حفاظت، وقتی فقط یک چشم دارد





حفاظت، وقتی فقط یک چشم دارد

۸ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۴۲

امروز شاید درباره یوز توران کمتر از گذشته بدانیم؛ نه به این دلیل که ابزارهای علمی ما کمتر شده، بلکه چون چشم‌های کمتری اجازه دارند آنجا را ببینند.
توران یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های یوز آسیایی در ایران است. سال‌ها پژوهشگران، دانشگاهیان و سازمان‌های غیردولتی در کنار دستگاه دولتی در این عرصه کار کرده‌اند؛ پایش کرده‌اند، داده جمع کرده‌اند، درباره تهدیدها هشدار داده‌اند و گاهی عملکرد یکدیگر را به چالش کشیده‌اند. این همکاری همیشه بی‌نقص نبوده، اما یک مزیت مهم داشت؛ حفاظت فقط یک چشم نداشت.

امروز شرایط متفاوت است. با محدود شدن امکان حضور مستقل و غیردولتی در بسیاری از عرصه‌های حساس محیط‌ زیست، از جمله توران، بخش بزرگی از آنچه درباره وضعیت یوز می‌دانیم، از همان ساختاری می‌آید که مسئول حفاظت از آن است. این مسئله فقط کمبود داده نیست. مسئله این است که چه کسی اجازه دارد داده تولید کند، چه کسی می‌تواند آن را بررسی کند و چه کسی می‌تواند بگوید شاید این روایت کامل نباشد.

در حفاظت از طبیعت، داشتن یک روایت رسمی کافی نیست. طبیعت با گزارش اداری تغییر نمی‌کند. اگر یوز کمتر دیده شود، اگر طعمه‌اش کاهش پیدا کند، اگر زیستگاهش تکه‌تکه شود یا اگر جاده‌ای مرگبارتر شود، این اتفاق‌ها مستقل از آنچه در گزارش‌ها نوشته می‌شود رخ می‌دهند. برای فهمیدن آنچه در یک زیستگاه می‌گذرد، به چشم‌های متعدد و مستقل نیاز داریم. اما مسئله فقط تعداد چشم‌ها نیست. این چشم‌ها باید بتوانند بمانند.

حفاظت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که آدم‌هایی در خود سرزمین، دانش و تجربه حفاظت را به بخشی ماندگار از زندگی و کار خود تبدیل کنند، نه اینکه حفاظت فقط در قالب پروژه‌هایی چندساله وارد یک منطقه شود و با پایان پروژه، بخش بزرگی از آن ظرفیت هم از بین برود. بنابراین نمی‌توان حفاظت از یوز را فقط به یک سازمان سپرد و انتظار داشت که مسئله حل شود. این البته به معنای حذف دولت از حفاظت نیست. برعکس، دولت همچنان نقشی اساسی و غیرقابل‌جایگزین دارد. قانون، حاکمیت، مدیریت مناطق، تأمین بودجه و حفاظت از زیستگاه بدون حضور دولت ممکن نیست. مسئله، انحصار حفاظت است. وقتی دولت تنها بازیگر اصلی حفاظت می‌شود، نه‌فقط مسئولیت، بلکه بخش بزرگی از دانش، داده، تصمیم‌گیری و ارزیابی عملکرد نیز در همان ساختار متمرکز می‌شود. حتی اگر همه افراد آن ساختار دلسوز و درستکار باشند، این تمرکز یک ضعف جدی دارد: اینکه امکان مشاهده مستقل، نقد و راستی‌آزمایی کمتر می‌شود. امنیتی شدن فضای محیط‌زیست این مشکل را تشدید کرده است. هرچه امکان حضور مستقل در عرصه‌های طبیعی محدودتر شود، فاصله میان آنچه واقعاً در سرزمین اتفاق می‌افتد و آنچه از آن می‌دانیم، می‌تواند بیشتر شود. این فقط مسئله شفافیت نیست. وقتی چشم‌های بیرونی حذف می‌شوند، خطا هم آسان‌تر پنهان می‌ماند و موفقیت هم دشوارتر قابل‌سنجش می‌شود.

اما شاید یکی از مهم‌ترین پیامدهای این مدل، چیزی باشد که کمتر درباره آن حرف زده‌ایم؛ شکنندگی حفاظت.

در چند دهه گذشته، تلاش‌های غیردولتی مختلفی برای حفاظت از یوز و دیگر گونه‌های حیات‌وحش در ایران شکل گرفته است. پروژه‌هایی که دانش تولید کرده‌اند، نیرو تربیت کرده‌اند، شبکه ساخته‌اند و با جوامع محلی ارتباط برقرار کرده‌اند. اما بسیاری از این تلاش‌ها نتوانسته‌اند به بخشی پایدار از نظام حفاظت تبدیل شوند.

با پایان یک پروژه، تغییر یک مدیر، تغییر شرایط امنیتی یا محدود شدن دسترسی، ممکن است بخش بزرگی از این سرمایه از بین برود. حفاظت در ایران بارها از نو شروع شده است، نه از جایی که دفعه قبل تمام شده بود. این یعنی ما هنوز نظام حفاظتی‌ای نساخته‌ایم که بتواند حافظه و ظرفیت خود را حفظ کند.

یک نظام حفاظتی تاب‌آور نباید با تغییر یک مدیر، پایان یک بودجه یا تغییر شرایط سیاسی و امنیتی فروبریزد. باید آن‌قدر بازیگر، دانش و ظرفیت مستقل در آن وجود داشته باشد که بتواند ضربه را جذب کند و ادامه دهد.

شاید مسئله یوز دقیقاً همین باشد. ما بیش از آنکه یک نظام حفاظت ساخته باشیم، مجموعه‌ای از پروژه‌های حفاظت ساخته‌ایم؛ پروژه‌هایی که با تغییر شرایط می‌آیند و می‌روند و هر بار بخشی از دانش، تجربه و سرمایه اجتماعی ساخته‌شده را با خود می‌برند. یوز به یک پروژه دیگر نیاز ندارد. به نظامی از حفاظت نیاز دارد که با رفتن یک آدم، تغییر یک مدیر یا بسته شدن یک در، از کار نیفتد. نظامی که فقط یک چشم نداشته باشد. چشم‌هایی که بتوانند ببینند، پرسش کنند، نقد کنند و اگر لازم بود، با روایت رسمی مخالفت کنند.

چون در نهایت، حفاظت از یوز فقط به این بستگی ندارد که چه کسی از آن محافظت می‌کند، بلکه به این بستگی دارد که چه کسانی اجازه دارند ببینند که آیا واقعاً از آن محافظت می‌شود یا نه.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

پر ریختن و فرهیختــــن

پر ریختن و فرهیختــــن