بایگانی مطالب: منابع طبیعی

کاش می‌توانستم برای ایران کار کنم

«من یک بچه دهاتی بودم. در «بردسیر» بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را به «پیام ما» می‌گوید. او که در نودویکمین نشست «دوشنبه‌های ایکوم» با عنوان «موزه‌ها و معضل گردشگری» شرکت کرده بود، سال‌ها برای زمین‌شناسی ایران تلاش کرده و با فعالیت در دانشگاه‌ تهران و آخن آلمان، سهمی مهم در توسعه این حوزه دارد و هنوز نگران آینده زمین‌شناسی و فعالیت موزه‌ها در ایران است. مهم‌ترین میراث او، «موزه شهاب‌سنگ نراق» است. اما چرا او به «نراق» رفت و این موزه را ایجاد کرد؟ در چهره این مرد ۸۶ساله وطن‌دوستی‌اش به‌خوبی پیداست. صحبت‌هایش نشان از آن داشت که ای کاش می‌توانستم همه‌ این فعالیت‌ها را برای ایران انجام دهم؛ اما افسوس که طی این سال‌ها گردشگری در این حوزه، از جمله توسعه ژئوپارک‌ها، موزه‌ها و به‌خصوص موزه شهاب‌سنگ نراق به‌خوبی انجام نشده است. او باز هم با کوله‌باری از بغض و افسوس، ایران را به مقصد آلمان ترک می‌کند.

سرنوشت عشایر روی میز دولت

قرار است ۱۶ مهر شورای‌عالی اداری کشور در مورد طرحی برای انحلال سازمان امور عشایری ایران تصمیم‌گیری کند؛ دولت یا با انحلال آن موافقت خواهد کرد یا این سازمان را در سازمان‌های دیگری ادغام خواهد کرد. اتفاقی که در خود دولت نیز مخالفانی دارد، اما به‌اتفاق آرا، اعتراض جامعه عشایری کشور را به‌همراه داشته است. روز گذشته بیانیه‌ای از سوی فعالان و اعضای جامعه ایلاتی و عشایری کشور نگارش شده که در آن این تصمیم را هم‌سو با سیاست‌های «تخته‌قاپو و اسکان اجباری عشایر» رژیم گذشته توصیف کرده‌اند و این طرح را سیاستی با هدف نابودی و ریشه‌کنی عشایر دانسته‌اند. خبر احتمال انحلال سازمان عشایری در آستانه جشن روز ملی روستا و عشایر منتشر شده است و حالا عشایر ایران می‌گویند: «ما جامعه عشایری ایران، ضمن اعلام نارضایتی و نگرانی شدید از این تصمیم تبعیض‌آمیز، اعتراض خود را نسبت به انحلال یا ادغام سازمان امور عشایر کشور اعلام می‌کنیم و روز ملی روستا و عشایر را در اعتراض به حذف جامعه دیرپای عشایری از قشربندی اجتماعی کشور، روز عزای عشایر می‌نامیم.» معترضان به این اقدام دولت می‌گویند کشور بیش از هر زمان به انسجام ملی و همبستگی اقوام نیازمند است، اما این تصمیم امنیت روانی و آرامش اقوام را بر هم خواهد زد.

فروپاشی حفاظت به اسم چابک‌سازی

به‌نظر می‌رسد سازمان امور اداری و استخدامی‌ از روی اضطرار و شرایط درآمدی و بودجه‌ای کشور به اسم چابک‌سازی و درواقع بمب‌گذاری، دست به اقدام انتحاری و شاید هم نمایشی مصوبه تغییر ساختار وزارت جهادکشاورزی زده است. حتی از این منظر نیز ضررهای اقتصادی بیت‌المال در تخریب انفال در درازمدت بیشتر از صرفه‌جویی مدنظر است. باید گفت آنچه امروز به اسم چابک‌سازی در پی آن هستند، تمام دار و ندار حفاظت در منابع‌طبیعی کشور را به فنا می‌دهد و چند سال دیگر نه خبری از تصمیم‌گیران و اجراکنندگان فعلی مصوبه است و نه معلوم است چه کسی باید پاسخگو باشد. این اصلاحات به‌ظاهر منطقی انبوهی از چالش‌های نهادی و تعارض وظایف را به‌دنبال دارد.

امید یک زن جهان را دگرگون کرد

«بزرگ‌ترین میراث جین‌ گودال گسترش امیدواری در جامعه است». این گفته «عبدالحسین وهاب‌زاده»، اکولوژیست ۷۸ساله، است. وهاب‌زاده از برجسته‌ترین صاحب‌نظران ایرانی در حوزه محیط‌زیست است که با پایه‌گذاری مدارس طبیعت در ایران،‌ توجه به کودکان در امر حفاظت را برجسته کرد. با تلاش و پیگیری‌های او و شاگردانش این مدارس در شهرهای مختلف کشورمان شکل گرفتند؛ هرچند در ادامه، کارشان با مشکلات متعددی مواجه شد. او همچنین عضو کمیته آموزشی اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت (IUCN) است و کتاب‌های متعددی در حوزه محیط‌زیست،‌ بوم‌شناسی،‌ تکامل و… ترجمه کرده؛ «حق مادرزاد، انسان و طبیعت در دنیای امروز» نوشته «رابرت کلرت»، استاد بوم‌شناسی اجتماعی در دانشگاه ییل، یکی از این کتاب‌هاست. در این اثر،‌ ارتباط ما با طبیعت به عنوان بخشی از میراث زیست‌شناختی‌مان معرفی شده؛ نکته‌ای که وهاب‌زاده بارها آن را مطرح و در طول دهه‌ها پیگیری کرده است و جین گودال همواره بر آن تأکید داشت. وهاب‌زاده با سه واژه «شادمان»، «فعال» و «موفق» زندگی «جین گودال» را توصیف می‌کند و منشأ آن را چند عامل می‌داند؛ تجربه کودکی در طبیعت، مادر حمایتگر به‌جای کنترلگر، داشتن رؤیای کودکی و ارتباطش با «لوئیس لیکی»، دیرینه‌شناسی که به او و کارش اعتماد کرد. هرچند وهاب‌زاده ماهیت باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» را که گودال بنیانگذار آن بود، با «مدارس طبیعت» در ایران متفاوت می‌داند. در اولی برگزاری رویداد و برنامه در اولویت است و در مدارس طبیعت،‌ ارتباط کودکان با طبیعت بدون پرداختن به مقوله آموزش رسمی! «من هر روز از روز قبل امیدوارترم»؛ پاسخ محوری این اکولوژیست است به پرسش‌های چالشی همچون «آیا انجام فعالیت‌های کوچک می‌تواند در برابر سیل‌های ویرانگر اثرگذار باشد؟» و حتی این سؤال کلی که «در شرایط امروز جامعه ایران چقدر به آینده امیدوار است؟» در این گفت‌وگو او مفصل پاسخ این سؤال را می‌دهد: «آیا ایده مدارس طبیعت را از باشگاه‌های «ریشه‌ها و جوانه‌ها» گرفته و در آن تغییری داده؟»  

برداشت‌ گون‌ها آن‌سوی مرزهای حفاظت‌شده است

|پیام ما| برداشت گون‌ از مناطقی در استان چهارمحال‌وبختیاری به مناقشه‌ای جدی در این منطقه بدل شده است. این برداشت‌ها که با قراردادهای کلان انجام می‌گیرد، آسیب جبران‌‌ناپذیری به این مناطق وارد کرده است. «پیام ما» در گزارشی به این موضوع پرداخت و حالا «محسن کریمی»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست چهارمحال‌و‌بختیاری، به «پیام ما» می‌گوید این برداشت‌ها از منطقه حفاظت‌شده قیصری انجام نمی‌گیرد و در مناطق زیرمجموعه حفاظتی سازمان منابع‌طبیعی است. به‌گفته او، فرایند بهره‌برداری از گون و محصولات اصلی (کتیرا و...) و جانبی (گزانگبین و...) نیازمند داشتن مجوز طرح مرتع‌داری است که متقاضیان باید از سازمان منابع‌طبیعی دریافت کنند و درصورتی‌که بهره‌برداران بدون اخذ مجوز اقدام به برداشت محصولات اصلی و فرعی از گونه‌های گیاهی کنند، به‌عنوان متخلف به مراجع قضائی معرفی می‌شوند.

لاله‌زار زیر تیغ جویندگان طلا و مس

۲۰ روز پس از کوچ عشایر، بیل‌های مکانیکی و تجهیزات معدنی از دهنه راهبری وارد کوه‌های لاله‌زار شدند؛ بزرگ‌ترین چمن‌زار پیوسته جنوب‌شرق کشور که سال‌ها محلی‌ها و مسئولان منطقه‌ای از معرفی آن خودداری می‌کردند تا بکر باقی بماند. حالا آن چمن‌های سرسبز و بکر زیر ماشین‌آلات اکتشافی رفته‌اند و بخشی از منبع آب لاله‌زار، بردسیر و کرمان و زیباترین محدوده گردشگری استان، برای یافتن رگه‌های مس و طلا کاوش می‌شود. چرا در چنین محدوده بکر گردشگری پروانه اکتشاف صادر شده است؟ این گزارش برای پاسخ به این سؤال، مراتب را از محیط‌زیست، شرکت آب‌منطقه‌ای و سازمان صمت جویا شده است. سازمان صمت یک هفته است که پاسخگو نبوده، اما یک منبع آگاه فاش کرده که مجوز بدون استعلام منابع‌طبیعی و آب‌منطقه‌ای صادر شده است. مردم محلی و طبیعت‌گردان کارزاری علیه تخریب به راه انداخته‌اند تا شاید صدای اعتراض‌ها بتواند جلوی نابودی این میراث طبیعی و گردشگری استان کرمان را بگیرد.

تیر خلاص به گون‌های قیصری

برداشت غیرقانونی گزانگبین‌ها از منطقه حفاظت‌شده قیصری چهارمحال‌وبختیاری امسال یک مصدوم داشت. «احمد»، از عشایر منطقه که از مدت‌ها قبل برداشت‌کنندگان غیرمجاز را دیده بود، در چندمتری سیاه‌چادرشان با تهدید تعدادی از آنها که مسلح بودند، روبه‌رو شد: «تفنگ را روی شقیقه‌ام گذاشت و گفت چرا زاغ‌سیاه ما را چوب می‌زنی و خبر آمدن ما را به محیط‌زیست دادی؟» بعد هم او را کتک زدند و حالا پرونده شکایت او از این افراد از چهارمحال به ایذه منتقل شده است. برداشت گزانگبین در مناطق حفاظت‌شده قیصری چندسالی است که به معضلی برای منطقه بدل شده و نابودی اکوسیستم برای عشایر نگرانی بزرگ‌تری است. این درحالی‌است که براساس قراردادهای مخفیانه، رقم‌های بالایی برای برداشت گزانگبین پرداخت می‌شود و تعدادی از متخلفان در منطقه قیصری در حال حاضر مسلح هستند.

چابک‌سازی وزارت جهادکشاورزی با تضعیف حکمرانی منابع‌طبیعی؟

مرگ‌های دنباله‌دار در زاگرس

«ریبین گورانی» ۱۰ روز در کما برای زنده ماندن تلاش کرد. دود آتش‌سوزی گسترده در جنگل‌های مریوان، اواخر مردادماه به ریه‌هایش تاخت، همان زمان و پس از بازگشت از محل حادثه به مراکز درمانی رفت اما آن‌طورکه انجمن محیط‌زیستی چیا نوشت، با تأخیر بستری شد و پس از چند روز وخامت حال، تهوع و سرگیجه شدید، نهایتاً در روز سه‌شنبه، ۴ شهریور، به کُما رفت. ۱۰ روز در کما ماند و ۱۴ شهریور خبر ازدست‌رفتنش آمد تا نامش در کنار «حمید مرادی»، «چیاکو یوسفی‌نژاد» و «خبات امینی»، به‌عنوان کشته‌شدگان در آتش‌سوزی‌های امسال کردستان قرار گیرد. حمید، چیاکو و خبات برای خاموش کردن آتش آبیدر اوایل مرداد جانشان را از دست دادند و حالا در شهریورماه، ریبین ۲۷ساله برای خاموش کردن آتش جنگل‌های مریوان از دست رفته است.

حلقه سیم‌خاردار بر گردن مراتع ملی

غروب یک روز مه‌آلود در بهار امسال، سیم‌‌های خاردار به ارتفاعات «مالی‌دره» سوادکوه رسیدند و دو هکتار از اراضی ملی را محصور کردند. محلی‌ها می‌گویند بارها در روزهای بارانی و مه‌آلود که رفت‌وآمد در ارتفاعات کمتر است این اتفاق برای زمین‌های دیگر هم افتاده. مراتعی که براساس اسناد قدیمی جزو زمین‌های منابع‌طبیعی بودند، اما با سندسازی به مالکیت فردی درآمده‌اند، آن‌هم در قلب منطقه شکارممنوع. «داریوش احمدی‌پور»، فعال محیط‌زیست منطقه هم بعد از پیگیری با تهدیدهای بسیاری روبه‌رو شده و حالا اهالی روستاهای اطراف که در سال‌های گذشته بارها شاهد ازدست‌رفتن مراتع و زمین‌های بالادست بوده‌اند، از شبکه‌ای می‌گویند که به‌راحتی زمین را تصاحب می‌کند، چندبار می‌فروشد و درنهایت بعد از پلاک گرفتن برای ساخت ویلا در آن تلاش می‌کند. مانند اتفاقی که در «گرزین‌خیل»، «اترگله» و «بیم‌دره» و بسیاری دیگر از ارتفاعات شهرهای مازندران افتاده است.