بایگانی مطالب: محیط زیست
پارک ملی کویر؛ زیستگاهی امن برای یکچهارم جبیرهای ایران
رئیس پارک ملی کویر با اشاره به شرایط حفاظتی مطلوب این زیستگاه گفت: بیش از ۲۵ درصد جمعیت جبیرهای ایران در پارک ملی کویر زندگی میکنند؛ زیستگاهی امن و بدون حضور شکارچی غیرمجاز یا جمعیت انسانی که به یکی از غنیترین مناطق حیاتوحش کشور تبدیل شده است.
شینا انصاری خواستار آزادی کنشگران محیطزیستی بازداشتی شد
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست در مکاتبهای با رئیس قوه قضائیه خواستار آزادی کنشگران بازداشتشده در ناآرامیهای اخیر شد.
بیانیه شبکه تشکلهای محیطزیست، منابع طبیعی و توسعه پایدار کشور به مناسبت روز جهانی تالاب
«نیایش» را به خاطر میآورم با طبیعت ایران
آمار دقیقی از بازداشتیهای محیطزیستی وجود ندارد
بعد از ۱۸ و ۱۹ دی که زخمی تمامنشدنی بر پیکر ایران است و کشتهشدگانی که نامشان به سوگ هر روزه مردم بدل شده، خبر از بازداشتیها بهسختی میرسد. آمارها نامشخص است و هنوز هیچکس رقم دقیق بازداشتشدگان را اعلام نکرده. فقط برخی استانها جستهوگریخته اعدادی از بازداشتیها بیان میکنند. در این میان، چند فعال محیطزیست هم نامشان در لیست بازداشتیهاست. دو عکاس حیاتوحش که روز گذشته و هنگام نوشتن این گزارش خبر آزادی یکی از آنها یعنی «شیرکو کانیسنانی» آمد، اما همچنان «فریبرز حیدری» دیگر عکاس حیاتوحش، «نیایش مظفری» دانشجوی محیطزیست و فعال این عرصه و «آرش نیکخو» در بازداشتاند. نکته اصلی اما بهگفته «محمد الموتی»، دبیر شبکه تشکلهای محیطزیست و منابعطبیعی کشور، این است که تعداد فعالان محیطزیست بازداشتی بسیار بیشتر از این تعداد است و آنها منتظر خبر از استانهای مختلف برای بررسی نهایی هستند.
هامون، از اسطوره تا زوال
تالابها در کانون توجه جهانی
در جهانی که بحران آب، تغییر اقلیم و تخریب زیستبومها هر روز ملموستر میشود، تالابها آرامآرام از حاشیه به متن گفتوگوهای بینالمللی راه یافتهاند. سال ۲۰۲۵ نشان داد حفاظت از تالابها دیگر صرفاً یک دغدغه محیطزیستی نیست، بلکه به مسئلهای گرهخورده با امنیت غذایی، معیشت جوامع محلی و آینده توسعه پایدار تبدیل شده است. مرور رویدادهای بینالمللی این سال حاکی از آن است که آگاهسازی عمومی و مشارکت اجتماعی به محور اصلی سیاستگذاری جهانی در حوزه تالابها بدل شدهاند.
مردم تالابنشین ایران در آینه تجربههای جهانی
صدای پارو خوردن قایقهای چوبی در هورالعظیم، بوی نیهای خیس در تالاب انزلی، باد شورِ برخاسته از بستر خشکیده دریاچه ارومیه و دستان ترکخورده زنانی که در هامون حصیر میبافند، تصاویری آشنا اما رو به محوشدناند. تالابها و دریاچهها فقط پهنههایی آبی با پرندگان مهاجر و چشماندازهای شاعرانه نیستند؛ برای میلیونها نفر در ایران و سراسر جهان، تالاب «خانه»، «منبع معاش»، «پناهگاهی در برابر بحرانها» و بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی است. بااینحال، سرنوشت مردم تالابنشین اغلب در سایه تصمیمهایی رقم میخورد که کیلومترها دورتر از زیست آنان شکل گرفته است؛ تصمیمهایی که تالاب را نه بهمثابه یک سیستم زنده، بلکه بهعنوان منبعی برای بهرهبرداری کوتاهمدت یا زمینی بلااستفاده مینگرند. این یادداشت تلاشی است برای نگاهی تشریحی و تطبیقی به وضعیت مردم تالابنشین ایران در مقایسه با تجربههای جهانی. هدف، صرفاً فهرستکردن تالابها یا مقایسه جغرافیاها نیست، بلکه نشاندادن این واقعیت است که شباهتهای معیشتی، فرهنگی و زیستمحیطی میان تالابنشینان جهان بسیار عمیق است و تفاوت اصلی، در شیوه حکمرانی آب، طبیعت و مشارکت جوامع محلی نهفته است. ایران از نظر تنوع تالابها و پیشینه فرهنگی تالابنشینی، چیزی کمتر از بسیاری از کشورهای دارای تجربههای موفق جهانی ندارد، اما در تبدیل این سرمایه طبیعی و انسانی به توسعه پایدار، با چالشهای جدی مواجه است.
روایت ناقص مسئولیت اجتماعی در صنعت نفت
تالابهای ایران، از هورالعظیم و شادگان در جنوبغربی تا گاوخونی، انزلی و میانکاله، در دهههای اخیر به یکی از حساسترین نقاط تلاقی توسعه صنعتی و بحرانهای زیستمحیطی بدل شدهاند. در این میان، شرکتهای نفتی و پتروشیمی بهعنوان بازیگران اصلی اقتصاد انرژی کشور، بیش از هر بخش دیگری در معرض پرسشهای جدی درباره مسئولیت اجتماعی شرکتی (Corporate Social Responsibility – CSR) قرار دارند. آیا مسئولیت اجتماعی در صنعت نفت و پتروشیمی کشور صرفاً به مجموعهای از اقدامات نمایشی و مقطعی تقلیل یافته، یا میتواند به ابزاری واقعی برای حفاظت از تالابها تبدیل شود؟
سوگنامه تالابها در سرزمین پارس
تالابها فقط پهنههایی از آب نیستند که بر نقشهها با رنگ آبی مشخص شوند؛ آنها حافظه زنده سرزمیناند. جایی که آب، خاک، گیاه، جانور و انسان در تعادلی ظریف با هم همزیستی میکنند و نظمی پایدار شکل میگیرد که قرنها دوام میآورد. استان فارس، با پیشینهای کهن در همزیستی انسان و طبیعت، زمانی میزبان تالابهایی بود که همچون قلبهایی تپنده در کالبد سرزمین میزدند. امروز اما این قلبها یا از تپش ایستادهاند یا ضربانشان چنان ضعیف شده که تنها پژواکش در خاطرهها شنیده میشود.
