یک بوم‌سازگان پیچیده است که خاک، آب، پوشش گیاهی، جانوران، رودخانه‌ها و جوامع انسانی پیرامون آن با یکدیگر در ارتباط‌اند. بنابراین، حفاظت از هیرکانی باید از محدوده خود جنگل فراتر رود و حوزه آبخیز، کشاورزی پیرامون جنگل، مدیریت رواناب، فرسایش خاک، آتش‌سوزی، توسعه روستایی و گردشگری را نیز در بر گیرد. در چنین رویکردی، تجربه‌هایی مانند پارک جنگلی هیرکانی النگدره گرگان می‌تواند اهمیت پیدا کند؛ جایی که حفاظت از طبیعت باید با کاهش فشار انسانی، مدیریت گردشگری، حفظ تنوع زیستی و مشارکت مردم همراه باشد.

گزارش SOFO 2026 در کنار تحلیل جهانی، ۱۸ مطالعه موردی از برنامه‌های بازسازی در نقاط مختلف جهان را بررسی کرده است. از جمله نمونه‌های مورد توجه می‌توان به ابتکار دیوار سبز بزرگ در صحرای آفریقا و ساحل، برنامه «سه شمال» چین و پیمان سه‌جانبه جنگل اطلس در آرژانتین، برزیل و پاراگوئه اشاره کرد. این نمونه‌ها نشان می‌دهند که بازسازی زمانی می‌تواند در مقیاس وسیع پیش برود که دانش علمی، دانش محلی، مشارکت مردم، سیاست‌گذاری و تأمین مالی در کنار یکدیگر قرار گیرند.

ایران در منطقه‌ای خشک و نیمه‌خشک قرار دارد و بخش بزرگی از سرزمین آن با مسئله کم‌آبی، فرسایش خاک، بیابان‌زایی، فرونشست زمین، تخریب پوشش گیاهی و فشار بر منابع طبیعی روبه‌روست. در چنین شرایطی، نگاه به جنگل و منابع طبیعی نباید به حفاظت فیزیکی از یک عرصه محدود باشد. به نظر می‌رسد پیام گزارش جدید فائو برای ایران را بتوان در چند محور خلاصه کرد: پیشگیری از تخریب بسیار کم‌هزینه‌تر از بازسازی پس از تخریب است؛ بازسازی باید از جنگل به کل چشم‌انداز و حوزه آبخیز گسترش یابد؛ حفاظت از خاک و آب بخش جدایی‌ناپذیر بازسازی سرزمین است؛ کشاورزی حفاظتی می‌تواند یکی از ابزارهای کاهش فشار بر خاک و منابع آب باشد؛ مشارکت کشاورزان، دامداران، جوامع محلی و صاحبان زمین در موفقیت طرح‌ها ضروری است؛ کاشت درخت به‌تنهایی معادل بازسازی اکولوژیک نیست؛ برنامه‌های بازسازی باید بلندمدت، مبتنی بر علم و همراه با پایش مستمر باشند؛ و در نهایت، سرمایه‌گذاری در بازسازی سرزمین، علاوه بر منافع محیط‌زیستی، می‌تواند منافع اقتصادی و اجتماعی نیز ایجاد کند.

بر اساس خلاصه این گزارش، حدود ۴۸۹ میلیون هکتار جنگل در فاصله سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۵ از دست رفته و بیش از ۴۶۰ میلیون هکتار جنگل در جهان تخریب شده است. مجموع زمین‌های تخریب‌شده نیز حدود ۱.۵۶ میلیارد هکتار برآورد شده است. سالانه حدود ۱۲۷ میلیون هکتار جنگل تحت تأثیر آتش‌سوزی قرار می‌گیرد. فائو هزینه سالانه بی‌عملی در برابر تخریب اکوسیستم‌ها را حدود ۸۷۸ میلیارد تا ۶.۳ تریلیون دلار برآورد می‌کند. در مقابل، تنها حدود ۲۰۶.۵ میلیون هکتار از جنگل‌ها در حال حاضر تحت برنامه‌های بازسازی قرار دارند. این گزارش تأکید می‌کند که بازسازی موفق باید مردم‌محور، در مقیاس چشم‌انداز، دارای پشتوانه مالی پایدار و متکی بر سیاست‌ها و نهادهای هماهنگ باشد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *