ما همان اشتباهی را می‌کنیم که دیگران کردند





ما همان اشتباهی را می‌کنیم که دیگران کردند

۸ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۲۶

وقتی زمین فرو می‌رود، کشورها معمولاً دیر می‌فهمند. ایران هم دارد دیر می‌فهمد. با این تفاوت که وقت کمتری دارد. چند سال پیش، یک کشاورز در دشت‌های جنوب تهران به رسانه‌ای گفته بود که زمینش دارد «خودش را می‌خورد». ترک‌هایی پهن‌تر از کف دست، دیواری که هر سال چند سانتی‌متر بیشتر کج می‌شود. او فکر می‌کرد مشکل از چاه همسایه است. مشکل از چاه همسایه نبود. مشکل این بود که دشت زیر پایش داشت خالی می‌شد و این داستان فقط قصه او نبود.

فرونشست زمین در ایران دیگر یک خطر برای آینده نیست. اتفاق دارد می‌افتد. آبخوان‌ها خالی می‌شوند، رس‌های زیرزمینی فشرده می‌شوند و زمینی که روزی ظرفیت ذخیره آب داشت، برای همیشه آن ظرفیت را از دست می‌دهد. گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در این رابطه ( در شماره روز گذشته مفصل به آن پرداختیم) تجربه ۱۰ کشور جهان را بررسی کرده تا ببیند این مسیر را دیگران پیش‌تر رفته‌اند یا نه. نتیجه این بود که رفته‌اند و بیشترشان دیر فهمیدند.

توکیو در دهه ۶۰ میلادی، روزانه یک‌ونیم میلیون مترمکعب آب زیرزمینی برمی‌داشت. زمین با سرعت ۲۴ سانتی‌متر در سال فرو می‌رفت. ژاپن سرانجام دست‌به‌کار شد. ممنوعیت برداشت صنعتی، خطوط انتقال آب سطحی، کنتور اجباری برای هر چاه و تغذیه مصنوعی آبخوان. دهه‌ها طول کشید، اما نرخ فرونشست به یک سانتی‌متر در سال رسید. شانگهای از ۱۹۲۱ تا ۱۹۶۵ نزدیک به سه متر نشست تجمعی تجربه کرد، پیش از آنکه چین آیین‌نامه جدی بنویسد. کالیفرنیا قانون گذاشت. وقتی دره سن‌واکین ۶۰ سانتی‌متر در سال داشت فرو می‌رفت. ایتالیا پمپاژ صنعتی را ممنوع کرد؛ وقتی ونیز داشت زیر آب می‌رفت. الگو همه‌جا یکسان است. اول انکار، بعد بحران، سپس اصلاح.

تایلند در ۱۹۸۴ هر مترمکعب آب زیرزمینی را ۳۵ دلار قیمت گذاشت. در ۲۰۰۴ این رقم به نزدیک ۳۰۰ دلار رسید. پمپاژ افت کرد. هند نشان داد که کاهش ۱۰ درصدی یارانه آب، برداشت را ۴.۵ درصد پایین می‌آورد. مکزیک یارانه برق پمپ‌ها را قطع کرد. پمپاژ ۱۵ درصد کم شد. استرالیا بازار رسمی حقابه راه انداخت. سقف برداشت، کنتور دیجیتال و حقابه‌ای که می‌شد خرید و فروخت. جاکارتا هر مجوز ساختمانی جدید را مشروط به ساخت چاه نفوذی کرد. فرانسه در منطقه لورن نشان داد که حتی مالیات محلی هدفمند، بدون سیاست ملی یکپارچه، می‌تواند اثرگذار باشد.

ایران اما مسیر دیگری رفته است. یارانه انرژی، پمپاژ را ارزان نگه می‌دارد. چاه‌های جدید برای جبران کمبود حفر می‌شوند. گزارش، این پدیده را «پارادوکس جونز» می‌نامد. تأمین بیشتر آب بدون کنترل مصرف، مصرف را بیشتر می‌کند. آمریکا، هند و عربستان هم در مقطعی همین اشتباه را کردند و بهایش را پرداختند.

آن کشاورز جنوب تهران احتمالاً هنوز نمی‌داند اسم دقیق مشکل زمینش چیست. اما فرقی نمی‌کند. فرونشست منتظر نمی‌ماند تا همه بفهمند. برخی آبخوان‌های ایران دیگر قابل بازگشت نیستند. رس‌های فشرده‌شده ظرفیت ذخیره خود را برای همیشه از دست داده‌اند. تفاوت ایران با توکیو ۱۹۶۸ این است که آن‌ها وقت داشتند. تجربه جهان یک چیز را با صراحت نشان می‌دهد. اصلاح دیرهنگام ممکن است، اما هزینه‌اش را نسل‌های بعد می‌پردازند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما