در «سرچهان»، تکه‌ای از وجودم سوخت





در «سرچهان»، تکه‌ای از وجودم سوخت

۶ تیر ۱۴۰۵، ۲۲:۱۳

سال‌هایی که زمستان پربارش‌تری را پشت سر می‌گذاریم، طبیعت در بهار جانی دوباره می‌گیرد. رویش فراوان گیاهان، سرسبزی دشت‌ها و مراتع و افزایش منابع آبی، خبر خوبی برای کشاورزان، دامداران و دوستداران طبیعت است. اما همین نعمت در تابستان می‌تواند به تهدیدی جدی تبدیل شود؛ پوشش گیاهی انبوهی که در بهار رشد کرده، در ماه‌های گرم به سوختی آماده برای گسترش آتش‌سوزی‌ها بدل می‌شود.

آتش‌سوزی‌های طبیعت در ایران عمدتاً منشأ انسانی دارند. یک آتش خاموش‌نشده پس از گردش در طبیعت، بی‌احتیاطی هنگام تهیه غذا یا حتی آتش‌افروزی‌های عمدی، می‌تواند در مدت کوتاهی بخشی از پوشش گیاهی را نابود کند؛ پوششی که گاه سال‌ها زمان برای شکل‌گیری آن صرف شده است.

چندی پیش شاهد آتش‌سوزی در نزدیکی شهر حسامی در شهرستان سرچهان بودم. خوشبختانه محل شروع حریق در منطقه‌ای بوته‌ای قرار داشت و همین موضوع مهار آن را آسان‌تر کرد. حضور نیروهای آتش‌نشانی، منابع طبیعی، محیط زیست و مهم‌تر از همه، مردم محلی باعث شد با وجود وزش باد شدید، آتش به مناطق وسیع‌تر سرایت نکند.

تا پیش از این، هر بار خبر آتش‌سوزی در جنگل‌ها و مراتع را می‌شنیدم، احساس ناراحتی و نگرانی می‌کردم. اما حضور در صحنه آتش‌سوزی حسامی تجربه‌ای متفاوت بود. از دور، آتش‌سوزی یک خبر تلخ است؛ اما از نزدیک، ماجرا شکل دیگری پیدا می‌کند. وقتی شعله‌ها را می‌بینی که پیش رویت پیشروی می‌کنند و می‌دانی هر بوته و درختی که می‌سوزد، حاصل سال‌ها رشد در این سرزمین کم‌آب است، احساس می‌کنی بخشی از وجودت همراه با آن طبیعت در حال سوختن است. این حسی بود که در حسامی تجربه کردم و درک آن بدون حضور در میدان دشوار است.

در کنار تلخی این صحنه‌ها، آنچه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، همدلی مردم بود. افراد بسیاری با امکانات شخصی خود برای کمک به محل حادثه آمده بودند. برخی بیل به دست داشتند، برخی با شاخه درختان تلاش می‌کردند شعله‌ها را مهار کنند و برخی دیگر برای پشتیبانی نیروها آمده بودند. این صحنه‌ها نشان می‌دهد که مردم برای حفاظت از طبیعت، انگیزه و احساس مسئولیت دارند.

اما در کنار این نقطه قوت، یک ضعف جدی نیز دیده می‌شد؛ نبود سازوکاری مشخص برای سازماندهی نیروهای مردمی. در بسیاری از مواقع، افراد داوطلب نمی‌دانند دقیقاً چه کاری باید انجام دهند و چگونه می‌توانند به شکل مؤثر و ایمن کمک کنند. این موضوع هم از اثربخشی عملیات می‌کاهد و هم می‌تواند جان داوطلبان را به خطر بیندازد.

در دقایق ابتدایی هر آتش‌سوزی، که مهم‌ترین زمان برای مهار حریق است، وجود تیم‌های آموزش‌دیده واکنش سریع در روستاها و شهرهای مجاور مناطق طبیعی می‌تواند نقشی تعیین‌کننده داشته باشد. با این حال، در بسیاری از مناطق چنین تیم‌هایی وجود ندارند و آموزش‌های لازم نیز ارائه نشده است. کمبود تجهیزات اولیه مانند آتش‌کوب، بیل، دمنده و تجهیزات ایمنی نیز مشکلی است که بارها مشاهده شده است.
تجربه حسامی نشان داد که بزرگ‌ترین سرمایه حفاظت از طبیعت، مردم هستند؛ مردمی که بدون چشمداشت برای دفاع از سرزمین خود به میدان می‌آیند. اما این سرمایه ارزشمند، بدون آموزش، تجهیزات و سازماندهی کافی نمی‌تواند به حداکثر توان خود برسد. اگر می‌خواهیم هر تابستان شاهد تکرار چنین حوادثی نباشیم، باید در کنار قدردانی از این مشارکت مردمی، برای آموزش، تجهیز و سازماندهی آن نیز چاره‌ای بیندیشیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما