گفت‌وگو با «صالح تسبیحی» درباره پروژه «افراسیاب»؛ روایتی از بحران آب در ایران

دوازده پرده از خشکسالی





دوازده پرده از خشکسالی

۲ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۳۹

در زاینده‌رود خشک‌شده، پرده‌ای با طرح‌های سیاه‌وسفید پهن کرد و در کویر یزد، میان ماسه‌ها، پرده‌ای به‌شکل قایق به نمایش گذاشت. «صالح تسبیحی»، هنرمند و گرافیست، چند سال است با پروژه «افراسیاب» به گوشه‌وکنار ایران می‌رود تا بحران آب را مانند زخمی تاریخی و اجتماعی روایت کند. او دهمین پرده این پروژه را نیز به‌تازگی در همدان اجرا کرده است؛ در مزرعه‌ هندوانه‌ای که بی‌آبی امانش را بریده و برای کشاورزان منطقه، خود بخشی از داستان کشاکش آب و زمین‌ است. تسبیحی در گفت‌وگو با «پیام ما» از پروژه «افراسیاب» و بحران آب و خشکسالی می‌گوید.

مادربزرگش وقتی می‌خواست از گرفتاری بزرگی حرف بزند، یک کلمه را با لهجه خودش تکرار می‌کرد: «خشکِسالی». صالح تسبیحی می‌گوید این واژه از همان سال‌های کودکی در ذهنش مانده است؛ واژه‌ای که فقط نام بی‌آبی نبود و هر وقت گرفتاری و رنجی پیش می‌آمد، می‌توانست معنای همه آن وضعیت را در خود جمع کند.

حالا سال‌ها بعد، تسبیحی هم خشکسالی را دارای معنایی گسترده‌تر می‌بیند. او می‌گوید: «وقتی اتفاقات دی‌ماه و جنگ پیش آمد، وقتی شرایط اقتصادی امروز را می‌گذرانیم، هر رنجی که انسان اکنون می‌برد، اسمش را می‌گذارم خشکسالی.»

«خشکسالی» حالا در مرکز پروژه‌ای قرار گرفته که او از سال ۱۴۰۰ آغاز کرده است؛ پروژه‌ای با نام «افراسیاب» که در آن بحران آب، تاریخ، اسطوره و وضعیت اجتماعی امروز ایران به هم گره می‌خورند. تسبیحی در این سال‌ها با پرده‌های بزرگی به نقاط مختلف کشور رفته و آنها را در زمین‌هایی پهن کرده که هرکدام به شکلی با مسئله آب و خشکی درگیرند؛ از قنات‌های خوانسار و زمین خشک زاینده‌رود تا نخلستان‌های آبادان، هورالعظیم، کویر نایین و مزرعه‌ای در همدان.

تسبیحی در گفت‌وگو با «پیام ما» توضیح می‌دهد: «مهم‌ترین دلیلی که اساساً هنر را به کار آورده‌ام، ذوق و شوق نیست. هنر برای من ابزار بیان است؛ ابزاری توانمند برای اینکه به‌وسیله آن صحبت کنیم.»

به اعتقاد او، هنر قرار است بخشی از واکنش هنرمندانه و روشنفکرانه جامعه به وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی زمانه را برای آینده باقی بگذارد: «ایران کشوری است که مدام از بحرانی به بحران دیگر می‌رود و همین بحران‌ها ناگزیر به موضوع هنر هم تبدیل می‌شوند. برای من هنر، ابزاری برای بیان شادی‌ها، رنج‌ها و دردهای انسانی است.»

افراسیاب در زمین خشک

بحران آب هم از همین منظر وارد کار او شده است. تسبیحی می‌گوید ایران همواره با این مسئله درگیر بوده است. او به نقش آب و بی‌آبی در مناسبات قدرت و فشار در دوره‌های تاریخی اشاره می‌کند و از همین‌جا به نام پروژه‌اش می‌رسد.

انتخاب این نام از جهان شاهنامه آمده است: «فردوسی خود را در حال روایت تاریخ ایران می‌دانسته. ما تاریخ مدونی از دوره ساسانیان و پیش از آن نداریم. مرحوم مهرداد بهار معتقد بود داستان‌های بخش حماسی شاهنامه مربوط به اشکانیان است.»

از دیدگاه او، در این خوانش، هر شخصیت می‌تواند نماینده بخشی از جامعه و تاریخ ایران باشد: «سهراب با جوانی و سلحشوری‌اش، تهمینه با سربلندی زنان ایرانی، رستم با پهلوانی و ایران‌دوستی و سیاوش به‌عنوان شخصیتی اخلاقی و نمادی از خیر. در مقابل، افراسیاب هم شری است که برای نابود کردن ایران‌زمین وجود دارد.»

بنابراین، او از افراسیاب به‌عنوان تمثیل استفاده کرده‌ است: «برای اینکه بگویم خشکسالی فقط یک اتفاق طبیعی نیست و می‌تواند نتیجه سوءمدیریت هم باشد. در این معنا، افراسیاب نماد حمله و تلاشی تعمدی برای ویران‌کردن ایران است.»

تسبیحی که از سوی خانواده پدری ریشه‌هایی در کوهپایه‌های خوانسار و گلپایگان دارد، در سال ۱۴۰۰ تصمیم گرفت با موضوع آب کار کند.

او برای «افراسیاب» ۱۲ منطقه را انتخاب کرد؛ عددی که به گفته خودش، نه به‌دلیل تقدس، بلکه به‌خاطر بار معنایی و اسطوره‌ای‌اش برای او جذاب است و به آن علاقه دارد: «قرار شد پروژه در ۱۲ نقطه از ایران پیش برود؛ نقاطی که هرکدام به شکلی با بحران آب و خشکسالی درگیرند. تاکنون ده پرده از آن اجرا شده است که آخرین آن در همدان بود.»
اما انتخاب او تکرار تصویرهای آشنای بحران آب نبوده است: «همه ایران با مسئله آب مواجه است و بنابراین سراغ مکان‌هایی رفته‌ام که تنوع جغرافیایی و محیط‌زیستی‌شان بتواند بخش‌های مختلفی از هویت ایرانی را نمایندگی کند. در خوانسار، پرده‌ها را به قنات‌ها بردم و در فرم آنها دایره‌هایی شکل گرفت که یادآور چاه‌های قنات‌اند. در نایین یزد، در نقطه‌ای از مرکز ایران، پرده‌ای به‌شکل قایق ساختم؛ فرمی که در میان ماسه‌ها قرار گرفت، گویی موج‌های یک آب خشک‌شده را به یاد می‌آورد. در اصفهان، پرده‌ای را در کف خشک زاینده‌رود پهن کردم؛ شهری که هم‌زمان با مسئله آب و حتی فرونشست زمین دست‌وپنجه نرم می‌کند.»

تسبیحی پرده همدان را در مزرعه هندوانه‌ای پهن کرده که خشکسالی رمقش را گرفته است. نیروگاه‌ها در اطراف شهر و برداشت از آب‌های سطحی و زیرزمینی نیز در فرونشست منطقه نقش داشته‌اند؛ مسئله‌ای که کشاورزان هم با زبان و تجربه خود درباره آن حرف می‌زنند: «وقتی پرده را آنجا اجرا کردم، کشاورزی آمد و بدون اینکه بداند چه می‌کنم، شروع به گلایه کرد: “می‌بینی چه بلایی سر ما می‌آورند؟ این نیروگاه پدر ما را درآورده.” توضیح دادم پروژه درباره بحران آب است و او هم بیشتر از تجربه خودش از این بحران گفت.»
چنین برخوردهایی برای تسبیحی بخشی از خود پروژه است. او در بوشهر پرده‌هایی با فرم بادبان لنج اجرا کرده و می‌گوید این فرم برای مردم آن منطقه آشنا و جالب بوده است. اما یکی از تجربه‌های مهم‌ترش در جنوب و در اواخر سال ۱۴۰۴ رخ داد. زمان، زمان پس از جنگ و اتفاقات دی‌ماه بود و او برخلاف برخی کارهای دیگر، پرده را سیاه انتخاب کرده بود.
یکی از مردان عرب منطقه که کار را می‌دید، از او پرسید قرار است با این پرده چه کند: «گفتم می‌خواهم آن را مانند بیرقی در کنار نخل‌های بی‌سر آبادان و بعد به هورالعظیم ببرم. او به من گفت فرم این پرده دقیقاً یادآور پرچم‌هایی است که عرب‌های خوزستان از گذشته در مراسم عزاداری به کار می‌برده‌اند.»
تصویر به‌جای کلمه
پرده‌های «افراسیاب» ابعاد ثابتی ندارند و هرکدام متناسب با مکان و ایده‌شان شکل گرفته‌اند. بلندترین آنها ۱۰ متر طول و نیم متر عرض دارد؛ پرده‌ای شبیه به باند زخم که در گیلان اجرا شده و تنها اثری است که تسبیحی در آن از رنگ قرمز استفاده کرده است. او گیلان را با وجود همه تصویری که از سرسبزی و منابع آب آن داریم، درگیر زخمی باز می‌بیند و می‌پرسد.

با وجود این استثنا، پرده‌ها با رنگ‌های سیاه‌وسفید طراحی می‌شوند: «تلاش کرده‌ام جنبه اجتماعی کار از جنبه زیبایی‌شناسانه آن پررنگ‌تر باشد، چراکه به گمان من، جامعه امروز بیش از اندازه به دو قطب سیاه‌وسفید تقسیم شده و با دید انتقادی این رنگ را انتخاب کرده‌ام.»

انتخاب این دو رنگ، دلیل تصویری و تکنیکی هم دارد؛ قاطعیت خط سیاه بر زمینه سفید و امکان ثبت حس لحظه‌ای: «اگر پرده‌ها را کنار هم ببینیم، نوع قلم‌گذاری‌ها نیز یکسان نیستند؛ در برخی اضطراب و لرزش دست دیده می‌شود، در بعضی خشم و در برخی دیگر نوعی حرف‌زدن آرام‌تر و بی‌عصبانیت.»

در این پرده‌ها نوشته هم دیده نمی‌شود: «علاقه‌ای به استفاده از کلمه در اثر هنری ندارم. تصویر، زبانی جهانی است. از طرف دیگر، نمی‌خوام پیامش گل‌درشت و مستقیم باشد.»
تسبیحی تأکید می‌کند «افراسیاب» یک پروژه هنری صرف نیست: «پروژه‌ای است که در یک بازه پنج‌ساله، هم در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرده، هم در نگاه مخاطبان ادامه یافته و در نهایت قرار است نتیجه آن در گالری “ریشه” به نمایش درآید. این مجموعه مشخصاً برای “بیان” شکل گرفته است.»

می‌ماند دو پرده دیگر که قرار است در گوشه‌ای دیگر از این سرزمین، روایت او از خشکسالی را کامل کنند.

دوازده پرده از خشکسالی (2)

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

چرخهای که بدون زنان نمی چرخد

روایت یک فرصت فراموش‌شده در پسماند نساجی

چرخهای که بدون زنان نمی چرخد

زن، بیرون از معادلــــــه آب

در نشست «آب و اقلیم در مطالعات زنان» انجمن جامعه‌شناسی ایران مطرح شد

زن، بیرون از معادلــــــه آب

آموزش نوین بحران آب در البرز: از هوش مصنوعی تا بازیافت خلاقانه

آموزش نوین بحران آب در البرز: از هوش مصنوعی تا بازیافت خلاقانه

قواعد تازه مد در جهان گرم تر

درس‌های گردشگری پایدار برای مواجهه صنعت مد با بحران اقلیمی

قواعد تازه مد در جهان گرم تر

حیات‌وحش پشت سد نیوجرســــی

جایگزینی گاردریل‌ها با سازه‌های بتنی، موجب اعتراض حامیان محیط‌زیست شده است

حیات‌وحش پشت سد نیوجرســــی

صد و بیست و سه نامه دلتنگی

نامه‌های عاشقانه ادیب جان‌سِوِر، شاعر برجسته ترک، به فارسی منتشر شد

صد و بیست و سه نامه دلتنگی

پهلوان دیــــــو  را نکُشت

بازخوانی جهان عروسکی «بهرام بیضایی» با صدای پنج نوجوان

پهلوان دیــــــو را نکُشت

مرهم زخم‌های داغ

جراحان پلاستیک داوطلبانه وارد درمان بیماران دچار سوختگی می‌شوند

مرهم زخم‌های داغ

هشدار درباره وضعیت ذخایر سدهای ایران؛ ۳۰ درصد ظرفیت همچنان خالی است

هشدار درباره وضعیت ذخایر سدهای ایران؛ ۳۰ درصد ظرفیت همچنان خالی است

تحول اقلیمی در صنعت ساختمان تا هشدارهای ایمنی و محیط‌زیستی در کرمان و کشور

مروری بر شماره ۳۴۷۴ روزنامه «پیام ما»

تحول اقلیمی در صنعت ساختمان تا هشدارهای ایمنی و محیط‌زیستی در کرمان و کشور