بایگانی مطالب: گردشگری

از نمایش‌ تبلیغاتی تا واقعیت‌ صادراتی

صنایع‌دستی ایران یکی از اصیل‌ترین و ارزشمندترین جلوه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی است. ریشه‌های این هنر کهن در دل تاریخ هزاران‌ساله ایران زمین تنیده شده و هر رشته آن روایتگر بخشی از سبک زندگی، باورها، اقلیم و ذوق هنری مردمانی است که در گوشه‌گوشه این سرزمین زیست می‌کنند. از قالیبافی خراسان تا گلیم کرمان، از خاتم شیراز تا میناکاری اصفهان، هر اثر صنایع‌دستی گویای پیوند عمیق ایرانیان با زیبایی، مهارت و معناست. با وجود چنین ظرفیت شگفت‌انگیزی، این هنر-صنعت در دهه‌های اخیر با چالش‌های متعددی روبه‌رو بوده است. هنرمندانی که عمر خود را صرف حفظ و توسعه این میراث گران‌بها کرده‌اند، اغلب در تنگنای معیشتی، نبود بیمه، کاهش حمایت‌های دولتی، ناتوانی در بازاریابی و صادرات و افت کیفیت برگزاری نمایشگاه‌ها، در انزوا و فراموشی قرار گرفته‌اند. از سویی دیگر، سیاستگذاری‌های کلان در این حوزه با ناپایداری، سردرگمی و نداشتن چشم‌انداز بلندمدت همراه است و موجب شده بسیاری از ظرفیت‌های بالقوه صنایع‌دستی کشور بالفعل نشود. در دل کارگاه‌های کوچک، خانه‌های قدیمی و دستان پینه‌بسته هنرمندان، هنوز صدای نفس‌های آخر این گنجینه کهن شنیده می‌شود. دغدغه‌ و مطالبه واقعی هنرمندان صنایع‌دستی چیزی جز دیدن و شنیده شدن رنجی که برای زنده نگه‌داشتن هنرشان متحمل می‌شوند، نیست. احیای این هنر، تنها وظیفه‌ای فرهنگی نیست، بلکه مسیری برای توسعه پایدار، عدالت اقتصادی و هویت‌سازی ملی است.

مدعیان بلاتکلیف آرامگاه «رازی»

از قرن چهارم هجری تا همین چند سال پیش مزار رازی یک راز تاریخی بود. در کتاب‌ها گمانه‌هایی درباره آن مطرح می‌شد، اما همه تنها حدس‌هایی بود که استناد چندانی به تاریخ نداشت. مطالعات پژوهشگران اما در اواخر دهه نود گمانه جدی‌تری را مطرح کرد مبنی‌بر اینکه با توجه به قرارگیری بیمارستان قدیم ری در محدوده روستای فیروزآباد و ثبت اسنادی درباره طبابت رازی در این بیمارستان و موارد دیگر، احتمال فراوانی وجود دارد که او را در نزدیکی امامزاده این روستا که گورستان قدیمی این منطقه بوده، به خاک سپرده باشند. همان روزها سخن از ساخت یک بنای آرامگاهی در فیروزآباد و تأسیس بنیادی به‌نام رازی مطرح شد. قرار بود برای طراحی این بنا فراخوانی ملی داده شود و بودجه خاصی برای آن در نظر گرفته شود. حالا چندسالی از آن وعده‌ها و حرف‌ها گذشته. زمین سه هکتاری که قرار بود محل ساخت یادمان باشد، مدعیانی پیدا کرده و شورای روستا را مجبور به محصور کردن محدوده زمین کرده است. دولت سیزدهم دستور مسکوت ماندن طرح ساخت آن را داد و تا به امروز هم این طرح مسکوت مانده است. محلی‌ها روی این طرح حساب باز کرده‌اند و برخی مسئولان محلی نیز پیگیر این طرح هستند، اما سال‌هاست که طرح همچنان معطل مانده است.

گردشگری با نوای موسیقی

زیر آسمان پرستاره ساحل کنگان، ملودی‌های کهن صیادان با ریتم موج‌ها یکی می‌شود. در چابهار، نغمه‌های گواتی زیر نور ماه، قصه‌های اساطیری را زنده می‌کنند. آواهایی که انگار از دل دریا و خاک جنوب برخاسته. این موسیقی، قلب تپنده فرهنگ جنوب ایران است که هر گردشگر را به خلیج‌فارس می‌کشاند. رضا عابدیان، پژوهشگر موسیقی نواحی از پتانسیل این نغمه‌ها برای جذب گردشگر می‌گوید. او که درباره گنجینه موسیقی نواحی ایران مطالعات زیادی دارد، معتقد است که این موسیقی‌ می‌تواند جنوب ایران را به مقصدی فرهنگی در نقشه جهانی گردشگری بدل کند. با این وجود، به اعتقاد او نبود حمایت کافی و کم‌توجهی به فستیوال‌هایی مثل «کوچه»، این فرصت را به حاشیه برده است. عابدیان تأکید می‌کند که با آموزش، پشتیبانی از هنرمندان و تقویت رویدادهای موسیقایی، می‌توان این گنج فرهنگی را به ویترینی برای جذب گردشگران تبدیل کرد.

رقص ملودی‌ها در آغوش دریا

صدای نی‌انبان از ساحل بندرعباس بلند می‌شود و ریتم یزله در کوچه‌های بوشهر جان می‌گیرد. در جزیره قشم، آواهای آیین زار، حکایت مراودات تاریخی این سرزمین را بازگو می‌کنند. اینجا در ساحل خلیج‌فارس، جایی که موج‌ها با آفتاب داغ هم‌‌صدا می‌شود، موسیقی جریان دارد که روایتگر زندگی‌ست؛ حکایت‌هایی از سفرهای ملوانان، آوازهایی برای شفا و آرامش و ردپایی از فرهنگ‌های دوردست که به دل این خاک راه یافته‌اند. این موسیقی فقط نغمه نیست؛ حافظهٔ یک سرزمین است. گذشته را به آینده پیوند می‌زند و در دل هر ضرب‌آهنگش، ردپای هویت و استقامت مردمانی دیده می‌شود که حتی در طوفانِ زمان، صدایشان خاموش نشده است. سید فواد توحیدی، پژوهشگر و نوازنده موسیقی نواحی در گفت‌وگو با «پیام ما» از چگونگی شکل‌گیری این نغمه‌ها گفته است؛ اینکه چطور اقلیم و فرهنگ بر شکل‌گیری موسیقی نواحی جنوب ایران تاثیر گذاشته. به اعتقاد او، در روزگار تسلط موسیقی پاپ و نفوذ فضای مجازی باید مراقب بود که این گنجینه بومی در خطر فراموشی قرار نگیرد.

گردشگری در خلیج فارس فرصت یا تهدید؟

سفره‌های رنگارنگ اهالی جنوب

شیرینی خرما، تندی فلفل و بوی ماهی، روح فرهنگ غذایی جنوب ایران را شکل می‌دهند. اینجا قهوه را با آیینی خاص دم می‌کنند و خرما همدم همیشگی سفره‌‌ها است. خلیج‌فارس با هوای شرجی و هرم گرمایش چنان تأثیری در سبک غذایی مردم این منطقه داشته که هر لقمه، قصه‌ای از نخلستان و دریا را روایت می‌کند. به بهانه روز ملی خلیج‌فارس و برای کشف رازهای فرهنگ غذایی این منطقه، با سهراب دریابندری، مترجم، مستندساز و دستیار نجف دریابندری و فهیمه راستکار در کتاب مستطاب آشپزی گفت‌وگو کرده‌ایم. او در این گفت‌وگو از تجربه سفر به سفره‌های مردم جنوب ایران گفته است.

گردشگری پایدار؛ رویای دور

در سواحل خلیج‌فارس، جایی که جنگل‌های حرا و جزایر مرجانی داستانی از زیبایی طبیعت روایت می‌کنند، گردشگری انبوه سایه‌ای بر این اکوسیستم انداخته است. خلیج فارس با پتانسیل‌های بی‌نظیر در حوزه گردشگری، در حال حاضر با خطرات ناشی از گردشگری ناپایدار و انبوه مواجه است که آینده‌اش را تهدید می‌کند. محدثه گرمابدری، فعال گردشگری، مدرس و جهانگرد، به جزئیات این خطرات پرداخته و بر لزوم تغییر رویکردها در صنعت گردشگری ایران تأکید دارد. او از اهمیت نگاهی نو به توسعه گردشگری در نقاطی چون جزیره قشم سخن می‌گوید، جایی که درگذشته‌ای نه‌چندان دور به لحاظ زیست‌محیطی و فرهنگی، محلی امن و بکر محسوب می‌شد.

توسعه‌ای بی‌جهت، مدیریتی بی‌نقشه

توسعه ناپایدار گردشگری در حاشیه خلیج‌فارس به‌عنوان موضوعی چالش‌برانگیز به یکی از نگرانی‌های جدی در این منطقه تبدیل شده است. باوجود پتانسیل‌های فراوان، نبود برنامه‌ریزی‌های علمی و دقیق در مدیریت مقاصد گردشگری، سبب شده تا این صنعت نه‌تنها به اهداف توسعه پایدار نرسد، بلکه با مشکلاتی همچون افزایش قیمت‌ها، آلودگی محیط‌زیست و تغییر کاربری زمین‌ها مواجه شود. در بسیاری از موارد، گردشگری به طور غیر مدبرانه‌ای اجرا می‌شود و به‌جای بهره‌برداری از ظرفیت‌های محلی، آسیب‌هایی جدی به جوامع محلی و منابع طبیعی وارد می‌شود. برای بررسی این شرایط و چالش‌های موجود، با علی شادلو، مدرس و فعال گردشگری و محیط‌زیست، به گفت‌وگو پرداخته‌ایم. او در این مصاحبه به تحلیل و واکاوی دلایل ناکامی‌های موجود در عرصه گردشگری در حاشیه خلیج‌فارس و ارائه راهکارهایی برای دستیابی به توسعه پایدار می‌پردازد.

می‌خواهیم باب گفت‌وگو با جهان را باز کنیم

معاون گردشگری کشور در میان ۱۳۰ تورگردان بین‌المللی عنوان کرد

قرق‌ها زیر آماج اتهام‌ها

«گمان می‌­کنم مشابه بسیاری از نقاط دنیا اشکال مختلفی از حکمرانی در مناطق تحت حفاظت در کشور شکل بگیرد که قرق‌های اختصاصی یا همان حفاظتگاه‌ها نیز مدلی از آنها هستند.» «فرشته باقری» که سال‌هاست در حوزه قرق‌ها کار می‌کند، آینده را این‌چنین می‌بیند. در زمانه‌ای که فعالان حفاظتگاه‌های مردمی یا همان قرق‌های اختصاصی زیر تیغ آماج انواع اتهام‌ها هستند، حضور او به‌عنوان یک زن در این حوزه آیا مشکلات مضاعفی را برایش ایجاد کرده است؟ در گفت‌وگو با او علاوه‌بر این موضوع درباره کارایی قرق‌ها در ایران، مقایسه آن با اکوتوریسم و ... پرسیدیم.