بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
پادکست خبری ۱۵ شهریور
یک قدم تا مصالحه
یک خبر، هنرمندانی را که در سالهای گذشته با عنوان «برگزاری نمایشگاه دائمی» یا «تأسیس موزه» برای سهراب سپهری و فروغ فرخزاد آثارشان را به ستاد بزرگداشت این دو چهره فرهنگی اهدا کرده بودند یا به امانت داده بودند، امیدوار کرده است. این هنرمندان میگویند با هدف نمایش دائمی یا تشکیل موزه آثارشان را به «علیرضا عزیزی» که خود را مدیر و مؤسس این ستاد معرفی کرده، هدیه دادهاند و قراری بر فروش آنها نبوده است، اما در آنسوی ماجرا نهتنها خبری از تأسیس موزه نیست، بلکه بهگفته عزیزی، آثار به شخص او اهدا شدهاند. حالا در تازهترین واکنش بعد از اعتراض جمعی و ماهها انتظار، دبیر کارگروه حقوقی معاونت امور هنری وزارت ارشاد به هنرمندان اطلاع داده که عزیزی موافقت خود را برای کلیات سازوکار پیشنهادی این کارگروه اعلام کرده است.
جانش بگرفتند و بر پیکرش پایکوبی کردند
تصور کنید رودخانهای که قرنها مظهر حیات، شادی و خاطرههای جمعی مردم یک سرزمین بوده، امروز بستر خشکیدهاش میزبان جشن و موسیقی شود. این تصویر قرار است در اصفهان به واقعیت تبدیل شود؛ جایی که شهرداری این شهر بزرگترین جشن خود را در دل بستر بیآب زایندهرود، درست مقابل پل تاریخی خواجو، برنامهریزی کرده است. تصمیمی که بیش از آنکه شادی بیافریند، نگرانی و اعتراض گسترده فعالان میراثفرهنگی و محیطزیست را برانگیخته و پرسشهای جدی درباره رویکرد مدیران شهری در قبال میراث تاریخی و بحران آب مطرح کرده است.
تسهیلگر یا ناکارآمد؟
|پیام ما| وقتی اشتباه به عادت تبدیل میشود، عذرخواهی دیگر نشانه مسئولیتپذیری نیست، بلکه اعترافی بیاثر به تکرار است. در روزهای اخیر لغو کنسرت خیابانی «همایون شجریان» در میدان «آزادی» حاشیهساز شد و شهرداری تهران در حالی از برگزاری کنسرت در ورزشگاه آزادی خبر میداد که نه موافقتی از سوی شجریان وجود داشت و نه وزارت ارشاد پاسخگوی این ناهماهنگی بود. درنهایت ۴۸ ساعت بعد از این حواشی طول کشید تا «نادره رضایی»، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد، بهدلیل لغو این کنسرت از مردم عذرخواهی کند و بابت این موضوع توضیح دهد؛ عذرخواهیای که یادآور اقدامات و تصمیمات اخیر این معاونت در برنامههایی مانند فستیوال کوچه یا جشنواره موسیقی فجر است که نقش تسهیلگری آن را در سایه برده.
پادکست خبری ۱۳ شهریور
شاپور شهبازی و کشف لایههای اندیشه تمدنی
«شاپور» تختجمشید
|پیام ما| پیش از او تاریخ هخامنشیان را دانشمندانی چون «اریک اشمیت»، «رومن گیرشمن»، «ارنست هرتسفلد» و دیگران روایت میکردند. آنها که نتایج مطالعاتشان در مجلات علمی معتبر جهان منتشر میشد و حق کاوش در تختجمشید و دیگر محوطههای باستانی ایران را داشتند. «علیرضا شاپور شهبازی» اما این معادله چندینساله را تغییر داد. او نخستین ایرانیای بود که مقالاتش درباره سرزمین مادری و تاریخ هخامنشیان در مجلات معتبری چون مجله تاریخ باستان آمریکا منتشر شد. آنقدر در این راه استمرار و همت داشت که بعد از درگذشتش «ریچارد فرای»، ایرانشناس برجسته آمریکایی، او را بهترین نویسنده تاریخ هخامنشی نهتنها در ایران بلکه در دنیا معرفی کرده بود. امروز زادروز مردی است که تاریخ ایران باستان را بهگونهای دیگر برای جهانیان و ایرانیان روایت کرد. مردی که تا آخرین سالهای عمر به هویت ایران و تاریخ ارزشمندش وفادار بود و برای معرفی آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.
پادکست خبری۱۲ شهریور
پادکست خبری ۱۱ شهریور
ایران بیموزه
میخواست با دستهای خودش تابلوها را روی دیوار موزه نصب کند. این رؤیا آنقدر برایش شیرین بود که سالها برای تحققش تلاش کرد. از خانه پاریس گذشت تا سرمایهای جور کند برای ساخت موزه، از فروش تابلوهایش چشم پوشید تا روزی خستگی یک عمر تلاش را با دیدنشان روی دیوار آن به در کند. میخواست موزهاش جایی باشد برای آشنایی با هنر معاصر و تا آخرین روزهای حیات از این خواسته چشم نپوشید. او میدانست تحقق این هدف چه خدمتی به فرهنگ این سرزمین میکند. بهدنبال نمایش آثارش نبود، نگاهش فراتر از اینها بود: «باید زنده باشم تا آن مرکز فرهنگی که آرزو دارم را ایجاد کنم؛ مرکز تبادل فرهنگی ایران با کشورهای دیگر باشد.» امروز زادروز «ایران درودی» است. زنی که نومیدی را نمیشناخت، اما آنقدر عشق و سخاوتش را نادیده گرفتند و وعدههای بیسرانجام به او دادند که بالاخره مرگ سر رسید و آرزوی موزه را به دل «ایران» گذاشت. هرچند دوستانش به رؤیای او وفادار ماندهاند و هنوز نامهنگاریها و پیگیریهایشان ادامه دارد، اما بیتوجهیها و تنگنظریها هم به قوت خود باقیاند. «تکتم نعیمی»، مدیرعامل و «محمدرضا کارگر»، نایبرئیس هیئتمدیره «مؤسسه ایراندخت درودی» در گفتوگو با «پیام ما» از آخرین وضعیت موزه ایران درودی گفتهاند و تلاشی که چهارسال بعد از درگذشت او همچنان ادامه دارد.
