میانکاله؛ سرمایه‌ای در معرض فرسایش





میانکاله؛ سرمایه‌ای در معرض فرسایش

۶ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۴۳

هر بار که میانکاله می‌سوزد، تنها علف‌ها و بوته‌های یک منطقه طبیعی از بین نمی‌روند. آتش در این زیست‌بوم به‌معنای نابودی غذا، پناهگاه و محل تولیدمثل بسیاری از گونه‌هاست. بنابراین، وقتی اعلام می‌شود «صد هکتار پوشش گیاهی سوخت»، نباید فقط به صد هکتار علف و بوته فکر کرد؛ صد هکتار پوشش گیاهی، صد هکتار زیستگاه است.

میانکاله یکی از ارزشمندترین زیست‌بوم‌های ایران و زیستگاه شمار زیادی از پرندگان مهاجر و گونه‌های جانوری است. بااین‌حال، حفاظت از آن تنها به حراست از آب، خاک، پوشش گیاهی و حیات‌وحش محدود نمی‌شود. یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که گاهی در حفاظت از میانکاله فراموش می‌شود، جایگاه جوامع محلی است.

مردمی که در اطراف یک زیست‌بوم زندگی می‌کنند، نمی‌توانند از معادله حفاظت حذف شوند. کشاورزی، دامداری، صیادی، بهره‌برداری از محصولات طبیعی، گردشگری و دیگر فعالیت‌های اقتصادی، بخشی از واقعیت اجتماعی منطقه‌اند. اگر حفاظت از طبیعت بدون توجه به معیشت مردم محلی انجام شود، احتمال شکل‌گیری تعارض افزایش پیدا می‌کند. از سوی دیگر، اگر منافع کوتاه‌مدت اقتصادی به قیمت تخریب زیست‌بوم به دست آید، در نهایت همین جوامع محلی نخستین قربانیان خواهند بود.

به همین دلیل، حفاظت واقعی از میانکاله باید مردم محلی را نه تهدید، بلکه بخشی از راه‌حل بداند. ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار در گردشگری مسئولانه، پرنده‌نگری، راهنمایی طبیعت‌گردان، صنایع‌دستی، تولید محصولات بومی و دیگر فعالیت‌های سازگار با ظرفیت اکولوژیک منطقه می‌تواند بخشی از این راه‌حل باشد.

گردشگری؛ فرصتی با دو چهره

میانکاله ظرفیت زیادی برای طبیعت‌گردی دارد؛ اما گردشگری در چنین منطقه حساسی، اگر بدون برنامه انجام شود، می‌تواند خود به عاملی برای افزایش فشار بر زیست‌بوم تبدیل شود. حضور کنترل‌نشده گردشگران و خودروها، تولید زباله، روشن‌کردن آتش، ورود به مناطق حساس، ایجاد مزاحمت برای پرندگان و افزایش رفت‌وآمد در زیستگاه‌ها، همگی فشار مضاعفی بر زیست‌بوم وارد می‌کنند.

بااین‌حال، گردشگری می‌تواند روی دیگری نیز داشته باشد. اگر گردشگری بر اساس ظرفیت برد اکولوژیک، آموزش گردشگران، مشارکت جامعه محلی و نظارت علمی طراحی شود، می‌تواند به‌جای مصرف طبیعت، به اقتصاد حفاظت کمک کند. میانکاله نباید صرفاً جایی باشد که گردشگر برای دیدنش پول می‌پردازد؛ حضور گردشگر باید به حفاظت از آن نیز کمک کند.

میانکاله در میانه توسعه و حفاظت

ماجرای میانکاله تنها به آتش‌سوزی ختم نمی‌شود. این زیست‌بوم در سال‌های اخیر با بحث‌های گوناگونی درباره توسعه صنعتی و زیرساختی و همچنین احداث پروژه پتروشیمی روبه‌رو بوده است. سازمان حفاظت محیط‌ زیست در سال ۱۴۰۴ اعلام کرد پروژه موسوم به «پتروشیمی میانکاله» مجوز قانونی زیست‌محیطی ندارد و اقدامات انجام‌شده برای احداث آن نیز فاقد مجوزهای لازم بوده است.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که میانکاله را نباید مجموعه‌ای از پرونده‌های جداگانه دید. آتش‌سوزی، کاهش کیفیت زیستگاه، فشار گردشگری، تغییرات اقلیمی، تغییر کاربری زمین، توسعه صنعتی و تعارض‌های اجتماعی، اگرچه هرکدام موضوعی مستقل به نظر می‌رسند، در واقع حلقه‌های یک زنجیره‌اند. وقتی ظرفیت تحمل یک زیست‌بوم کاهش پیدا می‌کند، هر فشار تازه می‌تواند اثر فشارهای پیشین را چند برابر کند.

ما با یک تالاب منفرد روبه‌رو نیستیم؛ میانکاله سیستمی زنده است. آب، خاک، پوشش گیاهی، پرندگان مهاجر، ماهیان، خلیج گرگان، دریای خزر و جوامع انسانی اطراف آن در شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته قرار دارند. آسیب‌دیدن هر بخش از این شبکه، بر بخش‌های دیگر نیز اثر می‌گذارد.

به همین دلیل، آتش میانکاله فقط مسئله محیط‌بانانی نیست که باید در میدان با شعله‌ها بجنگند. حفاظت از این زیست‌بوم به همکاری وزارتخانه‌ها، سازمان حفاظت محیط‌ زیست، مدیریت بحران، دستگاه قضایی، مدیریت محلی، دانشگاه‌ها، گردشگران و جوامع محلی نیاز دارد.

پیشگیری مهم‌تر از اطفای حریق

یکی از درس‌های مهم آتش‌سوزی‌های اخیر این است که حفاظت از میانکاله نباید صرفاً به عملیات اطفای حریق محدود شود. پس از وقوع حریق، خاموش‌کردن آتش ضروری است؛ اما پیشگیری از شکل‌گیری و گسترش آتش باید در اولویت قرار گیرد.

میانکاله به سامانه پایش دائمی، دیده‌بانی هوشمند، دوربین‌های حرارتی، تجهیزات مناسب اطفای حریق، مسیرهای دسترسی اضطراری، آموزش جوامع محلی و گردشگران و مهم‌تر از همه، سازوکاری روشن برای شناسایی عوامل ایجاد حریق و برخورد با آن‌ها نیاز دارد.

در کنار این اقدامات، باید الگوی مکانی و زمانی حریق‌ها نیز بررسی شود. محل وقوع آتش‌ها، ساعت آغاز حریق، شرایط باد و رطوبت، نزدیکی به مسیرهای دسترسی و تکرار آتش‌سوزی در نقاط مشخص، داده‌هایی هستند که می‌توانند الگوی واقعی حریق‌های سریالی را آشکار کنند. چنین داده‌هایی گاهی از ده‌ها گزارش خبری ارزشمندترند و می‌توانند مبنای برنامه‌ریزی برای پیشگیری از حوادث آینده قرار گیرند.

مسئله‌ای فراتر از خاموش‌کردن آتش

میانکاله امروز بیش از هر زمان دیگری به نگاهی زیست‌بومی نیاز دارد. نمی‌توان از نجات تالاب سخن گفت و عوامل مؤثر بر خشکی و تخریب آن را جداگانه بررسی کرد. نمی‌توان درباره پرندگان مهاجر حرف زد، اما کیفیت زیستگاه آن‌ها را نادیده گرفت. نمی‌توان از توسعه گردشگری سخن گفت، اما ظرفیت برد اکولوژیک را فراموش کرد. نمی‌توان از اشتغال و معیشت جوامع محلی گفت، اما آن‌ها را از تصمیم‌گیری‌های مربوط به سرزمین خود کنار گذاشت. همچنین نمی‌توان درباره تغییرات اقلیمی هشدار داد، اما زیست‌بوم‌های طبیعی را همچنان در برابر فشارهای انسانی تضعیف کرد.

میانکاله بیش از آنکه به شعاری تازه نیاز داشته باشد، به مدیریت یکپارچه، تصمیم‌گیری علمی و اقدام مداوم نیاز دارد. هر بار که این منطقه می‌سوزد، بخشی از یک زیست‌بوم از بین می‌رود؛ اما مهم‌تر از خاکستر باقی‌مانده، پیامی است که آتش با خود دارد: یک زیست‌بوم، حتی اگر عنوان «پناهگاه حیات‌وحش»، «تالاب بین‌المللی» و «ذخیره‌گاه زیست‌کره» داشته باشد، بدون حفاظت مؤثر همچنان آسیب‌پذیر است.

میانکاله برای پرندگان مهاجر فقط یک توقفگاه نیست؛ برای بسیاری از آن‌ها بخشی از مسیر زندگی است. برای ماهیان دریای خزر تنها یک پهنه آبی نیست، بلکه بخشی از چرخه زیستی آن‌هاست. برای مردم محلی فقط یک منطقه حفاظت‌شده نیست؛ بخشی از سرزمین، اقتصاد و فرهنگ آن‌هاست. برای ایران نیز یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های طبیعی کشور به شمار می‌رود.

پس از هر آتش‌سوزی، اعلام مساحت سوخته کافی نیست. باید میزان زیستگاه‌های ازدست‌رفته، گونه‌های آسیب‌دیده و خسارت واردشده به سرمایه طبیعی نسل‌های آینده نیز ارزیابی شود. ادامه این روند فقط میانکاله را نمی‌سوزاند؛ بخشی از توان سرزمین ایران برای ادامه زندگی را به خاکستر تبدیل می‌کند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *