بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ

پارادوکسِ خلاقیت و میراث‌فرهنگی

بازخوانی طنزآمیزِ شاهنامه

خشم به‌جای نقد در ماجرای شاهنامه!

طنزفروشی یا فردوسی‌ستیزی؟

|پیام ما| انتشار ویدئویی از اجرای «زینب موسوی» و شوخی او با شاهنامه، واکنش‌های گسترده و متنوعی را در فضای عمومی و رسانه‌ای برانگیخت. منتقدان این اجرا، با تأکید بر جایگاه شاهنامه و فردوسی به‌عنوان نمادهای هویت فرهنگی و ملی، محتوای طنز را توهین‌آمیز و فاقد درک تاریخی دانستند و آن را مصداق عبور از مرزهای اخلاقی و فرهنگی ارزیابی کردند. در مقابل، گروهی دیگر این حساسیت‌ها را نوعی برخورد سلبی با آزادی بیان تلقی کردند و معتقدند طنز، اگر هم تند و نامتعارف باشد، باید بتواند بدون ترس، به نقد یا شوخی با مفاهیم مختلف بپردازد و اعلام جرم دادستانی تهران علیه این کمدین جلوی آزادی بیان را می‌گیرد. این دوگانه‌ تفسیری، بار دیگر مرز مبهم میان حرمت‌گذاری به میراث فرهنگی و حق بیان آزاد در جامعه ایران را به چالش کشیده است.

تجلیل از مفاخر میراث‌فرهنگی با حضور اهالی سینما و سیاست

اشکفت سلمان زیر تیغ شهرداری

محوطه‌های باستانی و آثار تاریخی شهرستان ایذه در خوزستان در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار دارند. فعالان میراث‌فرهنگی و مردم فرهنگ‌دوست ایذه از سال ۲۰۰۷ چشم به راه تهیه و ارائه پرونده ثبت جهانی این شهر هستند، اما تعرض و تخریب عرصه محوطه ۳۲۰۰ساله اشکفت سلمان توسط شهرداری ایذه، یادآور بی‌پناهی میراث‌فرهنگی در برابر بیل‌های مکانیکی و لودرهای تخریبگر است. با این روند تخریب گسترده و تعرض‌های مکرر شهرداری به تپه‌ها، محوطه‌ها و بناهای تاریخی ایذه، تحقق ثبت جهانی آن بیش‌ازپیش دور از دسترس به‌نظر می‌رسد.

پادکست خبری ۰۶ شهریور

پادکست خبری ۰۵ شهریور

افول فرهنگ

گروه‌های مرجع در هر جامعه‌ای از جمله گروه‌های مهمی هستند که افراد جامعه رفتارها و هنجارهای خود را با این گروه‌های مرجع تنظیم می‌کنند و سعی دارند از آنها الگوبرداری کنند. به‌گفته «سید عباس صالحی»، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ارتباط جامعه ایرانی با گروه‌های مرجع روبه‌ افول گذاشته است که این امر می‌تواند آسیب‌زا باشد. این درحالی‌است که دلایل بی‌شماری، از جمله سیاست‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت مسئولان فرهنگی، موجب کاهش ارتباط افراد با این گروه‌ها شده است.

پادکست خبری ۰۴ شهریور

مهمانی موریانه‌ها در قلعه قجری

|پیام ما| موریانه‌ها از درون پوکش کرده‌اند. چوب‌های سقف و درهای چوبی خوراک موریانه‌ها و سوسک‌های چوبخوار شده است. هر از گاهی سقف یکی از اتاق‌ها تسلیم شده و فرو می‌ریزد و کف یکی از اتاق‌ها به‌دست حفاران غیرمجاز سوراخ می‌شود. دیوارها را رطوبت سست کرده و احوال قلعه خوش نیست. سخن از قلعه‌ای باشکوه است در ساحل خلیج‌فارس، جایی که روزگاری بزرگترین معاملات تجاری را به خود دیده است و میزبان افراد مهمی بوده. «قلعه خاندان مرزوقی» یا «قلعه مغویه» از آن‌همه شکوه و رونق، حالا نشان چندانی ندارد. سیمان‌هایی که به ازاره و گچ‌هایی که بر تن دیوارها کشیده‌اند، نفسش را بریده و باعث شده رطوبت تا عمق جانش نفوذ کند. برخی می‌گویند این اشتباهات به زمانی برمی‌گردد که قرار بود لوکیشن فیلم «کشتی آنجلیکا» شود. برخی هم مرمت‌های غیراصولی در سال‌های اخیر را عامل این‌همه آسیب و نفوذ رطوبت به جان بنا می‌دانند. مسئولان محلی می‌گویند می‌خواهند عمارت را نجات دهند، اما اعتبارات یک در میان می‌رسد و آنچه می‌رسد، کفاف کار اساسی برای مرمت را نمی‌دهد. همین گاه‌به‌گاهی اعتبارات بیشتر به بنا آسیب زده و باعث شده بیش از آنکه نجات پیدا کند، از مرمت مقطعی آسیب ببیند و به‌تدریج تخریب شود. از طرفی بنا قابل واگذاری به سرمایه‌گذار نیست، چون مالک شخصی دارد و ورثه هنوز رضایت نداده‌اند که ملک اجدادی‌شان احیا شود. همین است که عمارت باشکوه مرزوقی‌ها از درون در حال فرو ریختن است.