هم‌زمان با خبر انتقال محلی تب دنگی در کشور، مسئله سلامت محیط‌زیست شهری مورد توجه قرار گرفت

آب‌های راکد و زباله‌ها، خانه پشه آئدس

علیرضا نادری، حشره‌شناس و اکولوژیست: آئدس پشه‌ای نیست که بتواند مانند برخی حشرات مسافت‌های طولانی را پرواز کند؛ بنابراین وقتی در منطقه‌ای جدید جمعیت این پشه مشاهده می‌شود، باید منشأ آن مشخص شود





آب‌های راکد و زباله‌ها، خانه پشه آئدس

7 مهر 1405، 22:44

|پیام ما| تب دنگی در ایران طی دو سال گذشته از الگوی غالب موارد وارداتی فاصله گرفته و در چند کانون به انتقال محلی رسیده است. حسین معصومی، رئیس گروه پیشگیری و مبارزه با بیماری‌های واگیر دانشگاه علوم پزشکی زنجان، چند روز قبل در سمینار علمی «مراقبت و درمان بیماری‌های منتقله» اعلام کرد تب دنگی که پیش‌تر عمدتاً از طریق مسافران کشورهای حوزه خلیج فارس، پاکستان و افغانستان وارد کشور می‌شد، اکنون به مرحله انتقال محلی رسیده است. این تغییر وضعیت، حساسیت نظام مراقبت بهداشتی را برای پیشگیری از طغیان‌های بالینی و بستری افزایش داده است. حضور پشه آئدس در شهرستان طارم استان زنجان نیز قطعی شده است. با توجه به تردد مسافران در کانون‌های گردشگری، مانند روستای شیت، پایش مداوم زیستگاه‌های تخم‌گذاری این پشه در دستور کار قرار دارد. هم‌زمان، پشه آئدس در بخش‌هایی از جنوب، شمال و شمال‌غرب کشور شناسایی شده است. از سوی دیگر، گسترش این بیماری ارتباط مستقیمی با محیط شهری، آب، فاضلاب و پسماند دارد. پشه آئدس می‌تواند در مقدار کمی آب راکد، از جمله آب جمع‌شده در لاستیک، ظروف، مخازن، زیرگلدانی و زباله‌ها، تخم‌گذاری کند. ازاین‌رو، وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط‌زیست باید برای ریشه‌یابی و حل مشکل وارد عمل شوند.

تب دنگی در ایران طی دو سال گذشته وارد مرحله تازه‌ای شده است. بیماری‌ای که در سال‌های گذشته عمدتاً در قالب موارد وارداتی شناسایی می‌شد، از سال ۱۴۰۳ به بعد در برخی مناطق کشور انتقال محلی پیدا کرده است. هم‌زمان، پشه آئدس، ناقل اصلی بیماری، در بخش‌هایی از جنوب، شمال و شمال‌غرب کشور شناسایی شده است.

نخستین موارد دنگی در ایران در سال‌های گذشته عمدتاً در افرادی شناسایی می‌شد که سابقه سفر به کشورهای آلوده داشتند. نقطه عطف در سال ۱۴۰۳ رخ داد؛ در این سال ۱۱۲۷ مورد تب دنگی شناسایی شد که ۹۲۲ مورد آن انتقال محلی بود. بخش عمده انتقال در چابهار اتفاق افتاد و مواردی نیز در بندرلنگه گزارش شد.

در سال ۱۴۰۴ تعداد موارد به ۱۲۲۷ نفر رسید که ۱۱۲۴ مورد آن انتقال محلی بود. این آمار نشان می‌دهد سهم انتقال داخل کشور به‌مراتب بیشتر از موارد وارداتی شده است. در این دوره، چابهار و کنارک مهم‌ترین کانون‌های انتقال بودند.

روند بیماری در سال ۱۴۰۵ هم ادامه یافت. وزارت بهداشت ۱۰۰۶ مورد ابتلا را ثبت کرده بود که ۹۸۶ مورد انتقال محلی و ۲۰ مورد وارداتی از پاکستان بودند. علاوه بر چابهار و کنارک، انتقال محلی در بندرعباس نیز گزارش شد.

در کنار افزایش موارد بیماری، پراکندگی پشه آئدس نیز به مسئله‌ای مهم تبدیل شده است. این پشه در بخش‌هایی از جنوب کشور و در استان‌هایی از شمال و شمال‌غرب شناسایی شده است. با این حال، حضور پشه به‌تنهایی به معنای انتقال بیماری نیست. برای شکل‌گیری انتقال محلی، ویروس نیز باید وارد چرخه پشه و انسان شود. برای نمونه، در مازندران وجود پشه آئدس گزارش شده، اما تا زمان اعلام‌شده، آلودگی ویروسی در نمونه‌های صیدشده و بیماری منتقله از آن ثبت نشده بود.

ارتباط محیط شهری با گسترش بیماری

 

مسئله دنگی ارتباط مستقیمی با محیط شهری، آب، فاضلاب و پسماند دارد. پشه آئدس می‌تواند در مقدار کمی آب راکد، از جمله آب جمع‌شده در لاستیک، ظروف، مخازن، زیرگلدانی و زباله‌ها، تخم‌گذاری کند.

قباد مرادی، رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر وزارت بهداشت، درباره وضعیت چابهار گفته است که توسعه شهری بدون زیرساخت مناسب برای دفع فاضلاب و وجود آب‌های سطحی، شرایط مناسبی برای تکثیر پشه ایجاد کرده است. او «بهسازی محیط» را یکی از مهم‌ترین اقدامات برای کنترل بیماری دانسته و بر مدیریت پسماند و حذف محل‌های تجمع آب تأکید کرده است.

علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، نیز در جریان بازدید از چابهار، بهسازی محیط را مهم‌ترین راه مقابله با تب دنگی عنوان کرده بود. در چابهار و مناطق اطراف نیز صدها نقطه آلوده به پشه آئدس شناسایی شده است.

در این میان، تغییر اقلیم نیز می‌تواند بر پراکندگی و فعالیت ناقل اثر بگذارد؛ اما نمی‌توان افزایش دنگی در ایران را تنها به گرمایش نسبت داد. دما، رطوبت، بارندگی، شرایط شهری، مدیریت آب و پسماند و جابه‌جایی جمعیت، هم‌زمان در ایجاد شرایط مناسب برای انتقال نقش دارند.

در نتیجه، وضعیت کنونی ایران را باید نه یک شیوع سراسری، بلکه گسترش ناقل همراه با شکل‌گیری انتقال محلی در چند کانون، عمدتاً در جنوب‌شرق کشور، توصیف کرد. چالش اصلی پیش‌روی نظام سلامت نیز فقط درمان بیماران نیست؛ بلکه کنترل پشه و اصلاح شرایط محیطی‌ای است که امکان تکثیر آن را فراهم می‌کند.

کمیته کشوری آفات شهری؛ محل رسیدگی به وضعیت این گونه

 

در بحث تب دنگی در ایران باید میان دو موضوع تفاوت قائل شد: پراکنش بیماری و پراکنش پشه ناقل بیماری. این دو لزوماً یکی نیستند. ممکن است فردی در جنوب کشور یا حتی خارج از ایران به ویروس دنگی مبتلا شده باشد و پس از طی دوره نهفتگی، بیماری او در منطقه دیگری شناسایی شود. بنابراین، پراکندگی بیماران به‌تنهایی نمی‌تواند نشان دهد که بیماری در آن منطقه بومی شده است.

علیرضا نادری، حشره‌شناس و اکولوژیست، به «پیام ما» می‌گوید: «مسئله مهم‌تر، بررسی پراکنش خود پشه آئدس است. اگر این پشه در منطقه‌ای مستقر شده باشد و بتواند در همان منطقه تولیدمثل کند و جمعیت پایداری تشکیل دهد، آن وقت موضوع با انتقال یک بیمار متفاوت است و باید درباره بومی‌شدن ناقل و شکل‌گیری چرخه انتقال بیماری صحبت کرد.»

به گفته او، آئدس پشه‌ای نیست که بتواند مانند برخی حشرات مسافت‌های طولانی را پرواز کند و به‌صورت طبیعی مهاجرت گسترده داشته باشد. بنابراین، وقتی در منطقه‌ای جدید جمعیت پشه مشاهده می‌شود، باید منشأ آن مشخص شود: از کجا آمده و از چه طریقی وارد منطقه شده است؟ آیا از طریق جابه‌جایی کالا، لاستیک، وسایل نقلیه یا مسیرهای دیگر انسانی منتقل شده است؟ این موضوع باید به‌صورت علمی از سوی وزارت بهداشت و متخصصان حشره‌شناسی و اکولوژی بررسی شود.

او می‌گوید: «اهمیت این مسئله در ویژگی‌های زیستی آئدس است. این پشه برای تخم‌گذاری به محیط بزرگ یا حجم زیادی از آب نیاز ندارد و می‌تواند در مقادیر بسیار کم آب جمع‌شده در یک فضای کوچک تخم‌گذاری کند و چرخه زندگی خود را ادامه دهد. به همین دلیل، کنترل آن در محیط شهری دشوار است و شناسایی سریع محل‌های تکثیر اهمیت زیادی دارد.»

این موضوع در شمال کشور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر آئدس در مناطق شمالی مستقر و بومی شود، کنترل آن می‌تواند بسیار دشوارتر شود؛ زیرا شمال کشور بارندگی بیشتری دارد و تعداد نقاطی که امکان جمع‌شدن آب در آن‌ها وجود دارد، بیشتر است. بنابراین، پیش از آنکه جمعیت پشه در این مناطق تثبیت شود، باید منشأ ورود، مسیر پراکنش و امکان استقرار آن به‌طور دقیق بررسی شود.

او می‌گوید: «در حال حاضر، کمیته راهبری کنترل آئدس در وزارت بهداشت مسئول هماهنگی این موضوع است. سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز در این کمیته نماینده دارد. این کمیته‌ها هر چند ماه یک‌بار تشکیل جلسه می‌دهند و دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌های مرتبط با کنترل پشه با نظر اعضای کمیته کشوری آفات شهری بررسی و تدوین می‌شود.»

او می‌گوید در مناطق جنوبی کشور نیز اقداماتی مانند سم‌پاشی و کنترل پشه انجام شده است. اما در چنین موضوعی سرعت عمل اهمیت زیادی دارد. اگر استقرار یا گسترش پشه ناشی از ورود عمدی یا حتی اهمال در کنترل و پایش باشد، شناسایی سریع آن می‌تواند امکان مداخله مؤثرتر را فراهم کند.

او می‌گوید: «سم‌پاشی نیز یکی از ابزارهای کنترل است که باید به‌صورت هدفمند انجام شود. سموم مورد استفاده برای کنترل پشه، طبق پروتکل‌های مربوطه، برای کاهش جمعیت ناقل به کار می‌روند و در برنامه‌های کنترل آئدس در کشورهایی مانند برزیل نیز استفاده می‌شوند. با این حال، کنترل مؤثر تنها به سم‌پاشی محدود نیست و باید هم‌زمان منشأ ورود پشه، زیستگاه، مسیر پراکنش و نقاط تولیدمثل آن شناسایی شود. به همین دلیل، در کنار وزارت بهداشت و دستگاه‌های اجرایی، حضور حشره‌شناس، اکولوژیست و متخصص محیط‌زیست در این فرایند ضروری است.»

او در نهایت تأکید می‌کند که مسئله اصلی فقط این نیست که چند بیمار در یک منطقه شناسایی شده‌اند؛ باید مشخص شود خود پشه کجا مستقر شده، از کجا آمده و آیا توانسته است در آن منطقه جمعیت پایداری ایجاد کند یا نه. این اطلاعات تعیین می‌کند که با چند مورد بیمار مواجهیم یا با ناقلی بومی‌شده که می‌تواند در آینده چرخه انتقال بیماری را ایجاد و گسترش دهد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *