«پیام ما» کلیات بودجه ۲۱ هزار میلیارد تومانی مسئولیت اجتماعی شرکت‌های بورسی را بررسی می‌کند

۲۱ همت پشت ویترین مسئولیت اجتماعی





۲۱ همت پشت ویترین مسئولیت اجتماعی

۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۵۵

| پیام ما | روی کاغذهای مجمع، همه‌چیز تمیز و مرتب است. نام شرکت در بالای صفحه می‌آید، عددها در ستون‌ها می‌نشینند و کنار یکی از ردیف‌ها نوشته می‌شود: «بودجه مسئولیت اجتماعی». امسال رقم این ردیف در ۴۰ شرکت بورسی از ۲۱ هزار میلیارد تومان گذشته است. بیرون از صورت‌های مالی اما مسئولیت اجتماعی شکل دیگری دارد. آنجا دیگر فقط با یک عدد سروکار نداریم؛ پای آب‌وهوا، سلامت کارگران، ایمنی جاده‌ها، مدرسه‌های فرسوده و آینده شهرها و روستاهایی در میان است که در کنار معدن، فولاد، پتروشیمی یا پالایشگاه رشد کرده‌اند.

برای مردمی که در مجاورت صنایع و معادن زندگی می‌کنند، مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) یک اصطلاح مدیریتی نیست. اثر آن باید در زندگی روزمره دیده شود. صنعت از آب، خاک، انرژی و نیروی انسانی یک منطقه استفاده می‌کند و در مقابل، رد حضورش را بر محیط و اقتصاد محلی باقی می‌گذارد. مسئولیت اجتماعی از همین رابطه آغاز می‌شود؛ از جایی که شرکت باید آثار فعالیت خود را بشناسد، زیان‌ها را کاهش دهد و سهمی روشن و قابل سنجش در بهبود زندگی جامعه میزبان داشته باشد.

بررسی اطلاعیه‌ها و مصوبات مجامع ۴۰ شرکت بورسی نشان می‌دهد مجموع ارقامی که این شرکت‌ها برای سال ۱۴۰۵ ذیل مسئولیت اجتماعی اعلام کرده‌اند، به ۲۱ هزار و ۱۵۱ میلیارد تومان رسیده است. این رقم نسبت به سال قبل ۱۲۵ درصد رشد دارد. شرکت ملی صنایع مس ایران با بودجه ۱۰ هزار میلیارد تومانی در صدر فهرست قرار گرفته است و فولاد مبارکه نیز یکی دیگر از شرکت‌هایی است که بودجه بزرگی به این حوزه اختصاص داده‌اند.
عددها در نگاه نخست از افزایش توجه بنگاه‌ها به جامعه خبر می‌دهند، اما با کمی فاصله گرفتن از جدول، تصویر پیچیده‌تر می‌شود. بخشی از این مبالغ، بودجه مصوب برای سال پیش‌روست و هنوز هزینه نشده است. بخشی دیگر، عملکردی است که شرکت‌ها از سال قبل گزارش کرده‌اند. در بعضی موارد نیز هزینه‌های ورزشی، تبلیغاتی، مناسبتی و کمک‌های موردی در کنار پروژه‌های محیط‌زیستی، درمانی و زیرساختی قرار گرفته‌اند. نتیجه، جدولی است که حجم پول را نشان می‌دهد، اما درباره ماهیت و اثر آن اطلاعات کافی در اختیار نمی‌گذارد.

این ۲۱ هزار و ۱۵۱ میلیارد تومان نیز مجموع بودجه همه شرکت‌های بورسی نیست و فقط به ۴۰ شرکت بررسی‌شده مربوط می‌شود. بنابراین، نمی‌توان آن را نماینده رفتار کل بازار سرمایه دانست. از سوی دیگر، بودجه مصوب با پول پرداخت‌شده و پول پرداخت‌شده با اثر اجتماعی یکسان نیست. ممکن است شرکتی رقم بزرگی تصویب کند، اما فقط بخشی از آن را هزینه کند. همچنین ممکن است تمام بودجه خرج شود، اما پروژه انتخاب‌شده ارتباط اندکی با مسائل اصلی جامعه یا آثار فعالیت شرکت داشته باشد.

وقتی یک اصلاحیه، صورت مسئله را تغییر می‌دهد

ماجرای فولاد مبارکه نمونه روشنی از آشفتگی در طبقه‌بندی هزینه‌هاست. در گزارش‌های اولیه، رقم ۴هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان به‌عنوان بودجه مسئولیت اجتماعی این شرکت بازتاب یافت. بعدتر، در اصلاحیه منتشرشده در سامانه کدال، ۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان کمک تبلیغاتی به باشگاه سپاهان از ۲ هزار میلیارد تومان بودجه مسئولیت اجتماعی جدا شد.

این تفکیک اهمیت داشت. باشگاه سپاهان می‌تواند در ورزش حرفه‌ای، پرورش استعدادها و هویت شهری نقش داشته باشد، اما بخشی از هزینه آن ماهیت تبلیغاتی و تجاری دارد. اگر چنین رقمی بدون توضیح در کنار هزینه‌های محیط‌زیستی، درمانی یا توسعه روستاهای پیرامون کارخانه قرار گیرد، مرز میان مسئولیت اجتماعی و منافع تجاری شرکت محو می‌شود.

بودجه مسئولیت اجتماعی فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۵ از هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان به ۲ هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. شرکت اعلام کرده که ۹۰۰ میلیارد تومان افزایش بودجه را با هدف مشارکت در بازسازی خسارت‌های ناشی از جنگ در نظر گرفته است. این اقدام می‌تواند پاسخی به یک نیاز فوری باشد، اما برای ارزیابی آن باید محل هزینه، گروه‌های دریافت‌کننده، شیوه انتخاب پروژه‌ها و نتیجه نهایی نیز منتشر شود.

اصلاحیه فولاد مبارکه نکته دیگری را هم روشن کرد. وقتی فقط عدد نهایی دیده شود، ممکن است رشد بودجه بیش از میزان واقعی به نظر برسد. به همین دلیل، حتی رقم ۲۱ هزار و ۱۵۱ میلیارد تومان نیز بدون بررسی اسناد اصلاحی و تعریف دقیق سرفصل‌ها، تنها یک برآورد اولیه است.

در سوی دیگر، بعضی شرکت‌های بزرگ بودجه‌ای برای این حوزه تعیین نکرده‌اند. برای نمونه، بودجه مسئولیت اجتماعی شرکت مبین انرژی خلیج فارس در مجمع سالانه صفر اعلام شد. پالایش نفت اصفهان نیز ۲۴۶ میلیارد تومان هزینه مربوط به عملکرد سال قبل را افشا کرد، اما هنگام انتشار گزارش، بودجه سال ۱۴۰۵ آن هنوز تعیین نشده بود.

صفر بودن یک ردیف در صورت‌جلسه مجمع، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که شرکت هیچ رفتار مسئولانه‌ای نداشته است؛ همان‌طور که ثبت چند هزار میلیارد تومان نیز گواه مسئولیت‌پذیری نیست. ممکن است یک شرکت بدون پرداخت کمک‌های گسترده، استانداردهای بالایی در ایمنی، حقوق کار، کاهش آلودگی و مصرف منابع داشته باشد. در مقابل، شرکتی می‌تواند پول زیادی میان پروژه‌های مختلف توزیع کند و هم‌زمان درباره آثار اصلی فعالیت خود پاسخ روشنی ندهد.

این تفاوت‌های شدید نشان می‌دهد شرکت‌ها هنوز مسئولیت اجتماعی را با یک زبان مشترک گزارش نمی‌کنند. یک بنگاه هزینه باشگاه‌داری را در این ردیف می‌گذارد، دیگری کمک به مراسم مذهبی را ثبت می‌کند، شرکتی ساخت جاده را مسئولیت اجتماعی می‌داند و شرکت دیگری فعالیت مربوط به کاهش آلودگی فرایند تولید را در همین سرفصل می‌آورد. حاصل کار، مجموعه‌ای از ارقام است که مقایسه آنها دشوار است.

خیریه می‌تواند مفید باشد، اما جای مسئولیت را نمی‌گیرد

در بسیاری از گزارش‌های شرکتی، مسئولیت اجتماعی با ساخت مدرسه، تهیه بسته معیشتی، حمایت از یک مراسم یا کمک به مؤسسه‌ای خیریه شناخته می‌شود. این اقدامات ممکن است برای خانواده‌ها و گروه‌های دریافت‌کننده ارزشمند باشند. مسئله زمانی شکل می‌گیرد که شرکت، کمک موردی را جایگزین اصلاح رفتار اصلی خود کند.

محمود اولیایی، رئیس کمیسیون مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی اتاق ایران، در دومین همایش توسعه پایدار در صنعت معدن‌کاری، آمیختن کار خیر با مسئولیت اجتماعی را نخستین خطا در فهم این مفهوم دانست. از نظر او، اختصاص بخشی از سود فعالیت اقتصادی به امور خیریه، به‌خودی‌خود مسئولیت اجتماعی نیست. تعبیر روشن او از مسئولیت اجتماعی شرکتی، «تولید مسئولانه» است.

تفاوت این دو را می‌توان در نقطه آغاز اقدام دید. کار خیریه معمولاً از نیاز یک گروه یا وقوع یک بحران شروع می‌شود. شرکت مبلغی می‌پردازد، کالایی اهدا می‌کند یا هزینه ساخت یک بنا را بر عهده می‌گیرد. این کمک می‌تواند ضروری و حتی نجات‌بخش باشد، اما لزوماً به فعالیت اصلی شرکت ارتباط ندارد.

مسئولیت اجتماعی از آثار خود بنگاه شروع می‌شود. یک شرکت معدنی باید مصرف آب، تخریب زمین، باطله‌ها، گردوغبار، ایمنی کارگران، وضعیت پیمانکاران، اشتغال بومی و آینده منطقه پس از پایان استخراج را بسنجد. برای یک فولادساز، مصرف انرژی و آب، انتشار آلاینده‌ها، پسماند صنعتی و سلامت نیروی کار در مرکز مسئولیت قرار دارد. پتروشیمی و پالایشگاه نیز باید درباره انتشار آلاینده‌ها، سلامت جامعه پیرامونی، خطرهای صنعتی و شرایط زنجیره تأمین پاسخ‌گو باشند.

محمد حب‌وطن، از کارشناسان حاضر در نشست انجمن جامعه‌شناسی ایران درباره قوانین مسئولیت اجتماعی، این تفاوت را با مثالی روشن توضیح داده است. به گفته او، اگر یک شرکت پتروشیمی هوا را آلوده کند و سپس مدرسه بسازد، ساخت مدرسه به معنای انجام مسئولیت اجتماعی آن شرکت نیست. مدرسه اقدام مفیدی است، اما جای کاهش آلودگی را نمی‌گیرد.

این همان مرزی است که در بسیاری از گزارش‌های رسمی محو می‌شود. شرکتی که بخشی از درآمدش را میان پروژه‌های خیرخواهانه توزیع می‌کند، همچنان باید درباره کیفیت تولید، حقوق کارکنان، مصرف منابع و آثار محیط‌زیستی خود توضیح دهد. انجام کار خیر، شرکت را از جبران یا کاهش زیان‌های ناشی از فعالیتش معاف نمی‌کند.

مسئولیت اجتماعی با روابط عمومی نیز تفاوت دارد. تعداد خبرهای منتشرشده، مراسم افتتاح، بنرها و لوح‌های تقدیر، اثر اجتماعی را نشان نمی‌دهد. ممکن است یک پروژه بارها در رسانه‌ها دیده شود، اما پس از افتتاح، بودجه نگهداری یا نیروی متخصص نداشته باشد. همچنین ممکن است ساختمانی ساخته شود که در اولویت جامعه محلی نبوده یا در جایی قرار گرفته باشد که دسترسی به آن دشوار است. در چنین شرایطی، هزینه ثبت و عکس‌ها منتشر شده‌اند، اما تغییر پایداری در زندگی مردم رخ نداده است.

استاندارد ISO 26000 نیز مسئولیت اجتماعی را به آثار تصمیم‌ها و فعالیت‌های سازمان بر جامعه و محیط‌زیست پیوند می‌دهد. این استاندارد گواهینامه‌ای برای نصب روی دیوار شرکت نیست، بلکه راهنمایی برای تبدیل اصول مسئولیت‌پذیری به عمل است. چارچوب گزارش‌دهی GRI هم از شرکت‌ها می‌خواهد مهم‌ترین آثار اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی خود را شناسایی کنند و توضیح دهند که چگونه آنها را مدیریت می‌کنند.

در چنین گزارشی، شرکت فقط از کارهای مثبت خود نمی‌نویسد. میزان مصرف آب، انتشار آلاینده‌ها، حوادث شغلی، تأثیر بر جوامع محلی و روند جبران خسارت نیز باید دیده شود. گزارش پایداری، بروشور افتخارات شرکت نیست؛ سندی است که امکان داوری درباره رفتار بنگاه را فراهم می‌کند.

مسئولیت صنایع از درون خط تولید آغاز می‌شود

اثر فعالیت صنایع بزرگ پشت دیوار کارخانه نمی‌ماند. کامیون‌های حامل مواد معدنی از جاده‌های عمومی عبور می‌کنند. کارخانه‌ها از منابع آب و انرژی استفاده می‌کنند. معدن، شکل زمین و اقتصاد محلی را تغییر می‌دهد. پالایشگاه و پتروشیمی نیز با خطرهای صنعتی و انتشار آلاینده‌ها سروکار دارند. تصمیم یک شرکت درباره محل تأمین کالا، استخدام نیرو یا مدیریت پسماند می‌تواند زندگی هزاران نفر را در مناطق پیرامونی تغییر دهد.

به همین دلیل، مسئولیت اجتماعی یک معدن باید با برنامه استخراج و تولید آن پیوند داشته باشد. کاهش مصرف و آلودگی آب، مدیریت باطله، احیای زمین، ایمنی کارگران و پیمانکاران، استفاده از تأمین‌کنندگان محلی و آموزش نیروی بومی در همین چارچوب قرار می‌گیرند. معدن همچنین باید برای روزی که ذخیره اقتصادی آن پایان می‌یابد، برنامه داشته باشد. منطقه‌ای که سال‌ها اقتصادش به یک معدن وابسته بوده است، نباید پس از کاهش تولید با بیکاری، مهاجرت و زیرساخت‌های بدون استفاده تنها بماند.

در صنایع فولادی، پالایشی و پتروشیمی نیز مسیر مشابهی وجود دارد. مسئولیت از رعایت قانون فراتر می‌رود، اما نمی‌تواند جای اجرای قانون را بگیرد. پرداخت پول برای پروژه‌های اجتماعی، مجوز آلودگی بیشتر یا نادیده گرفتن حقوق کارگران نیست. ابتدا باید از آسیب پیشگیری کرد یا آن را کاهش داد؛ سپس شرکت می‌تواند برای توسعه اجتماعی و اقتصادی منطقه سرمایه‌گذاری کند.

علی ربیعی، جامعه‌شناس و وزیر پیشین تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در نشست انجمن جامعه‌شناسی ایران گفته بود شرکت‌ها باید آثار اقدام‌های خود و تأثیرشان بر جامعه را ببینند. او همچنین هشدار داده بود که بودجه مسئولیت اجتماعی در برخی شرکت‌های دولتی و خصولتی به ابزاری برای امتیاز دادن به ذی‌نفعان ناحق تبدیل شده است.

این هشدار به یکی از نقاط آسیب‌پذیر بودجه‌های اجتماعی اشاره دارد. وقتی معیار و سازوکار شفافی وجود ندارد، فهرست پروژه‌ها ممکن است زیر فشار مقام‌های محلی، مدیران، گروه‌های بانفوذ یا درخواست‌های پراکنده شکل بگیرد. پروژه‌ای که قدرت چانه‌زنی بیشتری پشت آن قرار دارد، سهم بزرگ‌تری می‌گیرد و نیازهای گروه‌هایی که صدای کمتری دارند، کنار می‌ماند.

مشارکت جامعه محلی می‌تواند این چرخه را تغییر دهد. شوراهای محلی، تشکل‌های مدنی، دانشگاه‌ها، نمایندگان کارگران و گروه‌های آسیب‌پذیر باید در شناسایی مسئله و انتخاب پروژه حضور داشته باشند. مردم مناطق میزبان فقط دریافت‌کننده کمک نیستند؛ آنها بخشی از ذی‌نفعان شرکت‌اند و تجربه روزمره‌شان می‌تواند نشان دهد کدام آسیب فوری‌تر و کدام مداخله ماندگارتر است.

ملی مس؛ ۱۰ همت در یک ردیف

شرکت ملی صنایع مس ایران بزرگ‌ترین رقم را در میان ۴۰ شرکت بررسی‌شده دارد. مجمع این شرکت برای سال ۱۴۰۵ بودجه‌ای معادل ۱۰ هزار میلیارد تومان برای مسئولیت اجتماعی تصویب کرده است. رقم اعلام‌شده برای سال قبل حدود ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بود. بر مبنای مجموع ۲۱ هزار و ۱۵۱ میلیارد تومانی، ملی مس به‌تنهایی نزدیک به ۴۷ درصد کل بودجه این فهرست را در اختیار دارد.

این عدد از آن جهت اهمیت دارد که فعالیت شرکت ملی مس در یک استان متمرکز نیست. سرچشمه، میدوک، شهربابک و خاتون‌آباد در کرمان و سونگون در آذربایجان شرقی، از مهم‌ترین کانون‌های فعالیت مرتبط با صنعت مس‌اند. در هرکدام از این مناطق، معدن و صنایع وابسته با زندگی مردم، منابع طبیعی، بازار کار و زیرساخت‌های عمومی پیوند خورده‌اند.

رسانه رسمی شرکت ملی مس، حمایت از بازگشت فرودگاه رفسنجان به مدار پرواز، همکاری‌های امدادی و درمانی، مشارکت در بعضی پروژه‌های جاده‌ای و زیرساختی و خدمات مواکب اربعین را در بخش مسئولیت اجتماعی منتشر کرده است. این اقدامات ماهیت یکسانی ندارند. ایمن‌سازی جاده‌ها، درمان و امداد در یک منطقه صنعتی می‌تواند به‌طور مستقیم با آثار فعالیت شرکت ارتباط داشته باشد. خدمات مناسبتی و مذهبی نیز بیشتر به حوزه کمک‌های عمومی و خیرخواهانه نزدیک است.

قرار دادن همه این هزینه‌ها زیر یک عنوان، سنجش عملکرد را دشوار می‌کند. بودجه ۱۰ هزار میلیارد تومانی ملی مس زمانی قابل ارزیابی است که سهم هر استان و منطقه، سرفصل هزینه‌ها، نام پروژه‌ها، شیوه انتخاب آنها و نتایج مورد انتظار منتشر شود. تفکیک هزینه‌های محیط‌زیستی، سلامت، زیرساخت، ورزش، مناسبت‌ها و توانمندسازی اقتصادی نیز ضروری است.

برای جامعه پیرامون سرچشمه، میدوک یا سونگون، رقم کل شرکت به‌تنهایی معنای زیادی ندارد. آنچه اهمیت دارد، ارتباط هزینه با مسئله‌ای است که مردم همان منطقه با آن زندگی می‌کنند. یک پروژه زمانی مسئولیت اجتماعی محسوب می‌شود که از شناخت آثار فعالیت شرکت شکل گرفته باشد، جامعه محلی در انتخاب آن نقش داشته باشد و نتیجه آن پس از اجرا قابل اندازه‌گیری باشد.

ملی مس با چنین بودجه‌ای می‌تواند الگویی برای شفافیت در میان صنایع معدنی باشد. این الگو به انتشار یک جدول خلاصه نمی‌شود. شرکت باید نشان دهد چه میزان از منابع به پیشگیری و کاهش آثار فعالیت خود اختصاص یافته است، چه مقدار صرف توسعه محلی شده و هر پروژه چه تغییری ایجاد کرده است. در غیر این صورت، رقم ۱۰ هزار میلیارد تومان در صورت‌جلسه مجمع باقی می‌ماند و فاصله میان بودجه مصوب و تجربه مردم همچنان پابرجا می‌ماند.

کدال فقط ابتدای راه است

افزایش حساسیت سهام‌داران و افکار عمومی، سازمان بورس را در مرداد ۱۴۰۵ به واکنش واداشت. این سازمان از ناشران بورسی و فرابورسی خواست جزئیات هزینه‌های انجام‌شده در سال ۱۴۰۴ و برنامه مسئولیت اجتماعی سال ۱۴۰۵ را در سامانه کدال منتشر کنند.

طبق این ابلاغیه، شرکت‌ها باید سرفصل هزینه، محل مصرف، دلیل انجام آن، ارتباط هزینه با فعالیت یا موقعیت جغرافیایی شرکت و نحوه مدیریت تعارض منافع را توضیح دهند. جزئیات هزینه‌های عمده نیز باید دست‌کم تا سطح ۱۰ درصد مبلغ کل افشا شود.

این الزام می‌تواند بخشی از ابهام مالی را کاهش دهد، اما افشای مبلغ هنوز با گزارش اثر اجتماعی فاصله دارد. اعلام اینکه یک شرکت ۵۰ میلیارد تومان برای ساخت مدرسه پرداخت کرده است، فقط میزان ورودی پروژه را نشان می‌دهد. تعداد کلاس‌ها و تجهیزات، خروجی پروژه است. بهبود دسترسی کودکان به آموزش، کاهش ترک تحصیل یا افزایش کیفیت یادگیری نیز نتیجه‌ای است که اثر اجتماعی را نشان می‌دهد.

همین تفاوت در پروژه‌های درمانی، محیط‌زیستی و اشتغال نیز وجود دارد. خرید یک دستگاه پزشکی به معنای بهبود سلامت نیست، مگر آنکه بیمارستان نیروی متخصص، بودجه نگهداری و امکان استفاده از دستگاه را داشته باشد. برگزاری یک دوره مهارت‌آموزی نیز زمانی ارزش دارد که به اشتغال یا افزایش درآمد شرکت‌کنندگان منجر شود. کاشت نهال هم بدون تأمین آب و مراقبت چندساله، بیشتر یک مراسم است تا یک پروژه محیط‌زیستی.

شرکت‌ها باید علاوه بر مبلغ و خروجی، نتیجه را نیز گزارش کنند. بهتر است این گزارش هدف اولیه، زمان اجرا، گروه‌های بهره‌مند، شاخص‌های سنجش و عملکرد واقعی را دربر بگیرد. ارزیابی مستقل نیز می‌تواند فاصله میان ادعای شرکت و نتیجه واقعی را کمتر کند.

شفافیت فقط به معنای انتشار فعالیت‌های مثبت نیست. شرکتی که تعداد نهال‌های کاشته‌شده را اعلام می‌کند، باید میزان مصرف آب و وضعیت احیای زمین را نیز منتشر کند. صنعتی که از ساخت درمانگاه خبر می‌دهد، باید آمار حوادث شغلی و برنامه ایمنی خود را هم در دسترس قرار دهد. گزارش مسئولیت اجتماعی زمانی معتبر است که جامعه بتواند فعالیت‌های مثبت و آثار منفی بنگاه را در کنار یکدیگر ببیند.

رشد ۱۲۵ درصدی بودجه مسئولیت اجتماعی ۴۰ شرکت می‌تواند منابع قابل توجهی را به‌سوی توسعه مناطق صنعتی و معدنی هدایت کند. تحقق این ظرفیت به تعریف روشن، مشارکت جامعه محلی، افشای تعارض منافع و سنجش نتیجه وابسته است. بدون این سازوکارها، بزرگ شدن بودجه ممکن است فقط به افزایش تعداد پروژه‌ها، مراسم‌ها و گزارش‌های روابط عمومی منجر شود.

مسئولیت اجتماعی با امضای صورت‌جلسه مجمع آغاز نمی‌شود و با افتتاح یک ساختمان پایان نمی‌یابد. معیار آن در شیوه تولید، رفتار با کارگران، مصرف منابع، کاهش آلودگی و کیفیت رابطه شرکت با جامعه میزبان شکل می‌گیرد. رقم ۲۱ هزار و ۱۵۱ میلیارد تومان زمانی معنا پیدا می‌کند که از ستون‌های مالی بیرون بیاید، مسیرش شفاف باشد و اثرش در زندگی مردم باقی بماند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *