ویژگی‌های شهر سازگار با آب





ویژگی‌های شهر سازگار با آب

7 مهر 1405، 22:25

در ادبیات توسعه چهار واژه متفاوت داریم که تفاوت‌هایی میان این مفاهیم وجود دارد. سعی می‌کنم ضمن تبیین تفاوت میان هرکدام از این چهار مفهوم، توضیح دهم که کیفیت زندگی و زیست‌پذیری، که موضوع بحث امروز است، چه نقشی دارند. وقتی از کیفیت زندگی صحبت می‌کنیم، درباره سلامت، رفاه، رضایت، امنیت و تعاملات اجتماعی حرف می‌زنیم. در بحث زیست‌پذیری نیز شاید بتوان گفت مفاهیم ذهنی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. در این حوزه، عدالت اجتماعی، پایداری منابع و مجموعه این مباحث مطرح هستند؛ موضوعاتی که در دهه اخیر مورد توجه سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای مختلف قرار گرفته‌اند و تلاش شده است از مجموعه آن‌ها به‌عنوان پایه‌ای برای سنجش آنچه در مفهوم توسعه مورد توجه کشورهاست، استفاده شود. بنابراین می‌توان گفت شهر زیست‌پذیر، شهری است که همه این ویژگی‌ها را داشته باشد.

درباره زیست‌پذیری گاهی تعبیر اشتباهی وجود دارد و برخی آن را صرفاً با شکوفایی اقتصادی یا وضعیت اقتصاد شهر مرتبط می‌دانند، درحالی‌که اقتصاد تنها یکی از معیارهاست و باید در کنار سایر مؤلفه‌ها دیده شود. آب در میان این مؤلفه‌ها چه جایگاهی دارد؟ آب یکی از عوامل پایداری و تاب‌آوری است. در اینجا بحثی با عنوان امنیت آب نیز مطرح می‌شود که متخصصان این حوزه درباره آن صحبت می‌کنند. مسئله این است که چگونه می‌توان در مواجهه با منابع طبیعی، با توجه به کیفیت آن‌ها و تلاش برای حفاظت از محیط‌زیست و سایر حوزه‌ها، نقش آب را در ارتقای کیفیت زندگی مشاهده کرد. آب در یک اکوسیستم شهری می‌تواند به زیست‌پذیری، تعادل اکولوژیک و مدیریت منابع کمک کند و همه این موارد ذیل این بحث قرار می‌گیرند.

از سوی دیگر، می‌توان آب را به‌عنوان زیرساخت پنهان زیست‌پذیری در نظر گرفت. زمانی که از چرخه آب شهری، شبکه‌های تأمین و دسترسی پایدار به آب صحبت می‌کنیم، آب در حوزه کیفیت زندگی می‌تواند در سلامت، آسایش، محیط شهری و خدمات نقش داشته باشد. بنابراین نمی‌توان تلقی تک‌بعدی از چنین مفهومی داشت. در بحث عدالت نیز تنها مقدار آب مطرح نیست. عدالت در دسترسی، عدالت در کیفیت و سایر ابعاد عدالت باید هم‌زمان مورد توجه قرار گیرند. حتی در مؤلفه چهارم، یعنی اقتصاد شهری، آب یکی از عوامل فعالیت اقتصادی شهر است و مسئله عدالت و کیفیت، چه در محیط‌زیست و چه در سایر حوزه‌ها، اهمیت دارد.

حال این پرسش مطرح است که حکمرانی شهری با توجه به آینده شهر چه الزاماتی دارد. به نظر می‌رسد در برنامه‌ریزی شهری باید مفهومی با عنوان «ظرفیت آبی» را مورد توجه قرار دهیم و نسبت به آن برنامه‌ریزی هوشمند داشته باشیم. ما سه نسل از طرح‌های جامع داشته‌ایم که عمدتاً به کمیات توجه می‌کردند. چه در طرح‌های دهه ۴۰ و ۵۰ و چه در آسیب‌شناسی‌هایی که در دوره دولت‌های یازدهم و دوازدهم انجام شد، مشخص شد که این طرح‌ها اساساً توجه کافی به شاخص‌های کیفی نداشته‌اند. کیفیت زندگی، زیست‌پذیری، امنیت و ایمنی از مفاهیم پایه‌ای هستند که باید در برنامه‌ریزی شهری مورد توجه باشند، اما در اسناد توسعه شهری جای آن‌ها تقریباً خالی بوده است.

برای مثال، برنامه‌ریزی می‌کنیم که در سال‌های آینده ۲۵۰ هزار نفر به جمعیت شهر اضافه می‌شود و بنابراین باید ۳۰۰ هکتار به شهر اضافه کنیم. این فقط یک معادله کمی بوده است که در طرح‌های تفصیلی مورد توجه قرار می‌گرفت و بدون برنامه‌ای برای این ابعاد کیفی بود. خوشبختانه به‌تدریج توجه به این موضوع در حال شکل‌گیری است. در این زمینه باید بتوانیم همان‌طور که اشاره شد، از طریق کاهش اتلاف شبکه و استفاده مجدد از آب، بهره‌وری را افزایش دهیم و برای رسیدن به تاب‌آوری آبی تلاش کنیم. از سوی دیگر، در بعد سوم باید به یکپارچگی حکمرانی آب برسیم؛ یعنی بتوانیم سیاست‌گذاری آب، مدیریت زمین و مدیریت منابع را هم‌راستا کنیم و تصمیم‌گیری مبتنی بر شاخص داشته باشیم.

آنچه در مسیر حرکت از «شهر سازگار با آب» به «شهر زیست‌پذیر» مطرح می‌شود این است که بتوانیم با بازخوانی تجربه شهر تاریخی و نوع همزیستی آن با آب، به سازگاری مناسبی برسیم؛ سازگاری‌ای که بر شناخت ظرفیت سرزمین، مدیریت پایدار آب و توسعه متکی باشد. در هر صورت، بحث زیست‌پذیری شهری و کیفیت زندگی برای جامعه ما بسیار مهم است. زیست‌پذیری هم جنبه‌های کمی و هم جنبه‌های کیفی دارد و کیفیت زندگی را نمی‌توان صرفاً به جنبه‌های عینی محدود کرد و تصور کرد تنها با تأمین این شاخص‌ها می‌توان زیست‌پذیری را محقق کرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *