بایگانی مطالب: آثارباستانی
مرمت تاریخ را به او سپردند، اما حقوقش را ندادند
|پیام ما| مرمت بناهای تاریخی در ایران مدتهاست که تبدیل به بحرانی جدی شده. کمتر اثر تاریخی و باستانی وجود دارد که مرمت آن بهشکل اصولی و زیر نظر متخصصان انجام شود. اغلب پروژههای مرمتی در مناقصه به پیمانکارانی که نگاه پروژه عمرانی به مرمت آثار دارند، واگذار میشود. در همین شرایط هستند استادکارانی که با تجربه و تخصص حاضرند اثری را مرمت کنند، اما ساختار میراث فرهنگی ترجیح میدهد با روال پیمانکاری مرمتها را پیش ببرد و با اساتیدی که دلسوزانه پای کار آمدهاند، خوب تا نمیکند. یکی از اساتید برجسته مرمت سنگ به «پیام ما» درباره بدعهدیها در پروژه اخیر مرمتش میگوید. او تخصص و کارنامه درخشانی در زمینه مرمت سنگ دارد و سال گذشته مرمت کهنترین نگارکند عیلامی را در شهرستان «رستم» به پایان رسانده، اما هنوز دستمزد خود و تیمش را بهطور کامل از ادارهکل میراثفرهنگی فارس دریافت نکرده است.
کشف «نبرد هرکول و مار هیدرا» در زاگرس
در بررسیهای باستانشناسی در ارتفاعات زاگرس، «نگارکند منار، نویافتهای الیمایی» مشاهده شد. این نگارکند با محتوایی متفاوت از سایر نگارکندهای الیمایی که تأثير سنت هلنی در آن آشکار است؛ بيانگر مذهب و اعتقادات اليماییهاست که در بلندیهای کوه منار در حوزه زاگرس مرکزی شناسايی شده است.
دعوا بر سر «کلو»
قرار است در حریم آبانبار تاریخی «کلَو»، آخرین بازمانده از آثار صفوی در جنوب فارس، راهی ارتباطی احداث شود. این طرح از دو سال پیش یکی از موضوعات چالشبرانگیز در بین دوستداران میراثفرهنگی است، اما موضوع دیگر، اختلاف بر سر مالکیت کلو میان اداره اوقاف و مالک خصوصی است. این اختلافات درحالیاست که طبق پیگیریهای «پیام ما» ثبت آبانبار کلو در فهرست میراث ملی کشور، در مراحل نهایی است.
چالشهای حفاظت از بافتهای تاریخی
خطر محو شدن شواهد تاریخی «کمرزرین»
در شرایطی که هر لحظه امکان آغاز بارندگیهای پاییزی در اصفهان وجود دارد، محوطه فاز دوم کاوشهای کمرزرین در وضعیتی قرار گرفته که میتوان آن را «مرز باران و نابودی» توصیف کرد. لایههای خشتی و اندودهای چندصدساله این محوطه که تازه از دل خاک بیرون آمدهاند، اکنون بدون هیچ پوشش حفاظتی در برابر نخستین بارش قرار گرفتهاند؛ بارشی که حتی اگر خفیف باشد، میتواند بخشهایی از معماری کشفشده را بشوید، لایههای تاریخی را مخدوش و دادههایی را که پس از قرنها آشکار شدهاند، برای همیشه از دسترس پژوهشگران خارج کند. این درحالیاست که روند طولانی و پیچیده اداری هنوز اجازه نداده پوشش موقت، که نخستین و ضروریترین اقدام حفاظتی است، بر فراز محوطه نصب شود.
بازار طلا؛ خنجری بر شاهرگ عودلاجان
|پیام ما| تخلف آشکار سازندگان «مرویسنتر» در حریم کاخ گلستان آن هم با مجوز اداره میراث تهران همچنان محل مناقشه و هراس دوستداران میراثفرهنگی است که این روزها خبرهای جدیدی از محله تاریخی عودلاجان میرسد. این محله هم در معرض تهدید پروژههایی است که قرار است در کنار مرویسنتر اجرا شوند. پروژههایی مانند بازار طلا که میتوانند بخش عمده بافت این محله را نابود کنند. به ویژه اینکه هنوز حریم مصوب شده بخشی از این محله از سوی میراث فرهنگی ابلاغ نشده و حریم بخش دیگر آن نیز هنوز مصوب نشده است. در همین حال، مدیران میراث استان تهران برخلاف قوانین، پاسخ استعلامات پروژههای عمرانی را بدون توجه به ضوابط حریم این محله داده و مجوزهایی را هم صادر کردهاند. درحالیکه براساس قانون، از زمان تصویب حریم یک اثر در شورای حریم تا زمان ابلاغ ضوابط آن توسط وزارت میراث، استان مجاز به پاسخگویی به هیچگونه استعلامی نیست.
جامعه دیگر این بیادبیها را برنمیتابد
بهبهانه انتشار تصاویر توهینآمیز یک مسابقه تلویزیونی
«بازمانده» بازنده شد
|پیام ما| قرار است برای بقا بجنگند. در بخشی از این تلاش برای بقا باید سیبل پازلی را تخریب کنند. عبورشان از این مرحله در گرو تخریب پازلی است که یکی از شناختهشدهترین نمادهای ایران بر آن نقش بسته است؛ «گریفین یا شیردال» و «درفش کاویانی». شرکتکننده با پرتاب سنگ به این نقش، امتیاز ورود به مرحله بعد را کسب میکند. انتشار همین چند ثانیه از یک مسابقه تلویزیونی واکنشهای گستردهای در شبکههای اجتماعی داشت. این تصاویر توهینآمیز به نمادهای فرهنگی و تاریخی ایران اما اتفاقی ثبت نشدهاند. تصاویر بعدی که تولیدکنندگان منتشر کردهاند، نشان میدهد این نمادها تم اصلی طراحی صحنه این مسابقه هستند. آنطورکه تولیدکنندگان میگویند: «بازمانده مملو از نشانهها و نمادهای هویت ایرانی است؛ از نام تیمها (مادها و پارسها) تا معماری «محکمه»، پرچمهای اطراف زمین و نقشهای روی سازهها» پس برای طراحی این مسابقه مدتها فکر شده و تمام مراحل آن از ممیزیهای مختلف عبور کرده است. درنتیجه، نمیتوان بخش سنگپرانی به این نمادها را اتفاقی و یا سهلانگارانه خواند.
همه آنچه در شوش نیست، در لوور هست
مستند «دیولافوا» روایتگر یکی از حساسترین و پرچالشترین دورههای تاریخ شوش است؛ زمانی که ناآگاهی، نبود نظارت و آزمندی کاوشگران خارجی، راه را برای خروج بخشی از میراث ایران گشود. این روایت به کارگردانی «پژمان مظاهریپور» نشان میدهد چگونه تپههای شوش زیر پتکهای مخرب، غارت شد و آثار بهدستآمده اکنون در موزه لوور فرانسه نگهداری میشوند.
قانون روی کاغذ؛ تخریب در میدان
در سالهای اخیر، شمار تخریبها و تعرضها به عرصه و حریم آثار تاریخی کشور، بهویژه در استانهایی چون اصفهان، فارس، خوزستان و کرمان، رشد نگرانکنندهای داشته است. براساس دادههای غیررسمی منتشرشده از سوی کارشناسان حقوقی و پژوهشگران میراثفرهنگی، تنها در بازه پنجساله اخیر بیش از هزار مورد تخلف در قالب ساختوساز غیرمجاز، حفاری غیرقانونی و تعرض به حریم آثار ملی به ثبت رسیده؛ آماری که تنها بخش آشکار ماجراست و بخش بزرگی از این تخلفات، هرگز گزارش یا پیگیری قضائی نمیشوند. این در شرایطی است که ایران از سال ۱۳۰۹ تاکنون یکی از جامعترین نمونه قوانین در زمینه میراثفرهنگی را در منطقه داشته است. هر چند این قانون نتوانسته در طول زمان به روزرسانی شود اما سوال اینجاست آیا مشکل از ضعف قانون است یا از ناتوانی نهادهای متولی در اجرای آن؟ گزارش پیش رو با واکاوی این موضوع از دید کارشناسان و صاحبنظران، میکوشد تصویری روشن از نسبت میان قانون، اجرا و اراده در نظام حقوقی حفاظت از آثار تاریخی ایران ارائه دهد.
